« فهرست دروس
خون خواهی استاد محمدباقر تحریری

1405/04/08

بسم الله الرحمن الرحیم

ابعاد اجتماعی برائت در الهیات خون‌خواهی، شرط کفر به طاغوت در تحقق خون‌خواهی مشروع/خون خواهی /مسائل مرتبط با جنگ

 

موضوع: مسائل مرتبط با جنگ/خون خواهی /ابعاد اجتماعی برائت در الهیات خون‌خواهی، شرط کفر به طاغوت در تحقق خون‌خواهی مشروع

 

این متن توسط هوش مصنوعی پیاده‌سازی و سپس توسط انسان برای مستندسازی و تطبیق با فایل صوتی استاد، بازبینی و تأیید شده است.

 

قوانین بازدارنده اسلام و پایبندهای معرفتی آن

﴿وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ لِلّهِ[1]

بحثی را که در خدمت برادران و عزیزان و اساتید هستیم، تحت این عنوان ـ شاید خیلی ارتباط مستقیم با این دو عنوانی که اساتید محترم افاضه کردند نداشته باشد، البته بی‌ارتباط قطعاً نیست و ما هم محروم بودیم از بهره بردن از افاضات اساتید ـ به ذهن رسید این عنوان را: «قوانین بازدارنده اسلام»، تحت این عنوان مطالبی را به هر حال عرض بکنیم؛ که اولش یک مباحث مقدماتی لازم است که پشتوانه ‌های به نوعی معرفتی و بینشی نسبت به قوانین الهی است.

 

تجلی صفات جمال و جلال در قوانین الهی

خب می‌دانیم که قوانینی که در شرایع، بالاخص در این شریعت دائمه، از جانب خدای متعال تشریع شده است، از مقام علم الهی در این عالم ظهور پیدا کرده و به لحاظ آن جایگاهی که خدای متعال به انسان عنایت کرده است، این قوانین به لحاظ این جایگاه انسان است. جایگاه انسان را خدای متعال آن ‌طور که مستحضر هستید فرمود: ﴿إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً﴾[2] ؛ تحقق مقام خلافت‌ اللهی در این عالم است. خلیفه الهی باید در جنبه‌های مختلف، هم خودش و هم آن اموری که برایش جریان پیدا می‌کند، مظهر صفات جمال و جلال الهی باشد.

لذا قوانین الهی این جایگاه را دارد که بعضی قوانین ابتدائاً جنبه جمالی دارد و بعضی از قوانین جنبه جلالی دارد. جنبه‌های جمالی آن جهت کشش (به هر حال) به یک امر کمالی است. جنبه‌های جلالی، جنبه‌های دفع از امور نامناسب است. صفات به هر حال جمال، یک صفاتی است که خاصیتش جذب است؛ صفات جلالی خاصیتش به نوعی دفع است. خب این یک نکته.

 

انطباق دین با فطرت انسان و جنبه‌های عقلی آن

نکته بعد؛ دین بر اساس فطرت از جانب خدای متعال آمده است: ﴿فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ﴾[3] . دین که مجموعه‌ای از اعتقادات و مباحث عملی و کرداری و صفات نفسانی و حالات نفسانی است، این‌ها منطبق با خاستگاه وجودی انسان است که خدای متعال انسان را آن‌گونه آفریده؛ یعنی به گونه‌ای آفریده که دین این گونه را زمام داری می‌کند، که خب زمام دار اولیه و اصلی و همیشگی عالم خدای متعال است؛ «الله هو الولی» و بعد از اینکه انسان تحت ولایت الهی قرار گرفت، ولایت الهی به طور خاص در وجود انسان نمود پیدا می‌کند؛ در جنبه‌های اعتقادی، جنبه‌های اعتقادی به بعد عقلی انسان تکیه می‌کند.

بعد عقلی انسان باید این دو جنبه را داشته باشد: هم جنبه جلالی و هم جنبه جمالی. ﴿فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَی﴾[4] ؛ این آن جنبه اعتقادی انسان را نشان می‌دهد که خاستگاه وجودی انسان این‌گونه است که به طرف حقیقت توجه دارد، از غیر حقیقت دوری می‌کند و با پشتوانه‌های قوی عقلی، حقیقت جز ذات اقدس الهی و کمالات او چیز دیگری نیست. غیر او می‌شود به هر حال باطل، که این جنبه عقلانی انسان را در بر دارد.

