1403/07/22
بسم الله الرحمن الرحیم
چند مساله/شرائط لباس المصلي /كتاب الصلاة
موضوع: كتاب الصلاة/شرائط لباس المصلي /چند مساله
مسئله: صحت نماز در صورتی که نجاست چیزی را فراموش کند و بدن یا لباسش با رطوبت با آن چیز ملاقات کند و بعد از نماز، نجاست آن چیز را به یاد بیاورد
مسئلة إن نسي نجاسة شیء و لاقی بدنه أو لباسه ذلک الشیء مع الرطوبة و صلّی فیه، ثم ذکر بعد الصلاة نجاسة ذلک الشیء فصلاته صحيحة.
اگر فردی فراموش کند که چیزی نجس بوده و سپس بدن یا لباسش با آن ملاقات کند، این نجاست ملاقی، نجاست مجهوله محسوب میشود. نجاست منسیه همان نجاست اولیه است که با آن ملاقات شده است. اما ملاقی که با آن شیء ملاقات کرده است، منسیه نیست؛ زیرا فرد غافل است و از آن آگاهی ندارد و این نجاست مجهوله محسوب میشود. بنابراین، اگر با آن نماز بخواند، نمازش صحیح است. ملاقایش منسی است؛ اما ملاقی مجهول است.
یقینا چیزی نجس و نجاستش یقینی بود. اما بعد فراموش شد. اگر با خود آن نجس نماز خواند، نمازش باطل است؛ زیرا نجاست مجهوله باطل است. اما اگر چیز دیگری با آن ملاقات کرد و در آن ملاقی نماز خواند، این حکم نجاست مجهوله را دارد؛ زیرا ملاقی مسبوق به علم نیست. نسیان به معنای مسبوق بودن به علم است. نسبت به ملاقی سابقهی علم وجود ندارد؛ بنابراین حکم نجاست مجهوله را دارد و نمازش صحیح است.
بعد گفتهایم: و لکن إن لاقی بدنه ما نسي نجاسته برطوبة و اغتسل بدون أن یطهّره، فغسله و صلاته باطلان.
چیزی نجس بود و مکلف آن را فراموش کرد و در حال فراموشی با آن آب غسل کرد. یادش رفته بود و در حالی که بدنش به آن آلوده بود، بدون تطهیر، غسل کرد. یعنی غسل و وضو با نجاست مجهوله. چنین غسل و وضویی باطل است. غسل در حدیث لاتعاد جزء ارکان است. بنابراین اگر نجاست واقعی هم داشته باشد، این غسل و نماز با آن باطل هستند. فرقی نمی کند که نجاست بر بدن باشد یا داخل آب.
اشکال: فرق می کند. اگر آب نجس است، درست است. در اینجا با آب نجس غسل کردهاست. در اینجا وضو و غسل باطل است. اما اگر نجاست روی بدن باشد، همین که آب میکشد با خود آب کشیدن خود به خود تطهیر میشود.
جواب: اگر فرض کنیم که با آب طاهری غسل کردهایم و بدن نیز پاک شده است، این موضوع از بحث خارج است. اما اگر آب نجس باشد، در این صورت بدن نیز نجس خواهد شد.
اشکال: طهارت باید به صورت یقینی مشخص شود. زمانی که آب ریخته میشود، واضح نیست که آیا تطهیر به درستی انجام شده است یا خیر.
جواب: در غسل، تدهین نیز کافی است. تدهین به این معناست که آبی ریخته نشود و مانند روغن مالی باشد؛ به طوری که اگر دست خیس باشد و بدن را بمالیم، این عمل در باب غسل کافی خواهد بود. ولی تدهین به طور قطع مطهِّر نیست. اما اگر فردی با دلو آبی روی خود بریزد، در این صورت او پاک شده است، که البته این موضوع خارج از بحث ماست. بحث اصلی این است که بدن نجس با غسل، تطهیر نشده باشد. هرچند غسل انجام شده، اما این غسل باطل است؛ زیرا وضو و غسل به طهارت از حدث مربوط میشوند و طهارت از حدث از ارکان است. وقتی فرد متوجه شود که بدنش یا آبی که استفاده کرده، نجس بودهاست، در این صورت غسل و وضو باطل خواهد بود؛ چرا که هر دو از ارکان هستند و جهل نسبت به آنها مغفور نیست.
