« فهرست دروس

درس خارج اصول استاد محمد محمدی قایینی

97/07/15

بسم الله الرحمن الرحیم

مفاد ادله اعتبار اماره ورود /تعارض غير مستقر /تعارض ادله

 

 

موضوع: مفاد ادله اعتبار اماره - ورود /تعارض غیر مستقر /تعارض ادله

خلاصه مباحث گذشته:

مرحوم اصفهانی تقریب حکومت مبتنی بر نفی موضوع را پذیرفتند . اما این معضل را در ناحیه صغری بیان کردند که ادله اعتبار امارات ، متضمّن جعل علمیّت نیستند و دلیلی بر وقوع چنین جعلی نداریم . از همین رو به بررسی تفصیلی ادله ای پرداخته اند که احتمال دلالت بر جعل علمیت دارند .

 

1نظارت تشکیک و أخذ به مقام عمل

مدلولِ « نهی از تشکیک » در « لا عذر لأحد من موالینا فی التشکیک فیما یرویه عنّا ثقاتنا »[1] نهی از تشکیک عملی بوسیله ترک فعل مطابق مودّی اماره است ، نه نهی از امری اعتقادی و قلبی . اگر « لا تشکّ » بیان می شد می توانستیم ادعاء جعل علمیّت کنیم اما آن چه بیان شده « لا عذر فی التشکیک » است نه « لا عذر فی الشک » ! در « فلان ثقه آخذ منه معالم دینی » هم اعتبار عالم بودن صورت نگرفته ، «أخذ» تنها از آن جهت ذکر شده که مقوّم عمل است و بیش از آن دلالت ندارد .

2جعل علمیت نسبت به قول خبره

بله اگر ﴿ فاسألوا أهل الذکر إن کنتم لا تعلمون ﴾ [2] دلیل بر حجیت اماره باشد ، ادعاء حکومت امکان پذیر است ؛ زیرا دلالت بر جعل عالمیت دارد . توضیح آن که در آیه امر شده اگر نمی دانید ، سوال کنید . و با آن که علم به جواب ملازمه با علم به واقع ندارد ، سائل را عالم به واقع فرض کرده زیرا تعبیر ایشان کأنّه چنین است که « فاسألوا أهل الذکر کی تعلموا » و واضح است که مسئول عنه « واقع » است ، پس علم حاصل از جواب به سوال هم مطابق این مفاد ، علم به واقع می باشد .

اما مشکل در تمسّک به آیه آن است که جعل علمیت برای قول « أهل الذکر » صورت گرفته و مخبر یا مانند آن اهل ذکر نیست.اهل ذکر یعنی کسی که عالم بر نتایج به واسطه ممارست حدسیه است اما قوام حجیت مثل خبر به ملاک حس است و نه حدس. اهل ذکر بر خبره قابل تطبیق است پس مفاد آیه چنین است که «جواب الخبیر علم بالواقع» و این لسان باعث حاکمیت مانند فتوای مجتهد بر مجعولاتی از قبیل « حرمت قول به غیر علم » می شود نه حکومت امارات بر اصول عملی شرعی .

2.0.0.0.0.1مناقشه حکمی : امر آیه به تحصیل علم وجدانی

عرض ما به مرحوم اصفهانی آن است که آیه شریفه مذکور ، حتّی دالّ بر جعل علمیّت درمورد قول خبره هم نیست . جعل علمیت متوقّف بر آن است که مفاد آیه را تعبّد به قول أهل ذکر بدانیم حال که مفاد این آیه تشریع نیست ، بلکه به قرینه مورد آیه که امری اعتقادی است می فهمیم که مدلول « تسبیب به حصول علم » می باشد تکوینا ، نه جعل علمیت تعبّدا ؛ زیرا قول خبره در امور اعتقادی مورد تعبّد شارع و حجت نیست . مراد خدای متعال آن بوده که از علمایتان سوال کنید تا برای شما علم وجدانی حاصل شود ، بعد از تحقّق علم وجدانی هم رابطه ورود است نه حکومت .