خب، جنبه کرداری انسان آن وظایفی است که در شریعت به ما به عنوان واجبات یا امور مطلوب برای انجامش برایمان تشریع شده است، که در جنبه عملی، اعمال و رفتار گوناگونی که داریم با این دو محور شکل بگیرد؛ که در جنبه کرداری، آن اموری که لازم یا مطلوب است، از جهت معرفتی مظهر صفت جمال الهی است که انسان با اختیار به طرف آن جذب بشود؛ اول درک بکند کمالش است، بعد از درک کردنش به طرف آن جذب می‌شود. اموری که حرام شده است (حالا هر امری) این‌ها آن جنبه جلالی را در بر دارد که باید از آن دوری کرد، در عمل از آن دوری کرد.

 

هندسه قهر و رحمت در نظام اسماء الهی

چون در موضوعاتی که داده شده است، اولین موضوعی که آمده این مسئله بود؛ گفتم حیف است اشاره به آن نشود و کمتر جایی این مسئله به آن پرداخته می‌شود: «هندسه قهر و رحمت در نظام اسماء الهی و مبانی الهیاتی و حکمی خونخواهی در اسلام»؛ که عرض کردم از این جهت به این موضوعات ارتباط پیدا می‌کند. چون در جمع اساتید هستیم و ان ‌شاء الله روی این مباحث هم بیشتر دقت می‌شود، لذا طرح بحث را ابتدائاً این‌گونه پیش آمد.

در جنبه حالات نفسانی هم به این صورت است که دین یک بعدش پرداختن به حالات و صفات نفسانی است که مسئله اخلاق را متکفل است؛ که حالات نفسانی انسان تقسیم می‌شود به حالات حسنه و حالات مذمومه؛ که حالات حسنه جنبه جمالی نفس انسان را که ظهور صفت جمال الهی است در این خلیفه، و صفات رذیله در مقابل آن است. که البته این بحث، بحث سنگینی است و عیبی ندارد که به قول مرحوم شاه‌آبادی (ما که خاک پای آن بزرگواران هم نمی‌شویم) حالا این مسائل به هر حال به گوش‌ها بخورد؛ چون به هر حال بنا این است که این مجموعه، این سری از مباحث را ان‌ شاء الله مطرح بکنند و ان‌ شاء الله در جنبه ‌های به هر حال محتوا پیدا کردن هر چه بیشتر حرکت ما، از جهت معرفتی به هر حال دخالت دارد.

سؤال این است که این خلیفه چطور می‌تواند به هر حال این مستخلف ‌عنه را نشان بدهد؟ باید با همین شریعت، با همین دستورات در این وادی قرار بگیرد. انسان از کمترین مرتبه خلیفة ‌اللهی می‌تواند این جایگاه را داشته باشد، تا آن شخصیتی که بالفعل به تمام معنا به هر حال مقام خلیفة ‌اللهی را دارد، که اولش برترینِ امت، نبی اکرم (صلوات الله علیه)، بعد به هر حال ائمه (علیهم‌السلام)، و سپس (این نکته را هم توجه داشته باشید) آن کسانی که در نظام شریعت به هر حال عهده‌دار جایگاه پیاده کردن دستورات شرع هستند، باید به یک مرحله‌ای از این مقام خلافت‌اللهی رسیده باشند تا اینکه این جایگاه را، قابلیت برای جایگاه پیاده کردن دستورات الهی را داشته باشند؛ و دین برای همین است، دین برای پیاده کردن است.

 

غرض از تشریع شرایع و ساحت‌های آن

و در مرحله اول خدای متعال، پنج دین صاحب شریعت و کتاب را غرضش را بیان می‌کند: ﴿شَرَعَ لَكُم مِّنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ﴾[5] ؛ خدا تشریع کرده است، شارع اولیه خداست و برای این پنج پیامبر، که غرض این است که این پیاده بشود.

