1404/09/24
بسم الله الرحمن الرحیم
عدم اعتنای حضرت به نشستن در جای خاص - صحبت کردن حضرت بر اساس فهم مخاطبین/حلیة النبی (صلیاللهعلیهوآله) /سیره اخلاقی معصومین (علیهمالسلام)
محتويات
1- حدیث اخلاقی (حلیة النبی صلیاللهعلیهوآله)1.1- نشست و برخاست پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) همراه با ذکر
1.2- عدم اعتنای حضرت به نشستن در جای خاص از مجلس
1.3- صحبت کردن حضرت بر اساس فهم مخاطبین
1.4- عدم نیاز به مناظره در مسائل اعتقادی مسلّم، خصوصا هنگام سوء استفادهی دشمنان
1.5- حکایت جوان و دزدان
1.6- کلام استاد به مرحوم خزعلی در مورد نام شریف حضرت رقیه (علیهاالسلام)
1.7- لزوم مباهله به جای مناظره در امور اعتقادی مسلّم

موضوع: سیره اخلاقی معصومین (علیهمالسلام)/حلیة النبی (صلیاللهعلیهوآله) /عدم اعتنای حضرت به نشستن در جای خاص - صحبت کردن حضرت بر اساس فهم مخاطبین
1- حدیث اخلاقی (حلیة النبی صلیاللهعلیهوآله)
1.1- نشست و برخاست پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) همراه با ذکر
در فرمایشهای حضرت امیرالمؤمنین (علیهالسلام) در تبیین نشست و برخاست و اخلاق و سیمای رسول مکرم اسلام (صلیاللهعلیهوآله) به سؤال و درخواست امام حسین (علیهالسلام) بودیم. حدیث از این بهتر نمیشود. حرف از معصوم برای معصوم و تبیین بزرگترین معصوم عالم. در نشست و برخاست پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) بودیم. اولین مسألهای که حضرت در مجلس رعایت میکردند، این بود: «لَا يَجْلِسُ وَ لَا يَقُومُ إِلَّا عَلَى ذِكْرٍ»؛[1] همیشه در حال ذکر بودند.
1.2- عدم اعتنای حضرت به نشستن در جای خاص از مجلس
سعی میکردند جای خاصی در یک مجلس نداشته باشند. «طَبِيبٌ دَوَّارٌ بِطِبِّهِ»،[2] این اقتضا را دارد. گاهی به خاطر ضرورت ایام یا مجالس، جای خاصی برای کسی مقدر میشود که این، امر دیگری است. «الضَّرورات تُبیحُ المَحذورات». خود حضرت اینگونه نبودند. سعی میکردند که در مجلسی که وارد میشدند،، هر کجا بودند بنشینند و «يَأْمُرُ بِذَلِكَ»[3] . به همین توصیه میکردند.
1.3- صحبت کردن حضرت بر اساس فهم مخاطبین
«وَ يُعْطِي كُلَّ جُلَسَائِهِ نَصِيبَهُ».[4] هیچ یک از همنشینانشان طوری نبود که از حاجتش صرف نظر کنند. طوری بودند که وقتی به این همنشینان میرسیدند، « بميسور من القول، قد وسع الناس»؛[5] حرفهایی میزدند که قابل ادراک جمع باشد. این روایت: «كَلِّمُوا النَّاسَ عَلَى قَدرِ عُقولِهِم»[6] که از خود پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) است، همین صحبت کردن بر اساس فهم مردم را رعایت میکردند.
1.4- عدم نیاز به مناظره در مسائل اعتقادی مسلّم، خصوصا هنگام سوء استفادهی دشمنان
ما طلاب هم باید حرفهای قابل درک برای مردم بزنیم. گاهی کلاس درس است و جمع اختصاصی، این بحث دیگری است. گاهی اتفاقاتی میافتد که متأسفانه خواستهی دشمنان دین و معرفت و خدا و اهل بیت (علیهمالسلام) است. عدهای را مشغول کنند که به اموری که جای بحث نیست. انسان، باور را به گفتمان نمیکشاند؛ به خصوص گفتمانی که برای برخی قابل جمع نیست. در مجامع علمی، یعنی در دانشگاه و حوزه بحث کنیم. بالأخره یا به نتیجه میرسند، یا خیر.
1.5- حکایت جوان و دزدان
آن پسر داشت به مسافرت میرفت. به مادرش گفت: «به فلان کشور میخواهم بروم». مادر گفت: «هم برایت دعا میکنم و هم نوشتهای از یکی از بزرگان است؛ همراه خودت داشته باش». روی اموالش گذاشت. راهزنها اموال اینها را گرفتند. او اصرار کرد که اموال را که میگیرید، آن امانتی مادرم را بدهید. حرز را بدهید. دزد گفت: « باید پیش رئیس بروم و از رئیس بپرسم». رئیس گفت: «کار ما گرفتن اموال است». آن جوان، ماجرای آن نوشته را نقل کرد. رئیس دزدها به نوچههایش دستور داد که همهی اموال او را به احترام این بسته پس بدهید. گفتند: «پول زیادی دارد». گفت: «ما دزد اموال مردم هستیم، ولی دزد عقیدهی مردم نیستیم». رئیس دزدها گفت: «میشود باز کنم، ببینم چیست»؟ جوان، اجازه داد. وقتی که باز کرد، دید نوشته: «بسم الله الرحمن الرحیم». این، عقیده است. رئیس دزدها گفت: «سلام مادرت را برسان و بگو من بقیهی اموال را پس میدهم و همین جا توبه میکنم».
1.6- کلام استاد به مرحوم خزعلی در مورد نام شریف حضرت رقیه (علیهاالسلام)
خداوند مرحوم آقای خزعلی را رحمت کند. در اصفهان بودیم. با هم صحبت میکردیم. 5 شب من یک جا منبر میرفتم و 5 شب ایشان میرفتند. جابهجا میشدیم. باب شده بود که امام حسین (علیهالسلام)، دختری به نام رقیه دارند، یا خیر؟ ایشان فرمودند: «بررسی کنید». تازه کامپیوتر آمده بود. همراهم بود. گفتم: «نام ایشان فاطمه بود؛ ولی رقیه، یعنی راحت شده است. ایشان بعد از شهادتشان به نام رقیه معروف شدند». بلند شدند و پیشانی مرا بوسیدند و گفتند: «40 سال منبر میروم؛ همین است».
1.7- لزوم مباهله به جای مناظره در امور اعتقادی مسلّم
برخی امور، قابل مناظره نیست. این امور اعتقادی که مسلّم است را باید مباهله کرد. جان را در میان میگذاریم. این آخرین برهان است. دعوت به مناظره نمیکنیم؛ بلکه دعوت به مباهله میکنیم.