سؤال: اگر این آب جاری باشد، چه حکمی دارد؟
جواب: اگر آب زیادی به صورت شخص برسد و آن آب از منابعی مانند رودخانه یا آبشار باشد، در این صورت فرد قطعاً طاهر شده و غسل او نیز صحیح است. این یک فرض مشخص است و همیشه چنین نیست. در بسیاری از مواقع، فرد ممکن است فقط مقدار کمی آب روی خود بریزد و دستش را بشوید، به گونهای که عملش بیشتر شبیه تدهین باشد، مانند روغن مالی کردن. در این گونه موارد، مسلماً تطهیر حاصل نمیشود و بدن فرد نجس باقی میماند، به طوری که غسل انجام شده نیز باطل است.
و کذلک إن لاقی أحد أعضاء وضوئه مع الرطوبة شیئاً نسي نجاسته و قبل أن یغسله توضّأ للصلاة و صلّی فوضوؤه و صلاته باطلان.
مسئله: اگر یک لباس ساتر عورت در نماز دارد و بدن و لباسش نجس شود و آب برای تطهیر یکی از آنها دارد
مسئلة من لم یکن له إلّا لباس واحد ساتر لعورته في الصلاة إن تنجّس بدنه و ذلک اللباس و لم یکن عنده من الماء إلا بمقدار تطهیر أحدهما، فإن تمکّن من نزع لباسه طهّر بدنه و نزع لباسه و صلّی عریانا بالنحو الذي ذکرنا في صلاة العریان؛ و إن کان عاجزاً عن نزع اللباس لبرودة الهواء أو لعذر آخر مثلا، قدّم تطهیر البدن؛ هذا إذا کانا متساویین في النجاسة؛ و أمّا إن کان نجاسة اللباس أکثر أو أشدّ فلا یبعد التخییر.
در این مورد، هم بدن شخص نجس است و هم لباسی که ساتر عورت اوست، که به دلیل نجس بودن آن، استفاده از آن جایز نیست. آبی که برای تطهیر در اختیار دارد، تنها برای یکی از این دو مورد کافی است؛ یعنی یا باید بدن را پاک کند و یا لباس را.
در اینجا اختلاف نظر وجود دارد که کدام یک از این دو باید در اولویت قرار گیرد. بر طبق نظر مشهور، تطهیر بدن اولویت بیشتری دارد، به گونهای که فرد میتواند بدن خود را آبکشی کند و در این حالت لباس نجس به عنوان ساتر عورت، در حالتی غیرقابل قبول باقی میماند. بر این اساس، مشهور بر خلاف نظر آقای خویی فتوا دادهاند که فرد باید لباسهای خود را درآورد و بدون ساتر نماز بخواند.
نظر ما نیز مشابه نظر مشهور است؛ یعنی در این حالت، وجود لباس نجس تأثیر چندانی ندارد و فرد باید لباسهای خود را درآورد. در مورد حکم عاری، بیان کردیم که اگر فرد از ناظر محترم ایمن باشد، میتواند ایستاده و با ایماء نماز بخواند. اما در صورتی که ایمن نباشد، باید نشسته و همچنان به نماز با ایماء ادامه دهد. مستند این نظر روایت امام صادق(ع) است.
حفظ آبرو میتواند عنوان ثانویهای ایجاد کند. در موضوع امام جماعت، اگر در میانه نماز وضوی او باطل شود، این احتمال وجود دارد که به خاطر حفظ آبرو، عنوان ثانویهای شکل گیرد. اما این مورد صرفا یک احتمال است و در اصل، در صورت باطل شدن وضو، امام جماعت باید اعلام کند که از ادامه نماز معذور است.
در مورد ایستاده نماز خواندن، لازم است که ستر عورت رعایت شود. اگر نماز مومیا باشد و مصلی بتواند با پاهایش ستری انجام دهد، این کار کافی است. اما اگر به هر دلیلی این امکان وجود نداشته باشد، باید با دست نیز ستر عورت انجام شود. بنابراین، ستر عورت هم با استفاده از پاها و هم با دست، در صورت لزوم و نیاز، انجام خواهد شد.