خب در مقام پیاده شدن، اعتقاد توحیدی چه ‌طوری می‌شود؟ اینکه ما به هر حالِ جامعه اسلامی، آن حداقلِ دیدگاه توحیدی را پیدا بکنیم. کفر به طاغوت و ایمان به خدا. کفر به طاغوت؛ طاغوت هر به هر حال کسی یا ایده‌ای است که در برابر حق، ‌الله قرار می‌گیرد، یعنی معبودِ به حق؛ معبودِ به حق یکی بیشتر نیست در عالم، ما در نظام زندگی‌مان تحت فرمان همان معبودِ به حق قرار بگیریم. این مرحله اول است؛ حالا چه به هر حال مرتبه‌ای از درک از این مسئله انسان دارد یا نه، آن‌ها مراحل بعدی است. خب، این هم نکته بعدی که عرض کردیم که انسان این‌گونه است؛ از دیدگاه قرآن دین منطبق با وجود انسان است و همه آن ویژگی‌ های دین هم به همین صورت است که منطبق است.

خب در همین راستا، احکام الهی هم جنبه فردی دارد هم جنبه اجتماعی؛ این هم نکته مسلم. هم جنبه آثار دنیایی دارد، هم آثار معنوی، و هم آثار آخرتی. خوب دقت بشود، سه تا اثر را عرض کردیم که هر کدام یک توضیحی داده می‌شود.

آثار دنیاییِ دستورات، تحقق عدالت است در جامعه. لذا در این سوره شوری که عرض کردم، سوره شوری آیه ۱۳ تا ۱۵، خدای متعال می‌فرماید ای پیامبر به این‌ها بگو که من می‌خواهم آن عدالت را در بین شما پیاده بکنم: ﴿وَقُلْ آمَنتُ بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ مِن كِتَابٍ﴾[6] ؛ این اساس است که رهبر الهی باید همه وجودش ایمانِ ﴿بِمَا أُنزِلَ إِلَيْهِ مِن رَّبِّهِ﴾[7] باشد: ﴿آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْهِ مِن رَّبِّهِ﴾؛ لحظه‌ای از دستورات الهی خارج نشود، لحظه‌ای به غیرِ دستورات الهی اهمیت و اصالت ندهد، لحظه‌ای از حق بودن دستورات الهی جدا نشود. ﴿قُلِ الْحَقُّ مِن رَّبِّكُمْ﴾[8] ، ﴿إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ مَا يُوحَى إِلَيَّ﴾[9] [10] [11] ؛ آیاتی که این را دارد بیان می‌کند.

(در ضمن، بین پرانتز، این مطالبی که عرض می‌کنم شاخصه‌های حاکم دینی است؛ که ما در امام شهیدمان این‌ها را به صورت عینی دیدیم، در امام امت به صورت عینی دیدیم. البته آن بزرگوارانی هم که ما مأموریت داریم برای گرفتن دستورات الهی به ایشان رجوع کنیم به عنوان تقلید، آن‌ها هم این‌گونه باید باشند. منتها حاکم دینی این‌گونه است که آیت ‌الله رشاد هم اشاره کردند؛ باید این واقعیت را از همه بیشتر نشان بدهد: پایبندی به دستورات الهی در همه شئون؛ شئون عبادی، شئون خانوادگی، شئون اجتماعی در عرصه‌های مختلفش، و مهم‌تر از همه شأن سیاسی. که در شأن سیاسی، ما دستوراتی داریم که حالا اشاره خواهیم کرد که این دستورات می‌خواهد بگوید اصلاً طاغوت از صفحه روزگار باید برداشته بشود و غرض دین این است؛ و مراحلی هم که برای این معنا مطرح کرده‌اند ـ که حالا این‌ها را هم عرض می‌کنیم ـ این مراحل هم به خاطر تحقق این حقیقت است.)

 

پیوند ربوبیت تشریعی و آثار آخرتی اعمال

خب پس یک اثر، جنبه دنیایی است که از آن به هر حال غافل نیستند، که: ﴿آمَنتُ بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ مِن كِتَابٍ وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ﴾[12] ؛ من مأمور شدم که عدالت را بین شما اجرا کنم. این، آن اثر دنیایی برای قوانین الهی است. اثر تحکیم اعتقادی‌اش این است: ﴿اللَّهُ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ﴾؛ خدا ربّ ما و ربّ شماست. من فقط واسطه برای پیاده کردن ربوبیت خدا هستم. این دین، نمود ربوبیت تشریعی خداست. منِ پیامبر هم، منِ ولیّ ‌الله هم (که از امیرالمؤمنین تا امام زمان(علیهم‌السلام)) این مأموریت را داریم که به هر حال به طور کامل این ربوبیت را تحقق ببخشیم.

