« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد سید‌محمدجواد علوی‌بروجردی

1403/07/07

بسم الله الرحمن الرحیم

حواشی اعلام(رحمة الله علیهم):

مرحوم خوانساری در ذیل عبارت«اذا عین للحج اجرة لا یرغب فیها احد ...» می‌فرمایند:

« بل مع وفائها بالحج المیقاتی تصرف فیها، و مع عدمه انما تصرف فی وجوه البر من غیر فرق بین الصور[1]

و مثله الشیخ الاراکی، و لزوم العمل به بالاستئجار من المیقات او بلد اقرب الی مکة، فی مفروض المقام ظاهر غیرهما من اعلام المحشین.

و افاد السید السبزواری فی ذیل قوله: ... اذا لم یرج وجود راغب فیها:

و مع عدم امضاء الورثة، و عدم الکفایة من المیقات.»

و افاد الشیخ کاشف الغطاء فی ذیل قوله: لالقاعدة المیسور ... لانها قاعدة شرعیة:

« قاعدة المیسور قاعدة عقلیة، و علیه بناء القعلاء، و قد امضاها الشارع، فلا تختص بالمجعولات الشرعیة.»

و افاد السید الفانی فی ذیل قوله: و انما تجری فی الاحکام الشرعیة المجعولة للشارع و لا مسرح لها فی مجعولات الناس:

« کیف و هی مأخوذة من صمیم ارتکاز العرف؟

نعم: الاشکال انما هو فی استظهار تعدد المطلوب، او تعدد مراتب المطلوبیة من مجعولاتهم، و لکنه موکول الی القرائن.»

و افاد فی ذیل قوله: مع ان الجنس لایعد میسوراً للنوع:

« اذا کان الفرض الاسنی متعلقاً بالنوع و الادنی متعلقاً بالجنس یعد الجنس میسوراً للنو

نعم: تعدد المراتب شدة و ضعفاً فی الفرض الواحد البسیط یحتاج الی دقة.»

و افاد المحقق النائینی فی ذیل قوله: بل: لان الظاهر من حال الوصی ارادة عمل بنفسه ...:

«الظاهر ان هذه القاعدة الکلیة[2] المسلمة فی باب الوقف و الوصیة غنیة عن مثل هذا التکلف.[3] »

و افاد السید الاصفهانی:

« بل الظاهر بملاحظة ما ورد من الاخبار فی نظائر المقام: ان هذا[4] حکم تعبدی شرعی فی باب الاوقاف و الوصایا و النذور، حیث ان الشارع قد امضاها علی نحو تعدد المطلوب، فلایلاحظ حال الواقف و الموصی و الناذر حتی یختلف الحکم باختلاف الاشخاص و الحالات.»

و افاد السید الاصطهباناتی:

« بل لان الظاهر بملاحظة ما ورد من الاخبار الکثیرة فی باب الوصایا و الاوقاف و النذور، کون وجوب صرف ما تعذر منها فی وجوه البرّ حکماً کلیاً تعبدیاً غنیاً فی اثباته عن احراز تعدد المطلوب.»

و افاد السید الخوانساری:

« بل الظاهر بملاحظة ما ورد من الاخبار فی نظائر المقام ان هذا حکم تعبدی شرعی فی باب الاوقاف و النذورات.»

و افاد السید الگلپایگانی:

« بل لما ورد فی الوصیة بالحج بنفقة لاتفی بالبلدیة، او نفقة لاتفی باصل الحج، کما فی مفروض المسألة. و الوصیة بعتق العبد المسلم، و الوصیة المجعول مصرفها لنسیان الوصی، و ما ورد فی نذر الحج ماشیاً حافیاً مع طریان العجز، و ما ورد فی الوقف المجهول المصرف.

فانه یستفاد من جمیع ذلک وجوب صرف ما تعذر مصرفه من الوصیة و الاوقاف و النذور فی وجوه البرّ، مراعیاً للاقرب الی نظر الجاعل، و ان لم یستظهر من حاله تعدد المطلوب، بل و ان استظهر خلافه نعم: مع العلم بالتقیید فی عالم اللب فالحکم کما فی المتن.»

و افاد السید البروجردی:

« وجوب صرف ما تعذر مصرفه من الوصایا و الاوقاف و شبههما فی وجوه البر ثابت من الاخبار الکثیرة الواردة فی هذه الابواب، و لا حاجة الی احراز تعدد المطلوب بحسب قصد الموصی و غیره. نعم: منشأ هذا الحکم[5] ظاهراً هو رعایة ما هو المرتکز فی اعماق اذهانهم من تعدد المطلوب و لو بحسب النوع.»

