< فهرست دروس

درس خارج فقه آیت الله مکارم

کتاب الحج

92/02/22

بسم الله الرحمن الرحیم

 کلامی پیرامون ولادت امام باقر علیه السلام: امروز مطابق روایتی مشهور، سالروز میلاد مبارک امام باقر علیه السلام است. ایشان در سال 57 هجری قمری در مدینه (چهار سال قبل از واقعه ی کربلا) متولد شدند از این رو معروف است که ایشان در واقعه ی کربلا که در سال 61 رخ داد چهار سال داشتند.
 از ویژگی های ایشان که بسیار مهم است این است که ایشان از طرف پدر و مادر هر دو علوی بودند. مادر ایشان که فاطمه نام داشت دختر امام حسن علیه السلام می باشد. ایشان از طرف مادر به امام حسن علیه السلام و از طرف پدر به امام حسین علیه السلام می رسد. از این رو بعضی که در زیارت حضرت معصومه که آمده است: (السلام علیکِ یا بنت الحسن و الحسین) دچار اشتباه می شوند جواب خود را می یابند. حضرت معصومه از نسل امام باقر علیه السلام است و او هم به امام حسن و امام حسین علیهما السلام منتسب است.
 ما همه روز بر سر سفره ی علم و دانش آن حضرت نشسته ایم و از روایات ایشان بلا واسطه و از روایات امام صادق علیه السلام که از پدرش بالواسطه روایات را نقل می کند استفاده می کنیم.
 
 موضوع: محل شروع و اتمام سعی
 بحث در مسئله ی دوم از مسائل سعی بین صفا و مروه است. امام قدس [1] سره می فرماید: يجب على الأحوط أن يكون الابتداء بالسعي من أول جزء من الصفا، فلو صعد إلى بعض الدرج في الجبل و شرع (بعضی از پله های بالای کوه بالا رود و بعد از صفا شروع کند و بعضی از فقهاء می گویند که اگر نوک پا را به اولین جزء کوه بپسابند کافی است.) كفى، و يجب الختم بأول جزء من المروة، و كفى الصعود إلى بعض الدرج (کافی است که بر روی بعضی از پله ها بالا رود البته بعضی از فقهاء می گویند که حتی اگر پشت پا را به کوه بچسباند کافی است.) و يجوز السعي ماشيا و راكبا و الأفضل المشي.
 حتی در روایت است که گاه رسول خدا راکبا سعی می کرد. شاید به این دلیل بوده که اگر ایشان پیاده بودند جمعیت زیادی اطراف ایشان را می گرفت و ایجاد مشکل می کرد. البته این احتمال هم هست که عمل حضرت به سبب بیان مشروعیت بوده باشد.
 
 اما فرع اول: لازم است که از اولین جزء از صفا شروع کند و به اولین جزء از مروه تمام کند.
 امام قدس سره به احتیاط وجوبی قائل است که این فاصله باید به دقت عقلیه رعایت شود نه اینکه با دقت عرفیه انجام شود از این رو اگر حتی یک وجب هم به کوه باقی مانده باشد کافی نیست.
 
 اقوال علماء: این نکته در اقوال علماء به شکل وسیعی منعکس شده است که باید این دقت عقلیه رعایت شود حتی برای آن ادعای اجماع هم شده است.
 مرحوم نراقی می فرماید: قیل فی کیفیة البدأ و الختم بالصاق العقِب بالصفا و الاصابع بالمروة اذ لا یتحقق استیفاء ما بینهما و البدئة و الختم الا بذلک و لا ریب انه احوط سیما مع ان الظاهر کما قیل اتفاق الاصحاب علیه و لولاه (اگر اجماع مزبور وجود نداشت) لقلنا بعدم لزوم هذه الدقة و الاکتفاء بالسعی بین الصفا و المروة عرفا (زیرا عرفا اگر کسی یک وجب با کوه فاصله داشت می گفتند که او بین صفا و مروه سعی کرد) کما اختاره بعض مشایخنا. [2]
 صاحب جواهر از صاحب ریاض نقل می کند که اگر اتفاق اصحاب مبنی بر لزوم رعایت دقت عقلیه وجود نداشت می گفتیم که صدق عرفی کافی می بود. [3]
 از این عبارت استفاده می شود که مطابق احتیاط امام قدس سره ادعای اجماع شده است با این حال مخالفین کمی هم پیدا شده اند که همان صدق عرفی را کافی می دانند.
 