خب، آثار معنوی، آن حالات روحی است که برای انسان پیدا می‌شود؛ با انجام اعمال، رفتار [و] کارهای مطلوب، برای انسان اطمینان می‌آورد، آرامش می‌آورد؛ کارهای نامطلوب حالت تزلزل می‌آورد، حالت تشویش. فرمود: ﴿أَلاَ بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ﴾[13] ؛ این اطمینان دل در اینجا باید برای انسان پیدا بشود و پیدا می‌شود. و اولین و اصلی‌ترین ذکر، ذکر عملی است؛ یعنی دستورات الهی را ما در جای خودش پیاده بکنیم؛ این آثار روحی است و این اثر اگر ادامه داشته باشد، در آخرت ظهور پیدا می‌کند. این می‌شود آثار آخرتی.

آثار آخرتی برای اعمال، هر عملی که باشد مترتب می‌شود؛ اول بر اثر معنوی، که این عمل با شرایطش آن اثر خود را بگذارد؛ که اول، طبق دستور الهی باشد، دوم با اخلاص همراه باشد، بعد ادامه هم داشته باشد. لذا اینجا بحث استقامت پیش می‌آید. این آیات ۱۳ تا ۱۵ سوره شوری را ان‌ شاء الله دقت بکنیم، لذا خب کار مهمی است. اول آیه ۱۵ می‌فرماید: ﴿فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ﴾[14] ؛ ای پیامبر این‌گونه دعوت بکن و استقامت داشته باش همان‌طور که مأمور شدی، و از هواهای ایشان هم تبعیت نکن. خب اینجا باز این نکته دارد نشان داده می‌شود: تبعیت از دستور الهی یعنی جذب به امر الهی، دفع هواهای نفسانی؛ این دفع، آن جنبه جلالی را نشان می‌دهد.

خب از اینجا یک استفاده‌ای بکنیم؛ این کسانی که جنبه جمالی‌شان در اینجا شکل بگیرد و غلبه بکند و با همین جنبه جمالی (یعنی اطاعت) از این عالم بروند، آنجا در عالم دیگر جایگاهشان بهشت است. بهشت مظهر به هر حال ظهور صفت جمال الهی است و جهنم مظهر صفت جلال الهی است. این نکات را خوب دقت داشته باشیم، ربط مباحث را ان ‌شاء الله از آن غفلت نکنیم، که حالا به مباحث دیگر هم می‌رسیم. حالا جنبه های تربیتی هم دارد این مسائل؛ اگر انسان در وجودش یک کدورت ‌هایی بماند از آن جنبه ‌های دوری از خدا، و مشکلات در این عالم حل نشود (امراض و مصیبت‌ها و این‌ها)، در عالم برزخ هم اگر خدای نکرده حل نشود، اما آن جنبه ارتباط با حق و پذیرش حقش باشد، پذیرش ولیّ حقش باشد؛ با این پذیرش ولیّ حق در آن عالم بیاید، آنجا یک مقداری فرموده‌اند مشکلاتی به هر حال درک می‌کند در مواقف قیامت، تا این جنبه‌های جلالی از او گرفته بشود و این آمادگی پیدا کند برای ورود به بهشت. کسانی که در سعادت ابدی می‌خواهند قرار بگیرند باید چیزی از آلودگی‌ها باهایشان نباشد. این سرّش این است که به هر حال این آثار در اعمال باید از انسان گرفته بشود؛ آثار نکوهیده. لذا فرموده‌اند اگر کسی صفت کبر داشته باشد، با صفت کبر از این عالم برود، به صورت مورچه محشور می‌شود; این نمودِ این صفات رذیله است.

 

قوانین بازدارنده در حوزه‌های فردی و اجتماعی

خب از این مسئله بگذریم، بیاییم در مسئله حالا روزمان، که به هر حال در نظام اسلامی ما عرض کردیم؛ یک دستورات فردی به هر حال مطلوب، دستورات به هر حال فردی نامطلوب که باید از آن دوری کنیم. در امور اجتماعی هم این‌چنین است؛ شارع مقدس یک دستورات به هر حال برای امن برقرار کردن انسان داده است که در برخی صور واجب است؛ در نظام خانواده انسان برای ازدواج مطلوب اقدام بکند، و همین‌طور در نظام اقتصادی‌اش؛ و همین‌طور یک به هر حال معنایی دارد که این معنا‌ها جنبه‌های بازدارنده دارد؛ که بحث ما چه بود؟ «قوانین بازدارنده اسلام»، جایگاهش چیست؟ این قوانین بازدارنده، جایگاهش، اگر انسان به آن ملتزم بشود ظلمت می‌آورد، تاریکی می‌آورد، و شارع مقدس خواسته این نظام عالم به هر حال این ظلمت ها در آن نباشد. حالا کی این تحقق پیدا می‌کند؟ به طور کامل در زمان ظهور امام زمان (علیه‌السلام). اما خاستگاه دین این است؛ عرضم خاستگاه دین است.

