« فهرست دروس
درس اخلاق استاد هادی عباسی‌خراسانی

1404/10/02

بسم الله الرحمن الرحیم

نشست و برخاست پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله)/حلیة النبی (صلی‌الله‌علیه‌وآله) /سیره اخلاقی معصومین علیهم السلام

 

 

موضوع: سیره اخلاقی معصومین علیهم السلام/حلیة النبی (صلی‌الله‌علیه‌وآله) /نشست و برخاست پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله)

 

1- بحث اخلاقی (حلیة النبی صلی‌الله‌علیه‌وآله)

1.1- نشست و برخاست پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) با ذکر

بحمدلله در ماه مبارک رجب هستیم. ان‌شاء‌الله به خطاب «أَینَ الرَّجَبیّونَ»[1] برسیم و به مَلَک «الدّاعی»[2] که تحت اشراف ایشان است، برسیم. این مَلَک، مردم را به اهمیت و التزام به اعمال ماه رجب می‌خواند و دعوت می‌کند. مقامات را که به انسان می‌دهند، به قابلیت است. قابلیت به دعوت است و دعوت نیاز به لبیک دارد. اگر در مسیر لبیک قرار گرفتیم، در حقیقت ماه مبارک رجبیم. در بیان حدیث حلیة رسول الله بودیم. در این فراز و ادامه‌ی فرازها بودیم که حضرت نشست و برخاست‌شان بر ذکر الهی بود. مجلس‌شان و نشستن‌شان در جای خاصی نبود. بین افراد دور می‌زدند. در یک نقطه‌ای متشخص نمی‌نشستند؛ به دو دلیل: یکی حضورشان در میان همه باشد، و دیگری اینکه متمایز از دیگران به لحاظ نشست‌وبرخاست از دیگران نباشند. گاهی نشست‌های ایشان دایره‌وار بود. از خصلت دایره این است که مبدأ و منتهایش یکی است. حضرت طوری می‌نشستند که چنان که تمام کرات وجود به شمس نبوت ختم می‌شوند و اول و آخر و اوسط، اوست به تعبیر امام صادق (علیه‌السلام)، «أوّلُنا محمّد وأوسَطُنا محمّد وَآخِرُنا محمّد».[3] ما در دایره‌ای هستیم که تحت اشراف قدرت الهی و نبوت و رسالت و وجود ایشان است. قیام و قعود و جلوس و ورود و خروج، همه، عَلَی ذکر الله بود. نشستن‌شان، 25 استغفار، بلند شدن، 25 استغفار و حرکت، 25 استغفار داشتند. مجموعا 75 استغفار داشتند.

1.2- تساوی در نگاه به مخاطبان توسط حضرت

«يُعْطِي كُلَّ جُلَسَائِهِ نَصِيبَهُ».[4] وقتی ایشان می‌خواستند به اطراف نگاه کنند، همه‌ی افراد را تحت نظر داشتند. سیره‌ی نشستن حضرت این‌گونه بود. این عبارت «يُعْطِي كُلَّ جُلَسَائِهِ نَصِيبَهُ»، دو معنا می‌تواند داشته باشد: به لحاظ جسمانی، نگاه‌شان را تقسیم می‌کردند. در چینش جلسات هم یکی از مستحبات این است که طوری بنشینند که به طور مساوی، همه را ببینند. مدیران سالن‌های همایش این را رعایت کنند. علمای بزرگی مانند شیخ بهاء داشتیم که وقتی گلدسته‌های حرم را طراحی می‌کردند، در این جهت دقت داشتند که گنبد در وسط آن قرار گیرد. مرحوم شیخ بهاء شبی آمد و خواست که طلسمی را تنظیم کند و در درگاه بارگاه رضوی قرار دهد که اگر کسی شبهه یا شهوتی دارند، وارد نشوند. اندیشه را تصرف می‌کند. آمد نصب کند. شب حضرت را در خواب دید که فرمودند: «این کار را نکن». در درگاه من هر کسی می‌خواهد باید وارد شود. مظهر رأفت و رحمت، خودش همه چیز را محو می‌کند.

1.3- پرورش اصحاب بر اساس استعداد هر یک از آن‌ها

احتمال دیگر اینکه هر کسی استعداد خاصی داشت، طبق همان استعداد پرورش می‌دادند. یادی کنم از حضرت استاد (قدّس‌الله‌نفسه‌الزکیة). از سروری ذکر کردم که ایشان فرمودند علامه طباطبایی (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه)، بحث معاد را نمی‌خواندند و معتقد نبودند. به حسب ظاهر شاگرد علامه بود. ایشان تبسم فرمودند و فرمودند: «حق با ایشان است. ایشان به بحث معاد که می‌رسیدند درس را تعطیل می‌کردند. بعد پیام می‌دادند که بیایید بقیه را بخوانیم»! همه‌ی آن‌ها که در عصر رسول (صلی‌الله‌علیه‌وآله) بودند، حضرت را درک کردند و پشت ایشان درس خواندند و اصحاب الرسول (صلی‌الله‌علیه‌وآله) شدند؛ ولی استعدادهای آن‌ها فرق داشت. برای همین از حضرات معصومین (علیهم‌السلام) نقل شده است: «لَو عَلِمَ أبوذَرُ ما فی قَلبِ سَلمان لَقَتَلَهُ»؛[5] اگر ابوذر می‌دانست آنچه سلمان می‌دانست او را می‌کشت! کجا امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) با دیگران قابل مقایسه است؟

1.4- تفاوت قسط با عدل

الآن هم همین است. شاید یک درسی برگزار شود و شرکت‌کنندگان متعددی باشد. ما در القاء باید تساوی را رعایت کنیم؛ ولی در دریافت، تساوی نیست. یک قسط داریم و یک عدل. یکی به معنای تقسیم کردن به طور مساوی است و دیگری به معنای تقسیم بر اساس استحقاق است. ان‌شاءالله در قسمت‌آباد وجود، خداوند به ما توفیقی بدهد که برسیم به آنچه باید برسیم. به ما قابلیتی بدهد که شرطِ دادِ اوست و داد او، شرط قابلیت است. ان‌شاءالله در این سیر کنش و واکنش، جزو برترین‌ها باشیم.

 


logo