« فهرست دروس

درس خارج فقه استاد مرتضی ترابی

1402/08/14

بسم الله الرحمن الرحیم

حکم ارتفاع قیمت و زیادت حکمی اموال خمس داده شده و.../خمس ارباح مکاسب و فوائد /کتاب الخمس

 

موضوع: کتاب الخمس/خمس ارباح مکاسب و فوائد /حکم ارتفاع قیمت و زیادت حکمی اموال خمس داده شده و...

بحث در این فرع مهم بود که اگر مالی هست که خمس آن داده شده است یا اینکه متعلق خمس اصلاً نمی باشد ، بحث شده است که اگر افزایش کرد ، آیا به این ارتفاع قیمت خمس تعلق می گیرد یا نه؟ واین افزایش قیمت هم در بازار به صورت حقیقی باشد نه به صورت تورّمی که بحثش بعداً می آید . این جنس طوری شده است که قیمتش افزایش پیدا کرده است نه اینکه پول بی ارزش شده است و همه چیز قیمتش بالا رفته است بلکه این جنس خاص فقط قیمتش بالا رفته است و پول ارزش خودش را نسبت به اجناس دیگر حفظ کرده است و تورمی هم در کار نیست . بحث در این نوع افزایش قیمت هست .

حال آیا نسبت به آن افزایش قیمت غیر تورّمی، خمس واجب هست یا نه ؟

عرض شد که در این جا اقوال و آرائی وجود دارد . قول مرحوم صاحب عروه ره ، قول مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی و حصرت امام ره ،قول مرحوم حکیم ، قول مرحوم آقای خوئی ره ، بعد متقدمین هم اقوالی دارند مانند علامه حلی ره در کتاب تحریر و در کتاب المنتهی ، بعد شهید ثانی ره ، انظاری دارند که باید مشخص بشود . حدود 10 یا 11 تا قول در مسئله وجود دارد . برای اینکه قول را از آسان شروع کنیم تا به تفصیلات برسیم ، لذا از قول قدماء باید شرع کرد . و این مسئله در قبل از علماء حلی ره ما پیدا نکردیم که مطرح شده باشد . مرحوم علامه هست که برای اولین بار این مسئله را مطرح فرموده اند .

کلام علامه حلی ره در کتاب تحریر و منتهی:

ایشان در کتاب تحریر فرموده است که در ارتفاع قیمت خمس نیست . علامه در تحریر الاحکام: و لا فرق بين جميع أنواع الاكتسابات، فلو غرس غرسا فزادت قيمته لزيادة نمائه، وجب الخمس في الزيادة، و لو زادت القيمة لتغيّر السِعر لا لزيادة فيه، لم يجب.[1]

همین نظر را صاحب حدائق هم پذیرفته اند و ظاهر کلام صاحب جواهر ره هم در کتاب و رساله عملیه نجاة العباد بر همین است . و لا عبرة بارتفاع القيمة السّوقية مع عدم التّحقق في الخارج [2] . آقا رضا همدانی ره هم همین نظر را را دارند که ارتفاع قیمت سوقیه خمس ندارد .

نظر علامّه حلی ره در کتاب منتهی : ایشان می فرماید که اگر نفروخته ، خمس ندارد . شاید بعضی از این اقوالی که ذکر کردیم ، نظرشان به این قول دوم باشد مانند صاحب جواهر . و اگر آن کالا را فروخت خمس دارد . قبل از فروش زیادت قیمت یک حالات اعتباری دارد و آن خمس ندارد و اگر فروخت و ثمن به دستش آمد ، آن خمس دارد. پس در منتهی بین بیع و عدم بیع در زیادت قمیت فرق قائل شدند .

مرحوم نراقی هم همین نظر را در کتاب مستند خود مطرح کرده اند . شاید آقا رضا همدانی ره هم و صاحب جواهر هم ، همین نظر را دارند که قبل از فروش ، متعلق خمس نیست و چه برای تجارت و چه غیر تجارت نگه بدارد فرقی هم نمی کند .

