< فهرست دروس

درس خارج اصول آیت الله سبحانی

92/06/25

بسم الله الرحمن الرحیم

 موضوع: مباحثی پیرامون قطع
 بحث از بحث مقدماتی گفتیم که کلام حول چند جهت واقع می شود. در جلسه ی قبل جهت اولی را بحث کردیم فنقول:
 الجهة الثانیة: هل الطریقیة ذاتیة للقطع او لا؟
 بنا بر این موضوع، طریقت است. از این رو نباید آن را با بحث بعدی که در جهت ثالثة بیان می شود اشتباه کنیم زیرا در آن مقام، در حجیت بحث می کنیم.
 توضیح ذلک: و اعلم ان الجعل علی قسمین: (جعل همان ایجاد است.)
 جعل بسیط و جعل مرکب.
 جعل بسیط عبارت از ایجاد شیء است. مانند ساختن چیزی و یا اینکه خداوند جسم را آفرید.
 ولی جعل مرکب عبارت است از ایجاد چیزی برای چیزی مانند سفید کردن یک جسم.
 ثم ان الجعل المرکب علی قسمین:
 گاه جعل مرکب حقیقی است مانند سفید کردن دیوار خانه. یعنی واقعا جسمی را سفید می کنیم. در این حال هم ما خانه را درست کردیم و هم دیوار آن را رنگ کردیم و در واقع دو کار انجام دادیم.
 گاه جعل مرکب، مجازی است. مانند جعل الاربعة زوجا. در اینجا چهار گردو را کنار هم می گذاریم و با این کار فقط اربعه را ایجاد کردیم و زوجیت به خودی خود ایجاد شد. در این موارد که وضع موضوع کافی در وضع محمول باشد آن را مجاز می گویند.
 البته این دو مقدمه در کفایه با هم ادغام شده است.
 اذا علمت هذا فاعلم: طریقیت وقتی با قطع بررسی می شود سه احتمال وجود دارد:
  • طریقیت عین قطع باشد. در این صورت سخن از ذاتی است مانند اینکه بگوییم: حیوان ناطق عین انسان است یعنی ذاتی آن است. در این حال طریقیت احتیاج به جعل می باشد. یعنی من باید قطع را در ذهن خودم ایجاد کنم تا طریقیت ایجاد شود. زیرا طریقیت عین قطع است و قطع هم امری ممکن است و هر ممکنی احتیاج به علت دارد بنا بر این باید من آن را در ذهن ایجاد کنم و با این کار آن را جعل کنم. بنا بر این کسی که قطع را ایجاد می کند در واقع طریقیت را ایجاد می کند.
 با این حال کسی قائل به این احتمال نشده است که طریقیت عین قطع باشد.
 طریقیت از لوازم قطع باشد. مانند زوجیت نسبت به اربعه لوازم خود بر دو قسم است:
 گاه جعل آن حقیقی است و گاه جعل آن مجازی می باشد. ولی جعل طریقیت برای قطع از قبیل قسم سوم است که جعل آن مجازی می باشد. زیرا چیزی که از قبیل لوازم موضوع است جعل مرکب حقیقی ندارد و جعل آن همواره مجازی است.
 تا اینجا هر چه گفتیم خلاصه ای از عبارت صاحب کفایه می باشد. [1]
 یلاحظ علیه: هیچ یک از موارد فوق صحیح نیست.
 توضیح ذلک: ما هم قبول داریم طریقیت عین قطع نیست تا امر ممکن باشد و به علت احتیاج داشته باشد. با این وجود محقق خراسانی قائل شد که طریقیت از لوازم قطع است و جعل لوازم از باب مرکب مجازی است.
 ما می گوییم: طریقیت از لوازم نیست و الا جعل مرکب را نمی توانستیم در دنیا پیدا کنیم زیرا بسیاری از افراد جاهل مرکب هستند و کسانی هستند که قاطع هستند ولی قطعشان مطابق واقع نیست. اگر کسی چنین حرفی بزند لازمه اش این است که سوفسطایی باشد یعنی واقع همانی است که به آن قطع داریم.
 ممکن است بعضی بگویند که مراد ما طریقیت کلی نیست بلکه مراد طریقیت نسبی مراد است یعنی هر کسی قطع خودش را طریق به واقع می داند.
 این کلام هم صحیح نیست زیرا طریقیت از امور تکوینیه است و امور تکوینیه نسبی بردار نیستند زیرا مثلا یا روز هست یا نیست و نمی تواند نسبی باشد. نسبیت فقط در امور اعتباریه راه دارد.
 بنا بر این طریقیت نه عین قطع است و نه از لوازم آن است. عین قطع نیست زیرا در این صورت می بایست ایجاد می شد و از لوازم هم نسبت و الا هر قطعی می بایست مطابق واقع باشد. مراد از طریقیت، نسبی هم نیست زیرا نسبیت در امور تکوینی راه ندارد.
 در عین حال می گوییم که مدعای محقق خراسانی صحیح است و آن اینکه طریقیت جعل بردار نیست. زیرا طریقیت از امور تکوینی است و امور تکوینی جعل اعتباری بر نمی دارد زیرا جعل مزبور اعتباری است و با اعتبار نمی توان تکوین را درست کرد کما اینکه با استصحاب حرارت نمی توان کرسی را گرم کرد. (بله دلیل محقق خراسانی همان طور که گفتیم باطل می باشد.)
 بنا بر این اگر طریقیت از خواص قطع است دیگر نمی توان با جعل اعتباری آن را درست کرد.
 محقق نائینی می فرماید: شرع مقدس در باب امارات، طریقیت را جعل کرده است و خبر واحد، شهرت و اجماع منقول را جعل کرد.
 یلاحظ علیه: همان طور که گفتیم طریقیت از امور تکوینیه است و این کار با جعل جاعل که اعتباری است ایجاد و جعل نمی شود.
 من هنا یعلم که مرحوم حجّت قائل بود شرع مقدس در باب امارات، تتمیم کشف کرده است.
 نقول: همان اشکال به ایشان هم وارد است زیرا کشف و تتمیم آن از امور تکوینیه است و قابل جعل اعتباری نیست یعنی مولی نمی تواند بگوید: ای مردم من قطع شما را طریق قرار دادم، من امارات را طریق کردم و یا امارات را جعل کردم که متمم جعل باشد. هیچ یک از اینها قابل جعل نیست.
 