در نظام اجتماعی هم کسانی که بخواهند امنیت اجتماع را به هم بزنند در عرصه های مختلف، این‌ها هم قوانین بازدارنده برایشان معین شده است. کلاً بحث ما به اینجا رسید که باید با دید جلالی با آن‌ها برخورد کرد. اگر به هر حال کسی در اعمال فردی، به هر حال روزه خورد، یک کفاره برایش معین شده؛ نذر کرده، عهد خوانده، قسم خورده، به این‌ها عمل نکرد، این‌ها کارهای ایجابی [است که] یک قوانین بازدارنده داده شده که جبران بکند. کفارات، آن قوانین بازدارنده انسان است که به نوعی جبران می‌کند آن دستورات زمین ‌افتاده را.

در اعمال اجتماعی هم این‌چنین است: اگر کسی غصب بکند، کسی دزدی بکند و اتلاف اموال بکند، اینجا حکم ضمان آمده است. حکم ضمان در احکام شرعی، این‌ها قوانین بازدارنده در حیطه ‌های خاص است. اگر کسی به حیثیت کسی تعرض کرد، اگر یک قتلی انجام داد، اینجا قوانین بازدارنده داریم: مسئله دیه، مسئله قصاص، مسئله حدود؛ این‌ها از قوانین بازدارنده در یک حیطه خاص اجتماعی است.

حالا می‌ رسیم به یک قوانین بازدارنده مهم ‌تر؛ آن بحث جهاد هست. بحث جهاد، آن هم یکی از قوانین بازدارنده است. بین پرانتز این نکته را توجه داشته باشید؛ این قوانین در همه ملیت‌ها هست؛ قوانین ایجابی و قوانین سلبی. قوانین ایجابی جنبه جذبی دارد، قوانین سلبی جنبه نفی دارد، منتها ما معتقدیم این قوانین باید از مصدر جلاله برای ما بیاید؛ غیر از او که انسان را نمی‌شناسند به طور کامل، حق قانون‌گذاری برای ما ندارند. این مسائلی که عرض کردم، مسائل فطری است و شاید خیلی دقت کرد که نشان می‌دهد قوانین شرع مطابق با فطرت است، منتها باید ما این فطرت را خوب بشناسیم، آن وجودمان را بشناسیم، و این هم خیلی مورد غفلت قرار می‌گیرد.

 

مراحل جهاد تبیین و جهاد قتال در تاریخ اسلام

خب اسلام برای پیاده شدن است؛ اسلام دین ابدی است، اسلام دین فراگیر است. این حقیقت فرموده‌اند باید تحقق پیدا کند. اولین مرحله به هر حالِ تحققش، جهاد تبیین است که پیامبر اکرم (صلوات الله علیه و آله) این کار را داشت و باید برود در دل مردم به انحاء مختلف و مراتب مختلف. آن‌وقت قطعاً در برابر تبیین حق، یک مبارزاتی هم هست برای اینکه جامعه را آماده بکند برای به هر حال اولین مرحله پیدا شدن اعتقاد توحیدی، از شرک برود کنار و جدا بشود، بت‌پرستی و این‌ها، اعتقاد به توحید پیدا بکند؛ در یک محیطی که سراسر شرک بود آمده است. خب قطعاً مشرکین مواجهه و مواجهه‌ای دارند.

اول دستور صبر می‌آید، کفّ می‌آید که ای پیامبر صبر کن، مماشات بکن. سوره کافرون می‌آید: ﴿قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ ﴿1﴾[15] لَا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ ﴿2﴾ وَلَا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ﴾ تا آخر، و آیات دیگر. در مرحله بعد مسئله انذار می‌آید: ﴿وَأَنذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ﴾[16] که اینجا دیگر می‌خواهد این دعوت علنی بشود، این جهاد تبیین علنی بشود. بنابراین این‌ها همه‌اش آیات قرآن دارد، ما فعلاً به صورت خلاصه داریم عرض می‌کنیم. نمی‌دانم چقدر ما دیگر وقت داریم، خیلی تصدیع نکنیم.