مرحوم شهید ثانی در لمعه فرموده اند که در ارتفاع قیمت ، خمس مطلقا واجب است چه بفروشد و چه نفروشد . شهید ثانی در مسالک ؛ فیه نظر ، گفته اند و متوقف شده اند . و في الزيادة لارتفاع السوق نظر [3] .

پس تاکنون دو نظر از علامه و دو نظر هم از شهید ثانی ره نقل کرده ایم . این چهار نظر به بزرگان سابق بر می گردد . اما به بزرگان از صاحب عروه به بعد یا معاصرین از فقهاء می رسیم .

صاحب عروه : فرمودند که باید بین نگه داری اصل آن (نه نماءش) برای تجارت و غیر تجارت فرق گذاشت . اگر تجاری هست خمس دارد و باید آن را بفروشد و خمسش را بدهد یا از مال دیگرش بدهد . و اگر برای اغراض تجاری نگه نمی دارد ، باید تفصیل قائل شد ، اگر آن را فروخت خمس دارد و اگر نفروخت خمس ندارد .

سید ابوالحسن اصفهانی و حضرت امام ره : ایشان فقط تجاری و غیر تجاری را مطرح کرده اند و فرموده اند که در تجاری خمس هست و باید آن مال را بفروشد و خمس را پرداخت کند و در غیر تجاری(برای اقتناء باشد) خمس نیست و تفصیل دوم صاحب عروه را در این جا نمی فرماید.

مرحوم حکیم ره ، در کتاب منهاج الصالحین یک نظر دارند و در کتاب مستمسک نظر دیگری دارند .

در کتاب منهاج : می فرماید باید منشاء آن مال را نگاه کرد. اگر بدون خرید به دست آورده است مثلاً از ارث به دستش رسیده و خمس هم ندارد یا حیازت کرده است و خمس آن را داده است ، این خمس ندارد چه بفروشد و چه نفروشد ، چه برای تجارت نگه بدارد و چه برای خودش نگه بدارد . اگر از راه میراث و امثال آن به دستش رسید خمس ندارد .عبارت منهاج : (مسألة 31): الأموال التي أدّى خمسها أو التي لم يتعلق بها الخمس، إذا‌ ارتفعت قيمتها السوقية لم يجب الخمس في زيادة السعر، من دون فرق بين ما اتّخذ للتجارة و ما اتّخذ للادخار و ما اتخذ للانتفاع و المؤنة.

نعم إذا بيعت و كانت قد مُلِكَت بالشراء كان الربح الحاصل بارتفاع السعر من فوائد سنة البيع و يجب فيه الخم

أما لو ملكت بغير الشراء- كالهدية و الميراث الذي لا يحتسب- فلا يجب شي‌ء ببيعها و إن ارتفع سعرها. [4]

اگر آن مال را خریده بود و خمسش هم داده بود ، اگر این را بخواهد بفروشد ، آن ربحی که حاصل می شود از فوائد همان سال است و اگر تا آخر سال بماند باید خمس را بدهد.

اما اگر بدون خرید این را مالک شده باشد مانند هبه و ارث ، اگر بفرشد هم خمس بر آن واجب نیست ولو اینکه قیمتش هم بالا رفته باشد .

پس ایشان در زیادت سعر ، یک قسمت را فرمودند که بدون شراء به دست آورد ، خمس ندارد . اما اگر با شراء به دست آورده و فروخت ، خمس دارد و اگر نفروخت ، خمس ندارد . آن جایی که منشاش خرید بوده است.

فرق فرمایش ایشان با صاحب عروه : سید در عروه فرمود که اگر تجاری هست خمس هست و اگر غیر تجاری هست بین فروش و عدم فروش فرق هست . ولی مرحوم حکیم ره فرمود که باید منشأش را دید که آیا خریده یا نخریده است ، اگر نخریده ، خمس ندارد چه تجاری باشد و چه غیر تجاری باشد اما اگر از راه خرید به دستش رسیده باشد ، اگر بفروشد ، زیادت آن خمس دارد و نفروشد هم خمس ندارد.حالا این بیان حکیم در منهاج خیلی پیچیده نیست .

بیان مرحوم حکیم در مستمسک :

اگر بدون معاوضه ، از میراث مثلاً چیزی آمد ، بفروشد یا نفروشد فرقی نمی کند و خمس ندارد . اما اگر با معاوضه / خرید به دست آورد ، باید دید که برای تجارت هست ، خمس دارد چه بفروشد و چه نفروشد . اما اگر با معاوضه / خرید به دست آورد و برای تجارت هم نگه نمی دارد ، بفروشد هم باید دید که به چه جنسی می فروشد . آیا به همان پولی که خریداری کرده است به همان می فروشد یا به یک ثمن دیگری می فروشد؟ اگر به همان ثمن بفروشد ، خمس دارد و اگر به ثمن دیگر بفروشد خمس ندارد. مثلاً اگر زمین را به پول خریده بود ، به پول هم بفروشد ، خمس دارد ، ولی اگر به خانه یا ماشین ، بفروشد ، خمس ندارد .

پس کلام ایشان با منهاج از دو جهت تفاوت کرد . یک ، در تجارت و عدم تجارت در این جا فرق گذاشتند . در منهاج بین تجارت و عدم آن فرق نگذاشتند . در این جا می فرماید که اگر برای تجارت نگه می دارد و منشاش هم خرید نباشد ، مانند منهاج ، می فرماید خمس ندارد . اما اگر منشأش خرید هست برای تجارت باشد ولو هنوز نفروخته است ، خمس دارد و در منهاج فرقی نگذاشتند . ولی اگر منشأش خرید هست برای تجارت هم نگه نمی دارد بلکه برای خودش نگه می دارد ، در این جا می فرماید اگر فروخت ، باید پرسید که به چه ثمنی می فروشد ، اگر به همان ثمنی که خریده می فروشد ، خمس دارد اما به غیر جنس آن ثمن بفروشد ، خمس ندارد . یعنی با اینکه با همان ثمن فروخته یا با غیر ان ثمن فروخته ، می خواهیم معیار افزایش قیمت را بفهمیم.

پس مرحوم حکیم ره در مستمسک فرمودند که اگر به غیر از معاوضه بدستش آمده است ، مثلاً از راه میراث به دست آورده است ، اصلاً خمس ندارد . اگر با معاوضه بدست آورده باشد و خمس آن هم داده است ، باید دید که برای تجارت نگه می دارد یا برای غیر تجارت . اگر برای تجارت باشد ، آن ارتفاع قیمت خمس دارد چه بفروشد و چه نفروشد ، اما برای غیر تجارت باشد ، در این جا هم اگر نفروشد ، خمس ندارد و اگر بفروشد ، به جنسش نفروشد و به غیر آن ثمن بفروشد ، باز خمس ندارد ولی اگر به همان جنس ثمنی که خریده ، بفروشد ، خمس دارد .

تفصیل آقای خوئی ره

بیان ایشان هم مانند بیان آقای حکیم در مستمسک است حدوداً . اگر منشأش خرید و معاوضه نبوده است ، اصلاً خمس ندارد چه برای تجارت نگه بدارد و چه برای غیر تجارت باشد چه به ده برابر بفروشد و چه بیشتر . و اگر از راه معاوضه به دستش رسیده باشد ، اگر برای تجارت نگه بدارد ، خمسش واجب است (در این جا هم با مرحوم حکیم هم نظر هستند) و اگر آن را برای تجارت نگه ندارد ، در این صورت اگر بفروشد خمس دارد و اگر هم نفروشد ، خمس ندارد ، فرقی هم بین جنس ثمن و غیر جنس ثمن هم نمی کند .

