« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد سید‌ محمدجواد علوی بروجردی

1403/11/02

بسم الله الرحمن الرحیم

ادامه نظر استاد/اخبار (اخبار من بلغ) /كتاب الحج

 

موضوع: كتاب الحج/اخبار (اخبار من بلغ) /ادامه نظر استاد

دیدن عملی در یک روایت ضعیف ابلاغ صادق می‌باشد مخصوصا روایاتی که عبارت«عن النبی» دارد و در این صورت موضوع بلوغ صادق می‌باشد و در صورت عمل مکلف به این روایت به مکلف از باب تفضل ثواب می‌دهند و در نتیجه رجحانی برای معمخول انجام شده است هر چند این رجحان در اصل نباشد اما تحقق این عمل بصرف بلوغ، رجحان و ثواب خواهد آمد و آنچه ما حکمش را استحباب یا ندب قرار می‌دهیم حکم است و معنای«حکم» عبارت است:«صدر من الله» و آنچه از ذات باری تعالی صادر می‌شود وجوب(مصلحت به حد الزام برسد) و الا مستحب می‌باشد یا غیر این احکام از این موارد. به این فرد عامل به عمل در روایت ثواب داده می‌شود اما این ثواب بعنوان ثانوی می‌باشد نه بعنوان اولی یعنی در صورت امر الهی مکلف آن فعل را انجام می‌دهد و ذات باری تعالی به او ثواب می‌دهد اما عنوان ثانوی موضوعیتی ندارد و به همین علت اگر بلوغ برای مکلف محقق شود و آن عمل را انجام بدهد ثوابی بذاته بر این عمل مترتب نمی‌شود بلکه بعنوان ثانوی و بسبب انقیاد عملی را انجام می‌دهد و در این صورت این اخبار مطلب تازه‌ای را برای ما ایجاد و ثابت نمی‌کند مثلاً: اگر فرد نفقه زن و بچه‌اش را بقصد قرب الهی انجام بدهد ذات باری تعالی به او ثواب می‌دهد و ثواب در اخبار«من بلغ» از این باب می‌باشد و اگر ما فتوا بدهیم که اگر هر کسی این اعمال را رجاءً انجام بدهد خوب است مثل اعمال «لیلة الرغائب» که اگر بقصد رجاء انجام بدهد؛ چون ما از تشریع پرهیز می‌کنیم. مشکل ما این است که ما در فتوای به استحباب اسناد به شرع می‌دهیم و در این اسناد نمی‌توانیم به هر بلوغ و طریقی و از هر کسی تکیه کنیم. در این باب سه تا روایت داریم(البته اگر دو تا روایت نگوئیم) و مستفاد از این روایات این است که اگر کسی رجاءً عملی را که به او(مکلف) رسیده و ان عمل دارای ثواب می‌باشد ذات باری تعالی به او ثواب می‌دهد و این ثواب از باب تفضل می‌باشد. بنابراین فتوای به استحباب در این زمینه خلاف احتیاط می‌باشد. مثل مرحوم شیخ انصاری(ره) که می‌فرمایند: این روایات علاوه بر اثبات استحباب بلکه اثبات نقل فضائل و تاریخ و ... را هم می‌کند. اما مرحوم خوئی(ره) این اخبار«من بلغ» را ردع می‌کند و می‌فرمایند: مدلول این روایات بیشتر از ترتب ثواب نمی‌باشد و اثبات استحباب نمی‌کند اما در عمل مثل دیگران عمل می‌کنند. نظر ما(استاد) در این روایات این است که این اخبار بهیچ عنوان اثبات استحباب نمی‌کند و این بیان مخالف با قول مشهور می‌باشد. برای حل این مشکل مرحوم خوئی(ره) در ردع اجماع می‌فرمایند: اجماع مدرکی می‌باشد؛ چون مجمعین بر این قول بسبب روایتی اجماع کرده‌اند. در این صورت سراغ روایت می‌رویم و در صورت عدم پذیرش مضمون آن روایت این اجماع برای قیمتی ندارد.

اجماع و سیره متشرعه از ادله کاشفه می‌باشند یعنی ادله‌ای که کاشفیت از قول معصوم(ع) دارد، مثلاً سیره متشرعه در صورت کاشف بودن از قول معصوم(ع) حجت می‌باشد و به این نوع شهرت«شهرت متلقاة» گفته می‌شود یعنی شهرتی که بین اصحاب(قدماء) وجود دارد کشف از شهرت بین اصحاب ائمه(علیهم السلام) بکند و آن شهرت اصحاب در منظر و مرأی ائمه(علیهم السلام) بوده است و این نوع شهرت برای ما حجت می‌باشد و این شهرت بین متأخرین ارزشی ندارد. شهرت اصطلاحی بین قدماء اصحاب می‌باشد یعنی کسانی که قریب العهد به زمان معصوم(ع) می‌باشند. اصحاب امام حسن عسکری(ع) طبقه هفتم و فقهاء ما از طبقه نهم می‌باشند. اگر شهرت بین آنها حاصل و مستفاد از یک روایت باشد آن شهرت مدرکی می‌باشد و این شهرت یک شهرت متلقاة نمی‌باشد؛ چون طبق سندی می‌باشد و آن سند «اخبار من بلغ» می‌باشد و علاوه بر این مطالب این شهرت بین متأخرین می‌باشد و قیتی هم ندارد. بنابراین این شهرت خلاف مشهور نمی‌باشد(چون شهرت بین قدماء اصحاب حجت می‌باشد) و این شهرت یک شهرت مدرکی می‌باشد و مستند این شهرت اخبار«من بلغ» می‌باشد و این اخبار اثبات استحباب نمی‌کنند.

 

logo