1404/10/08
بسم الله الرحمن الرحیم
احکام صدقه بنیهاشم و شرایط متصدِّق در کلام مرحوم امام (ره)/ صدقه /كتاب الوقف

موضوع: كتاب الوقف / صدقه / احکام صدقه بنیهاشم و شرایط متصدِّق در کلام مرحوم امام (ره)
فرمایش حضرت امام (ره) در حکم صدقه دادن و گرفتن بنیهاشم و صدقات واجب غیر از زکات
بحث در یکی از فروعات مسئله صدقه هست. امام رضواناللهعلیه در مسئله سوم، میفرمایند که صدقه هاشمی برای مثلش حلال است و همینطور برای غیر هاشمی. مطلقاً چه در صدقات واجب که زکات واجب باشد یا زکات فطره. و اما صدقه غیر هاشمی برای هاشمی، در صدقات مندوبه، حلال است. اما در زکات واجب و زکات فطره، حرام است. خب در صدقات به نوعی واجب دیگر غیر از زکات و زکات فطره چی؟ مثل رد مظالم به کفارات و امثال آن میفرماید که ظاهر این است که اینها هم مانند صدقات مندوبه است. اگرچه احتیاط مستحبی این است که به ایشان، صدقات مندوبه را ندهیم و خود ایشان هم از این صدقات مندوبه منزه باشند و نگیرند. این ماحصل فرمایش ایشان در این سه مورد در رابطه با صدقه هاشمی دادن و گرفتنش.
بحث پیرامون کراهت یا استحباب در صدقات مندوبه برای سادات
پرسش: یعنی مکروه است؟
پاسخ: حالا مکروه را نفرمودند. شاید مکروه در این موارد، به معنای انجام ندادنش بهتر است. این به این معنا میشود. احتیاط مستحبی. چون از حالا این صدقه که با نیت قربی صدقه میشود که حالا این جنبه شاید قربیاش کمتر باشد. اینطور اگر به معنای کراهت بگیریم.
• احتیاط مستحب فرموده این خودش انگار عمل مستحبی است. یعنی اگر این احتیاط را ما بکنیم ثواب دارد. یعنی ندادن ثواب دارد.
• بله دیگر. اینطور میشود. ندادنش بهتر است و به خاطر همان تجلیل مقام سادات در این جنبهها و .. بله.
بررسی روایات وارده در باب صدقه بر بنیعبدالمطلب
خب در اینجا با توجه به روایات، اولاً هاشمی همه فرزندان عبدالمطلب را شامل میشود جز آنهایی که به هر حال تخصیصاً خارج میشوند. طبق روایات فرزندان ابوطالب، عباس، حالا اینها را شامل میشود فقط به عنوان اشاره، بحث اصلیاش در زکات و خمس است که به هر حال کدامیک از اینها میتوانند خمس بگیرند. خب در این جهت حکمش روشن است. روایات متعددی ما در این رابطه داریم که فرمودند صدقه هاشمی برای ... غیر هاشمی برای هاشمی، جایز نیست اما هاشمی میتواند به غیر خودش صدقه بدهد. که صدقه بعضی از ایشان، به بعض دیگر .. بله.
باب صدقات، باب ۲۹ و ۳۱، ببخشید .. در ابواب مستحقین زکات .. نه در باب صدقه. باب ۲۹، اینجا چند تا روایت آمده که فرمودند، روایت اولش «محمّد بن یعقوب، عن أحمد بن إدریس، عن محمّد بن عبد الجبار، و عن محمّد بن إسماعیل، عن الفضل بن شاذان جمیعاً، عن صفوان بن یحیی، عن عیص بن القاسم، عن أبی عبد الله علیهالسلام» ظاهراً حدیث، صحیحه هست و نوعاً یکی دو تا صحیحه دیگر هم داریم. «عن أبی عبد الله علیهالسلام قال: إنّ اُناساً من بنی هاشم أتوا رسول الله صلیاللهعلیهوآلهوسلم فسألوه أن یستعملهم علی صدقات المواشی و قالوا: یکون لنا هذا السهم الذی جعل الله عزّ وجلّ للعاملین علیها فنحن أولی به، فقال رسول الله صلیاللهعلیهوآله: یا بنی عبد المطلب» حالا بین پرانتز، بنیهاشم! «إنّ الصدقة لا تحلّ لی و لا لکم، و لکنی قد وعدت الشفاعة ـ إلی أن قال: ـ أترونی مؤثراً علیکم غیرکم.»