قرینه دوم بر این استفاده آن است که در بعضی روایت اشاره شده اهل ذکر ائمه علیهم السلام هستند و واضح است قول ایشان برای پیروانشان مفید علم است ، همانگونه که قول علمای اهل کتاب در آن مورد خاصِ آیه برای عموم اهل کتاب علم آور است . پس هر چند مفاد آیه به حسب مدلول استعمالی « علمای اهل کتاب » است اما آیه دلالت روشنی دارد که نکته ی سوال ، علم آور بودن آن است که همین نکته برای ائمه علیهم السلام هم نسبت به پیروانشان ثابت است . همین مطلب را عده ای نسبت به آیه نفر هم گفته اند و مدّعی شده اند تحذیر قوم امری تکوینی است که با علمِ حاصل از انذار منذر ها حاصل می شود ، اما به نظر در آن جا این مطلب صحیح نیست و آیه نفر دلالت بر حجیت تعبّدیه دارد .

2.0.0.0.0.2مناقشه موضوعی : عدم مدخلیت خبرویت

علاوه بر اشکال سابق ، تطبیق «أهل الذکر» بر خبره هم قابل التزام نیست ؛ چه آن که مورد آیه ، یعنی سوال از انسان بودن پیامبران سابق ، امری حسی است و از سنخ مسائل حدسیه نیست تا ادعا شود خبیر بودن در آن مدخلیتی دارد .

3جعل علمیت برای فتوای مجتهد

دلیل دیگر ، مقبوله ابن حنظله است . در این مقبوله « عرفان احکام » به عنوان یکی از شرایط فقیهی که حاکم قرار می گیرد ذکر شده : « عرف أحکامنا » . پس برای نظرات اجتهادی فقهاء که جلّ آن ها مستنبط از مدارک ظنّی است ، جعل علمیّت و عرفان صورت گرفته که زمینه ساز حکومت است . [3] به نظر این تقریب برای حکومت بعید نیست صحیح باشد .

4حقیقت ورود : خروج حقیقی به برکت تعبّد

نتیجه ی بیان مرحوم آخوند آن شد که سه گروه مصداق برای تعارض غیرمستقر وجود دارد : موارد حکومت ، توفیق و جمع عرفی . همچنین دو دسته از تنافی میان ادله وجود دارد که تعارض در آن ها مستقرّ است : مواردی که علم به کذب یکی از دو متنافی داریم و موارد جمع تبرّعی . ایشان در کفایه اصلا متعرّض « ورود » نشده اند ؛ زیرا اصلا تنافی در آن رخ نمی دهد . ورود یعنی دلیلی به برکت تعبّد شارع ، حقیقتا موضوع دلیل دیگری را منتفی کند . مثلا موضوع ﴿ ما کنّا معذّبین حتّی نبعث رسولا ﴾[4] که مفادش همان مفاد « قبح عقاب بلا بیان » است ، با اعطاء حجیّت از جانب شرع به خبر حقیقتا[5] منتفی می شود .[6] پس انتفاء واقعی موضوع یک دلیل گاهی وابسطه به تعبّد شارع است ، که ورود در همین موارد رخ می دهد ، و گاهی بدون تعبّد ایشان حاصل می شود که آن را تخصّص [7] می گویند .

4.0.0.0.0.1تفاوت حکومت و ورود

یکی از تفاوت های ورود و حکومت هم در همین نکته است ؛ زیرا در ورود موضوع حکم مورود حقیقتا منتفی می شود بر خلاف حکومت که موضوع محکوم حتّی بعد از تعبّد شرعی به حاکم هم پابرجاست .[8] به همین جهت نتیجه حکومت تخصیص است . تفاوت دیگر ایندو هم در آن است که مورود لازم نیست حتما از مجعولات شرعی باشد ، اما محکوم حتما باید مجعول شرعی باشد زیرا که یک حاکم نمی تواند در اعتبارات حاکم دیگر تصرّف کند .


[5] بنابراین که موضوع برائت شرعیه « عدم الحجه » باشد، اما اگر موضوع آن را « عدم العلم » بدانیم، رابطه حکومت است بنا بر بعضی مبانی.
[6] پس اصلا تعارض حتّی بدوی هم رخ نمی دهد بدان جهت که تحقّق تنافی فرع بر وحدت موضوع است.
[7] خروج تخصّص از تعارض واضح تر از ورود است ؛ زیرا هیچ نیازی به اعمال تعبّد در آن وجود ندارد مانند خروج تخصصی علم یا ظن در مبنای حکومت از « قبح عقاب بلا بیان » بر خلاف حجیت ظنّ مطابق مبنای کشف که وارد است.
[8] حتّی اگر حاکم را شارح مراد استعمالی بدانیم، باز هم موضوع محکوم حقیقتا منتقی نمی شود زیرا ملحوظ و ملاک دلالت وضعیه الفاظ است.
هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo