|
درس خارج اصول حضرت
آیت الله شاهرودی |
|
كيفيّت تثنيه و جمع در عَلَم و اسم اشاره و موصول: 1 _ مشهور ميگويند مدلول مادّه در معناي عَلَمياش استعمال نشده بلكه در معناي مسمّي استعمال ميشود مانند استعمالِ زيد در مفهومِ مسمّاي زيد که در اين صورت يك مفهوم كلّي داراي مصاديق خواهد بود و در نتيجه، هيئت تثنيه بنحوِ تعدّد دالّ و مدلول بر متكثّر از مفهومِ مسمّي دلالت ميكند. اين تحلیل در تثنية اسمای اجناسی كه مشترك هستند و دو فرد از دو معنا و یا اعم از آن خواسته شده باشد به همین نحو است. مشهور شاهدي را ذكر كردهاند كه در تمامي مواردِ تثنيه و جمعِ أعلام شخصي ملاحظه ميشود و آن صحت دخول الف و لامِ تعريف بر مثني و جمع است. مثلاً ميگوئيم «الزّيدان» يا «المحمّدون الثلاث» با آنكه در مفردش الف و لام نميآيد و این مطلب ميرساند که اسم علم در مسمّاي به آن که مفهوم كلّي و نكره ميباشد استعمال شده است و چون نكره شده است الف و لام تعريف نیز بر آن نيز وارد می شود و قابليّت تعريف را دارا است. شهيد صدر(قدّس سرّه) دو اشكال بر این تحلیل وارد ميسازند:[1] الف - نقض به تثنيه اسماء اشاره و موصول و ميفرمايند اين اسامي، مانند اعلام معناي اسمي ندارند تا اراده مسمّي از آنها در تثنیه و مجتمع شود. همچنانکه مثنی و جمع از آنها معرفه باشند محقّق عراقي(ره) در مقالات الاصول در توجيه اين تصوير و دفع این اشکال فرموده است تثنيه اسم اشاره را در مفهوم مشارالیه كه كلّي است انجام می دهیم و سپس با تثنيه به خارج اشاره ميكنيم پس اشاره در طول تثنیه والجمع است ولهذا معرفه بودن محفوظ می شود. اشكال اين بيان آن است كه دیگر دالِّ بر اشاره نخواهيم داشت زيرا فرض بر این است که مادّة اسم اشاره در معناي اسميِ كلّي مشارالیه بكار گرفته شده است و هيئت نيز دلالت بر تعدّد مصداقي آن معناي اسمي دارد و غير از اين دو دال سومی بر معناي حرفي اشاره وجود ندارد که معنای حرفی اشاره از آن استفاده شود زیرا روشن است مادّه كه داراي معناي اسمي كلّيِ قابل تعدّد شد، نميتواند دالّ بر اشاره كه معناي حرفي جزيي است، باشد و هيئت هم كه دال بر تعدّد مصداقي است نه چيز ديگر مگر این که گفته شود مجموع هیئت و ماده وضع خاص از برای اشاره به دو فرد مشار الیه خارجی باشد که این بر خلاف باب تعدد دال و مدلول در تثنیه و جمع است. بنابراين تصوير اوّل براي وضع نوعي در تثنيه و جمع اسماء اشاره بنحوِ تعدّد دالّ و مدلول تمام نيست. ب - لازم ميآيد در أعلام شخصيّه نيز تثنيه و جمعِ زيدان و محمّدون همانندِ تثنيه و جمعِ اسماء اجناس، نكرات باشد كه خلافِ وجدان است زيرا وجداناً همان معناي عَلَمي زيد به صورت تثنيه درآمده است نه آنكه معناي ديگري مانند مسمَی كه نكرة محض ميباشد را تثنيه ببنديم. و در جملات و كلام نيز با آنها ، معامله اعلام می شود و دخول الف و لام علامت نکره شدن نیست حاصل این که اعلام جمع و تثنیه شده ارتکازاَ از معنای علمیت به کلی خارج نشده و به معنای مسمّی وجداناَ نیست. 2 _ تصوير ديگری ممكن است گفته شود و آن اينكه در أعلام و اسماء اشاره و موصولات ماده در همان معنای خاص و جزئی استعمال شده است لیکن بنحو تردید میان آنها البته نه به معنای مفهوم فرد مرددّ یا احد هما بلکه واقع آن لذا علمیت و یا اشاریت در ماده محفوظ خواهد بود و چون مرددّ است قابل تثنیه و جمع خواهد بود همچون مفاهیم کلی و آنگاه دخول الف و لامِ تعريف بر