1404/11/11
بسم الله الرحمن الرحیم
حیای پیامبر (صلیاللهعلیهوآله)/حلیة النبی (صلیاللهعلیهوآله) /سیره اخلاقی معصومین (علیهمالسلام)
محتويات
1- بحث اخلاقی (حلیة النبی صلیاللهعلیهوآله)1.1- شرح صدر، مقدمهی مجالست با پیامبر (صلیاللهعلیهوآله)
1.2- تساوی در نگاه در مجلس پیامبر (صلیاللهعلیهوآله)
1.3- مجلس پیامبر (صلیاللهعلیهوآله)، مجلس حیا
1.4- یک نمونه از حیای پیامبر (صلیاللهعلیهوآله)
1.5- تبعیت مردم در احکام دینی از علما
1.6- شرط ورود در مجلس آن حضرت

موضوع: سیره اخلاقی معصومین (علیهمالسلام)/حلیة النبی (صلیاللهعلیهوآله) /حیای پیامبر (صلیاللهعلیهوآله)
1- بحث اخلاقی (حلیة النبی صلیاللهعلیهوآله)
«وَ صَارَ لَهُمْ أَباً رَحِيماً وَ صَارُوا عِنْدَهُ فِي الْحَقِّ سَوَاءً مَجْلِسُهُ مَجْلِسُ حِلْمٍ وَ حَيَاءٍ وَ صِدْقٍ وَ أَمَانَةٍ».[1]
در محضر نورانی حالات نبی مکرم اسلام و تجلیات اوصاف ایشان بودیم؛ آن هم در محضر وصّافی همانند امیرالمؤمنین (علیهالسلام) که نه تنها حالات ایشان را وصف و بیان میکنند، بلکه عین حالات ایشان هستند. اگر کسی وحدت علمی و نظری و خُلقی و خَلقی با حضرت داشته باشد، امیرالمؤمنین (علیهالسلام) است.
1.1- شرح صدر، مقدمهی مجالست با پیامبر (صلیاللهعلیهوآله)
رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله)، اَب رحیم و پدری مهربان برای هم نشینان خود بودند. اصحاب ایشان با مراتبی که دارند، اولین جُلسای حضرت هستند. همنشینهای هر فردی گرچه اوائل متعدد است و کثرت دارد، ولی تبدیل به جلیس واحد میشود. این همان تعبیری است که عنوان صدرنشینی را دارد. بستر این مجالست هم جز ورود در شرط شرح صدر، چیز دیگری نیست. ما باید مخاطب به خطاب ﴿أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ﴾[2] باشیم، تا به ﴿وَوَضَعْنَا عَنكَ وِزْرَكَ﴾[3] برسیم. و باید این وِزر کنار گذاشته شود و به ﴿وَرَفَعْنَا لَكَ ذِكْرَكَ﴾[4] برسیم.
1.2- تساوی در نگاه در مجلس پیامبر (صلیاللهعلیهوآله)
پیامبر (صلیاللهعلیهوآله)، نگاهشان به دیگران مساوی بود. در محضر حق همه یکسان بودند. ﴿تَعَالَوْاْ إِلَى كَلَمَةٍ سَوَاء بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ﴾.[5] این کلمهی سواء، کلمهی حق و کلمهی ولایت است.
1.3- مجلس پیامبر (صلیاللهعلیهوآله)، مجلس حیا
مجلس ایشان، مجلس حلم، حیا، صدق و امانت بود. حیا، حُجبی است که استعداد انسان را نگه میدارد و در بستر یک زندگی جدید رشد میدهد. امام صادق (علیهالسلام) از اولیای دیگر فرمودند: «لَا إِيمَانَ لِمَنْ لَا حَيَاءَ لَهُ»؛[6] کسی که حیا ندارد، دین ندارد. حیا، نگهبان داراییها و داناییهای انسان است. حصن حصین انسان، حیاء است. فصل مقوّم وجودی و اجتماعی و دینی انسان، حیاء است. برای همین فرمودند مجلس رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله)، مجلس حلم و حیاء است. حیاء، یعنی هر کسی حرمت دیگری را به نحو خاصی رعایت میکند.[7]
1.4- یک نمونه از حیای پیامبر (صلیاللهعلیهوآله)
درباره جوانی رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) نقل شده که عمویشان ابوطالب فرمودند: «حضرت محمد (صلیاللهعلیهوآله) از بیابان آمدند. لباسشان از عرق خیس شده بود. برای تعویض لباس پشت پرده رفتند. ابوطالب فرمودند شما لباس رویین را میخواستید عوض کنید؛ چرا پشت دیوار رفتید؟ فرمودند: در محضر شما شایسته نیست بدن من دیده شود! حضرت ابوطالب فرمودند: به این حیایی که داری، خدا برکت و عزت و رحمت عنایت کند». آنجا فرمودند: «این نوجوان دارای آثار خاصی خواهد بود».
1.5- تبعیت مردم در احکام دینی از علما
اگر ما با بستگان حیا را رعایت کردیم، دیگران هم رعایت میکنند. اگر ما نماز شب خواندیم، مردم نماز صبح میخوانند؛ ولی اگر ما مستحبات را انجام ندادیم، معلوم نیست مردم واجباتشان را انجام دهند. اگر خدای نخواسته نسبت به وظایف غفلت داشتیم، چه میشود؟ وظایف ما در هر زمانی مختلف است. فرقی بین نماز و جهاد و روزه و ادب و حیای ما نیست. زمانه متغیر است. علامه حسنزاده (قدس الله نفسه الزکیة) میفرمودند: «حیا، بستر نگهداری امور معرفتی و اخلاقی است».
1.6- شرط ورود در مجلس آن حضرت
انشاءالله حلیم باشیم، تا بتوانیم در مجلس رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) وارد بشویم. عنوان دیگری در این حدیث است که بعدا خواهیم گفت و آن اینکه «لا ترُفَعُ فیهِ الأَصواتُ»؛[8] آنقدر مجلس ایشان آرامش داشت که هیچ صدایی در مجلس حضرت بلند نمیشد.