« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد سید کاظم مصطفوی

1404/02/21

بسم الله الرحمن الرحیم

مستحبات سجده/أركان الصلاة /كتاب الصلاة

 

موضوع: كتاب الصلاة/أركان الصلاة /مستحبات سجده

 

مستحبات سجود:

بحث ارغام انف به اینجا رسید که مشهور قریب به اتفاق این است که ارغام انف مستحب است اجماعاً و نصاً؛ اما بر اساس سبک بحثی ما آن دو روایتی را که ظاهرش دلالت بر وجوب داشت مورد دقت قرار دهیم و معنایی برای آن دو روایت در نظر بگیریم.

روایت اولی که مستند اعلام می‌شود، موثقه عمار است. در باب چهار از ابواب سجود کتاب وسائل، حدیث شماره 4 این گونه آمده:

وَ عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَمَّارٍ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: قَالَ عَلِيٌّ ع لَا تُجْزِي صَلَاةٌ لَا يُصِيبُ الْأَنْفُ مَا يُصِيبُ الْجَبِينُ.[1]

روایت دوم حدیث شماره هفت این باب است:

مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَمَّنْ سَمِعَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ لَا صَلَاةَ لِمَنْ لَمْ يُصِبْ أَنْفُهُ مَا يُصِيبُ جَبِينُهُ.[2]

توجیه از این قرار است که شاکله این بیان مثل شاکله بیان «لا صلاة لجار المسجد الا فی المسجد»[3] است و نفی کمال می‌کند نه نفی صحت.

اما جواب بر اساس مسلک ما این است که تعابیر مستحبی که قرائن و شواهد بر استحبابش وجود دارد، این است که تعبیر در آن مبالغه‌ای است و در بیان‌های استحبابی مدلول مطابقی مراد نیست. پس فرق بین روایات استحبابی و روایات دال بر احکام الزامی این است که در روایات دال بر استحباب و مسائل اخلاقی گاهی تعبیر مبالغه‌ی است. مبالغه‌ یکی از تعابیر بلاغی و تعبیر درستی است و کنایه از فضیلت فراوان است. در روایت محل بحث، وضع الانف کنایه از فضیلت زیاد است.

مستحب ششم:

السادس بسط اليدين مضمومتي الأصابع حتى الإبهام حذاء الأذنين متوجها بهما إلى القبلة.[4]

سیدنا الاستاد به جز مسأله انف و یکی دو مورد دیگر، مستندات این مستحبات را ذکر نکرده است و در جای دیگری هم به طور کامل دیده نمی‌شود.

آنچه که مستند برای مستحب ششم (منضم بودن انگشتان در مقابل گوش‌ها و رو به قبله بودن آن) گفته می‌شود این است که در کتاب وسائل، باب یک از ابواب افعال صلاة، حدیث شماره دو، صحیحه حماد بن عیسی است که در انتهای آن آمده : «وسجد ووضع كفيه مضمومتي الأصابع»[5] بنابراین مستند برای این مستحب صحیحه حماد است.

السابع شغل النظر إلى طرف الأنف حال السجود.[6]

مصلی در وقت سجده باید به سمت انف و بینی خودش نگاه کند. سید الحکیم در کتاب مستمسک، ج6، ذیل این مسأله می‌فرماید مستندی برای این حکم من ندیدم.

آنچه که به عنوان یک مستند دیده می‌شود، حدیثی است که در فقه الرضا آمده است. در باره‌ی کتاب فقه الرضا بحث کردیم که این متون یا از خود امام رضا علیه السلام نقل شده است یا توسط شیخ صدوق نقل به مضمون شده است؛ لذا روایات این کتاب خالی از اعتبار نخواهد بود؛ بخصوص در مستحبات؛ به علاوه قاعده تسامح در ادله سنن. در این کتاب چنین آمده: «ثم كبر واسجد، والسجود على سبعة أعضاء: على الجبهة، واليدين، والركبتين، والابهامين من القدمين، وليس على الأنف سجود وإنما هو الإرغام، ويكون نظرك في وقت السجود إلى أنفك».[7]

الثامن الدعاء قبل الشروع في الذكر بأن يقول اللهم لك سجدت و بك آمنت و لك أسلمت و عليك توكلت و أنت ربي سجد وجهي للذي خلقه و شق سمعه و بصره و الحمد لله رب العالمين تبارك الله أحسن الخالقين.[8]

محقق حلی در کتاب معتبر، ج2، ص213 می‌فرماید: دعا قبل از تسبیح مستحب است «و يستحب الدعاء أمام التسبيح و عليه فتوى العلماء».[9] این تعبیر قریب به اجماع می‌شود.