بعد از این مراحل تازه آیات قتال پیش می‌آید: ﴿كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ كُرْهٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّواْ شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّكُمْ﴾[17] . ﴿أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا[18] عرضم این نزول آیات قتال است، جهاد قتالی، جهاد چند قسم است: جهاد تبیین، جهادی که به قتال منجر می‌شود، جهادی که در مرحله‌ای به صلح منتهی می‌شود. حالا این‌ ها مباحث به هر حال علمیِ خاص دارد، آن ‌ها را باید در بیشتر حوزه ‌ها گذراند. چون جلسه بر این اساس به هر حال به پا شده است که خونخواهی برای امام، این کجای خلاصه معارف دین جای دارد، این را می‌خواهم عرض بکنم. همه این مراحل برای بیان آخر این حقیقت است؛ به هر حال غرضم این است همه این امور ما در متن دین و معارف دین به هر حال دستور داریم، گاهی در آیات قرآنی و گاهی در زیارت‌ها. حالا به زیارت عاشوراها هم اشاره می‌کنیم، حتماً عزیزان اشاره کردند؛ در زیارت عاشورا عمده توجه به جایگاه امامت است، که آن جایگاه امامت به هر حال به آن بی‌اعتنایی شد. باید این جایگاه امامت در رأس به هر حال فعالیت‌ های مسلمین قرار بگیرد.

خب آیاتی در رابطه با جهاد و قتال ما داریم که اولین امر به جهاد، به جهاد با مشرکین مکه است که آن‌ها مقابله کردند؛ دوم دسته از آیات، قتال با کل مشرکین است: ﴿وَقَاتِلُواْ الْمُشْرِكِينَ كَآفَّةً﴾[19] ؛ سوم، قتال با اهل کتاب است: ﴿قَاتِلُواْ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ﴾[20] در سوره توبه آیه 29؛ و به هر حال این‌ها مراحل امر به جهاد قتالی است در زمان نبی اکرم (صلوات الله علیه و آله). و همین امر در همه زمان‌ ها هست، منتها با وجود شرایط این ‌ها؛ خب مقابله با دشمن و برائت از دشمن، این زمان و مکان و نیاز به حکومت هم ندارد.

 

احکام سلبی و برائت از ولایت کفار و طاغوت

این یک مسئله‌ای است که باید برای هر مؤمنی نسبت به دشمنان دین تحقق پیدا بکند. نمی‌شود کسی ایمان به خدا داشته باشد، ایمان به طاغوت هم داشته باشد، ارتباط قلبی با طاغوت هم داشته باشد؛ لذا برائت از دشمنان و دشمنی با دشمنان، این یک مسئله‌ای است که جنبه هم فردی دارد هم اجتماعی. جنبه اجتماعی‌اش این است که ما در روابط اجتماعی‌مان کاری نکنیم که دشمن زمامدار امور مسلمین بشود. لذا در آیاتی از ولایت (به هر حال) کفار، یهود و نصارا ما را نهی کرده است؛ این‌ها همان احکام سلبیِ اجتماعی است که مربوط به جنبه‌های سیاسی دین می‌شوند.

در مقابل آیه ولایت می‌آید: ﴿إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ﴾[21] ، ﴿أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ﴾[22] ؛ این‌ها قوانین اثباتیِ اجتماعی است در جنبه به هر حال زمامداری اسلام. آن ‌وقت اگر این جنبه زمامداری اسلام خدشه‌دار شد و شرایط مهیا شد برای مقابله با طاغوت، اینجا دیگر باید این مقابله تحقق پیدا بکند. حالا این شرایط کجا و کی؟ یک نمونه‌اش حادثه عظیم کربلا رخ داد. کربلا به هر حال طاغوت آمده، امام اولین کسی است که این وظیفه بر عهده اوست، و سپس کسانی که این دیدگاه را پذیرفته‌اند هیچ عذری برای عدم تبعیت ندارند.

لذا امام حسین (علیه‌السلام) ملاحظه می‌کنیم از اولِ حرکتش از مدینه تا آخر، این مسئله را همواره مورد توجه قرار می‌داد که هیچ ابهامی نماند برای همه؛ برای عبدالله بن عباسش، برای عبدالله بن عمرش، برای جعفر بن ابی‌طالبش، برای محمد بن حنفیه‌اش، برای همه این‌ها حضرت این مسئله را جا انداخت که این امر برای همه واجب است، منتها امام المسلمین باید این کار را در مرحله اول انجام بدهد و آن کسانی که از نظر امام عذری ندارند، باید همراهی با امام المسلمین را داشته باشند. حالا این بحث جزئی‌اش جای دیگر است که قیدش را عرض کردم؛ آن کسانی که امام المسلمین عذرشان را نپذیرد و نزد او معذور نباشند، باید به هر حال همراهی با این حرکت داشته باشند.

بنابراین مسئله خونخواهی از امام المسلمین، از مسائل در واقع اساسی به هر حال دین ماست. لذا شاخصه امام حسین (علیه‌السلام) این است: «السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا ثَارَ اللَّهِ وَ ابْنَ ثَارِهِ»[23] ؛ خونخواهی از امیرالمؤمنین، چون اولین ثار الله علی (علیه‌السلام) است دیگر، «وَ ابْنَ ثَارِهِ»؛ چون با امام مسلمین مقابله شد. چه کسی مقابله کرد؟ فرد مقابله نکرد، یک جریان فکری مقابله کرد؛ باید با این جریان فکری مقابله کرد. این جریان فکری را چه کسی تقویت می‌کرد؟ معاویه. معاویه (لعنت الله علیه) هم جریان جنگ جمل را پشتیبانی کرد، به طلحه و زبیر نامه نوشت وقتی که فهمید آن ‌ها بر علیه علی (علیه‌السلام) قیام کرده‌اند، نامه نوشت ما کمکتان می‌کنیم، اینجا مخفیانه وارد شد؛ در جنگ صفین دیگر خودش شمشیر را از نیام بیرون کشید. لذا امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) از اولی که آمد، با معاویه درافتاد و خلعش کرد. گفتند آقا شما یک مقداری صبر کن پایت محکم بشود، حضرت فرمود نه، باید این طاغوت از بین برود؛ آن حکومت ‌های قبل به هر حال این را به صورت نامشروع قرارش دادند و خودشان هم نامشروع بودند، من دیگر نباید این را تثبیتش بکنم; و جنگ خوارج را هم به همین صورت.

 

وجوب اطاعت از رهبری به عنوان محور انسجام اجتماعی

بنابراین غرض از این بیانات این است که ما در متن دین این قوانین گوناگون بازدارنده را داریم و این در شکل‌های مختلفی به هر حال ظهور پیدا کرده است؛ و شکل اجتماعی و سیاسی ‌اش همان جهاد قتالی است با وجود شرایطش، و از شرایط مهمش هم وجود رهبری است و تبعیت از دستورات رهبری در هر زمینه‌ای که این دستور به هر حال تحقق پیدا می‌کند. و این دید را باید به آن توجه کنیم که ما در این اجتماعاتمان با این بینش باید حرکت بکنیم که تبعیت از رهبری به طور کامل [و] به طور جامع، این باید محور حرکت ما باشد.

این اگر به هر حال ـ این که حتماً تحقق پیدا بکند ـ محور حرکت ما باشد، حتماً به این پیروزی ‌ها خواهیم رسید؛ همان‌ طور که امام (رضوان الله علیه) فرمود: «تابع ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد». این آسیب، مقصود آسیب اساسی است; آسیب زمامداری است که بخواهد زمام امور ما را بر عهده بگیرد، که همه امور دیگر هم تحت ‌الشعاع قرار می‌گیرد. ولی خب آسیب دیدیم دیگر؛ اکنون چه آسیبی بالاتر از شهادت رهبر عظیم‌الشأنمان و سایر شهدایمان.

ان‌ شاء الله که خدای متعال به همه ما توفیق بهره‌ برداری هر چه بیشتر از معارف دین و از این مجالس عنایت بفرماید. حالا این به هر حال بضاعت کمی بود که به نظرمان رسید که در این محفل مطرح بشود و ان‌ شاء الله در ادامه روی مباحث کارهای بیشتر ان ‌شاء الله انجام بشود تا آن بعد معارفی و تربیتی این حرکت جهادی ان‌ شاء الله بیشتر شکل بگیرد.


هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo