1404/01/17
بسم الله الرحمن الرحیم
مسأله 6 و 7 و نقل بیانات استاد/حج مندوب /كتاب الحج
موضوع: كتاب الحج/حج مندوب /مسأله 6 و 7 و نقل بیانات استاد
مرحوم صاحب عروة(ره) در مسأله6 میفرمایند:
یجوز اعطاء الزکوة لمن لایستطیع الحج لیحج بها.»
مرحوم حکیم(ره) در ذیل این مسأله میفرمایند:
« لانه سبیل الله.»
ذکر حواشی اعلام(رحمة الله علیهم) در ذیل این مسأله
افاد السید المرعشی:
« بناءً علی تعمیم السبیل وشموله له.»
و افاد السید عبدالهادی الشیرازی
« من سهم الفقراء ان کان فقیراً، و من سهم سبیل الله.»
بیانات استاد:
خمس و زکات ملک عنوانی فقراء و سبیل الله و ... میباشد. آنچیزی که برای مصرف فقراء میباشد به این معنا میباشد که زکات برای تأمین معاش فقراء میباشد(فقیر غیر از مسکین میباشد؛ چون فقیر درآمد دارد اما آن درآمد برای مخارج سالانهاش مکفی نمیباشد) و حد استفاده کردن فقیر از زکات مقداری است که معاشش را از مال زکات تأمین بکند و مراد از تأمین معاش معاش متعارف میباشد و حتی حیثیت شأنی هم در بحث زکات مطرح میباشد. اما اعطاء زکات به فقیر به حدی که فرد فقیر مستغنی شود و بتواند به حج برود و بعبارتی مستطیع شود و معنای استطاعت این است که از مئونه سالش زیادتر داشته باشد بطوری که بتواند به حج برود و مراد ما(استاد)از استطاعت استطاعت عرفی میباشد و دلیلی بر این اعطاء وجود ندارد.
کلام مرحوم صاحب عروة(ره) شامل حج واجب هم میشود.
این مطالب در سهم سادات هم جاری میشود و سهم سادات ملک عنوانی سادات میباشد(البته اگر آن فرد فقیر باشد که نه ابزار برای کار یا توان برای کار کردن ندارد). همچنین در سهم امام اگر فرد موضوع سهم امام باشد باید مقداری سهم امام به او داده شود تا خرج و مخارج متعارفش تأمین شود.
بله، در برخی از موارد که حج خلوت میشود در این صورت حاکم شرع میتواند افراد را اجبار برای رفتن به حج بکند. در این صورت میتوانیم افرادی را برای رفتن به حج بسیج کنیم.
ائمه اطهار(علیهم السلام) میخواستند که از خود طائفه افراد حضور داشته باشند و به برخی از افراد امر میکردند که به حج بروند و مخارج این افراد را از زکات میتوان صورت بگیرد و این تأمین مخارج را می توان از سهم امام(ع) پرداخت کرد اما این تأمین از شئون حاکم میباشد؛ چون این مورد از موارد حسبه میباشد و تشخیصش هم بعهده امام(ع) میباشد و مکلف این کار را بدون اذن امام(ع) یا حاکم نمیتواند انجام بدهد.
بنابراین این مطلب مطرح شده در این مسأله قابل التزام نمیباشد.
مطلب مرحوم حکیم(ره) درست است اما تأمین مخارج حج از مال خود فرد باشد تحت عنوان«فی سبیل الله» واقع میشود نه اینکه از مال دیگران تأمین شود ؛ چون در صورتی که به فرد فقیر اینقدر مال زکات داده شود که بتواند به حج برود این هزینه مازاد همانطور که گفتیم مخارج متعارف زندگی فرد تأمین شود نه بیشتر مگر اینکه بسبب جهات خاصی این تأمین صورت بگیرد مثلاً حج خلوت شده باشد و تشخیص این مسأله بعهده حاکم یا امام(ع) میباشد و یک مسأله شخصی نمیباشد. بنابراین اشکال ما(استاد) بیان این مسأله بصورت مطلق میباشد و اگر ضرورت باشد میتوان از مال زکات و هم غیر زکات(از سهم امام) پرداخت کرد اما تشخیص این امر از امور حسبه میباشد.
مرحوم صاحب عروة(ره) در مسأله 7 میفرمایند:
الحج افضل من الصدقة بنفقته.[1] »
مرحوم حکیم(ره) در ذیل این مسأله میفرمایند:
« استفاضت بذلک الاخبار – و فیها الصحیح و غیره.
منها: صحیحة معاویة، و فیه: « فالتفت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم الی ابی قبیس فقال: لو ان اباقیس لک زنة ذهبة حمراء انفقته فی سبیل الله ما بلغت به مابلغ الحاج.[2] »
ذکر حواشی اعلام(رحمة الله علیهم) در ذیل این مسأله:
افاد السید الفیروز آبادی:
« دون اعانة المضطرین من السادة بها، فانها افضل بمراتب کثیرة.»
بیانات استاد:
مرحوم صاحب عروة(ره) بابی را در عنوان«من ابواب الحج و شرائطه» مطرح کردند و آن عبارت است:
«باب استحباب اختیار الحج المندوب علی الصدقة بنفقته و باضعافها و عدم اجزاء الصدقة عن الحج الواجب.» و روایاتی در این باب ذکر کرده است که زا این روایات این مطلب که فضیلت حج مندوب از صدقه مندوبه بیشتر است و برخی از آن روایات عبارتند:
ما رواه محمد بن الحسن باسناده عن موسی بن القاسم عن صفوان و ابن ابی عمیر عن معاویة بن عمار، عن ابیعبدالله (علیه السلام) عن ابیه، عن آبائه (علیهم السلام):
ان رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) لقاه اعرابی فقال له: یارسول الله، انی خرجت اُرید الحج ففاتنی و انا رجل مُمِیل فَمُرنی ان اصنع فی مالی ما ابلغ به مثل اجر الحاج.
فالتفت الیه رسول الله (صلی الله علیه و آله) فقال: انظرالی ابی قبیس، فلو ان اباقبیس لک ذهبة حمراء انفقته فی سبیل الله ما بلغت «به» مایبلغ الحاج.
ثم قال: ان الحاج اذا اخذ فی جهازه لم یرفع شیئاً و لم یضعه الا کتب له عشر حسنات و مَحَی عنه عشر سیئات و رفع له عشر درجات، فاذا رکب بعیره لم یرفع خفاً ولم یضعه الا کتب اله مثل ذلک، فاذا طاف بالبیت خرج من ذبوبه ...
... فعد رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) کذا و کذا موقفاً اذا وقفها الحاج خرج من ذنوبه ثم قال: انی لک ان تبلغ ما یبلغ الحاج.
قال ابوعبدالله (علیه السلام) ولاتکتب علیه الذنوب اربعة اشهر و تکتب له السیئات الا ان یاتی بکبیرة.[3]