« فهرست دروس

درس خارج فقه استاد سید‌محمدجواد علوی‌بروجردی

1403/02/10

بسم الله الرحمن الرحیم

توضیحات استاد در مورد شأن مومن

موضوع:توضیحات استاد در مورد شأن مومن

مراد ما از شأن (این شأن در بحث خمس و زکات و حج(استطاعت) هم وجود دارد) کرامت انسانی نیست؛ چون هر انسانی دارای یک حقوقی می‌باشد بلکه مراد ما حرمت مومن می‌باشد(مومن یعنی شهارتین را گفته و ولایت ائمه معصومین(علیهم السلام) را قبول داشته باشد) و ایمان در عقیده سنجیده می‌شود نه در عمل و این عمل هم مترتب بر ایمان ارزش دارد و اگر کسی عملی ندارد اما حقیقتا مومن می‌باشد تمام ادله حرمت مومن دلالت بر حرمت مال و عِرض و ... می‌کنندو اینکه در روایت کسی که نماز نمی‌خواند را بمنزله کافر قرار داده است این تنظیر است و این معنایش این نیست که ما آن فرد را کافر می‌باشد و حکم به نجاست نمی‌شود و در مورد کسی که حج را عمداً ترک کرده است روایت (مت یهودیا او نصرانیاً) وارد شده است معنایش این نیست که ما او را در قبرستان یهودی‌ها و مسیحی‌ها دفن کنیم بلکه این ترک عملش(حج) تنظیر به یهودی و مسیحی می‌باشد اما ربطی به حرمت مومن ندارد و این فرض هم مراد ما از شأن نمی‌باشد بلکه مراد ما این است که مثلاً در یک محله‌ای برای کسی می‌خواهند یخچال بخرند و افراد آن محله جمع می‌شوند و یک کارگر مثلاً دو هزار تومان را می‌پردازد و افراد آن مجلس او را تحسین می‌کنند اما کسی که تاجر و سرمایه‌دار می‌باشد همین مبلغ را می‌پردازد همان افراد حاضر در مجلس او را خسیس میدانند. این شأن است یا زمانی که برای یک مرجع تقلید همه افراد مجلس بلند می‌شوند به این هم شأن گفته می‌شود حال ایجاد این شئون به هر علتی باشد مثل علم و موقعیت اجتماعیو ... .

بنابراین افراد در جامعه دارای یک شئونی می‌شوند مثلاً کسی تازه ازدواج کرده است این فرد یک خانه کوچک و یک اتاق خوابه اجراه یا می‌خرد اما اگر همین فرد یک خانه بزرگ و دارای چند اتاق خواب بخرد خرید این خانه در شأنش نمی‌باشد اما اگر کسی که پولدار باشد و این خانه چند اتاق خوابه را بخرد خلاف شأنش عمل نکرده است و این شأن در دانشگاه‌ها هم وجود دارد مثلاً احترام به استاد دانشگاه با احترام به یک دانشجو متفاوت است. این شأن در مال هم وجود دارد مثل مثال اول.

در حرمت مومن این شأن بایدرعایت شود و اگر این شأن رعایت نشودحرمت مومن صورت گرفته است و مقتضای ادله ادله مومن این است که هر مومنی در حد خودش باید اکرام شود یعنی عملی که موجب تنقیص و هتک او می‌شود انجام نباید بدهیم. مثلاً برخی از الفاظ و اعمال موجب وهن برخی از افراد می‌شود و اگر فردی دوستش را بطریقه کوچه بازاری صدا بزند این صدا زدن موجب تنقیص او نمی‌شود اما اگر همین نوع صدا زدن را نسبت به یک فرد عالم و فاضل بکار برد موجب تنقیص او می‌شود.

در خمس هم باید رعایت شأن فرد شود و در زکات هم باید شأن را رعایت کرد. بنابراین مراد از شأن این است که با انجام یا ترک آن عمل موجب تنقیص آن فرد لازم نیاید و اگر کارگری مالی پیدا بکند به استطاعت می‌رسد اما اگر تاجری که دارای مال می‌باشد و در صورت حج رفتن هم کار و زندگی معمولی خودش را دارد این فرد مستطیع می‌باشد و الا مستطیع نمی‌باشد؛ در استطاعت «رجوع الی الکفایة» شرط می‌باشد.

بنابراین بحث ما در مورد کرامت انسانی نمی‌باشد و بحث از شأن در بگارگیری و اعمال حرمت مومن است که تنقیص او(مومن) لازم نیاید و این معنا نسبت به افراد متفاوت می‌باشد.

logo