« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد سیدحسن مرتضوی

82/07/07

بسم الله الرحمن الرحیم

احتمالات موجود در کلمه مسجد نزد فقهاء

 

موضوع: احتمالات موجود در کلمه مسجد نزد فقهاء

 

0.0.0.0.0.0.1- مطالب پنجگانه صاحب جواهر(ره)

در رابطه با احتمال دوم در معناي مسجد که عبارت است از مکاني که آماده شده است للصلاة یعنی نمازخانه، صاحب جواهر در صفحه‌ 72 پنج مطلب بیان کرده است:

1. اطلاق مسجد بر این مکان.

2. استحباب انتخاب این مکان در منزل.

3. ثواب اضافي نماز در این مکان از بقیه‌ي نقاط این منزل.

4. ثواب نماز در مسجد در این مکان.

5. ترتّب احکام مسجد بر این مکان، کما اینکه در مسجد گوهرشاد جُنب نباید داخل بشود در این مکان هم جُنب نباید داخل بشود.

این پنج مطلب است که بعضي ‌از این مطالب را صاحب جواهر قبول کرده است، بعضي از این مطالب را رد کرده است. عبارت را ملاحظه بفرمائید، جواهر، جلد 14، صفحه 72:

مطلب اول: اطلاق اسم مسجد بر مکان نماز در خانه

و قد يطلق المسجد على المكان المتخذ في الدار و نحوها لصلاة أهلها فيه من غير قصد وقفية أو عموم،[1]

یک اتاق یک متری را درست کرده برای نمازش، نه قصد کرده که این اتاق وقف باشد و نه قصد کرده به اینکه مردم بیایند در اینجا نماز بخوانند، مکان را آماده کرده است برای نماز خودش.

و بالجملة المصلى،[2]

مي‌فرماید خلاصه‌اش کن، برای خودش نماز خانه درست کرده است. این نماز خانه 5 مطلب درباره‌اش ایشان گفته است:

یکی اینکه اطلاق اسم مسجد مي‌شود. در رابطه با این مطلب ما جلسه‌ي گذشته توضیحاتي دادیم که حاصل آن توضیحات این بود که اطلاق مسجد بر این مکان هم در کلمات فقهاء فراوان است و هم در روایات فراوان است. این یک مطلب.

مطلب دوم: آیا با این کار نمازخانه مسجد مي‌شود؟

و الظاهر أنه لم يكن بهذا الاتخاذ مسجدا،[3]

شش مطلب بیان کرده است، مطلب دوم این است که با این کار این اتاق مسجد مي‌شود؟ مي‌فرماید نه مسجد نمي‌شود، نمازخانه که مسجد نمي‌شود. این دو مطلب.

مطلب سوم: استحباب قرار دادن محلي برای نماز

كما صرح به غير واحد، بل في كشف اللثام الاتفاق عليه و إن كان قد يظهر من الأدلة- كخبر حريز عن الصادق (عليه السلام) و عبيد بن زرارة عنه (عليه السلام) أيضا المروي عن محاسن البرقي و عبد الله بن بكير عنه (عليه السلام) أيضا المروي عن قرب الاسناد و غيرها- استحباب اتخاذ مثل هذا المكان في الدار،[4]

این هم مطلب سوم، پس تا اینجا سه مطلب بیان شد: 1. اطلاق مسجد بر این مکان مي‌شود یا نمي‌شود؟ 2. این مکان مسجد مي‌شود؟ نمي‌شود. 3. این کار در اسلام استحباب دارد یا ندارد؟ این مطلب سوم را صاحب جواهر قبول دارد و این کار در اسلام استحباب دارد و حواله هم مي‌کند به روایاتي که این روایات در وسائل، جلد 3، صفحه 554، باب 69، حدیث 2 و حدیث 6 خوب به چشم مي‌خود، خوب دلالت بر استحاب این کار دارد. در حدیث دو اینگونه آمده است:

مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَیه‌السَّلام قَالَ: اتَّخِذْ مَسْجِداً فِي‌ بَيْتِكَ‌ الْحَدِيثَ.[5]