 نکته ی دیگر این است که آیا صعود بر کوه واجب است یا اینکه از باب مقدمه می باشد.
 ظاهر عده ای از فقهای عامه این است که صعود بر کوه واجب ذاتی است ولی در میان شیعه کسی قائل به وجوب ذاتی صعود بر جبل نشده است.
 صاحب ریاض می فرماید: و لا یجب صعودهما (بر دو کوه) اجماعا علی الظاهر المصرح به فی عبارة جماعة منهما الشیخ فی الخلاف. [4] [5]
 با این از کلام صاحب مستند استفاده می شود که بعضی در میان اهل سنت قائل به وجوب صعود شده اند. [6]
 صاحب حدائق نیز ادعای اجماع می کند که صعود واجب نیست و می فرماید: و فی المنتهی انه قول اکثر اهل العلم کافة الا من شذ ممن لا یعتد به. [7]
 
 این در حالی است که اگر ما به وضع گذشته و امروز صفا و مروه دقت کنیم متوجه می شویم که این بحث ها در آن شرایط و شرایط فعلی اصلا مطرح نمی باشد.
 اما در گذشته صفا و مروه پله داشته است. حال اینکه پله را با تراشیدن روی کوه ساخته بودند و یا اینکه در روی کوه پله ی جداگانه احداث کرده اند مشخص نیست. تعداد پله ها هم متفاوت بوده است. بعضی گفتند که هفت پله بوده است و بعضی گفته اند چهارده تا بوده است و بعضی گفته اند که یازده پله بوده است که چهار پله زیر خاک رفته است. بنابراین قول هفت و یازده با هم سازگاری دارد.
 صاحب جواهر در اینجا تعداد پله ها را نقل کرده است.
 در امروز، وضعیت به طور کلی عوض شده است و طوری شده است که همه مجبور هستند که مقداری از کوه را بدون استثناء بالا روند بدین گونه که بین دو جبل یک قطعه ی مسطح قرار دارد. در مروه به یک سربالایی می رسیم که الان روی آن را موزائیک کرده اند. وقتی سربالا است علامت آن است که روی کوه قرار دارد. در راه برگشت، فرد مجبور است که مقداری از این سربالایی را برود تا به مسیر برگشت برسد. این به سبب آن است که در وسط، دو راه برای کسانی که ویلچری هستند باز کرده اند که از یک طرف می روند و از طرف دیگر بر می گردند این مسیر وسط، با احادیث دیواره ای از مسیر پیاده رو ها مجزا شده است بنا بر این کسانی که خارج از این مسیر هستند باید کمی از کوه بالا روند زیرا دیواره ی این راه وسط، کمی بالای کوه می آید و آنها باید بالای کوه روند تا از پشت دیواره دور بزنند. این وضعیت هم در صفا وجود دارد و هم در مروه.
 البته در مروه مقداری سنگ لخت در صفا و در مروه معلوم است که بعضی تصور می کنند که باید نوک پا و پشت پا را به آن برسانند. این در حالی است که چون بالای کوه رفته اند دیگر لازم نیست چنین کاری کنند. کسانی که از سر بالایی کوه بالا می روند کمی سطح مسطح وجود دارد که مردم در آن رفع خستگی می کنند. آنها یقینا بالای کوه هستند و لازم نیست که پا را به آن بخش از کوه که سنگ آن معلوم است برسانند. حتی ویلچری ها هم بالای کوه می روند هرچند مقدار آن از کسانی که پیاده هستند کمتر است.
 
 بنا بر این ما این بحث را هر چند محل ابتلاء نیست از باب بحث علمی مطرح می کنیم. حتی صاحب ریاض قائل است که باید انگشت هر دو پا و پشت هر دو پا را به کوه بزنند.


[1] تحریر الوسیلة، امام خمینی، ج1، ص437.
[2] مستند الشیعة، محقق نراقی، ج12، ص168.
[3] جواهر الکلام، محمد حسن جواهری، ج19، ص419.
[4] رياض المسائل، سيد علي طباطبائي، ج7،ص118، ط آل البیت.
[5] ریاض المسائل، سید علی طباطبائی، ج7،ص92، ط جامعة المدرسین.
[6] مستند الشیعة، محقق نراقی، ج12، ص168.
[7] حدائق الناضرة، شیخ یوسف بحرانی، ج16، ص265.

BaharSound

www.baharsound.com, www.wikifeqh.ir, lib.eshia.ir

logo