« قائمة الدروس
استاد شیخ محمد سند
درس کلام

1405/03/20

بسم الله الرحمن الرحيم

مفهوم نیروی نرم و پیوند آن با تقیه/قاعده تقیه /امنیت داده ها و بصیرت در دین

 

موضوع: امنیت داده ها و بصیرت در دین/قاعده تقیه /مفهوم نیروی نرم و پیوند آن با تقیه

 

●مفهوم نیروی نرم و پیوند آن با تقیه

●نقد رویکرد زیدیه: انحصار در نیروی سخت

●مبانی قرآنی و سیرۀ معصومین در به‌کارگیری نیروی نرم

●نمونه‌های تاریخی از استراتژی نفوذ و امنیت در سیره ائمه

●مغالطه «برآورد عجز» و تفاوت عجز فعلی و مستمر

●از عجز تا مسئولیت‌پذیری در فرهنگ مهدویت

●تطبیق مباحث: از شهادت ثالثه تا تدبیر در امامت جماعت

 

تحلیل راهبردی نیروی نرم در اندیشه و تاریخ شیعه

قواعد تقیه با مباحث «نیروی نرم» پیوندی تنگاتنگ دارند و پیچیدگی باب تقیه نیز از همین ناحیه نشئت می‌گیرد؛ به‌گونه‌ای که شاید لازم باشد ده تا پانزده قاعده مرتبط با آن را مد نظر قرار داد. در همین راستا، می‌توان به «نیروهای نرم» اشاره کرد. در واقع، یکی از معانی تقیه، بهره‌گیری از نیروی نرم یا ابزار نرم است.

مفهوم نیروی نرم و پیوند آن با تقیه

نیروی نرم بسیار کارساز است.

مثال: هر ابزاری که انسان را به مقصد برساند، در ذات خود توانایی دارد. در اینجا، صفت «نرم» به خود ابزار بازمی‌گردد، نه به نوع نگاه ما به آن؛ یعنی خود آن ابزار، ماهیتی نرم دارد. در علوم نظامی و امنیتی نیز مثال می‌زنند که گرگ همواره از درندگی و نیروی محض خود استفاده نمی‌کند، بلکه بیشتر به مراقبت و شناسایی نقطه ضعف شکار یا دشمن می‌پردازد و پس از تشخیص آن، حمله می‌کند.

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نیز با بیان قاعده مهم «الْحَرْبُ خُدْعَةٌ»[1] ، بر این نکته تأکید می‌ورزند که بازدهی و خروجی نیروی نرم، بیشتر از نیروی سخت است. این نقشه پنهانی در جنگ‌ها برد بیشتری دارد.

امیرالمؤمنین (علیه السلام) نیز در این زمینه حکمت‌هایی دارند؛ از جمله اینکه کسی که در جنگ تنها به نیروی سخت‌افزاری و زور بازوی خود اطمینان کند، شکست خواهد خورد، اما کسی که به جای اتکای صِرف به قدرت خود، از «حَذَر» –یعنی مراقبت و هوشیاری در برابر نقشه‌های پنهانی دشمن– بهره می‌گیرد، پیروز خواهد شد. [2] این تعابیر نشان می‌دهد که نیروی نرم، امری بسیار بزرگ و تعیین‌کننده است.

بنابراین، باید در این مسئله عمیق شد. اگر کسی بگوید «ما مؤمنان زور نداریم»، باید پرسید کدام زور؟ اگر منظور زور سخت‌افزاری است، چرا توان نرم‌افزاری خود را فراموش کرده‌ایم و آن را به کار نگرفته‌ایم؟

مثال: یهودیان با آنکه از کمترین جمعیت در میان پیروان ادیان در جهان برخوردارند، به قله‌های قدرت جهانی دست یافته‌اند. گفته می‌شود بخش بزرگی از چرخه اقتصاد جهان در اختیار نهادهای وابسته به آنان است و حتی بسیاری از تجار بزرگ مسیحی در کشورهای غربی نیز در عمل، تحت نفوذ اقتصادی ایشان قرار دارند. این امر نشان می‌دهد که نباید از نقاط قوت دشمن عبرت گرفت.

