< فهرست دروس

درس خارج فقه آیت الله مکارم

کتاب الحج

92/02/28

بسم الله الرحمن الرحیم

 موضوع: اجیر شدن در سعی و عدم شرطیت طهارت در سعی
 بحث در مسأله ی دوم از مسائل مربوط به سعی صفا و مروه است. در ذیل مسأله فرعی را اضافه کرده ایم و آن اینکه اگر کسی انسانی را هنگام سعی بر دوش حمل کند آیا می تواند هم سعی خودش را نیّت کند و هم برای کسی که او را به دوش می کشد نیّت کند؟ مثلا کسی اجیر شده است که شخص علیلی را بر دوش بگیرد و یا کودکی را در آغوش بگیرد و یا کسی را بر ویلچر بنشاند و حمل کند آیا چنین کسی می تواند در این حال برای خودش هم نیّت کند؟
 این مسأله در طواف دور خانه ی خدا هم مطرح می شود.
 
 مقتضای قاعده: هیچ اشکالی ندارد. شخصی که در ویلچر نشسته است خودش نیّت می کند و کسی که برای این کار اجیر شده است برای خودش نیّت می کند و بین این دو نیّت منافاتی نیست.
 به عبارت دیگر اطلاقات و عمومات شامل این مورد می شود. کسی که سواره است بر اساس دلالت روایات می تواند سعی کند و سعی او صحیح است. کسی که هم پیاده است و او را حمل می کند خودش بالمباشره سعی خود را انجام می دهد.
 فقط نسبت به اجیر این شبهه پیش می آید که او فعل خودش را فروخته است و فعل او در طول سعی، مال فردی دیگر است از این رو چگونه می تواند برای خودش نیّت کند. مانند کسی که خانه اش را اجاره داده است و بعد می خواهد از منافع خانه استفاده کند که این کار جایز نیست. کسی که اجیر شده است، در طول سعی منافع خود را به دیگری فروخته است از این رو دیگر نمی تواند از آن به نفع خود استفاده کند.
 خلاصه اینکه کسی که متبرع است و فرد دیگری را حمل می کند او می تواند برای خودش هم نیّت کند ولی در اجیر مسأله به مشکل بر می خورد. مخصوصا که فرد مزبور که اجیر شده است در انجام دادن کل حج و عمره هم اجیر فرد دیگری شده باشد. بنا بر این او در هنگام به جا آوردن سعی هم دارد سعی را به نیّت از یک فرد که برای به جا آوردن اعمال حج از طرف او نائب شده است به جا می آورد و هم اجیر شده است که کسی را حمل کند. بنا بر این او در آنِ واحد، در هنگام سعی اجیر برای دو نفر شده است.
 و لکن قلنا: کاری که شخص اجیر به جا می آورد هیچ گونه منافاتی با حق کسی که او را اجیر کرده است ندارد. کسی که او را اجیر کرده فقط می خواهد که او ویلچر را در طول سعی حرکت دهد. اگر اجیر نیّت خودش را بکند این کار منافاتی با حق او ندارد.
 به عبارت دیگر شخص اجیر تمامی منفعت خود را واگذار نکرده است و فقط بخشی را واگذار کرده است و آن همان مقداری است که کسی را حمل می کند. اجیر می تواند از سایر منافع خود به نفع خود استفاده کند و از این رو می تواند نیّت خودش را بکند و یا اگر در طول حج و عمره اجیر کسی دیگری هم شده باشد می تواند عمل او را نیّت کند.
 این مانند کسی است که اجیر شده است از طرف کسی اعتکاف کند و از طرف فرد دیگری هم اجیر شده است که یک ختم قرآن برای آن به جا آورد و یا نماز استیجاری بخواند. او در حال اعتکاف می توان قرآن و نماز را بخواند. زیرا او هنگام اجیر شدن برای اعتکاف، فقط باید در مسجد بماند و او نیز فقط همین مقدار از منفعت خودش را به دیگری فروخته است. ما بقی منافع از آن خودش است و می تواند در سایر مصارف به کار گیرد.
 البته روایاتی هم بر این امر دلالت دارد که ان شاء الله در جلسه ی بعد به آن اشاره می کنیم.
 
 المسألة 3: لا تعتبر الطهارة من الحدث و لا الخبث و لا ستر العورة في السعي و إن كان الأحوط الطهارة من الحدث.
 در این مسأله بحث در این است که هنگام سعی لازم نیست که طهارت از حدث و خبث رعایت شود. همچنین لازم نیست که عورت را ستر کرد. (البته عدم لزوم ستر عورت در کلمات فقهاء وجود ندارد و ما هم در آن اشکال داریم و می گوییم: کسی که عورت را مکشوف کرده است و در حال اضطرار هم نیست عمل او نمی تواند عبادت محسوب شود.)
 بعد امام قدس سره اضافه می کند که احوط این است که طهارت از حدث داشته باشد (جالب اینجا است که امام این احتیاط را در ستر عورت ذکر نمی فرماید.)
 
 اقوال علماء:
 صاحب حدائق می فرماید: المقدمات (مقدمات سعی) هی عشرة و کلها مندوبة منها الطهارة و استحبابها هو الاشهر الاظهر و اسنده فی المنتهی الی علمائنا مؤذنا بدعوی الاجماع علیه بل قال: و هو قول عامة اهل العلم (حتی بین علماء عامه) و نقل عن ابی عقیل انه قال: لا یجوز الطواف و السعی بین الصفا و المروة الا بطهارة. [1]
 صاحب ریاض می فرماید: المندوبات عشرة الطهارة من الاحداث بلا خلاف الا من العمانی (ابن ابی عقیل) فاوجبها و علی خلافه الاجماع علی الظاهر. [2]
 صاحب مسالک نیز شرطیت طهارت را اشهر القولین می داند. از کلام ایشان بر می آید که افراد متعددی قائل به شرطیت شده اند و این در حالی است که تنها یک مخالف نقل شده است. [3]
 صاحب جواهر بعد از آنکه استحباب طهارت را نقل می کند می فرماید: وفاقا للمشهور شهرة عظیمة کادت تکون اجماعا بل هی کذلک اذ لم یحکی الخلاف فیه الا من العمانی. [4]
 خلاصه اینکه در این مسأله تمام فقهای عامه و خاصه فتوا به استحباب طهارت داده اند. بنا بر این فرد محدث و زن حائض نیز می توانند سعی را به جا آوردند.
 دلیل این فتوا روایات متعددی است که ان شاء الله در جلسه ی بعد به آنها خواهیم پرداخت. این روایات عمدتا در باب 15 از ابواب طواف ذکر شده است. تعدادی از این روایات به صراحت دلالت بر عدم شرطیت طهارت می کند و چند روایت هم دلالت بر لزوم کسب طهارت است. ان شاء الله بین این دو طائفه جمع خواهیم کرد.
 
 
 


[1] حدائق الناضره، ج 16، ص 256.
[2] ریاض، ج 7، ص 113.
[3] مسالک، ج 2، ص 355.
[4] جواهر الکلام، ج 19، ص 410.

BaharSound

www.baharsound.com, www.wikifeqh.ir, lib.eshia.ir

logo