< فهرست دروس

درس خارج فقه آیت‌الله مکارم

مبحث خیارات

83/11/13

بسم الله الرحمن الرحیم

69 ادامه مسئله 1713/11/ 83

* ... عن زرارة (سند خوب است) عن أبى جعفر 7: أنّه أراد أن يتزوّج قال: فكره ذلک أبى فمضيت و تزوّجتها (حتمآ در اينجا نهى ارشادى بوده است) حتّى إذا كان بعد ذلک زرتها فنظرت فلم أر ما يعجبنى فقمت لأنصرف فبادرتنى القائمة الباب (در بعضى از نسخ مانند كافى به جاى «القائمة» تعبير «القيّمة معها» دارد. قائمه به معناى نگهبان و سرايدار و قيّمه هم به همين معناست و معناى آن اين است كه سرايدار كه زنى بوده همراه زوجه برخاسته تا در را ببندد) لتغلقه فقلت: لاتغلقيه لک الذى تريدين (مفهوم حديث اين است كه تو مى‌خواهى در را ببندى تا خلوت حاصل شود و مهر كامل را بگيرى، من مهر كامل را به تو مى‌دهم، پس تا اينجا مفهوم ضمنى روايت اين است كه اگر در را ببندد مهر كامل مى‌شود) فلّما رجعت إلى أبى فأخبرته بالأمر كيف كان فقال: إنّه ليس لها عليک إلّا النصف (يعنى نصف المهر) ...[1] .

 

قسمتى از روايت دلالت مى‌كند كه اغلاق باب موضوعيّت دارد و باعث كمال مهر است و بخشى از روايت دلالت دارد كه اغلاق باب موضوعيّت ندارد ونصف مهر ثابت است.

شايد زن تابع بعضى از مذاهب عامّه بوده كه مى‌خواهد از اغلاق باب به مقصود خود كه تمام مهر است برسد، و امام مى‌فرمايد من مهر كامل را مى‌دهم، پس ولو اغلاق باب هم بكند فقط نصف مهر را حق دارد بگيرد.

البتّه به اين روايت اشكال شده است كه اين روايت با شأن ائمّه : سازگار نيست.

روايت ذيلى هم دارد و مى‌فرمايد:

و قال: إنّک تزوّجتها فى ساعة حارّة (ازدواج تو با او در ساعت داغ روز بوده است).

احتمال دارد به خاطر اين باشد كه ساعت ناميمونى است و احتمال ديگر اين است كه در ساعت گرم روز اگر كسى ازدواج كند بر اثر گرماى هوا، صورت بر افروختگى و جذابيّت غير واقعى پيدا مى‌كند و بعد از فرو نشستن گرما، آن صفات زائل مى‌شود.

دو حديث بعد در مورد مقام اثبات است ولى به دلالت التزاميّه حكم مقام ثبوت هم از اين دو حديث استفاده مى‌شود.

* ... عن سهل بن زياد (ضعيف است) عن ابن محبوب، عن ابن رئاب، عن أبى بصير قال: قلت لأبى عبدالله 7: الرجل يتزوّج المرأة فيرخى عليها و عليه الستر و يغلق الباب ثمّ يطلّقها فتسأل المرأة هل أتاک فتقول: ما أتانى و يسأل هو هل أتيتها فيقول لم آتها فقال: لا يصدّقان (تصديق نمى‌شوند) و ذلک أنّها تريد أن تدفع العدّة عن نفسها (زن متّهم است) و يريد هو أن يدفع المهر عن نفسه يعنى إذا كانا متّهمين ( قسمت آخر روايت بعيد است از امام باشد و احتمال دارد تفسير كلينى يا راوى باشد). [2]

 

در حديث مسلّم گرفته شده كه خلوت به تنهايى موضوعيّت ندارد و مواقعه محور است، چون اگر به تنهايى موضوعيّت داشت، لازم نبود از زن و مرد سئوال شود، پس محور مواقعه است، بنابراين ولو روايت در مورد مقام ثانى (اثبات) است، ولى مسلّم گرفته شده كه محور مواقعه و خلوت اماره است برمواقعه.

* ... عن جميل عن أبى عبيدة عن أبى عبدالله 7 فى الرجل يتزوّج المرأة البكر أو الثيّب فيرخى عليه و عليها الستر أو غلّق عليه و عليها الباب ثمّ يطلّقها فتقول لم يمسّنى و يقول: هو لم أمسّها قال: لا يصدّقان (چون متّهم هستند) لأنّها تدفع عن نفسها العدّة و يدفع عن نفسه المهر. [3]

 

در ذهن گوينده و شنوده مسلّم بوده كه معيار خلوت نيست.

اين روايات از رواياتى كه صريحآ مى‌گويد خلوت اثرى ندارد بهتر است، چون در ذهن راوى و زن و شوهر هم مسلّم بوده است كه خلوت به تنهايى فايده‌اى ندارد.

روايات معارض :

در مقابل اين روايات، روايات معارضى[4] داريم كه مى‌گويد

خلوت كافى است و موضوعيّت دارد.

* ... عن الحلبى (سند معتبر است) عن أبى عبدالله 7 قال : سألته عن الرجل يطلّق المرأة قد مسّ كلّ شئ منها إلّا أنّه لم يجامعها (مقام ثبوت) ألها عدّة؟ فقال: ابتلى أبو جعفر 7 بذلک فقال له أبوه على بن الحسين 8: إذا أغلق بابآ و أرخى سترآ وجب المهر و العدّة.[5]

 

ظاهر روايت اين است كه خلوت موضوعيّت دارد و مى‌توان آن را بر مقام اثبات حمل كرد، يعنى اگر دعوايى بين زوج و زوجه واقع شود مى‌توان خلوت را اماره بر دخول گرفت، پس ظاهر روايت موضوعيّت است و طريقيّت قرينه مى‌خواهد.

مرحوم كلينى از ابن ابى عمير مطلبى را نقل كرده است كه اين روايت را حمل بر طريقيّت كرده و بين روايات جمع كرده است.

قال الكلينى قال ابن أبى عمير اختلف الحديث فى أنّ لها المهر كملا و بعضهم قال: نصف المهر و إنّما معنى ذلک أنّ الوالى إنّما يحكم بالظاهر إذا أغلق الباب و أرخى الستر وجب المهر (مقام اثبات) و إنّما هذا عليها إذا علمت أنّه لم يمسّها فليس لها فيما بينها و بين الله إلّا نصف المهر (ولو قاضى به حسب ظاهر تمام مهر را به زن مى‌دهد ولى اگر مرأه مى‌داند كه مواقعه واقع نشده، بيش از نصف را نبايد بگيرد.)

مرحوم شيخ طوسى هم اين كلام را نقل كرده و كلام ابن ابى عمير را مى‌پذيرد.

 


[1] .ح7، باب55 از ابواب مهور.
[2] .ح1، باب56 از ابواب مهور.
[3] .ح3، باب56 از ابواب مهور.
[4] . ح2، 3، 4 و 6 باب55 از ابواب مهور.
[5] .ح2، باب55 از ابواب مهور.

BaharSound

www.baharsound.ir, www.wikifeqh.ir, lib.eshia.ir

logo