« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد سید‌ محمدجواد علوی بروجردی

1403/11/03

بسم الله الرحمن الرحیم

نظر استاد در این فرع/حج مندوب /كتاب الحج

 

موضوع: كتاب الحج/حج مندوب /نظر استاد در این فرع

 

طبق مباحث قبل به این نتیجه رسیدیم که اخبار«من بلغ» استحباب را ثابت نمی‌کند.

مرحوم صاحب عروة(ره) در این مبحث (فصل فی الحج المندوب) می‌فرمایند:

« یستحب لفاقد الشرائط من البلوغ و الاستطاعة و غیرهما ان یحج مهما امکن، بل و کذا من اتی بوطیفته من الحج الواجب.

و یستحب تکرار الحج، بل یستحب تکراره فی کل سنة، بل یکره ترکه خمس سنین متوالیه.

و فی بعض الاخبار: من حج ثلاث حجات لم یصبه فقر ابداً.»

مرحوم حکیم(ره) در ذیل عبارت«یستحب لفاقد الشرط من البلوغ ...» می‌فرمایند:

« بلا اشکال، و یقتضیه ما تقدم فی الحج الصبی و العبد[1] .

مضافاً الی الاطلاقات المرغبة فیه.»

و افاد فی ذیل قوله: و یستحب تکرار الحج:

« کما تقتضیه الاطلاقات المرغبة فیه، و الروایات الواردة فی حج النبی و الائمة علیهم افضل الصلوة و السلام، و ان البنی حج عشرین حجة، و الحسن (علیه السلام) خمساً و عشرین حجة، و السجاد اربعین حجة ... الی غیر ذلک.»[2]

و افاد فی ذیل قوله: بل یستحب تکراره فی کل سنة:

« فی روایة عیسی بن ابی منصور قال: قال لی جعفر بن محمد (علیهما السلام):

یا عیسی: ان استطعت ان تأکل الخبز و الملح و تحج فی کل سنة فافعل و نحوها غیرها.[3]

و افاد فی ذیل قوله: بل یکره ترکه خمس سنین متوالیه:

« فی روایة ذریح عن ابیعبدالله (علیه السلام): من مضت له خمس سنین، فلم یفد الی ربّه – و هو موسر- انه لمحروم.[4]

و فی روایة حمران عن ابی جعفر (علیه السلام):

ان الله تعالی منادیاً ینادی: ای عبد احسن الله تعالی الیه، و اوسع عیله فی رزقه، فلم یفد الیه فی کل خمسة اعوام مرة لیطلب نوافله، ان ذلک لمحروم.»[5]

و افاد فی ذیل قوله: و فی بعض الاخبار: من حج ثلاث حجات لم یصبه فقر ابداً:

« فی روایة صفوان بن مهران عن ابی عبدالله (علیه السلام): من حج ثلاث حجج لم یصبه فقر ابداً.»[6]

ذکر حواشی اعلام(رحمة الله علیهم)

افاد السید الفانی فی ذیل قوله: «بل یکره ترکه خمس سنین متوالیه»:

« ترک المستحب لیس بمکروه.»

بیانات استاد:

در این مسأله چند فرع وجود دارد:

یستحب لفاقد الشرائط من البلوغ... .

ما در مورد صبی دو دسته روایات داریم:

روایاتی که قائل به عدم اجزاء حج صبی در زمان غیر بلوغ می‌باشد و در زمان بلوغ باید آن حج را بجا بیاورد و آن مثل روایات ذیل می‌باشد:

روایت اول:

رواه الصدوق باسناده عن ابان بن الحکم قال: سمعت اباعبدالله (علیه السلام) یقول: الصبی اذا حج به فقد قضی حجة الاسلام حتی یکبر ... .

بحث دلالی:

اطلاق حجة الاسلام شده است و بعد هم اطلاق موردی و محدود یعنی تا وقت بلوغش حجة الاسلام از او ساقط می‌باشد اما بعد از بلوغش باید حجة الاسلام او را بجا بیاورد.

روایت دوم:

و ما رواه الکلینی عن عدة من اصحابنا عن سهل بن زیاد عن محمد بن الحسن بن شمون عن عبدالله بن عبد الرحمن الاصم عن سمع بن عبد الملک عن ابیعبدالله (علیه السلام) فی حدیث قال: لو ان غلاماً حج عشر حجج ثم احتلم کانت علیه فریضة الاسلام.