و إن کان عاجزاً عن نزع اللباس لبرودة الهواء أو لعذر آخر مثلا، قدّم تطهیر البدن.
گفتیم که فرد میتواند لباسهایش را دربیاورد و بدون لباس عاریا، نماز بخواند. اما در صورتی که به دلیل سرمای شدید یا علت دیگری نتواند لباسهایش را دربیآورد، باید تطهیر بدن را مقدم بر همه چیز قرار دهد و در این حالت با لباس نجس نماز بخواند. اگر او قادر باشد لباسهایش را دربیاورد، باید این کار را انجام دهد. اما اگر به هر دلیلی معذور است و امکان این کار برایش وجود ندارد، میتواند بدنش را با آب شستشو دهد و با همان لباسهای نجس نماز بخواند.
هذا إذا کانا متساویین في النجاسة؛ و أمّا إن کان نجاسة اللباس أکثر أو أشدّ فلا یبعد التخییر.
در اینجا تأکید کردهایم که تطهیر بدن مقدم بر تطهیر لباس است. دلیل این تقدم آن است که لباس فرع بدن است و اصل در وجود انسان، بدن اوست. اما در برخی موارد ممکن است اهمیت لباس بیشتر باشد، بهویژه در صورتی که نجاست لباس از نظر شدت، نجاست بالاتری باشد.
برای مثال، اگر بدن فردی به خون نجس شده باشد، اما لباس او با بول نجس شده باشد، در این حالت گفته شده نجاست بول اشد از نجاست خون است. در چنین موقعیتی، ممکن است این احتمال مطرح شود که فرد بدنش را رها کند و به پاک کردن لباسهایش بپردازد.
علاوه بر این، در این موقعیت احتمال تخییر نیز وجود دارد. اهمیت و اولویت بدن از یک جهت و شدت نجاست لباس از جهت دیگر، ممکن است منجر به تخییر گردد.
حالا بر فرض تخییر باشد، جانب بدن را مقدم کند به خاطر اینکه احوط است. در کلمات مشهور هم بدن آمده است. این اجتهادی که کردیم در کلمات متأخرین مثل مرحوم امام و آقای خویی(ره) آمده است. اما مخیر است، بدن را انتخاب کند، احتمالش بیشتر است.
حالا بر فرض تخییر باشد، جانب بدن را احتیاطا مقدم میکند. در کلمات مشهور نیز به بدن اشاره شده است. این اجتهادی که کردیم در کلمات متأخرین، مثل مرحوم امام[1] و آقای خویی (ره)[2] نیز مطرح شده است. البته فرد مخیر است که بدن را انتخاب کند و این احتمال بیشتر است.
مسئله: کسی که یک لباس متنجس دارد و وقت هم ضیق است یا در وسعت وقت است و از تحصیل لباس دیگر مأیوس است
مسئلة من لم یکن عنده إلّا ثوب واحد متنجّس و کان الوقت ضیّقاً أو کان في سعة الوقت و لکن کان مأیوساً من تحصیل ثوب آخر، فإن لم یقدر علی نزع اللباس صلّی فیه و صلاته صحیحة؛ و إن کان قادراً علی نزع اللباس وجب نزعه و صلّی عاریاً بالنحو المذکور في محلّه. فإن لم یقدر علی نزع اللباس صلّی فیه و صلاته صحیحة.
اگر کسی فقط یک لباس دارد و آن لباس نجس شده است و آب برای شستشو نیز در دسترس نیست و تا پایان وقت نیز نتواند لباس دیگری تهیه کند، میتواند با همان لباس نماز بخواند و نمازش صحیح است، به شرط اینکه نزع -مثلا به علت سرمای شدید- برای او امکانپذیر نباشد.
سؤال: آیا این عدم توانایی، محذور شرعی را نیز شامل میشود؟ به عبارت دیگر، آیا این قدرت، قدرت شرعی نیز محسوب میشود؟ مثلا در مورد کشف عورت، آیا در شرایط عادی اجازه چنین کاری وجود ندارد و این حالت غیر مقدور محسوب میشود؟ آیا این عدم توانایی که اشاره میکنید، شامل عدم توانایی شرعی نیز میشود؟
جواب: خیر؛ کشف عورت مانع نیست، زیرا فرد میتواند با دست خود ستر عورت کند و این کافی است.