روایت دومی یک مقداری صریحتر است که بنیعبدالمطلب را بیان میکند. «عن أبی جعفر و أبی عبد الله علیهماالسلام قالا: قال رسول الله صلیاللهعلیهوآله: إنّ الصدقة أوساخ أیدی الناس، و إن الله قد حرّم علیّ منها و من غیرها ما قد حرّمه، و إنّ الصدقة لا تحلّ لبنی عبد المطلب ...».
روایت سوم، - وُلد عباس - را بیان میکند «عن أبی عبد الله علیهالسلام قال: لا تحلّ الصدقة لولد العباس و لا لنظرائهم من بنی هاشم.»
خب چند تا در این روایات این مسائل آمده که ادلهاش به این صورت است. بله ..
حرمت زکات واجب و آثار وضعی و تکلیفی آن
پرسش: [نامفهوم] صراحت ندارد که ...
پاسخ: بله دیگر صراحت دارد - لا تحل - دیگر ..
• [نامفهوم]
• نه در زکات مستحبی هست آن احوط. در این بحث، زکات واجب است.
• [نامفهوم]
• بله دیگر. بحث همین است. بحث در حرمت است. روایات حرمت را داریم میگوییم. حالا بحث در حرمت، دادن حرام است و گرفتن هم حرام است. خب حالا هم حرمت است ظاهرش تکلیفی دارد. اگر حرمت تکلیفی نداشته باشد قطعاً حرمت وضعی دارد. یعنی آن کسی که میدهد، ذمهاش بری نمیشود. این را باید دقت داشته باشید. بله.
حلیت صدقات مندوبه برای بنیهاشم
اما اینکه غیر هاشمی، صدقه مندوبه را بدهد برای هاشمی، این در خلاصه روایات دلالتی بر حرمت نداریم.
باب ۳۱، «عن أبی عبد الله علیهالسلام أنّه قال: لو حرمت علینا الصدقة لم یحل لنا أن نخرج إلی مکّة» چرا؟ «لأنّ کلّ ماء بین مکة و المدینة فهو صدقه». که ظهورش در صدقه مستحب است. نه صدقه واجب.
یا روایت دوم که راوی میگوید «عن إبراهیم بن محمّد بن عبد الله الجعفری قال: کنا نمرّ و نحن صبیان فنشرب من ماء فی المسجد من ماء الصدقة، فدعانا جعفر بن محمد علیهالسلام فقال: یا بنی، لا تشربوا من هذا الماء و اشربوا من مائی». خب حالا ظاهرش به هر حال حرمت نیست اما به هر حال حالا - من مائی - یعنی اینکه خود حضرت چاه زده و آب درآورده و میفرمایند که از آب من بخورید.
روایت سومی هم «عن جعفر بن إبراهیم الهاشمی، عن أبی عبد الله علیهالسلام قال: قلت له: أتحلّ الصدقة لبنی هاشم؟ فقال: إنّما تلک الصدقة الواجبة علی الناس لا تحلّ لنا، فأمّا غیر ذلک فلیس به بأس» بعد حضرت علت میآورند همان علت روایت اول «و لو کان کذلک ما استطاعوا أن یخرجوا إلی مکة، هذه المیاه عامّتها صدقة» بله. به هر حال این روایات دلالت بر حلیت صدقات مستحبی را میکند. باب ۳۲ هم دلالت بر حلیت صدقات بنیهاشم .. بعضیشان را برای بعضی دیگر دارد. چند تا روایت در این باب آمده. خب اینها خلاصه از این روایات استفاده میشود.