طبق این دو روایت اگر فرد صبی حجی را بجا بیاورد مکفی از حجة الاسلام نمی‌باشد و هر دو روایت مشکل سندی دارند؛ چون روایت اول«ابان بن الحکم» وجود دارد که نه در رجال و نه در روایات نداریم و در روایت دوم«شمون» هم توثیقی ندارد.

مرحوم خوئی(ره) نسبت به سند روایت اول می‌فرمایند:

« ثم ان هذه الروایة نقلها فی الوسائل هکذا ( عن ابان بن الحکم) و هو غلط اما منه او من النساخ، اذ لا وجود له تباتاً[7] لا فی کتب الحدیث ولا الرجال، و الصحیح هکذا: (عن ابان عن الحکم) کما ذکره صاحب الوسائل فی موضع آخر (الوسائل الباب 16 من ابواب وجوب الحج الحدیث7) و هو حکم بن الحکیم الصیرفی الثقة.

و اما ابان فهو ابان بن عثمان الذی یروی عنه. فوقع التصحیف فی کلمة (عن) و قلبت بـ (بن).

و الصحیح ما اثبتناه علی ما رواه الصدوق فی الفقیه، و علیه فالروایة معتبرة ولامجال للتشکیک فی سندها.»[8]

بحث دلالی:

فرض این است که صبی غیر ممیز می‌باشد در روایت عبارت قضاء در«قضی حجة الاسلام» وجود دارد که بمعنای اجزاء و کفایت می‌باشد هر چند این اجزاء و کفایت نسبی می‌باشد یعنی نسبت به بعد از بلوغش نمی‌باشد این متوقف بر صحت می‌باشد؛ چون عمل تا زمانی که مشروع نباشد صحیح نمی‌باشد و لذا از این تعبیر امام(ع) در این روایت این حج نسبت به این صبی مجزی بمعنای صحیح و مشروع می‌باشد و ما(استاد) قائلیم که اگر فرد فعلی را بقصد ملاک اتیان بکند قائل به صحت و مشروعیت می‌شویم مثلاً در متزاحمین امر به اهم مانع از فعلیت امر به مهم می‌شود و اگر کسی امر به اهم را عصیان بکند و فرد می‌تواند به قصد امر آن نماز را(مثلاً) اتیان بکند(البته طبق نظر مشهور اما طبق نظریه ترتب اگر امر به اهم را عصیان بکند امر به مهم باقی می‌باقی). اما از طرفی غیر ترتبی مکلف امری ندارد و امر به اهم فعلیت دارد و تا زمانی که این امر فعلیت دارد و اگر فرد نماز بدل از ازاله بجا آورد نمازش درست و قضاء هم ندارد. بنابراین عبادت صبی در این جا صحیح می‌باشد حتی اگر امری وجود نداشته باشد.

 


[1] .اشکال: عبد یا صبی فرق دارد؛ چون صبی یعنی کسی که به حد بلوغ نرسیده است و اصلاً موضوع تکلیف نمی‌باشد. مرحوم خوئی(ره) می‌فرمایند:«رفع القلم عن الصبی» رفع تکالیف الزامی می‌باشد اما ایشان فرقی بین تکالیف الزامی و غیر الزامی قائل نمی‌باشند. در بحث استطاعت نمی‌باشند. در بحث استطاعت گفتیم که یک امر عرفی می‌باشد یعنی فرد توان انجام دادن کاری را داشته باشد، مثلاً شارع امر کند به که مکلف به آسمان بپرد اما فرد نمی‌تواند در این صورت تکلیف لغو می‌باشد و در صورت غیر مستطیع بودن فرد امکان ندارد که استحباب حج را برای او او ثابت بکنیم. مجنون: اصلاً متوجه تکلیف نمی‌باشد. بله، مجنون ادواری تکلیف وجوبی شاملش می‌شود و در صورت امکان حج واجب را هم می‌تواند انجام بدهد و در عبد هم چون استطاعت مالی ندارد و اموالش برای مولا می‌باشد استطاعت در موردش معنا ندارد.
[2] . الوسائل الباب5، من ابواب الحج، الحدیث 6-7-12-31-32.
[3] . الوسائل، الباب46 من ابواب وجوب الحج الحدیث 6.
[4] . الوسائل الباب49 من ابواب وجوب الحج الحدیث 1.
[5] . نفس المصدر، الحدیث 2.
[6] . الوسائل الباب45 من ابواب وجوب الحج الحدیث 22.
[7] .او «ثباتا».
[8] . مستند العروة الوثقی، الحج، جلد 1، ص30.
logo