پس فرقش با سید حکیم در آن جایی شد که از راه معاوضه بدستش آمده و برای تجارت هم نگه نمی دارد و فروخت ، در این فرض مرحوم حکیم قائل به تفصیل به جنس ثمن و غیر ثمن قائل شدند ولی مرحوم خوئی ره می فرماید که اگر آن را فروخت ، خمس دارد و کاری به جنس ثمن و غیر آن ندارد .

تفصیل شهید صدر ره :

اگر از اول طوری بوده است که این اموال خمس به آن ها تعلق نمی گیرد و شارع آنها را کنار گذاشته است مانند مهر ، عوض خلع ، ارث ، این موارد اگر افزایش قیمت پیدا کنند ، چه برای تجارت نگه بدارد و چه نگه ندارد ، خمس ندارد . اما اگر مالی هست که یک بار خمس آن داده شده است ، اگر افزایش پیدا کرد ، خمس دارد.

فصّل بین ما اذا کان الاصل مملوکاً بنحو لا یتعلق به الخمس ، کالمهر و العوض الخلع و بین ما اذا کان مملوکاً بنحو یتعلق به الخمس و قد دفعه ، فلا یجب الخمس فی زیادة الاول مطلقاً و ان باعه . و یجب الاخمس فی زیادة الثانی مطلقاً و ان لم یبعه .

کلام استاد : به نظر ما شاید این تفصیلات قابل قبول نباشد . عرفاً آیا بر این ها فایده صدق می کند یا نمی کند و لذا این ممکن است به این تفصیلات خدشه وارد کنیم . بله آن تفصیلی که در کلامات قدماء هست و ما هم روی آن تکیه می کنیم ، بحث فروش و عدم فروش هست و آن هم بین تجاری و غیر تجاری ما فرق نمی گذاریم . مخیر هست که بفروشد یا نفروشد و اگر فروخت خمس دارد و اگر نفروخت ، خمس ندارد . بنابراین ما آن تفصیلات امثال مرحوم حکیم که با معاوضه باشد و به جنس باشد یا نباشد ، و همچنین برای تجارت و غیر تجارت باشد ، را نمی توانیم بپذیریم .

در این باب ، روایات و آیه کریمه را دیده اید که موضوع آنها ، فایده و استفاده هست . آیا در این موارد استفاده صدق می کند یا خیر؟ به نظر می رسد که فایده در همه این موارد صدق می کند و لذا نیازی به این تفصیلات نیست . بله دأب شارع بر این نیست که در زندگی انسان ها دخالت کند که هر سال باید متر یا اندازه گیری کند و باید خمسش را بدهی ، بله اگر فروخت باید خمس آن را بدهد . پس تفصیل ما بین فروش و عدم فروش هست و الا در همه این موارد فایده صدق می کند و لذا آن فرمایش شهید در لمعه که فرمودند که مطلقا در زیادت خمس هست ، همان نظر ، نظر دقیق تری طبق ادله هست ، که در همه این ها خمس هست ، به شرطی که بفروشد / بیع کند . در منتهی هم همین را فرمودند که اگر بفروشد خمس دارد و از فوائد همان سال محسوب می شود و تا آخر سال اگر زیاد بیاید خمس آن واجب می شود ولی اگر آن را اگر نفروخت ، شارع آن را ملزم به فروش نمی کند . البته اگر برای فرار از خمس می خواهد آن را نفروشد ، را قبول نداریم و حق ندارد کسی از وظایف شرعیه خود این کار را انجام دهد ولی اگر مصلحت تجاری اقتضاء می کند که آن را نفروشد ، اشکال ندارد .

پس تفصیل بین فروش و عدم فروش را می پذیریم نه بین خصوصیاتی که این بزرگان فرمودند .

 


هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo