99/03/21
بسم الله الرحمن الرحیم
معیارهای سنجش ارزش انسان/ارزش و جایگاه انسان /اخلاق فردی

موضوع: اخلاق فردی/ارزش و جایگاه انسان /معیارهای سنجش ارزش انسان
1- معیارهای سنجش ارزش انسان
امام علی (علیهالسلام) میفرمایند: «يا مُؤمِنُ إنَّ هذا العِلمَ و الأدَبَ ثَمَنُ نَفسِكَ فَاجتَهِدْ في تَعَلُّمِهِما، فَما يَزيدُ مِن عِلمِكَ و أدَبِكَ يَزيدُ في ثَمَنِكَ و قَدرِكَ فإنَّ بِالعِلمِ تَهتَدي إلى رَبِّكَ، و بِالأدَبِ تُحسِنُ خِدمَةَ رَبِّكَ».[1]
چند نکته راجع به حدیث
1. خطاب به مؤمن؛ خطاب یا ایها الذین آمنوا در قرآن این گونه با یا مؤمن آمده است. صفت مؤمن، صفت ویژهای است.
2. با تعبیر إنّ که حرف تحقیق است محققة الوقوع است و بیان واقعیت است. إنّ مشار الیهی دارد که هذا است. حرف تحقیق همراه با اشاره از آن تخصیص خاص استفاده میشود. این علم و ادب ارزش نفس توست. حضرت در فرمایش دیگری فرمودند: «لَيْسَ لِأَنْفُسِكُمْ ثَمَنٌ إِلَّا الْجَنَّةَ».[2] بهای جان شما بهشت است. اینجا فرمودند ارزش انسان علم و ادب است که انسان باید در جستجوی آن باشد. برخی جهات علم و ادب جبلی است ولی برخی اکتسابی است که باید برای آن تلاش کنیم و برنامهریزی.
3. هرچه کفهی علم و ادب بیشتر بشود بهای انسان بیشتر میشود. ارزش انسان به علم و ادب انسان است.
4. حضرت علت و انگیزهی آموزش و پرورش علم و ادب را هم فرمودند: پس همانا به وسیلهی علم شما هدایت به رب میشوی. علم، سبب رسیدن به خدا است. به سبب ادب خدمت کردن به رب برای شما زیبا و نیکو میشود.
چون موفقترین انسانها آنها هستند که خدایی بشوند و به خدا برسند و در خدمت حضرت حق باشند. خادم ربّ باشند. علم آدم را به خدا میرساند و ادب باعث این میشود که انسان خدمت رب داشته باشد.
1.1- بیان تشبیه و مثال نسبت به ارزش های انسان
حضرت در فرمایشی دیگری فرمودند: «ما أصْدَقَ المَرْءَ عَلى نَفْسِهِ، وَأيُّ شاهِد عَلَيْهِ كَفِعْلِهِ، وَلايُعْرَفُ الرَّجُلُ إلاّ بِعِلْمِهِ، كَما لا يُعْرَفُ الغَريبُ مِنَ الشَّجَرِ إلاّ عِنْدَ حُضُورِ الثَّمَرِ، فَتَدُلُّ الأثْمارُ عَلى أُصُولِها، ويُعْرَفُ لِكُلِّ ذي فَضْل فَضْلُهُ كَذلِكَ يَشْرُفُ الكَريمُ بِآدابِهِ، وَيَفْتَضِحُ اللَّئيمُ بِرَذائِلِهِ».[3]
«وَلايُعْرَفُ الرَّجُلُ إلاّ بِعِلْمِهِ»؛ همانطور که فرمودند اگر در بوستانی وارد بشوید که ارزش آن به درختان آن است و ارزش درختان به درختان نایاب و کمیاب است. باغداران با هم صحبت که میکنند از درختان کمیاب و نایاب که دستپرورده آنها است میگویند. «كَما لا يُعرَفُ الغَريبُ مِنَ الشَّجَرِ إلّا عِندَ حُضورِ الثَّمَ»؛ درختان نا آشنا هنگام میوه دادن مشخص میشود. درخت بیثمر از با ثمر جدا میشود اولا ثمر باعث تخصیص و تشخص است. از سویی درختان نایاب ارزش خاصی دارد. «فَتَدُلُّ الأثْمارُ عَلى أُصُولِها». میوهها بر ریشهها دلالت میکند. عالم شوید تا معرفت پیدا کنید و این علمتان به ثمر بنشیند که این ادب یکی از آن ثمرات است. تا بتوانید به بنیان خود افتخار کنید و دیگران را هدایت کنید. ما مأمور به این هستیم که ارزش علم را بدانیم و خدا را شاکر باشیم. در قم و در کنار حرم حضرت معصومه سلاماللهعلیها و فیضیه هستیم خدا را شکر. اگر ارزشی داریم به معرفت علمی ماست و اگر قرار است خدمتی کنیم به ادب ما است. حضرت امیر (علیهالسلام) فرمودند: «لَا مِيرَاثَ كَالْأَدَبِ».[4]
شاعر گفت: از خدا جوییم توفیق ادب بیادب محروم گشت از لطفِ رب[5]
عالم تا ادب نداشته باشد علمش به ثمر نمیرسد. انشاءالله با علم خدا را معرفی کنیم و با ادبمان دیگران را دعوت به علم و دین و حوزه کنیم. این نیاز به برنامهریزی دارد. همانطور که باغبان برای درخت بوستانش برنامهریزی میکند و شاخههای هرز را میزند ما هم باید چنین کنیم. دل ما مزرعه الهی است؛ ﴿نَحْنُ الزَّارِعُونَ﴾.[6] درخت وجودی انسان به خودش واگذار شده تا پرورش دهد؛ ﴿وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ﴾.[7] انشاءالله به مدد اهل بیت (علیهمالسلام) بتوانیم این برنامهریزی را داشته باشیم. این هم جز با تهجد نمیشود. در فرازی از الهی نامه عرض کردم: «الهی از انسان سر میرود ولی سهر (سحر) نمیرود».