و افاد السید الشریعتمداری:

« لم یظهر ذلک من حال الموصی غالباً، و لو سلم فلا دلیل علی وجوب العمل باغراض الموصی بعد عدم صدق الوصیة علیه.

و انما الدلیل علی الحکم: الاخبار الکثیرة الواردة فی الابواب المتفرقة و علیه فلا فرق بین تعدد المطلوب و التقیید یعنی وحدة المطلوب، ففی کلتا الصورتین یصرف فی وجوه البرّ.»

و افاد السید السبزواری:

« الصرف فی وجوه البر یستفاد من اخبار کثیرة وردت فی ابواب متفرقة و لایبعد کونه من مرتکزات المتشرعة مالم یعلم التقیید.»

و افاد السید الفانی:

« لیس هذا الظهور موجوداً فی جمیع الموارد، و ان تحقق فی مورد فهو کاشف عن کونه موضوعاً لقاعدة المیسور التی انکرها فی مجعولات النا»

و افاد السید عبدالله الشیرازی:

« بل الظاهر بملاحظة ما ورد من الاخبار فی نظائر المقام ان هذا حکم تعبدی شرعی فی باب الاوقاف و الوصایا و النذور، و لایحتاج الی التکلیفات المذکورة، و ربما کان منشو عند الشارع قاعدة المیسور.»

و افاد السید الخوئی فی ذیل قوله: بل یدل علیه خبر علی بن سوید:

« الروایة عن علی بن مزید، لا عن علی بن سوید، و هی ضعیفة لاتصلح للاستدلال بها، و تکفی القاعدة للحکم المذکور بعد ظهور حال الموصی کما ذکر.»

و افاد المحقق النائینی قدس سره فی ذیل قوله: ... هذا فی غیر ما اذا اوصی بالثلث و عیّن له مصارف و تعذر بعضها:

« بعد ان کان مخرج الوصیة هو الثلث مطلقا، لم یظهر الفرق بین ان یکون الوصیة بکل الثلث، او بعضه، کی یکون الامر فی الاوّل اوضح و فی الثانی محتاج الی التکلف السابق[6]

و مثله السید جمال الدین الگلپایگانی.

و افاد السید الفانی:

« لا فرق فی الصورتین، اذ لیست الوصیة العهدیة بالثلث اخراجاً له عن ملک الورثة، کیف و لو تبرع متبرع بما اوصی به اذا لم یکن مقیداً بالمباشرة و لا بمخرجیة الثلث له، کان الثلث موروثاً حسب السهام؟

نعم: الثلث مخرج للوصایا.»

 


[1] .مراد تعدد یا وحدت مطلوب می‌باشد.
[2] .قاعده کلی در کلام ایشان نزدیک به قاعده میسور می‌باشد.
[3] .اشکال استاد به مرحوم اصفهانی(ره):اگر مراد «ما ورد فی الاخبار» صرف در وجوه بر باشد این حکم یک حکم تعبدی شرعی می‌باشد و این معنا با عبارت«قد امضاها» سازگاری ندارد؛ چون امضاء در جائی است که سیره عقلائیه‌ای داشته باشیم و شارع با امضائش بخواهد آن سیره را تحکیم بکند مگر اینکه بگوئیم که شارع این حکم را در موارد تعدد مطلوب جعل کرده است یعنی در صورتی که جعل بنحو تعدد مطلوب باشد موضوع این حکم می‌باشد.
[4] .یعنی صرف در وجوه بر کردن.
[5] .«منشأ هذا الحکم»: منشأ حکم شارع مصالح و مفاسد نفس الامریة می‌باشد و ارتکاز فقط در مقام بناءات عقلاء و احکام امضائیه می‌باشد مگر اینکه اساس نظرشان قاعده یُسر باشد.
[6] .مراد مرحوم نائینی(ره) در این حاشیه این است که وصی با همین مقدار وصیت برخی از ثلث را برای حج مستحبی تعیین کرده است و این فرد یک قسمتی از ثلث را مورد وصیت قرار داده است و برای بقیه قسمت‌های ثلث تصرفی نکرده است و بحث در این صورت عبارت است از اینکه ثلث مورد وصیت در وجوه خیر صرف بشود یا خیر؟ مرحوم نائینی(ره) می‌فرمایند که ما نیاز به این تکلفاتی که مرحوم صاحب عروة(ره) انجام داده‌اند نداریم؛ چون این فرد با برخی از ثلث حج مستحبی را تعیین کرده است و این مبلغ را در غیر وجوه بر نمی‌توانیم مصرف بکنیم؛ چون این ثلث مصرف شده‌اش می‌باشد و در این صورت معنا ندارد که ما بقی را به ورثه یا اقوالی که صاحب عروة یا تفصیل مرحوم کرکی(رحمة الله علیهما) باشد را باشد را بیان بکنیم.
logo