 الجهة الثالثة: هل الحجیة امر ذاتی للقطع او لا؟
 حجیت سه معنا دار:
  1. الحجیة اللغویه (یا الحجیة العقلائیة)
  2. الحجیة المنطقیة
  3. الحجیة الاصولیة
 این سه مورد در رسائل و کفایه با هم مخلوط شده است.
 حجیت لغوی: الحجة فی اللغة و الحجة بین العقلاء هو ما یحتج به المولی علی العبد.
 اگر حجیت لغوی مراد باشد واضح است قطع بدون اشکال حجّت می باشد. حجیت از لوازم قطع است مانند زوجیت که از لوازم اربعه می باشد. بنا بر این وقتی می گویند قطع، یعنی حجّت و طریقیت.
 ما می گوییم: هرچند قطع از نظر لغوی و عقلایی حجّت است ولی حجیت از لوازم قطع نیست بلکه از احکام عقلیه می باشد. به این معنا که عقل احکامی دارد مثلا می گوید: عقل حسن و ظلم قبیح است و جزاء احسان نمی تواند غیر از احسان باشد و عمل به وعده صحیح و نقض آن غلط می باشد. حجیت عقل هم جزء احکام عقلی است یعنی تو که یقین داشتی فرزند مولی در حال غرق شدن است ولی او را نجات دادی مستحق عقوبت از طرف مولی هستی.
 اینها نشان می دهد که حجیت از لوازم قطع نیست و الا اگر از لوازم بود باید تصور قطع با تصور حجیت ملازم بود و حال آنکه ملازم نیست. حجیت از احکام عقل است یعنی اگر عبد یقین پیدا کرد ولی بر طبق آن عمل نکرد مولی می تواند او را مؤاخذه کند.
 ان قلت: اگر معنای لازم این است که تصور موضوع موجب شودک که تصور لازم هم در ذهن بیاید پس امکان نمی تواند از لوازم ممکن باشد و حال انکه می گویند امکان از لوازم انسان و جسم است. بنا بر این چرا در بسیاری از موارد ما انسان را تصور می کنیم ولی از ممکن بودن او غافل هستیم.
 قلت: ممکن، از لوازم ذات انسان موجود نیست بلکه مربوط به انسانی است که وجود و عدم نسبت به او یکسان است.
 
 بعضی می گویند: قطع قابل جعل حجیت نیست زیرا آنچه که می خواهد قطع را حجّت کند یا خودش قطع است، یا ظن است، یا شک و یا وهم.
 اگر قطع بخواهد قطع را حجّت کند تسلسل لازم می آید و این سخن در مورد همان قطع مطرح می شود که باز آن را چه چیزی حجّت کرده است. از آن طرف قطع را ظن، شک و وهم نمی تواند حجّت کند.
 با این حال می گوییم: حجیت از احکام قطعیه ی قطع است و بنا بر این احتیاج به استدلال مزبور نداریم.
 


[1] کفایة الاصول، آخوند خراسانی، ج1، ص258، ط آل البیت.

BaharSound

www.baharsound.com, www.wikifeqh.ir, lib.eshia.ir

logo