درس خارج فقه استاد سیدمحمدجواد علویبروجردی
1402/11/15
بسم الله الرحمن الرحیم
در این مسأله مرحوم صاحب عروة(ره) سه تا فرع را ذکر کردند:
فرع اول: ما اذا علم ان علی المیت حجة الاسلام... .
در این فرع یک نصوصی وارد شده است که مئونه حجة الاسلام باید از اصل مال پرداخت شود مثل دیون اشخاص. دیون یعنی اضافه ملکیتی به متوفی ندارد مثلاً خمس برای کس دیگری است و در نزد مکلف امانت میباشد و اموال مردم اصلاً موضع وصیت نمیباشد اما حج در واقع جزء واجبات مالیه نمیباشد بلکه واجب بدنیه میباشد ما دو نوع واجب داریم: 1.واجب مالیه. 2.واجب بدنیه. در واجبات بدنیه مطلوب فعل مکلف میباشد هر چند با مقدمه مالی باشد اما در واجبات مالیه دفع مال مطلوب میباشد و حج از واجبات بدنیه میباشد. این واجبات از نظر ما(استاد) اصلاً این واجبات دین نمیباشد؛ چون امر شده است که این فعل را انجام بدهد و مقتضای قاعده و اصل اولی که اگر با اطاعت ساقط شود با عصیان هم ساقط میشود و اینکه بحث قضاء داریم این است که اگر هر واجبی را نیاوردید در ذمه مکلف باقی میباشد تا آن را بعداً بجا بیاورید مثلاً مکلف نذر بکند که این ماه یک صفحه قران بخواند و مکلف این نذر را اداء نکرده است در این صورت این فعل ساقط میشود و قضاء نیاز به امر دارد و این امر در برخی از واجبات وارد شده است و قضاء در حج وارد نشده است البته در کسی که مستطیع بوده است و در اینجا امر به قضاء امر جدید میباشد و این امر جدید حالت کفاره و جریمه دارد. ما(استاد) اوامر قضاء را امتنانیه میدانیم یعنی مولا بسبب امتنان بر عبد که فرد نتوانست واجب را بجا بیاورد من شارع فرصتی در اختیار فرد می گذارم تا مکلف آن مصلت را بالمرة از دست ندهد؛ چون وقت هم دارای مصلحت میباشد و با وجود این تعبد این وصیت اصلاً دخلی ندارد و مئوونه حج باید از اصل مال بداشت شود حال چهخ و.صیت بکند یا وصیت نکند.
در این جا چند نکته وجود دارد:
1.وقت وجوب اخراج در اینجا که از اصل ممال از جائی آمده است این وصیت هیچ اثر شرعیای ندارد.
مرحوم خوئی(ره) در این مورد میفرمایند:
«اگر وصیت بکند و پولش هم به اندازهای بود که وفاء به حج میکند...».
اشکال استاد به مرحوم خوئی(ره):
این مطلب ایشان تمام نمیباشد؛ چون وصیت در طول دین و اخراج از اصل میباشد یعنی اگر شخصی از دنیا رفت دیون به ورثه منتقل نمیشود از جمله مئوونه حج میباشد و وقتی که دیون را از اصل مال برداشتند آن وقت اگر وصیت به ثلث مال(ثلث مابقی بعد الدین) را اختصاص میدهد حال این وصیت چطور میتواند آن وجوب اولیه را تأکید بکند؛ چون تأکید در جائی است که دو تا دلیل داشته باشیم و این دو در عرض هم باشند و وجوب اخراج مئونه از اصل مال و وجوب اخراج وصیت در طول هم هستند و عرضیت معنا ندارد و تأکید هم معنائی ندارد.
اشگکال استاد به مرحوم صاحب عروة(ره) که میفرماید:«یلزم اخراج مئوونتها من الاصل...»
چون وصیت وجوب اخراج را از ثلث میآورد اما وجوب اخراج را از ثلث نمیآورد و اخراج از اصل مال معنائی ندارد و تنها معنائی که برای وصیت میتوانیم تصور کنیم این است که از اختیار خودش برای اینکه در هزینه حج خودش ثلث قرار بدهد که بنفع ورثه گذشت کرده است.
برخی از اعلام(رحمة الله علیهم) که این اخراج هزینه از اصل مال مختص به حجة الاسلام میباشد یا شامل همه حجهای واجب میشود مثل حج نذری و افسادی. مرحوم صاحب عروة(ره) فرمودند که حج افسادی هم باید از اصل مال بداشته شود و مرحوم حکیم(ره) فرمودند که مئونه حج افسادی باید از اصل مال برداشته شود. اما مرحوم خوئی(ره) هم فرمودندکه مئونه حجة الاسلام فقط باید از اصل مال بداشته شود.
مرحوم حکیم(ره) در اینجا بیانی داشتند و فرمودند:
در این جا دلیل داریم که فقط برای حجة الاسلام وارد شده است. کسانی که سائر اقسام حج را میخواهند ذکر کنند چند کار را انجام میدهند: 1.دلیلی که مئوونه حجة الاسلام را باید از اصل مال بداشت شودیا حج را بمنزله دِین است این را در طبیعت حج قرار دادند اما مثل مرحوم صاحب عروة(ره) نمیتواند به این مبنا ملتزم بماند.