نکته: مدیریت، یکی از نیروهای نرم است. زیرکی و به‌روزرسانی مدیریت، رمز موفقیت آن است. مدیریت اگر به‌روز نشود، به بی‌نظمی می‌انجامد. مدیریت صحیح، مستلزم جمع میان عناصر ثابت و متغیر است که این خود از پیچیده‌ترین مباحث در این علم به شمار می‌رود. اصولاً خودِ دانش، از نیروهای نرم است، نه سخت.

با توجه به این موارد، کسی نمی‌تواند تعلل ورزد و به بهانه اقلیت بودن یا کمبود ابزار، از رسیدن به قله‌های قدرت باز بماند.

نکته:

نقد رویکرد زیدیه: انحصار در نیروی سخت

یکی از خطاهای راهبردی زیدیه نیز همین است. در منظومه فکری اهل بیت (علیهم السلام)، نگاه به زیدیه مطلقاً منفی نیست و در کنار جهات مثبت، دارای جهات منفی نیز هستند. جهت منفی اصلی ایشان این است که گویی تمام برنامه‌ریزی و توان خود را بر نیروی سخت‌افزار متمرکز کرده‌اند. این انحصار خطاست، نه آنکه بگوییم نیروی سخت‌افزار لازم نیست. تفاوت است میان لزوم یک امر و منحصر کردن همه فعالیت‌ها در آن. رشد دادن نیروی سخت‌افزار همواره و بدون وقفه امری صحیح است، اما زیدیه در نگاه اهل بیت (علیهم السلام) انقلابیونی تندرو هستند که راه اصلاح را منحصر در ابزار سخت می‌بینند.

از همین رو، نقدی که در روایات بر زیدیه وارد شده، نقدی مطلق نیست. به همین دلیل است که امام (علیه السلام) تأکید می‌ورزند که نباید میان بنی‌امیه و خوارج مساوات برقرار کرد. خوارج، با وجود انحرافاتشان، شعار اصلاح‌طلبی داشتند، اما امویان دنیاپرست و مافیاصفت بودند و آرمانشان جز عربده‌کشی و ستمگری نبود. این دو گروه با یکدیگر قابل قیاس نیستند. حتی میان خوارج و زیدیه نیز نباید مساوات برقرار کرد.

از همین رو، در نام‌گذاری وحیانی که از زبان امیرالمؤمنین (علیه السلام) جاری شد، اصحاب جمل «ناکثین» (پیمان‌شکنان)، خوارج «مارقین» (خارج‌شدگان از دین) و امویان «قاسطین» (ستمگران) خوانده شدند. [3] قاسطین آشکارا ضد عدل و اصلاح بودند.

حاصل کلام: جهت مؤاخذه زیدیه، تمرکز بر نیروی سخت‌افزار نیست، بلکه «منحصر کردن» فعالیت‌ها در آن است. چرا؟ زیرا آیه شریفه ﴿أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ﴾[4] دربرگیرنده همه اقسام و شعب نیرو، اعم از نرم و سخت، است.

همچنین، فرمایش پیامبر (صلی الله علیه و آله) که «الْحَرْبُ خُدْعَةٌ»، عام است و هم جنگ سخت و هم جنگ نرم را شامل می‌شود و همواره قدرت نیروی نرم در جنگ بیشتر است. پژوهش در رفتار حیوانات درنده نیز این حقیقت را آشکار می‌سازد. هر یک از این موجودات، استراتژی جنگی خاص خود را دارند و اغلب آن‌ها بیش از آنکه بر نیروی سخت تکیه کنند، از نیروی نرم بهره می‌برند؛ زیرا می‌دانند کارایی و خروجی آن بیشتر است. از ویژگی‌های نیروی نرم، پنهانی و مخفی بودن آن است که همین امر، قدرت آن را مضاعف می‌کند.

روایات مستفیض یا حتی متواتری وجود دارد که یکی از اسباب بزرگ فرج و ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را رسیدن مؤمنان به درجه‌ای پیشرفته از «نیروی نرم» می‌داند که بر دشمنان خود برتری یابند. البته این به معنای نفی لزوم آمادگی در نیروی سخت‌افزاری نیست، بلکه تأکیدی بر اهمیت نیروی نرم است.

مبانی قرآنی و سیرۀ معصومین در به‌کارگیری نیروی نرم

برای به‌کارگیری نیروی نرم در عرصه مدیریت و امنیت، باید به توانایی نفوذ در ساختار دشمن دست یافت. قرآن کریم خود یک سامانه کامل از ضوابط حاکم بر این حوزه را ارائه می‌دهد. ضوابطی که قرآن برای نیروی نرم، امنیت و امور پنهانی بیان می‌کند، چنان دقیق و شگفت‌انگیز است که نمی‌توان به‌سادگی از کنار آن گذشت. اگر در سراسر قرآن کریم واژه «مکر» را دنبال کنیم، با منظومه‌ای از قواعد مواجه می‌شویم که حتی به‌عنوان یکی از صفات فعلی خداوند نیز معرفی شده است. [5] خداوند می‌فهماند که برای رسیدن به حد اعلای توانمندی در جنگ نرم، باید به نقطه‌ای رسید که تمام نقشه‌های دشمن، پیش از اجرا، در اختیار شما باشد.

قرآن کریم در این باره می‌فرماید: ﴿وَقَدْ مَكَرُوا مَكْرَهُمْ وَعِنْدَ اللَّهِ مَكْرُهُمْ وَإِنْ كَانَ مَكْرُهُمْ لِتَزُولَ مِنْهُ الْجِبَالُ﴾[6] و نیز می‌فرماید: ﴿…وَيَمْكُرُونَ وَيَمْكُرُ اللَّهُ ۖ وَاللَّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ﴾[7] . این آیات نشان می‌دهد که در جنگ نرم همواره باید موضع برتر را حفظ کرد. هرگاه دشمن در نفوذ یا پیش‌دستی بر ما موفق شود، باید دانست که این نشان‌دهنده وجود ضعفی در جبهه خودی است.

شاهد: این راهبرد در سیره پیشوایان معصوم (علیهم السلام) نیز به‌وضوح دیده می‌شود. در نبرد خندق، امیرالمؤمنین (علیه السلام) در برابر عمرو بن عبدود،[8] صرفاً بر قدرت سخت‌افزاری خود تکیه نکرد، بلکه با یک خدعه و تدبیر نظامی، او را به عقب راند و از فرصت به‌دست‌آمده برای غلبه بر او بهره برد. عمرو پهلوانی متکی به قدرت سخت بود، نه قدرت نرم. قرآن نیز به این برتری تدبیر الهی اشاره دارد: ﴿وَمَكَرُوا مَكْرًا وَمَكَرْنَا مَكْرًا وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ﴾[9] .

نکته: لازمه به‌کارگیری نیروی نرم آن است که به درجه‌ای از توانمندی برسیم که دشمن از نقشه‌های ما آگاه نشود، نه آنکه فعالیت‌هایمان برای او آشکار باشد. این شرط اساسی موفقیت در این عرصه است.

شاید بتوان گفت بزرگ‌ترین راهبردپرداز امنیتی جهان، خود امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است. اساساً معنای غیبت آن حضرت و ناشناخته بودن یاران ایشان، خود مبتنی بر یک ضریب امنیتی بسیار بالاست. در روایات آمده است که یاران خاص حضرت یکدیگر را نمی‌شناسند تا شبکه‌ ایشان از گزند دشمن مصون بماند. [10]

 

نمونه‌های تاریخی از استراتژی نفوذ و امنیت در سیره ائمه

تاریخ نیز گواه این مدعاست. مبارزه قریش، بنی‌امیه و بنی‌عباس با ائمه (علیهم السلام) همواره شامل جنگ‌های پیچیده، پنهانی و امنیتی بود. این تصور که امام صادق (علیه السلام) تنها یک مرجع فقیه در زمان خود بوده، صحیح نیست. فعالیت‌های آن حضرت ابعاد گوناگونی داشت. امام باقر و امام صادق (علیهما السلام) به‌گونه‌ای عمل می‌کردند که در مراکز علمی اهل سنت و حتی در دستگاه قضایی بنی‌امیه و بنی‌عباس نفوذ داشتند و بسیاری از قضات آنان از شاگردان این دو امام بزرگوار بودند. نفوذ ائمه (علیهم السلام) در میان استانداران و کارگزاران دولت‌های اموی و عباسی، بخشی از راهبرد کلان ایشان برای حفظ اسلام و تشیع بود. [11] ائمه (علیهم السلام) نیروی خود را به‌صورت مخفیانه به کار می‌گرفتند، به‌طوری‌که حاکمان وقت از عمق و گستره تشکیلات ایشان بی‌خبر بودند؛ هرچند گاهی با مشاهده تزلزل پایه‌های حکومت خود، به وجود یک جریان ریشه‌دار و پنهانی پی می‌بردند.

توجه: یکی از پژوهشگران معاصر نظریه‌ای را مطرح کرده که بر اساس آن، حُر بن یزید ریاحی از ابتدا یک مهره نفوذی از سوی امام حسین (علیه السلام) در لشکر عبیدالله بن زیاد بوده و توبه او در روز عاشورا تنها یک ظاهرسازی برای اجرای نقشه بوده است.[12] طبق این دیدگاه، دستور عبیدالله به شمر مبنی بر قتل عمر بن سعد در صورت عدم تمکین، ناشی از سوءظن او به عمر بن سعد بوده که مبادا در طی گفتگوها به امام حسین (علیه السلام) گرایش پیدا کرده باشد. متأسفانه ما از سیره پنهانی و فعالیت‌های امنیتی ائمه (علیهم السلام) غافل هستیم.

مثال: در ماجرای اسلام آوردن ابوذر غفاری،[13] هنگامی که برای نخستین بار به‌منظور دیدار پیامبر (صلی الله علیه و آله) به مکه آمد، با یک سازوکار امنیتی چندلایه مواجه شد. ابتدا حمزه، سپس جعفر بن ابی‌طالب و در روز سوم ابوطالب، هر یک جداگانه با او گفتگو و او را ارزیابی کردند. پس از آنکه از نیات و اندیشه‌های او اطمینان حاصل کردند، اجازه ملاقات با پیامبر (ص) به او داده شد. این نشان می‌دهد که دعوت پیامبر (ص) در مکه، به‌ویژه در سال‌های نخست، با یک سیستم امنیتی دقیق و پیچیده همراه بود.

لذا، تأکید بر این نکته ضروری است که در کنار فعالیت‌های آشکار مانند اداره حوزه‌های علمیه، نباید از قدرت نرم‌افزار و ابزارهای پنهانی غافل شد. این تصور که گروه‌هایی مانند وهابیت تنها متشکل از عده‌ای طلبه علوم دینی هستند، ساده‌اندیشی است. آنان در دو حوزه الهیات و مباحث امنیتی آموزش می‌بینند.

مثلاً، عبدالرحمن السدیس،[14] که مدیر امنیتی مکه، حافظ قرآن و از چهره‌های مؤثر در صدور فتاوای وهابیت است، نمونه‌ای از این رویکرد ترکیبی است. یا عادل الکلبانی[15] که از امامان جماعت سرشناس است، صرفاً یک شخصیت دینی سنتی نیست. گروه‌هایی مانند طالبان و داعش نیز صرفاً بر آموزش‌های دینی متمرکز نیستند، بلکه ساختاری امنیتی و نظامی دارند.

گروه‌هایی مانند طالبان یا داعش صرفاً به تحصیلات سنتی دینی نمی‌پردازند؛ بلکه تشکیلات آن‌ها ابعاد امنیتی و نظامی برجسته‌ای دارد و از ساده‌اندیشی و تقدس‌مآبی به دور هستند. این در حالی است که در روایات، مؤمن با صفاتی دیگر شناخته می‌شود: «الْمُؤْمِنُ كَيِّسٌ فَطِنٌ حَذِرٌ»؛ [16] یعنی مؤمن باید زیرک، باهوش و محتاط باشد.

نکته: تفاوت ظریفی میان این سه واژه وجود دارد: «حَذَر» به هوشیاری و احتیاط امنیتی اشاره دارد؛ «فَطِن» به تیزهوشی و قدرت درک در مدیریت؛ و «کَیِّس» به زیرکی و کاردانی در اداره امور سیاسی دلالت می‌کند.[17] امیرالمؤمنین (علیه السلام) نیز مختار ثقفی را با صفت «کَیِّس» توصیف کرده‌اند.[18] شیخ عباس قمی[19] در شرح سرگذشت قیام مختار نشان می‌دهد که چگونه پیروزی آن‌ها که در ظاهر ناممکن به نظر می‌رسید، با بهره‌گیری از همین نیروهای نرم یعنی کیاست، فطانت و حذر محقق شد. بنابراین، اینکه مؤمن باید چنین باشد، جزو وظایف اوست و نباید ساده‌لوح یا مقدس‌مآب باشد، بلکه باید با همین صفات بر دشمن پیشی گیرد.

البته خود حوزه‌های شیعه دارای آداب و رسومی هستند که به‌طور ناخودآگاه به‌مثابه دریچه‌های امنیتی عمل می‌کنند.

شاهد: مایکل شوئر[20] ، از مقامات سابق سازمان سیا، در کتاب خود که مدت کوتاهی پس از سقوط صدام منتشر شد، به این نکته اشاره می‌کند. او می‌نویسد که اگر مدیریت امنیتی عراق هر دو سال به‌روزرسانی نمی‌شد، صدام و اهل سنت عراق قادر به مهار «دریای شیعه» نبودند. وی سپس به ناکامی صدام در مقابله با حوزه علمیه نجف اشاره کرده و می‌گوید: «صدام در جنگ با حوزه نجف ناکام شد و به خونریزی و کشتار متوسل گشت که این خود نشانه ناتوانی است». این عبارت بسیار مهم است و نشان می‌دهد که قدرت‌های غربی و رژیم بعث نتوانستند حتی یک «استاد کفایه»[21] را به‌عنوان مهره مورد اعتماد خود در حوزه نجف پرورش دهند و در آن رخنه کنند. این ناکامی به دلیل همان ساختار و آداب و رسوم سنتی حوزه‌های علمیه در نجف، قم، مشهد و کربلا بود. در واقع، سازوکار «اعتبارسنجی» شخصیت‌ها در حوزه‌های شیعی، خود یک دریچه امنیتی بسیار بزرگ است.

نتیجه: استفاده از نیروهای نرم ضرورتی انکارناپذیر است. یکی دیگر از مصادیق نیروی نرم، قدرت سایبری است. برای مثال، چرا زیرساخت‌های سایبری و داده‌های ملی عراق در کنترل خود آن کشور نیست و توسط کشورهایی چون امارات و اردن مدیریت می‌شود؟ این مسئله در مورد ایران نیز مطرح است و به بحث شبکه ملی اطلاعات (اینترانت) در برابر اینترنت جهانی بازمی‌گردد. اینترانت یک شبکه داخلی و محدود است. این پرسش مطرح می‌شود که چرا کشوری مانند چین در توسعه اینترانت ملی خود بسیار موفق‌تر عمل کرده و حتی قادر به جایگزینی اینترنت جهانی با آن شده است؟ این پیشرفت در حوزه فناوری، خود نمونه‌ای از نیروی نرم است.

در جنگ نیز تأثیر نیروی نرم در پیروزی، بیشتر از نیروی سخت است. قدرت جامعه یهودیان در کشورهای مختلف، با وجود جمعیت اندکشان، برای ما عبرت‌آموز است. برای مثال، یهودیان در بریتانیا که جمعیتی حدود سیصد هزار نفر از کل جمعیت بیش از شصت و هفت میلیونی این کشور را تشکیل می‌دهند[22] ، با برنامه‌ریزی و هدایت دانشجویان خود به سمت رشته‌های راهبردی، در محورهای کلیدی نفوذ قابل توجهی یافته‌اند. این رشته‌ها که در ادبیات عربی از آن‌ها با عنوان «تخصصات سیادیة» (رشته‌های حاکمیتی) یاد می‌شود، فرد را به مهره‌ای در عرصه قدرت تبدیل می‌کنند، برخلاف رشته‌هایی که صرفاً جایگاه کارمندی یا خدماتی دارند. اگر مؤمنان به کسب قدرت در این عرصه‌های کلیدی نیندیشند، دیگران این جایگاه‌ها را تصاحب خواهند کرد و کلید قدرت جامعه به دست آن‌ها خواهد افتاد.

آیت‌الله لطف‌الله صافی گلپایگانی[23] در کتاب منتخب الاثر فی الامام الثانی عشر (ع) به اهمیت این موضوعات اشاره کرده‌اند.[24] بنابراین، رسیدن به رأس قدرت خود بحث مفصلی است. برخی رشته‌ها مانند مدیریت بهداشت یا مدیریت آموزشی، موقعیتی کلیدی و نیرومند ایجاد می‌کنند. این رشته‌های استراتژیک فرد را به مهره‌ای تأثیرگذار در قدرت تبدیل می‌کنند.

حاصل کلام: استدلال مبتنی بر نیروی نرم، هیچ عذری برای مؤمنی که خود را ضعیف و دست‌بسته می‌پندارد، باقی نمی‌گذارد. دشمن در صورتی که در خفا و غفلت باشیم، بر ما مسلط می‌شود. هیچ بهانه‌ای در این زمینه پذیرفته نیست.

فایده:

مغالطه «برآورد عجز» و تفاوت عجز فعلی و مستمر

نکته‌ای که در بحث تقیه بسیار محل اشتباه است، خلط میان عجز فعلی و عجز مستمر است. این مغالطه که می‌توان آن را «اشتباه در برآورد عجز» نامید، در بسیاری از ابواب فقهی دیگر نیز رخ می‌دهد.

مثال: فردی می‌گوید: «من اکنون قادر به گرفتن وضو نیستم، پس معذورم و تکلیف از من ساقط است.» یا در برابر دشمن می‌گوید: «من اکنون عاجزم، زیرا قدرت او بیشتر است.»

اشکال: اشتباه در این استدلال چیست؟ این ادعای عجز حداقل از دو جهت محل تأمل است: آیا این عجز، یک ناتوانی دائمی و مستمر است یا صرفاً یک ناتوانی فعلی و لحظه‌ای؟ عجز فعلی، مجوزی برای ترک دائمی تکلیف در آینده ایجاد نمی‌کند.

برای روشن شدن این مطلب، می‌توان به یک بحث مشهور در علم اخلاق اشاره کرد. در میان بزرگان در این باره اختلاف نظر وجود دارد که آیا صفات و ملکات نفسانی امری اختیاری هستند یا جبری. شیخ انصاری[25] بر این نظر است که این صفات اختیاری نیستند؛ زیرا صفتی که به صورت ملکه درآمده است، چگونه می‌توان آن را ریشه‌کن کرد؟ مرحوم آیت‌الله گلپایگانی[26] نیز همین دیدگاه را داشتند.

اما با دقت بیشتر می‌توان در این نظر تأمل کرد. اگر من در حال حاضر دارای یک صفت ناپسند باشم، هرچند نمی‌توانم آن را در یک لحظه از بین ببرم، اما این کار دشوار است، نه محال. میان «سخت بودن» و «ممتنع بودن» تفاوت وجود دارد. خداوند متعال می‌فرماید: ﴿وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا ¤ فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا﴾[27] ؛ یعنی هر دو زمینه در نفس انسان وجود دارد. اینکه انسان به سمت فجور یا تقوا گرایش پیدا کند، به برداشت درونی او از الهامات نفسانی و شیطانی یا الهی و رحمانی بستگی دارد. بنابراین، نمی‌توان به صرف ناتوانی فعلی، حکم به عجز دائمی داد. اگر در آینده ناتوان نیستم، می‌توانم فرایند تغییر را از همین امروز آغاز کنم.