در اصول خوانده‌اید حدأقل امر این است که استحباب را دلالت دارد. امر طبع اولیه‌اش ظهور در وجوب دارد، طبق قرائن از ظهور در وجوب رفع ید مي‌شود مي‌گوئیم این کار در اسلام واجب نیست و لکن مستحب است. روشن شد نحوه‌ي استحباب؟

حدیث 6 اینگونه است:

وَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبَانٍ عَنْ مِسْمَعٍ قَالَ: كَتَبَ إِلَيَّ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عَلَیه‌السَّلام إِنِّي أُحِبُّ لَكَ أَنْ تَتَّخِذَ فِي دَارِكَ مَسْجِداً فِي بَعْضِ بُيُوتِكَ ثُمَّ تَلْبَسَ ثَوْبَيْنِ طِمْرَيْنِ غَلِيظَيْنِ ثُمَّ تَسْأَلَ اللَّهَ أَنْ يُعْتِقَكَ مِنَ النَّارِ وَ أَنْ يُدْخِلَكَ الْجَنَّةَ وَ لَا تَتَكَلَّمَ بِكَلِمَةِ بَاطِلٍ وَ لَا بِكَلِمَةِ بَغْيٍ. [6]

امام به او نوشته است من دوست دارم این کار را بکنید، حدأقل دوست داشتن امام استحباب است. پس این روایت کما أفاده صاحب الجواهر این معنا را دلالت دارد که مستحب است که انسان‌ها در خانه‌ي خود یک نقطه‌اي را انتخاب کنند و نمازشان را در آن نقطه بخوانند. این روایات را ملاحظه کنید:

و لذا در احکام احتضار کما ذکرنا دارد که محتضر اگر حالش مشکل شد در جان دارد دارد به اینکه جايي که نماز مي‌خوانده آنجا مشکله‌اش حل مي‌شود و خداوند متعال فرجي مي‌کند، این به کرات به تجربه رسیده است. این سه مطلب.

مطلب چهارم: ازدیاد ثواب نماز در این مکان

و ربما يزيد في ثواب الصلاة،[7]

این مطلب چهارم، این اتاقي را که درست کرده و در آن نماز مي‌خواند ثوابش با سایر مکان‌هاي خانه فرق مي‌کند؟ مي‌فرماید بله، این ثوابش بیشتر از آن سایر مکان‌هاي خانه است. لذا در همین روایت باب 69 را ملاحظه کنید روایاتش خیلی تکان دهنده است. در یک روایت دارد که اتاقي امیر المؤمنین برای این کار درست کرده بودند مثلاً یک فرش و مصحفي بیشتر نداشت که آخر شب تشریف مي‌بردند در آنجا و نمازهاي خود را در آنجا مي‌خواندند. اما اینکه چرا ثواب خواندن نماز در این مکان بیشتر از سایر مکان‌هاي خانه است این را باید دلیلش را پیدا کنید، من به سراغش نرفتم.

مطلب پنجم: آیا ثواب نماز در این مکان معادل ثواب نماز در مسجد است؟

بل ربما يظهر من المحكي عن مجمع البرهان حصول ثواب المسجدية، لكنه لا يخلو من نظر بل منع، لعدم الدليل، و لذا صرح في جامع المقاصد بأنه لا يتعلق به ثواب المسجد.[8]

این مطلب پنجم است. مطلب اول چه بود؟ اطلاق المسجد، مطلب دوم چه بود؟ مسج مي‌شود یا نمي‌شود. مطلب سوم چه بود؟ استحباب دارد این کار یا ندارد؟ مطلب چهارم چه بود؟ این کار ثواب دارد یا ندارد؟ مطلب پنجم این است که ثواب در این اتاق معادل ثواب در مسجد گوهرشاد هست یا نیست؟

مرحوم اردبيلي در مجمع ادعا کرده است که ثواب مسجد در این کار هست، نماز در این خانه، ثواب نماز در مسجد را دارد. صاحب جواهر مي‌فرماید این را دیگر ما نفهمیدم که از کجا ثواب مسجد را دارد. اگر این طور است هر کسي در خانه‌اش اتاقي درست کند و مساجد را تعطیل کند، مي‌فرماید این دیگر نمي‌شود که ثواب مسجد در این اتاق باشد، مگر لطائفة خاصه و هي ذو الأعذار که ملحق به ذوي الأعذار است خانم‌ها، خانم‌ها همین که در خانه‌ي خودشان نماز بخوانند لعل ثوابشان بیشتر باشد از ثواب در مسجد.

