< فهرست دروس

درس خارج فقه حضرت آیت الله شبیری

88/10/13

بسم الله الرحمن الرحیم

بحث در شرائط صحت صوم بود. در اين جلسه، استاد دام ظله، ابتدا، بحث شرطيت اسلام و ايمان را پي مي‌گيرند، و سپس، شرطيت عقل را مورد بررسي قرار مي‌دهند.

ظاهراً در اصل اشتراط اسلام اختلافي نباشد، من مخالفي نيافتم، اما بعضي از فروع آن محل اختلاف است، بعضي مانند مرحوم شيخ طوسي در مبسوط و مرحوم محقق در معتبر بر خلاف مشهور گفته‌اند كه كافر اصلي مسلمان شده در قبل از ظهر مانند ساير معذورين است كه اگر قبل از ظهر عذر آنان برطرف شود و مفطري انجام نداده باشند و نيت روزه كنند، روزه آنان صحيح است و اگر نيت روزه نكنند، بايد آن را قضا كنند، مشهور مي‌گويند روزه‌هائي كه كافر اصلي نگرفته يا باطل گرفته، قضا ندارد، و اگر در اثناء روز مسلمان شد، خوب است كه آن روز را امساک كند اما روزه حساب نمي‌شود و اگر امساک نكرد، قضا ندارد، در ذهنم هست كه مرحوم آقاي بروجردي نيز در اين مسئله به دليل اينكه احتمال صحت عمل را مي‌دهد، احتياط كرده و فرموده بايد نيت روزه كند و اگر نيت روزه نكرد، بايد آن روز را قضا كند. مرحوم شيخ طوسي در مبسوط و مرحوم محقق در معتبر كه حكم به صحت عمل مي‌كنند، مقداري را كه در حال كفر بوده، صحيح نمي‌دانند, منتها مي‌گويند شارع بعد از استبصار كافر عمل او را قبول مي‌كند، در حالي كه بر طبق قاعده بايد عمل وي باطل باشد، به خاطر اينكه اصل روزه امساک بين طلوع فجر و غروب شمس است و با فرض بطلان ی‌ي از عمل, قبول عمل نيمه بر خلاف قواعد اوليه است و نياز به دليل خاص دارد كه ی‌ي از عمل در حكم كل عمل باشد و دليل خاصي در اينجا نيست، به نظر مي‌رسد كه مطلب همينطور باشد كه در متن فرموده كه چه كافر اصلي و چه مرتد صومش صحيح نيست. مانند مرحوم شيخ طوسي در مبسوط و مرحوم محقق در معتبر كه درباره كافر اصلي حكم به صحت عمل مي‌كنند، درباره ارتداد مي‌گويند كه اگر كسي در حال اسلام روزه را شروع كند و بعد چه قبل و چه بعد از ظهر مرتد شد، اين ارتداد مبطل اين صوم نيست، تفصيلي كه قائل هستند در عكس اين نوع و در صورتي است كه اول روز كافر اصلي بوده و در اثنا مسلمان مي‌شود.

«الثاني العقل فلا يصح من المجنون و لو ادواراً و ان كان جنونه في جزء من النهار». در بسياري از كتب اين مطلب وارد شده، بعضي به حديث رفع قلم استناد كرده‌اند، همه از اين استدلال پاسخ داده‌اند كه در حديث رفع قلم وجوب مرفوع است و اين حديث ناظر به نفي صحت نيست، به شهادت اين که نائم نيز در حديث رفع قلم آمده اما عمل نائم صحيح است، نائم تكليف ندارد.

مرحوم آقاي حكيم مي‌فرمايد دليل اينكه عمل مجنون باطل است اين است كه اصلاً نيتي كه در عبادات معتبر است، از مجنون حاصل نمي‌شود.

اما اين مطلب درباره همه مراتب جنون درست نيست، در نوعي از جنون مرتبه‌اي از ادراک هست، در حيوانات نيز همينگونه است و حيواني مانند سگ بعضي از چيزها را درک مي‌كند، اين درست نيست كه بگوئيم اينها قصد و اراده ندارند، حيوان متحرک بالاراده است و مانند حجر نيست، برخي از مجانين ادراكات و تفطنات خاصي دارند، گويا در كتاب الكلام يجر الكلام مرحوم آقاي والد ديدم كه ديوانه‌اي به مرحوم آقاي شيخ محمد طاها عرب مي‌رسد و از او درخواست پول مي‌كند، ايشان به او مي‌گويد كه به ديوانه نمي‌شود پول