مثال: فردی را در نظر بگیرید که به مواد مخدر اعتیاد دارد، حتی اگر این اعتیاد به صورت اجباری به او تحمیل شده و صفتی عارضی باشد. بهبودی چنین شخصی ممکن است یک یا دو سال به طول انجامد، اما راه درمان بسته نیست. اگر او این راه را از همین امروز آغاز نکند، به بهبودی نخواهد رسید.

در روایات نیز آمده است که در مواضعی خاص، مانند هنگام معاینه مرگ یا در روز قیامت، درهای توبه بسته می‌شود.[28] با این حال، حتی در مورد جهنم نیز روایاتی وجود دارد که برخی پس از مدتی طولانی نجات می‌یابند، هرچند آن جایگاه، چنان‌که قرآن توصیف می‌کند، بدترین قرارگاه است: ﴿سَاءَتْ مُسْتَقَرًّا وَمُقَامًا﴾[29] . این خود نشان‌دهنده عمق و دقت معارف شیعی است.

از عجز تا مسئولیت‌پذیری در فرهنگ مهدویت

این بحث درباره عجز و توان، ما را به مسئله‌ای مهم در فرهنگ مهدویت رهنمون می‌شود. در روایات، به‌ویژه در کتاب‌هایی مانند غیبت نعمانی، بر حفظ اسرار و اطلاعات مربوط به حضرت مهدی (عج) تأکید فراوانی شده است. علت این امر، حفظ جان حضرت و یاران ایشان است. بنابراین، مسئله صرفاً ذکر نکردن نام ایشان نیست، بلکه یک اصل امنیتی فراگیر است که هر چیزی را که به ایشان مربوط می‌شود، در بر می‌گیرد. به همین دلیل، بزرگانی چون سید بحرالعلوم[30] و سید بن طاووس[31] ، با وجود دانش گسترده‌ای که از اسرار حضرت داشتند، از فاش کردن آن خودداری می‌کردند.

نکته: دایره این حفظ اطلاعات تا کجاست؟ اگر فرد صالحی به نحوی با حضرت ارتباطی داشته باشد، یا یک سخنران و استاد بخواهد درباره ایشان صحبت کند، تا چه حد باید از بیان اطلاعات و معرفی برنامه‌های حضرت به مردم خودداری ورزد؟ معرفت کلی و نظری به امام زمان (عج) امری ضروری و لازم است، اما معرفت به برنامه‌های اجرایی و تفصیلی ایشان، مسئله دیگری است که تابع ضوابط امنیتی شدیدی است.

در اینجا باید توجه داشت که بحث علائم ظهور دو قرائت متفاوت دارد:

۱. قرائت تنجیمی: این رویکرد که متأسفانه شایع است، به علائم ظهور به‌مثابه پیش‌گویی‌های قطعی و زمان‌بندی‌شده می‌نگرد و تلاش می‌کند با تطبیق حوادث روز بر روایات، زمان ظهور را مشخص کند. این روش که به «توقیت»[32] می‌انجامد، در روایات به‌شدت مورد سرزنش قرار گرفته است.

۲. قرائت مبتنی بر مسئولیت: این رویکرد، علائم ظهور را نه به عنوان حوادثی برای تماشا، بلکه به‌مثابه شاخص‌هایی برای شناسایی نقاط ضعف و قوت جامعه مؤمنان و اقدام برای اصلاح آن‌ها می‌داند. این قرائت، حَسَن و پسندیده است. در این نگاه، سؤال اصلی این نیست که «چه زمانی ظهور رخ می‌دهد؟»، بلکه این است که «ما چه مسئولیتی داریم و برای رفع کدام ضعف باید اقدام کنیم؟». این یک رویکرد فعالانه است، نه نگرشی صوفی‌وار و تماشاگرانه.