مطلب ششم: آیا احکام مسجد در این مکان جاری است؟

أما باقي أحكام المساجد فلا أجد خلافا في عدم جريان شي‌ء منها عليه، فله حينئذ توسيعه و تضييقه و تحويله و تغييره و جعله كنيفا فضلا عن غيره.[9]

ششمین مطلب این است که آیا جُنب داخل در این اتاق بشود جایز است یا حرام است؟ مي‌فرماید این احکام هم بار نمي‌شود، جایز است حائض داخل در این اتاق بشود.

فرض کنید در زمستان یک اتاق رو به آفتاب را انتخاب کرده است، تابستان اتاق پشت به آفتاب را انتخاب مي‌کند، مي‌فرماید عیبی ندارد. اتاق یک متر بوده، دو متری کرده است، ضرورتی اقتضاء کرده است همین اتاق را حمام درست کرده است، مي‌فرمایند عیبی ندارد، احکام مسجد را ندارد که این تصرّفات باطل باشد.

كما في خبر علي بن جعفر عن أخيه موسى (عليه السلام) المروي عن قرب الاسناد «سألته‌ عن رجل كان له مسجد في بعض بيوته أو داره هل يصلح أن يجعله كنيفا؟ قال: لا بأس»‌ و نحوه المروي عن مستطرفات السرائر عن كتاب أحمد بن محمد بن أبي نصر صاحب الرضا (عليه السلام)، و خبر مسعدة بن صدقة المروي عن قرب الاسناد أيضا، قال: «سمعت جعفر بن محمد (عليهما السلام) و سئل عن الدار و البيت قد يكون فيه مسجد فيبدو لأصحابه أن يتوسعوا بطائفة منه و يبنوا مكانه و يهدموا البنية، قال: لا بأس بذلك»‌.[10]

این روایت دو تا است، آن روایت در باب 68 وسائل است و این روایات در باب 10، صفحه 73 وسائل است. که این روایات را ما روز گذشته خواندیم. آن روایات صفحه 72 را ما نخواندیم و امروز به دوتا از آنها اشاره کردیم. همه‌ي روایاتي که روز گذشته هم خواندیم پنج روایت بود که صاحب جواهر هم همان پنج روایت را اشاره کرده است که در این پنج روایت بر این مکان اطلاق مسجد شده است.

پس إلي الآن در توضیح اینکه کلمه‌ي مسجد در کلام فقهاء گفتیم که اجمال دارد، گفتیم چرا اجمال دارد؟ گفتیم اولاً فقهاء برداشت اجمال کرده‌اند، و ثانیاً کلمه‌ي «مسجد» اجمال دارد، برای اینکه کلمه‌ي مسجد حدأقل در چهار معنا استعمال شده است: 1. محل سجود. 2. نماز خانه‌ها.

0.0.0.0.0.0.2- معنای سوم: مکان معروفه

بیتٌ من بیوت الله است، مقصود فقهاء من قولهم «لتعمل مسجداً» بیتٌ من بیوت الله است. زمین را اجاره کرده است که مسجد گوهرشاد درست کند. زمین را اجاره کرده است که مسجد حاج ملا هاشم را درست کند. بیتٌ من بیوت الله مي‌خواهد درست بکند، این کار مي‌شود یا نمي‌شود؟