داد و جواب مي‌شنود كه اين چه حرفي است، از ديوانه نمي‌شود پول گرفت، وقتي مي‌خواهد به او پول بدهد، نمي‌گيرد و مي‌رود، ايشان از او مي‌پرسد چرا رفتي؟ جواب مي‌شنود كه از ديوانه نمي‌شود پول گرفت. مرحوم آقاي والد نقل مي‌كردند كه در زنجان ديوانه‌اي ادواري ديدم كه در تابستان ديوانه مي‌شد، در حال جنون مقداري كاغذ پاره آورد و جلوي ايوان مدرسه ريخت، من متوجه شدم كه در ميان اين كاغذها حكم بعضي از علماء درباره مثلاً اموال اشخاص هست كه ارزشمند است و بدون اينكه متوجه شود، آنها را برداشتم، در سال بعد كه آن شخص در حال افاقه بود، در جائي در مورد من گفت كه اين آقا متدين است و به من گفت آيا به خاطر داري كه حكم من را برداشتي؟ معلوم شد كه در آن وقت متوجه بوده و من متوجه نبودم كه او متوجه است و در ذهن او مانده است. پس، براي مجانين گاهي اين ادراک هست كه عملي مانند نجات غريق را مي‌فهمد كه مرضي حق تعالي است و نيت قربت مي‌كند و براي رضاي حق تعالي انجام مي‌دهد، اين ارفاقي از جانب شارع مقدس است كه به اين گونه مجانين هم الزام نکرده, بنابراين از ناحيه نيت نمي‌توان در عمل همه مجانين اشکال کرده و آن را باطل و بدون ثواب دانست.

مرحوم آقاي خوئي مي‌فرمايد همه احكام شرع متوجه عقلاء است، از نظر شرعي غير عاقل در حكم حيوانات است، از رواياتي مانند «بك اثيب و بك اعاقب» كه خطاب به عقل وارد شده، معلوم مي‌شود كه ملاک ثواب و عقاب عقل است.

اين دليل نسبتاً خوبي است اما هنوز اين تأمل هست كه اين ادله شامل ديوانه‌اي باشد كه مي‌فهمد عملي مرضي حق تعالي است و آن را به همين خاطر انجام مي‌دهد، ممكن است در اين روايات عقل در مقابل جنون مصطلح نباشد و مراد تعقل و ادراک باشد كه مراتبي دارد و در بعضي از مراتب آن الزام هست و در بعضي مراتب آن الزام نيست، مراتب بالائي از ادراک شرط براي الزام است، بعيد نيست كه اين روايات نافي صحت عمل مراتب پايين جنون نباشد، تعبد خيلي قوي مي‌خواهد كه بگوئيم در اين گونه افعال كه حسن فاعلي دارد، ثواب نيست، لازم نيست در حسن فاعلي, انجام‌دهنده عاقل كامل باشد، كسي كه از روي دلسوزي و براي خشنودي حق تعالي كاري را انجام مي‌دهد، حسن فاعلي دارد، قرب آوردن عمل واجد حسن فاعلي براي مولي امري فطري است، لذا مشكل است به اين دليل حكم به بطلان عمل همه ديوانه‌ها كنيم.

سؤال: اگر در عمل چنين ديوانه‌هايي ثواب باشد, بايد ترک اعمال آنها هم عقاب داشته باشد, چون با اين که مسلّم است که عقاب از ديوانه به طور کلي برداشته شده است, در روايت مدار ثواب در عقاب يک چيز دانسته شده است.

جواب استاد ـ دام ظله ـ : اين روايت از نظر عقد سلبي اطلاق دارد و از آن استفاده مي‌شود که بدون ادني مراتب عقل نه ثواب وجود دارد و نه عقاب, در هيچ موردي, ولي از نظر عقد اثباتي اطلاق ندارد که اگر ادني مراتب عقل باشد, هميشه ثواب و عقاب وجود دارد, بلکه چه بسا براي ثواب يا عقاب شرط ديگري هم لازم باشد.

    (سؤال و پاسخ استاد دام ظله) : حرف‌هاي اشاعره متأخراً بعد پيدا شده، آنها معيار نيست، در عصر ائمه كه روايات به آنها ناظر است، اينطور نيست.

ولي احتمال قوي هست كه اشتراط عقل في الجمله مورد تسلم تمام مسلمين باشد و قهراً اطلاقات شامل عبادات نيست كه قصد قربت در آن شرط است، اما بعيد نيست كه به ديوانه‌اي كه مرتبه‌اي از ادراک را داشته باشد، ثواب داده شود، ممکن است در امور توصلي که عقل عملي بر حسن آن گواهي مي‌دهد و توصلي جعلي نيست منکر انصراف شويم، اما تعبديات يا توصلياتي كه جعلي باشد، از ديوانه انصراف داشته باشد. در زنجان كسي بوده كه در تابستان ديوانه مي‌شد و سابقه قتل در حال جنون نيز داشته و با سنگ بزرگي به سر خادم مسجد كه خواب بوده، مي‌زند و مي‌گويد شيطان را كشتم، در زمان جنون خود در ماه مبارک رمضان به منزل يكي از اشراف زنجان مي‌رود و آنها به خاطر ترس، از او احترام مي‌كنند، او متوجه اين مطلب بوده و مي‌گويد وقتي ديوانه هستم، عاقل هستم و وقتي كه عاقل هستم، ديوانه هستم، و اينطور استدلال مي‌كند كه شما كه الان از من مي‌ترسيد، به خاطر اين است كه ديوانه هستم، اگر عاقل بودم كه وحشتي نداشتيد.  

«و آخر دعوانا أن الحمد لله رب العالمين»

BaharSound

www.baharsound.com, www.wikifeqh.ir, lib.eshia.ir

logo