« فهرست دروس

درس خارج فقه استاد سید‌محمدجواد علوی‌بروجردی

1403/02/30

بسم الله الرحمن الرحیم

 نقل کلمات اعلام(رحمة الله علیهم)

موضوع: نقل کلمات اعلام(رحمة الله علیهم)

مرحوم محقق نائینی(ره) در ذیل عبارت« و لو فضل من النسنین فضلة لا تفی بحجة...» می‌فرمایند:

« تقدم ان صرفها فی وجوه البر هو الاقوی .»

و مثله السید جمال الدین الگلپایگانی .

و افاد السید الاصطهباناتی :

« اوسطها اوسطها – فی وجوه البر -»

و افاد السید الفانی :

« تجعل فی وجوه البر لمصحح علی بن مزید السابری علی ما فی الفقیه و التهذیب . او علی بن فرقد علی ما فی الکافی من الحکم بعدم ضمان الوصی اذا تصدق بما لایکفی حتی للحج من مکة.

و « علی » هذا و ان کان مجهولاً الا ان الراوی عن زید الراوی عنه هو ابن ابی عمیر ، فیکون الخبر من قسم المصحح المعتبر عنه العقلاء .

و لصحیح محمد بن الریّان علی الاصح بالنسبه الی سهل الآدمی الراوی عنه و قد ورد فیه : اجعلها فی البر ، بعد التعدی عن المورد بالمناط المنقح .»

و افاد السید السبزواری :

« اقواها اوسطها ، و یاتی ذلک منه فی المسالة »

و افاد السید محمد تقی الخوانساری :

« و هو – فی وجوه البر – اقوی .»

و مثله السید الگلپایگانی و الشیخ الاراکی .

و افاد المحقق العراقی :

« خیرها اوسطها ، الا اذا اقتضت الاجرة الزائدة فی حجه بلحاظ الاشتمال علی مستحباته ، فلا یبعد حینئذ تعیّن الاخیر من الوجوه[1]

و افاد السید البروجردی :

« خیرها اوسطها .»

و مثله السید الاصفهانی و السید الصدر .

و افاد المحقق کاشف الغطاء :

« اوجهها اوسطها ، کما ان الاوجه فی الفرع الآتی هو الثانی – و هو الاتیان بذلک المقدار من المیقات - »

و افاد السید الشیرازی :

« اوجهها ثانیها »

و افاد السید الاصطهباناتی فی ذیل قوله : و لو کان الموصی به الحج من البلد و دار الامر بین جعلل اجرة سنتین مثلاً لسنة ، و بین الاستئجار بذلک المقدار من المیقات لکل سنة ، ففی تعیین الاول او الثانی وجهان و لایبعد التخییر ، بل اولویة الثانی :

« بل الاول اولی و احوط . »

و افاد السید الگلپایگانی :

« بل الظاهر تعینه – الاول - لما رواه عبد الله بن بکیر عن ابیعبد اله (ع) « عن رجل اوصی بماله فی الحج ، فکان لایبلغ ما یحج به من بلاده ؟ قال :

فیعطی فی الموضع الذی یحج به عنه[2] » ، فانه باطلاقه حاکم علی الخبرین »

و افاد السید الصدر فی ذیل قوله : الا ان مقتضی اطلاق الخبرین الاول :

« و العمل بهما هو المتقین .»

و افاد السید جمال الدین الگلپایگانی :

« و هو الاولی و الاحوط. »

و افاد السید عبدالله الشیرازی :

« و یتعین العمل بهما .»

و افاد السید الامام :

« و علیهما العمل .»

و افاد المحقق النائینی :

« و هو الاولی و الاحوط .»

و افاد السید محمد تقی الخوانساری :

« و هو الاقوی .»

و مثله الشیخ الاراکی و الشیخ زین الدین .

و افاد السید البروجردی :

« و العمل بهما هو المتیقن .»

و افاد السید عبداله الشیرازی :

« بل مقتضی اطلاق الاول و ظهور الثانی لو لم یکن نصاً . »

« و علیهما العمل . »

و افاد السید البجنوردی :

« و هذا هو الاظهر .»

و افاد السید الخوئی :

« و علیه فهو الاحوط .»

و افاد السید السبزواری :

« و هو القول[3] . »

و افاد السید البروجردی فی ذیل قوله : هذا کله اذا لم یعلم من الموصی ارادة الحج بذلک المقدار علی وجه التقیید، و الا فتبطل الوصیة .:

« لکنه مجرد فرض[4]

و افاد المحقق العراقی :

« و یحتمل بطلان الوصیة بالحج ، فیصرف فی سائر الوجوه» .

نعم : لو علم تقیید الوصیة بخصوص حجه کان بطلان الوصیة بالحج متجها ، فیرد المال حینئذ میراثاً [5] . »

و افاد السید محمد تقی خوانساری :

« الظاهر لزوم الصرف فی وجوه البر .»

و مثله الشیخ الاراکی .

و افاد السید القمی :

« فیه نظر ، لاطلاق النص . »

و افاد السید الفیروز آبادی فی ذیل قوله : و الا فتبطل الوصیة اذا لم یُرج امکان ذلک بالتاخیر :

« و الا فلا تبطل ، بل توخر .»

و افاد فی ذیل قوله : او کانت الوصیة مقیدة بسنین معینة :

« عطف علی النفی ، و المراد الحکم بالبطلان فیما کانت الوصیة ، مقیدة بالسنین ، و عدم جواز التاخیر عن السنین المعینة لتقیید الوصیة ، و ان کان المرجو امکان تحصیل الحج فیما یاتی بالمقدار الموصی به .

 


[1] .یعنی ما ترک میت صرف در حج شود.
[2] . الوسائل الباب2 من ابواب النیابة فی الحج الحدیث 3.
[3] .«او المقول».
[4] .چون مسأله مورد بحث وصیت همین مردم می‌باشد و این طور نیست که اگر نشد عمل به وصیت را نخواهند و ممکن است که در این ده سال-مثلاً- که مرود وصیت می‌باشد هزینه حج را گرفت و حج را خراب انجام داد و به همین علت ایشان می‌فرمایند: تقیید خلاف فرض می‌باشد و این مطلب مرحوم صاحب عروة(ره) در فرض عدم تقیید می‌باشد.
[5] .یعنی از ما ترکی که میت برای خودش قرار می‌دهد به ده تا حج وصیت می‌کند و وصیت به ثلث ندارد و در صورت عدم تحقق آن تعداد حج وصیت باطل می‌باشد و پول به ورثه بر می‌گردد؛ چون ثلث در این فرض وجود ندارد.
logo