1404/11/07
بسم الله الرحمن الرحیم
مجلس پیامبر (صلیاللهعلیهوآله)/حلیة النبی (صلیاللهعلیهوآله) /سیره اخلاقی معصومین (علیهمالسلام)
محتويات
1- بحث اخلاقی (حلیة النبی صلیاللهعلیهوآله)1.1- حلم، وصف خاص برای علم و علما
1.2- درخواست حلم و شرح صدر توسط حضرت موسی (علیهالسلام) برای شروع تبلیغ
1.3- وصف «حَلیم»، وصف مشترک بین خداوند و انسان
1.4- مجلس پیامبر (صلیاللهعلیهوآله)، مجلس حلم
1.5- حکایتی از جهل رعیت و ارباب در برخورد با علما

موضوع: سیره اخلاقی معصومین (علیهمالسلام)/حلیة النبی (صلیاللهعلیهوآله) /مجلس پیامبر (صلیاللهعلیهوآله)
1- بحث اخلاقی (حلیة النبی صلیاللهعلیهوآله)
به مجلس رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) در حلیة رسول الله (صلیاللهعلیهوآله) رسیدیم که مکان یا زمان نشستن حضرت است. مجلس ایشان چند خصلت داشت: اول این که مجلس ایشان، مجلس حلم بود. «مَجْلِسُهُ مَجْلِسُ حِلْمٍ وَ حَيَاءٍ وَ صِدْقٍ وَ أَمَانَةٍ».[1]
1.1- حلم، وصف خاص برای علم و علما
حلم این است که انسان با مشکل مواجهه دارد و ناملایماتی دارد که از لحاظ اخلاقی و اجتماعی و خانوادگی برایش رخ میدهد و تحملش سخت است. حِلم، وصف خاص علم است. ﴿هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ﴾.[2] علم، امتیاز بین انسانها است. انسانی از انسانی دیگر به علم متمایز میشود. میشود گفت که تمایز عالمی از عالم دیگر به حلم است. انسان هرچه دارای اصطلاحات و علوم بشود، امتیازی دارد که از دیگران جدا میشود و در حیطه خاصی قرار میگیرد. اوصاف و خلقیات برخی با او سازگاری ندارد.
1.2- درخواست حلم و شرح صدر توسط حضرت موسی (علیهالسلام) برای شروع تبلیغ
باید سلیقهی دیگران را تحمل کند و به مقامی برسد که مانند حضرت موسی (علیهالسلام) باشد: ﴿قَالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي﴾،[3] ﴿وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي﴾،[4] ﴿وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِي﴾،[5] ﴿يَفْقَهُوا قَوْلِي﴾.[6] چرا حضرت موسی (علیهالسلام) از خداوند درخواست حلم و شرح صدر میکند؟ برای اینکه باید به سراغ فرعون برود و کار سنگین و سختی است. ﴿اذْهَبْ إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى﴾.[7] فرعون، نام شخص نیست؛ بلکه عنوان اشخاص است. شاید در زمانی فرعون و نمرود هم نام شخص باشد. یحَیی در مقابل یَمیت است؛ ولی نام شخص نیز هست.
1.3- وصف «حَلیم»، وصف مشترک بین خداوند و انسان
حِلم، مُمَیِّز علم و عالم است. صفت حلیم بین خدا و بین انسان مشترک است. هم خداوند، حلیم است و هم بندهی خدا، حلیم است. خداوند در قرآن در مورد حضرت ابراهیم (علیهالسلام) میفرماید: ﴿لَحَلِيمٌ أَوَّاهٌ﴾.[8] نسبت به حضرت ابراهیم (علیهالسلام) است.
1.4- مجلس پیامبر (صلیاللهعلیهوآله)، مجلس حلم
جلسای حضرت، مجلسشان، مجلس حلم است؛ یعنی سلایق دیگران را تحمل میکنند؛ نه اینکه حذف کنند. تمرین حلم میکنند. اگر افراد نمیتوانند حلیم باشند، تمرین تحلّم کنند؛ یعنی خود را به بردباری بزند. کمکم جزو بردباران عالم میشود. اولین صفت این است که از این ضابطه استفاده کنیم. هر مجلسی که مجلس حلم نباشد، مجلس رسول مکرم (صلیاللهعلیهوآله) نیست. انشاءالله ما هم تمرین کنیم. «تَحَلُّم»، یعنی خود را وادار کنیم به اینکه بردبار و صادق باشیم و متخلق به فضائل اخلاقی باشیم. ﴿وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا﴾.[9] این «جاهلون»، هم جهل علمی است و هم جهالت عملی است.
1.5- حکایتی از جهل رعیت و ارباب در برخورد با علما
گاهی علما میان جمعهایی هستند که آداب و رسوم نمیدانند. رعیتی برای علما انگور آورد، گفت: «بخورید؛ اگر نخورید، روباهها شب میخورند»! گاهی آداب اولیه را هم ندارند. این مُطایَبَه را علامه حسنزاده فرمودند و ادامه دادند: «به اربابش شکایت کردند که چه رعیتی است»؟! گفت: «من صد مرتبه گفتم که هر خری، راهی دارد»! (با عرض معذرت).