اما مستند روایی آن در کتاب وسائل، باب دوم از ابواب سجود، صحیحه حماد بن عثمان است:

مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِذَا سَجَدْتَ فَكَبِّرْ وَ قُلِ اللَّهُمَّ لَكَ سَجَدْتُ- وَ بِكَ آمَنْتُ وَ لَكَ أَسْلَمْتُ وَ عَلَيْكَ تَوَكَّلْتُ- وَ أَنْتَ رَبِّي سَجَدَ وَجْهِي لِلَّذِي خَلَقَهُ- وَ شَقَّ سَمْعَهُ وَ بَصَرَهُ- الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ- تَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ- ثُمَّ قُلْ سُبْحَانَ رَبِّيَ الْأَعْلَى [وَ بِحَمْدِهِ] ثَلَاثَ مَرَّاتٍ- فَإِذَا رَفَعْتَ رَأْسَكَ فَقُلْ بَيْنَ السَّجْدَتَيْنِ- اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي وَ ارْحَمْنِي وَ اجْبُرْنِي وَ ادْفَعْ عَنِّي - إِنِّي لِمَا أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ تَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ.[10]

التاسع تكرار الذكر.[11]

از باب قواعد، ذکر الله حدی ندارد؛ مگر این که به موانعی مثل تفویت وقت و عسر و حرج بر بخورد. اصل در ذکر این است که هر مقداری گفته شود ذکر الله است؛ اما مستند روایی این مستحب در وسائل، باب شش از ابواب رکوع آمده است:

وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ عَنِ الْحُسَيْنِ عَنِ الْحَسَنِ عَنْ زُرْعَةَ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرُّكُوعِ وَ السُّجُودِ هَلْ نَزَلَ فِي الْقُرْآنِ- قَالَ نَعَمْ إِلَى أَنْ قَالَ وَ مَنْ كَانَ يَقْوَى عَلَى أَنْ يُطَوِّلَ الرُّكُوعَ وَ السُّجُودَ- فَلْيُطَوِّلْ مَا اسْتَطَاعَ يَكُونُ ذَلِكَ فِي تَسْبِيحِ اللَّهِ وَ تَحْمِيدِهِ- وَ تَمْجِيدِهِ وَ الدُّعَاءِ وَ التَّضَرُّعِ- فَإِنَّ أَقْرَبَ مَا يَكُونُ الْعَبْدُ إِلَى رَبِّهِ وَ هُوَ سَاجِدٌ- فَأَمَّا الْإِمَامُ فَإِنَّهُ إِذَا قَامَ بِالنَّاسِ فَلَا يَنْبَغِي أَنْ يُطَوِّلَ بِهِمْ- فَإِنَّ فِي النَّاسِ الضَّعِيفَ وَ مَنْ لَهُ الْحَاجَةُ- فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص كَانَ إِذَا صَلَّى بِالنَّاسِ خَفَّ بِهِمْ.[12]

تکرار ذکر در باب 23 ابواب سجود هم آمده و سند آن درست است:

مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ هَارُونَ بْنِ خَارِجَةَ عَنْ زَيْدٍ الشَّحَّامِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي حَدِيثٍ قَالَ: إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا سَجَدَ فَأَطَالَ السُّجُودَ- نَادَى إِبْلِيسُ يَا وَيْلَهُ أَطَاعُوا وَ عَصَيْتُ وَ سَجَدُوا وَ أَبَيْتُ.[13]

کسانی که سجده را طولانی می‌کنند خدا را اطاعت می‌کنند و مرا عصیان می‌کنند.

العاشر الختم على الوتر.[14]

مستحب است که ذکر را بر فرد ختم کند مثل سه تا یا پنج تا یا هفت تا. در مبسوط، ج1، ص165 هم این مطلب آمده است. شهید در ذکری، ج3، ص376 می‌فرماید: یستحب الوتر بظاهر الروایات. در روایات که تتبع به عمل آمده است ختم به وتر شده است.

الحادي عشر اختيار التسبيح من الذكر و الكبرى من التسبيح و تثليثها أو تخميسها أو تسبيعها.[15]

در باره‌ی اذکار که سه یا پنج یا هفت تا گفته شود این اختیار برای مکلف وجود دارد. شیخ طائفه در کتاب مبسوط می‌فرماید: «و أقل ما يجزى فيه منه تسبيحة واحدة، و أفضل منه ثلاث تسبيحات و أفضل من ذلك خمس و الكمال في سبع».[16]

شیخ طوسی این موارد را بیان کرده است و در نصوص باب هم از اختیار نسبت به تسبیحات مطلبی دیده می‌شود که در کتاب وسائل، باب 4 از ابواب رکوع، معتبره هشام بن سالم است:

مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ الْبَرْقِيِّ وَ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ كُلِّهِمْ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عُرْوَةَ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ التَّسْبِيحِ فِي الرُّكُوعِ وَ السُّجُودِ- فَقَالَ تَقُولُ فِي الرُّكُوعِ سُبْحَانَ رَبِّيَ الْعَظِيمِ- وَ فِي السُّجُودِ سُبْحَانَ رَبِّيَ الْأَعْلَى الْفَرِيضَةُ مِنْ ذَلِكَ تَسْبِيحَةٌ- وَ السُّنَّةُ ثَلَاثٌ وَ الْفَضْلُ فِي سَبْعٍ.[17]

در باب شش از ابواب رکوع هم روایاتی آمده که از آن استفاده می‌شود مکلف بین یک و سه و پنج و هفت بار گفتن تسبیح کبری مختار است.

 


logo