حکم کفارات و رد مظالم برای هاشمی و مسئله ضرورت
منتها حالا بحث این است که آیا صدقات غیر زکات مفروضه و زکات فطره، بر هاشمی حرام است یا نه. چیزی دلالتی در روایات نیست بر آن. در باب کفارات و اینها .. بررسی که شد چنین چیزی را ما پیدا نکردیم. همانطور که حضرت امام فرمودند، این است که رد مظالم و کفارات، اینها مثل صدقات مندوبه است. البته خب احتیاطش این است که به هر حال به ایشان داده نشود و از همان عمدتاً صدقات واجب داده بشود. اگرچه خود همان صدقات واجب هم اگر ضرورت برای هاشمی پیدا شد و ممرّ دیگری برای امرار زندگیاش نداشت .. آنجا را فرمودند اشکالی ندارد.
باب ۳۳ .. یک روایت حالا اینجا آمده که روایتش هم صحیحه است «عن أبی عبد الله علیهالسلام ـ فی حدیث ـ قال: إنّه لو کان العدل ما احتاج هاشمی و لا مطّلبی إلی صدقة، إن الله جعل لهم فی کتابه ما کان فیه سعتهم، ثمّ قال: إنّ الرجل إذا لم یجد شیئاً حلّت له المیتة، و الصدقة لا تحل لأحد منهم إلاّ أن لا یجد شیئاً و یکون ممّن یحلّ له المیتة» که همان ضرورت را دلالت میکند که دیگر اینها .. و حالا البته خب - الضرورات تبیح المحظورات -. حالا غرض این ادلهای بود که از این برای این خلاصه مسئله به ذهن میرسید که میخواستیم یک اطلاقی به دست بیاوریم که رد مظالم و اینها هم برای هاشمی، حرمت دارد چیزی را پیدا نکردیم. البته مرحوم آقای گلپایگانی اینجا احتیاط وجوبی کردند. اما دیگران نه. همین احتیاط مستحبی کردند.
فرمایش حضرت امام (ره) در شرایط متصدّق: بلوغ، عقل و عدم حجر
مسئله بعد، مسئله چهارم، امام رضواناللهعلیه میفرمایند که در متصدّق چند چیز معتبر است. اول بلوغ. دوم عقل. سوم عدم ممنوعیت در تصرف در مالش به خاطر محجور شدنش یا سفیه بودنش. بعد میفرمایند که صدقه صبی، حتی آن صبی که به ده سال برسد صحیح نیست.
خب حالا دلیل این فرمایش به حسب ظاهر حالا در عقل که روشن است. هم عقلاء و هم شرع، عقل را در انجام صحیح این امور، برای شخص، معتبر دانستند. مخصوصاً که به هر حال این عمل قصد قربت هم درش شرط است و همینطور به نوعی اختیار و توجه .. که قطعاً شخص غیر عاقل یا سفیه چنین توجهی را ندارد.
پرسش: [نامفهوم]
پاسخ: حالا اینجا که شرط نکردند.
• [نامفهوم]
• خب باید توجه به عمل داشته باشد. چطور واجبات دیگر برایش محرز است .. در آنجاها چه میگوییم .. اینجا هم به همین صورت دیگر. اگر آن واجبات از او متمشی میشود این واجب هم به هر حال امکان تمشی از دختر بالغه به هر حال دارد.
بررسی شرط بلوغ و صحت صدقه و وصیت صبی
حالا بحث دیگر، در رابطه با بلوغ است. که آیا بلوغ شرط است در پسر. یا اینکه شرط نیست. ما در مسئله ۲۹ باب وقف، آنجا شبیه اینجا بود. یک نکاتی را عرض کردیم. حالا برمیگردیم به آنجا. که آنجا هم حضرت امام اینطوری فرمودند که در واقف، بلوغ و عقل و اختیار و عدم حجر .. خلاصه معتبر است. و فرمودند وقف صبی، اگرچه به ده سال برسد علیالاقوی صحیح نیست. که مثلاً شاید مسئله، مسئله اختلافی .. [است]. چون علیالاقوی فرمودند. بعد فرمودند که علیالاقوی میتواند این بچه، وصیت بکند که وصی برای من وقف بکند. آنجا ما عرض کردیم از جهتی فرقی بین وصیت به وقف و خود وقف نیست. چون به هر حال در وصیت که در چنین سنی ممضی میشود خب شعور لازم است. درک لازم است که مقتضای این وصیت چی هست. و خود وصیت تصرف در ملک است. و از آنجا که بگذریم به روایات باب رجوع کنیم.
