|
درس خارج اصول حضرت
آیت الله شاهرودی |
|
فصل سوّم: فصلّ سوم از فصول پنج گانهی تقسيمِ مورد نظرِ ما در بابِ استعمال ميباشد و در چهار بحث قابل پيگيري است: 1 - حقيقت استعمال. 2 - مقوّمات و شروطِ استعمال كه به بحث مرآتيّت هم پرداخته ميشود (و البتّه ما مناسب دانستيم در ذيل فصل دوّم يعني بحث دلالت لفظ بر معني به آن بپردازيم). 3 - انواع استعمال. 4 - استعمال لفظ در اكثرِ از معني. بحث اوّل، حقیقت استعمال و اراده استعمالی: حقيقت استعمال عبارت از بكارگيري لفظ در مقام محاوره و مقام تفهيم و تفاهم است و بحث در آن از مدلولِ لغوي و تصوّريِ لفظ نيست بلكه بحث از وجود ارادهی استعمالي متكلّم در جهت إخطار معنی است که آيا متكلّم، قصد اخطارِ چه معنایی را دارد که این دلالت تصدیقی است؟ و علاوه بر این ارادهی استعمالي يك ارادهی ديگری هم موجود است كه از آن به اراده جدی تعبیر می شود و آن این که آيا ثبوتاً هم متکلم قصد اخبار يا انشای واقعي را دارد يا آنکه شوخي ميكند و یا براي امتحان مخاطب يا به جهت تقيهی آن كلام را گفته است یا مقصود جدیش عموم و اطلاق نیست؟ اين دو اراده با هم متفاوتند. الف - ارادهی استعمالي یعنی قصد اخطارِ معني هم در استعمال مفردات و هم در جمله تامه وجود دارد و إتيان الفاظ، مقدّمه و ابزار است تا معناي کلام در ذهن مخاطب اخطار شود ولي مراد جدّي مربوط به کل كلام و مفاد جمله تامّه است یعني نسبتي كه اصطلاحاً «يصحّ السكوّت عليها» ميباشد و اگر جمله تامّه خبريّه باشد جدّاً قصد إخبار دارد و اگر جمله تامّه انشائيه باشد جدّاً قصد انشاء دارد. گاهي از ارادهی استعمالي به مدلولِ تصديقي اوّل و از ارادهی جدّي به مدلول تصديقي دوّم تعبير ميكنند. ب - ارادهی جدّي متأخّر از ارادهی استعمالي است و ممكن است ارادهی استعمالي و يا مدلول استعمالي بدون قصد و ارادهی جدي باشد همچون مواردي كه به آن اشاره شد. معمولاً در كلمات ديگران اراده استعمالي را در مقابلِ اراده جدّي تحت يك عنوان ذكر ميكنند و در تعریف آن هم اختلاف شده است ولي شهيد صدر(قدسسرّه) ارادهی استعمالي را به دو اراده تحليل ميكنند كه مستعمِل معمولاً دو اراده دارد يكي اراده استعمالي و يكي ارادهی اخطاري و تفهيمي است: ارادهی استعمالي، ارادهی اوّليِ از استعمال لفظ است که عبارت است از استعمال لفظي در معنائی كه صلاحيّت إخطار آن معني را دارد – اعم از معنای حقیقی یا مجازی و اعم از این که مخاطب بالفعل، تفهيم شود یا نشود - و ارادهی تفهيمي یعنی متكلّم قصد دارد تا معناي معيّني را بالفعل به مخاطب تفهيم كند و فرق اين دو در آن است كه اوّلي بلحاظ شأنيّت لفظ براي إخطار معنی است و دوّمي بلحاظ فعليّتِ تفهيم و رساندنِ آن به ذهن مخاطب يا شنونده ميباشد. چنانچه دوّمي را اراده استعمالی بدانیم همانگونه که برخی اینگونه آن را تعریف کرده اند لازمهاش آن خواهد بود كه در مواردِ ابهام و اجمال، قصد استعمالي نبايد وجود داشته باشد با اينكه اينگونه نيست و همواره يكي از أغراض عرفي مستعملين، موارد ابهام و اجمال و توريه ميباشد. همينطور در معناي مجازي نيز اگر قرينه نباشد نبايد استعمال صحيح باشد زيرا وقتي لفظ را بدون قرينه در معناي مجازي استعمال كنيم (در صورتي كه ارادهی استعمالي را به معناي اراده تفهيم بالفعل معنی بدانيم) از آنجا كه بالفعل اخطار معناي مجازي انجام نميگيرد بلكه ذهنِ شنونده به سوي معناي حقيقي می رود باید استعمال انجام نگرفته باشد با اينكه اينچنين نيست. برخی نیز اراده استعمالی را به اراده ایجاد معنی با لفظ ایجاد عرضی و تنزیلی و یا اراده افناء لفظ در معنی تفسیر کرده اند که اولی مبنی بر تفسیری ناصحیح از وضع است که قبلا رد شده است و دومی نیز مربوط به استعمال نیست چنانچه خواهیم گفت. |