اطلاق مسجد علي بیت من بیوت الله از نظر عرفي 99.5 در صد است. شما از اول بازار که سؤال کنید که مسجد کجاست مي‌بینید مسجد گوهرشاد و مسجد حاج ملا هاشم و مسحد حاج ملا حیدر و این امکنه را به شما نشان مي‌دهند. کسي نمي‌گوید در طرف شرق در خانه‌ي ما یک مسجدي است. احتمال دوم را نمي‌گویند، احتمال دوم را هم نمي‌گویند، 99.5 در صد احتمال سوم را مي‌گویند، کلمات فقهاء هم که یک بخش مهم از فقه احکام مساجد است. در کتاب طهارت بخوانید، در کتاب صلاة بخوانید، بخش مهم از فقه احکام مساجد است، کافر داخل بشود یا نشود؟ تخریب آن جایز است یا جایز نیست؟ تطهیرش واحب است یا واجب نیست؟ تنجیسش حرام است یا حرام نیست؟ دخول حائض جایز است یا جایز نیست؟ دخول مجانین جایز است یا جایز نیست؟ بخض مهم از فقه اختصاص به همین احتمال سوم دارد. مسجد یعني بیتٌ من بیوت الله، این است مراد.

در آیات قرآني هم لعل حدود 25 مورد در قرآن کلمه‌ي مسجد با سایر مشتقاتش آمده است که از این موارد است آیه‌ 16 و 17 از سوره‌ي مبارکه‌ي توبه، آیه 1 از سوره‌ي مبارکه اسراء ﴿سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِير﴾. کل این آیات، حالا دقیق من همه را مراجعه نکردم، مقدار معتدٌ به این آیات را که مراجعه کردم مراد از ای مسجد مکان معروف است. بیتٌ من بیوت الله است، حتي آن مسجدي که در قصه‌ي اصحاب کهف آمده است لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِمْ مَسْجِداً[11] آن هم به معناي حدأقل نمازخانه است اگر به معناي معروف نباشد. غرض اگر به معناي دوم آمده باشد یکی دو آیه است، أغلب آیات که مسجد در آن آمده مراد بیتٌ من بیوت الله است، حالا باز شما ملاحظه کنید، دو سه مورد یک نحوه اجمالي دارد.

و أما الروایات، مرحوم صاحب وسائل در وسائل، جلد 3، هفتاد باب در رابطه با بیتٌ من بیوت الله، یعنی مکان معروف ذکر کرده است، که این هفتاد باب مختلف است، بعضي از این أبواب فقط یک حدیث دارد، شاید همان باب آخر باشد. بعضي از این أبواب که من ملاحظه کردم بیش از 27 روایت دارد، میانگین 2پ و 1 را بگیرید ببنید هر باب چند روایت مي‌شود، أغلب این روایات در باب احکام همین مساجد معروفه است، یعنی بیتٌ من بیوت الله است، لذا مي‌توانيد بگوئید 500 روایت در مورد مسجد هست که در این روایات کلمه‌ي مسجد اطلاق علي بیتٍ من بیوت الله شده است. از باب نمونه یکی از آن 500 تا را برای شما مي‌خوانم.

وسائل، جلد 3، صفحه 483، باب 4، حدیث 3:

وَ فِي عِقَابِ الْأَعْمَالِ بِإِسْنَادٍ تَقَدَّمَ فِي عِيَادَةِ الْمَرِيضِ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّي اللهُ عَلَیه وَ آلِهِ وَ سَلَّم قَالَ: مَنْ‌ مَشَى‌ إِلَى‌ مَسْجِدٍ مِنْ مَسَاجِدِ اللَّهِ فَلَهُ بِكُلِّ خُطْوَةٍ خَطَاهَا حَتَّى يَرْجِعَ إِلَى مَنْزِلِهِ عَشْرُ حَسَنَاتٍ وَ مُحِيَ عَنْهُ عَشْرُ سَيِّئَاتٍ وَ رُفِعَ لَهُ عَشْرُ دَرَجَاتٍ.[12]

خوب معلوم است این آن اتاق خانه‌ي زیدرا نمي‌گوید دیگر، بلکه قرینه‌ي إلي منزله واضح است که بیتٌ من بیوت الله را مي‌گوید، کلمه‌ي مسجد علي بیت من بیوت الله اطلاق شده است. « مَنْ‌ مَشَى‌ إِلَى‌ مَسْجِدٍ» نه احتمال اول است، نه احتمال دوم است.

فعلیه احتمال سوم در کلمه‌ي مسجد بیتٌ من بیوت الله است.