باب ۱۵ از ابواب وقوف، حدیث اول و دوم. صحیحه زراره است حدیث اول. که فرمود امام باقر علیهالسلام «إذا أتی علی الغلام عشر سنین فإنّه یجوز فی ماله ما أعتق أو تصدّق أو أوصی علی حدّ معروف و حقّ فهو جائز». خب اینجا هم عتقش ممضی است و هم صدقهاش. که حالا این صدقه را عرض کردیم در روایات هم فرمودند کاربردش به وقف هم هست.
پرسش: [نامفهوم]
پاسخ: یعنی اینکه وصیتش .. این مال وصیت است کار معروفی باشد کار مطلوبی را وصیت بکند نه کار حرام. ظاهرش این است.
• [نامفهوم]
• ممکن است به مقدار هم بخورد. اما خب آن معروفیتش مقصود است. یعنی متعارف باشد .. بله ..
[بعد در روایت دومش] .. روایت بعدی این را هم ندارد. در صحیحه جمیل بن دراج است عن أحدهما. فرمود «یجوز طلاق الغلام إذا کان قد عقل» خب اینجا وقتی که عقل باشد و درک باشد که قصد انشاء دارد حالا طلاق برای خودش باشد یا وکیل بشود فرقی نمیکند. این مطلق است. «و صدقته و وصیته و إن لم یحتلم.» بله.
پرسش: و العقل [نامفهوم]
پاسخ: بله دیگر. آن که روشن است. این قطعاً باید باشد.
• [نامفهوم] عقل را مطرح کرده کاری به بلوغ ندارد.
• بلوغ ندارد. خب همین .. حالا عرض کردم دیگر. ما از این روایات، خلاصه این مسئله را میفهمیم.
استدلال به روایات و جمعبندی شرط بلوغ
باب ۲۴ از ابواب صدقه هم حدیث چهارم این را دلالت میکند. آن وقت همین باب ۱۵ از اوقاف، وقوف .. میفرمایند که امام عسگری علیهالسلام اینطوری میفرمایند «إذا بلغ الغلام ثمانی سنین فجائز أمره فی ماله، و قد وجب علیه الفرائض و الحدود» که آنجا عرض کردیم که وقتی که جنایتی بکند او را قصاص میکنند و حد میزنند حضرت دارند میفرمایند. در مورد جاریه هم این را فرمودند «و إذا تمّ للجاریة سبع سنین فکذلک» که ظهورش این است که به هر حال باید رشیده باشد و بنابراین در اینجا هم همین را عرض میکنیم. اینجا که به هر حال به نوعی شبیه وقف است. چون دارد از ملکش خارج میکند. و خب علاوه قصد قربت هم در آن شرط است لذا به هر حال
پرسش: [نامفهوم]
پاسخ: حالا آنها دیگر باید امور دیگرش را ملاحظه کرد. مناطق فرق میکند. مناطق گرمسیر نوعاً بلوغش با مناطق سردسیر فرق میکند.
خب غرض بلوغ است. حالا سنش خیلی مهم نیست. آن بلوغ شرعی آیا معتبر است در متصدِّق یا نه؟ عرض ما این است که نه. همین عقل باشد و که رشد در این که بفهمد چهکار دارد میکند.
پرسش: [نامفهوم]
پاسخ: بله دیگر. عرض کردم دیگر. آنجا حضرت امام علیالاقوی فرمودند که علیالاقوی دلالت بر اختلافی بودن دارد.
حکم صدقه مفلس و طرح مسئله فضولی
خب صدقه مفلس هم جایز نیست چون محجور از تصرف در مالش بنابراین باید تمکن در تصرف داشته باشد اگرچه مالک باشد یا عاقل باشد یا بالغ باشد .. اما چون به این مرحله نرسیده ممنوعیت در تصرف دارد، به هر حال جایز نیست. بله. خب حالا بحث ادامه دارد. دو تا مسئله صاحب عروه دارند که حضرت امام اینجا ندارند. که این را انشاءالله عرض میکنیم. مطلب به هر حال خوبی است. این یک مسئله و آن اینکه آیا صدقه به صورت فضولی امکان دارد یا ندارد؟ اگر امکان دارد چطوری است؟