1404/11/13
بسم الله الرحمن الرحیم
شرح صدر، صبر و حلم حضرت/حلیة النبی (صلی الله علیه و آله) /اخلاق در سیره معصومین (علیهمالسلام)
محتويات
1- حدیث اخلاقی (حلیة النبی صلیاللهعلیهوآله)1.1- مجلس پیامبر (صلیاللهعلیهوآله)، جلوهی حلم و حیا
1.2- لزوم پاسخگویی به حوائج دیگران و اهمیت آن در دین
1.3- شرح صدر و همزیستی مؤمنانه از خصوصیات انبیا (علیهمالسلام)
1.4- رحمت فراگیر پیامبر (صلیاللهعلیهوآله)
1.5- حلم، مقدمهی شرح صدر
1.6- سعه صدر پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) در برابر اذیت و آزار
1.7- راهکار کسب صفت حلم
1.8- منشأ واژهی صبر

موضوع: اخلاق در سیره معصومین (علیهمالسلام)/حلیة النبی (صلی الله علیه و آله) /شرح صدر، صبر و حلم حضرت
1- حدیث اخلاقی (حلیة النبی صلیاللهعلیهوآله)
1.1- مجلس پیامبر (صلیاللهعلیهوآله)، جلوهی حلم و حیا
در خصائص رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) بودیم و رسیدیم به این فراز:
«مَجْلِسُهُ مَجْلِسُ حِلْمٍ وَ حَيَاءٍ وَ صِدْقٍ وَ أَمَانَةٍ لَا تُرْفَعُ فِيهِ الْأَصْوَاتُ».[1]
محفل رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله)، مجلسی بود سرشار از حلم، حیا، صدق و امانت. سلایق در آن حذف نمیشد؛ بلکه مدیریت میشد، و هر سلیقهای محترم بود. کسانی که به مقام حلم میرسند، اهل شرح صدرند؛ بهویژه عالِم و علیم باید حلیم باشند. این ویژگی راهبردی برای همه ماست. مردم پرسشهای گوناگونی دارند. در برابر سؤال دیگران نباید افسرده یا آزرده شویم؛ چه رسد به اینکه موضع بگیریم.
1.2- لزوم پاسخگویی به حوائج دیگران و اهمیت آن در دین
«مفتاحُ العِلمِ السُّؤالُ»؛[2] کلید علم، پرسش است. انسان بیتحمل کسی است که حتی از سؤال علمی و عالمانه بههم میریزد. خداوند فرمود: ﴿وَ أَمَّا السَّائِلَ فَلَا تَنْهَرْ﴾؛[3] هم سائل اقتصادی را نباید رد کرد و هم سائل علمی را. از همین واژهی «مسئولیت» پیداست که کسی که مسئولیت دارد، یعنی کسی که مورد سؤال مردم است و حوائج آنان را برطرف میکند. امام صادق(علیهالسلام) فرمودند: «قضاء حاجة المؤمن أفضل من ألف حجة متقبلة بمناسكها ...»؛[4] کسی که رفع حوایج مردم را کند، پاداشی چون هزار عمره دارد. عمره چقدر گران شده است؟ پس حوایج مردم نعمت الهیاند. مرتبهٔ اعلی در این میان سؤالهای عالمانه است. در روایتی آمده است که شخصی با امام صادق (علیهالسلام)، مشغول طواف خانه کعبه بود. در طواف، شخصی برای حاجتی نزد او آمد. حضرت فرمودند: «طوافت را قطع کن و برو جوابش را بده، سپس بازگرد»![5] این نمونهای از حلم است؛ یعنی خود را آماده کنیم برای اینکه در نظام هستی هیچ دو نفر کاملاً همسان نیستند. انسان حلیم برتریها را میپذیرد و از تفاوتهای وجودی نمیآزارد.
1.3- شرح صدر و همزیستی مؤمنانه از خصوصیات انبیا (علیهمالسلام)
در ایام دههٔ فجر هستیم. این ایام بر همه مبارک باد. امام خمینی(ره) فرمودند: «اگر همهٔ انبیای الهی گرد آیند، هیچ تزاحمی ندارند»؛[6] زیرا هدف همه خداست، و میدانند در مقام وجود هیچ کس مزاحم دیگری نیست. باید بدانیم هر کس ویژگی خاص خود را دارد؛ موجود بیخاصیت در عالم وجود ندارد. تزاحم در ماهیات خیالی است، نه در وجود حقیقی. شخصیتهای خیالی تزاحم دارند، نه موجودات واقعی. این را با عقل مدیریت کنیم، تا به مرحلهٔ ﴿أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ﴾[7] برسیم.
1.4- رحمت فراگیر پیامبر (صلیاللهعلیهوآله)
در محضر پیامبر اکرم(صلیاللهعلیهوآله) حتی محبت به دشمن وجود داشت؛ او ﴿رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ﴾[8] بود. باید خشم را مدیریت کنیم؛ انسان بیغضب، بیتفاوت و خنثی است. مقابل خوبی و بدی، باید موضع داشت؛ ولی قهر باید مغلوب مهر باشد. خداوند، ﴿شَدِيدُ الْعِقَابِ﴾[9] و ﴿ذُو انتِقَامٍ﴾ [10] است، اما عقاب او هیچگاه ابتدایی نیست؛ بلکه میان دو رحمت جاری میشود.
1.5- حلم، مقدمهی شرح صدر
در مجلس پیامبر (صلیاللهعلیهوآله)، همه یکدیگر را تحمل میکردند؛ گاهی نسبت به ایشان بیادبی میشد، ولی حضرت میگذشتند. حلم مسبوق به شرح صدر است. اگر راویان در نقل اشتباه نکرده باشند، میان صفات موجود در حدیث، ترتیب معنایی هست؛ حلم بستری برای حیا است. آنان که سلایق دیگران را تحمل میکنند، بیادب و دریده نیستند، ادب با خدا، پیامبر، اولیاء و بزرگان را رعایت میکنند؛ تا جایی که مجلسشان از هر ناملایمتی پاک است.
1.6- سعه صدر پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) در برابر اذیت و آزار
بپذیریم تکلیف الهی داریم؛ انذار و دعوت ما باید مسبوق به سعه صدر باشد. پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) فرمودند: «ما أُوذِيَ نبيٌّ مثلُ ما أُوذيتُ»؛[11] هیچ پیامبری به اندازهٔ من اذیت نشد. هرچه کمالات بیشتر شود، اذیت مردم نیز بیشتر خواهد شد. اوضاع امروز و ناملایمات برای علما، بهویژه برای سید و سالار ما، حضرت مقام معظم رهبری، نمونهای از همان است. «اللّهمّ اجعَلهُ فی دِرعِکَ الحَصینَةِ الّتی تَجعَلُ فیها مَن تُریدُ».[12]
1.7- راهکار کسب صفت حلم
راه حلم این است که همواره به امتیازات دیگران توجه کنیم، نه به نواقصشان. در روایت آمده است: صحابهٔ یکی از انبیای الهی از کنار مرداری گذشتند؛ بدنش متلاشی و بدبو بود، و آنان اظهار انزجار کردند. آن نبی فرمود: «چه دندانهای سفیدی دارد»![13] این، یعنی دیدن خوبیها حتی در دل زشتیها.
1.8- منشأ واژهی صبر
صبر از گیاه صبر است؛ دارویی است هم مسهل و هم قابض.[14] انسان نیز هر دو جنبه را دارد؛ هم خشونت و هم رحمت. نباید به سمت قهر برویم؛ بلکه با مهر میتوان قهر را نیز مدیریت کرد.