0.0.0.0.0.0.3- معناي چهارم: مواضع سجود

چهارمین احتمال در کلمه‌ي مسجد در کلام فقهاء و در روایات اطلاق به مواضع سجود شده است، مواضع سجده چند تا است؟ هفت تا است، دو تا کف دست، پیشاني سه، رکبتین چهار و پنج، ابهامین شش و هفت. این هفت مورد را مي‌گویند مواضع سجده. کلمه‌ي «مسجد» اطلاق بر این مواضع شده است، ملاحظه کنید در کلمات فقهاء:

عروه، صفحه 264:

وضع المساجد السبعة على الأرض، و هي الجبهة و الكفّان و الركبتان و الإبهامان من الرِّجلين.[13]

تقریباً هشت جا مرحوم سید اطلاق مسجد بر مواضع سجود کرده است، ملاحظه کنید، شاید هشت جا هم بیشتر باشد من هشت جا را طمینان دارم که اطلاق مسجد بر مواضع سجده شده است.

کذلک در روایات، در بعض از روایات اطلاق مساجد بر مواضع سبعه شده است، ملاحظه کنید وسائل، جلد 4، صفحه 955، باب 4، حدیث 9[14] این روایات را ما در کتاب حدود هم خوانده‌ایم نشد که در آنجا بببنیم، اما خاطرم هست که ما در آنجا این روایت را تضعیف کردیم. این همان جریان امام جواد است در مسجد خلیفه همان مباحثه‌اي که شد که دست دزد از کجا باید قطع بشود؟ تمسک به «المساجد لله» شد، امام فرمود مراد از «مساجد لله» اعضاء سبعه است. مي‌بینید در این روایت اگر درست باشد، اگر از امام صادر شده باشد اطلاق مسجد بر مواضع سبعه شده است.

بناءً علي هذا حدأقل در مجمع البحرین هم اگر ملاحظه کنید یک مقداری استفاده مي‌شود، کلمه‌ي مسجد اجمال دارد، چرا؟ برای اینکه چهار احتمال دارد.

به دنبال این اجمال، این فرعي که نقل کردیم مشکله پیدا مي‌شود، یعنی در واقع این چهار فرع مي‌شود که کل واحد از این فروع باشد مستقلاً باید مورد بحث فقهي قرار بگیرد. جلد 27، صفحه 301 صاحب جواهر هم همین احتمال دوم را دنبال کرده است، که اگر کتاب مي‌بود مي‌خواندیم بسیار خوب بود. علی کل حال این مقدمه که روشن شد باید این أربعه واحداً بعد واحد إن شاء الله تعالي ملاحظه بشود ببینیم اختلافات در کجاست؟ أدله در کجاست؟ مختار چیست؟ که إن شاء الله تعالي در جلسه‌ي آینده خواهد آمد.

و صلي الله علي محمد و آله الطاهرین.


 


[1] . نجفي، محمد حسن، جواهر الکلام، ج14، ص72.
[2] . همان.
[3] . همان.
[4] . همان.
[5] . حر عاملي، محمد بن حسن، وسائل الشيعة، ج5، ص295، ب69، ح2، ش 6584.
[6] . همان، ص295، ب69، ح6، ش 6588.
[7] . نجفي، محمد حسن، جواهر الکلام، ج14، ص72.
[8] . همان.
[9] . همان.
[10] . همان.
[11] . کهف / 21.
[12] . حر عاملي، محمد بن حسن، وسائل الشيعة، ج5، ص201، ب4، ح3، ش 6328.
[13] . طباطبائي يزدي، سيد محمد کاظم، العروة الوثقي (المحشي)، ج2، ص554.
[14] . الْفَضْلُ بْنُ الْحَسَنِ الطَّبْرِسِيُّ فِي مَجْمَعِ الْبَيَانِ قَالَ رُوِيَ‌ أَنَّ الْمُعْتَصِمَ سَأَلَ أَبَا جَعْفَرٍ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا ع عَنْ قَوْلِهِ‌ وَ أَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَداً- فَقَالَ هِيَ الْأَعْضَاءُ السَّبْعَةُ الَّتِي‌ يُسْجَدُ عَلَيْهَا. (حر عاملي، محمد بن حسن، وسائل الشيعة، ج6، ص345، ب4، ح9، ش 8141.).
logo