اشکال: بحث این است که انجام این عمل مستلزم کشف عورت است. حتی اگر شخص در حین نماز، به شکلی بتواند ستر خود را حفظ کند، در نهایت باید لباسش را دربیاورد و این موجب وقوع حرام میشود.
جواب: مومیا میتواند نماز بخواند و در این مورد اشکالی وجود ندارد.
و إن کان قادراً علی نزع اللباس وجب نزعه و صلّی عاریاً بالنحو المذکور في محلّه.
اگر می تواند لباس را دربیاورد، باید دربیاورد و به حکم آدم عاری عمل کند و دیگر هم نگوید این قبیح است یا مثلا عذر عرفی یا شرعی داریم. دیگر روایت دارد که این وظیفه اش این است.
اگر میتواند لباس را دربیاورد، باید این کار را انجام دهد و به حکم انسانی که عاری، عمل کند. نباید بگوید این کار ناپسند است یا عذر عرفی یا شرعی وجود دارد. در روایت این کار به عنوان وظیفه او بیان شدهاست.
مسئله: کسی که دو لباس دارد و اجمالا می داند که یکی از آنها نجس است و نمی تواند تطهیرشان کند
مسئلة من کان عنده ثوبان یعلم إجمالاً بنجاسة أحدهما و لم یقدر علی تطهیرهما، فإن کان الوقت واسعاً صلّی فیهما؛ و إن لم یتمکّن إلّا من صلاة واحدة صلّی في أحدهما لا عاریاً.
دو لباس دارد که به نجاست یکی از آنها علم اجمالی دارد، تطهیر یکیشان هم کافی است. بالاخره همان را که می خواهد با آن نماز بخواند، تطهیر کند. فرض در این است که آب برای هر دو نیست. ما می گوییم یکی شان را هم که آب کشید و به طهارتش یقین کرد می تواند با آن نماز بخواند.
حالا اگر قادر به تطهیر لباس نباشد و وقت برای نماز وسیع باشد، میتواند دو نماز بخواند؛ یکی در این لباس و دیگری در لباس دیگر. به این ترتیب، علم اجمالی پیدا میکند که یکی از نمازها در لباس طاهر خوانده شده و این کافی است.
اگر فقط امکان خواندن یک نماز داشته باشد، میتواند در یکی از آنها نماز بخواند و نیازی به عریان شدن نیست؛ زیرا استدلالها درباره عریان بودن مربوط به علم تفصیلی به نجاست لباس است و در اینجا احتمال نجاست وجود دارد. ادلهای که در باب نماز عریان مطرح شدهاند، شامل این مورد نمیشوند، چون در اینجا احتمال نجاست به علم اجمالی مرتبط است و روایاتی که مطرح شدهاند، مربوط به علم تفصیلی به نجاست هستند. بنابراین، با اینکه شبهه محصوره وجود دارد، مخالفت احتمالی با آن اشکال ندارد و این ادله شامل این مورد نمیشوند.
در شرح نوشتهایم: و أمّا إن قلنا بأنّ التکلیف في هذه الصورة الصلاة عاریاً، فقد یتوهّم بأن نجاسة الثوب حیث إنّها من أطراف الشبهة المحصورة، فالوظیفة هی الصلاة عاریاً لعدم إحراز شرط الطهارة في اللباس.
و لکنّه توهّم فاسد؛ و ذلک لأنّ الوجه في وجوب الصلاة عاریاً مع انحصار الثوب في النجس، إنّما هو النصّ الخاصّ الوارد في خصوص النجاسة المعلومة بالتفصیل و لا یشمل صورة الإحتمال ... .
اگر فرض کنیم که به دلیل نجاست لباس، باید نماز را بدون لباس خواند، این تصور نادرست است. دلیل این اشتباه آن است که نصوص خاص تنها بر نجاست مشخص تاکید دارند و شامل مواردی با احتمال نجاست نمیشوند. بنابراین، وجوب نماز بدون لباس در چنین شرایطی صحیح نیست و باید نماز در لباس نجس خوانده شود.