علم با اينكه معرفه است و نياز به آن ندارد را ميتوان اينگونه توجيه نمود كه الف و لام هميشه براي تعريف نيست تا كاشف از آن باشد كه پس مدخولِ الف و لام، نكره شده است بلكه دخول الف و لام بر معرفه براي رفعِ إبهام از آن است و آن ابهام عبارت از این است كه چون تثنيه و جمع، متعدّد شد گويا إبهامي پيش ميآيد و براي رفع آن، الف و لامِ تعريف داخل ميشود پس اين الف و لام براي تعيين در مقابلِ تردّد ميباشد نه تعيين در مقابل اسم جنس و معنای نكره. و قبلاً در بحث استعمال لفظ در دو معني اشاره شد که لفظ مشترک قابليّت دلالت بر هر كدام از معانی را ولو بنحو تردید دارد و در اين صورت معناي سوّمي هم در کار نخواهد بود تا اشكال مجازيّت پيش آيد. اشكال اين تصوير آن است كه تردّد در مدلول تصوّري لفظ، معقول نيست و قبلاً گذشت وجود مردّد ذهنيِ مفاهيم الفاظ به معناي تصوّر مردّد همانند وجود عينيِ مردّد، أمر محالي است و تنها تردد در مدلول تصديقي یعنی اراده انسان امكان دارد به این معنی که انسان ميتواند چند چيز را به صورت مردّد و احدها را اراده و قصد نمايد ولي اين ارتباطي با مانحنفيه ندارد زيرا در اينجا می خواهیم معناي تصوری و لغويِ اسماء اعلام و اشاره و موصولاتی كه در صیغه تثنيه و جمع وارد شده است را تصوير كنيم. علاوه بر آنكه روشن است مقصودِ از تثنيه در اسماء اعلام و اشاره و موصولات مردد نیست بلکه دو معنای معرفه و معيّن ميباشد و اين تردّد تنها در اسماء اجناس مشترک ، عينان متصور است که آن هم مورد اشکال قرار گرفت. 3 - در معنای هيئت، تصرّف صورت پذيرد و به معنای تكرارِ لفظ باشد نه تعدد مصداقی معنی این تحلیل را مرحوم شهید صدر به دو نحو تقریب می کند . تقریب اول : که ظاهر کلام محقق اصفهانی است آن که ماده مثنی و جمع استعمال لفظ در لفظ باشد یعنی دو فرد از لفظ زید مقصود است البته نه لفظ مجرد بلکه لفظ بماله من المعنی تا افاده تعدد معنی هم بشود. شهيد صدر(قدس سرّه) پس از ذكر اين تقریب از مرحوم حاج شیخ اصفهاني(ره) آن را ردّ می کند که این قید (بماله من المعنی) اگر مفهومش قید باشد که این مفهوم نه استفاده می شود از تثنیه و جمع و نه مفید افاده واقع آن معنی را دارد. و اگر مقصود از این قید واقع دلالت بر معناست که این یک امر تصدیقی و حقیقی است و قید معنای موضوع له الفاظ که تصوری است قرار نمی گیرد و همانگونه که در بحث وضع گذشت . تقریب دوم _ بیانی است که شهید صدر قبول کرده است و آن این که هیئت تثنیه و جمع در این موارد از برای تکرار لفظ ماده باشد تا لفظ دلالت تصوری بر معنا کند و متکلم از هر یک لفظ یک معنای آن را اراده کند بدین ترتیب باب تعدد دال و مدلول حفظ شده است تنها لازم است گفته شود که هیئت تثنیه و جمع از برای اعم از تعدد لفظ ماده با تعدد مصداقی معنای ماده وضع شده باشد و این تحلیل هم در اسماء اعلام و اشاره و موصولات جاری است و هم در اسماء اجناس مشترک مانند (عینان) معقول است. این بیان هم قابل قبول نیست زیرا اولاَ: _ دلالت هیئت تثنیه و جمع بر تکرار لفظ قابل قبول نیست بلکه مدلول هیئت تعدد مصداقی معناست به نحو معنای حرفی و ثانیاَ: _ تکرار لفظ به نحو در تقدیر معقول است و الا واقعاَ و حقیقتاَ تا لفظ تکرار نشود اخطار دو معنا در ذهن نمی شود. -------------------------------------------------------------------------------- [1] ـ بحوث في علم الاصول ، ج 1 ، ص 157 . |