مثال اول: در روایات آمده است که شهرهای میانی عراق (العواسط)[33] آمادگی نظامی کافی ندارند و همین امر موجب نفوذ دشمن می‌شود.[34] این روایت برای تماشا کردن نیست، بلکه هشداری است برای لزوم برطرف کردن این نقطه ضعف.

مثال دوم: روایاتی وجود دارد که به وجود هسته‌های مخفی با گرایش‌های انحرافی در ایران اشاره می‌کند. این نیز یک نقطه ضعف است که باید برای اصلاح آن تلاش کرد، نه اینکه صرفاً نظاره‌گر باشیم.

حاصل کلام: علائم ظهور، بیانگر مسئولیت‌هایی است که بر دوش ما قرار دارد و بهانه‌ای برای دست بسته بودن و انفعال نیست، بلکه انگیزه‌ای برای تقویت و سازمان‌دهی هرچه بیشتر نیروهاست.

تطبیق مباحث: از شهادت ثالثه تا تدبیر در امامت جماعت

برخی معتقدند که عبارت صاحب جواهر[35] مبنی بر استحباب شهادت به ولایت علی بن ابی‌طالب (علیه السلام) «فی الاذان و غیر اذان»، شامل نماز نیز می‌شود.

پاسخ: این برداشت صحیح نیست. وقتی در مشروعیت ذکر شهادت ثالثه در خود اذان تردید وجود دارد، به طریق اولی در نماز که دارای اجزاء معین است، این تردید قوی‌تر خواهد بود. بنابراین، مراد از «غیر اذان» در کلام صاحب جواهر، مواردی غیر از نماز است. اگر مراد از «غیر نماز» نشستن در جایی خارج از نماز و شهادت به ولایت باشد، این امر محل بحث نیست و کسی بر آن فتوا به حرمت نداده است. چالش اصلی، درآمیختن این ذکر با اجزاء عبادتی معین مانند اذان یا نماز است.

اشکال: برخی این اشکال را مطرح کرده‌اند که منظور از «و غیره» در کلام فقها، نماز نیست. در فتاوای مراجع و حواشی بر کتاب جواهر نیز کاملاً واضح است که مراد از «و غیره»، غیر از نماز است.

شاهد: فقیهانی همچون سید محسن حکیم[36] و سید ابوالقاسم خویی[37] در تبیین این مسئله، با افزودن قید «إلا الصلاة» (مگر در نماز)، تصریح کرده‌اند که این استحباب، شامل نماز نمی‌شود. عدم ذکر این استثنا توسط برخی فقها، به معنای شمول حکم نسبت به نماز نیست. چنان‌که سید عبدالرزاق مقرم نیز در کتاب خود به فتاوای متعددی در این باب اشاره کرده است.[38]

نکته: در تلخیص برخی از این مباحث، گاهی مشاهده می‌شود که مقدمات استدلال (صغری و کبری) ذکر شده، اما نتیجه‌گیری به وضوح بیان نمی‌شود. این امر موجب می‌شود که خواننده برای فهم مقصود، نیازمند بازخوانی مکرر متن گردد.

برای مثال، اینجانب پس از سی سال مطالعه عبارت سید مهدی بحرالعلوم،[39] متوجه شدم که ایشان قائل به وجوب و جزئیت شهادت ثالثه به نحو عموم بوده‌اند، در حالی که پیش از آن، چنین برداشتی نداشتم. این نشان می‌دهد که گاهی یک حقیقت آشکار در متن، از چشم خواننده پنهان می‌ماند. حتی زمانی در نجف، این بحث مطرح بود که نسبت قول به وجوب به صاحب جواهر، نسبتی نارواست و در کتاب ایشان یافت نمی‌شود؛ اما پس از جستجوی دقیق، مشخص شد که این مطلب در جای خود ذکر شده است. خواندن متن یک امر است و بیدار شدن و فهم عمیق آن، امری دیگر. گاهی پس از بارها خواندن یک متن و نیافتن مقصود، با توسل، ناگهان چشم انسان به مطلبی که پیش رویش بوده، باز می‌شود.

مسئله: اگر امام جماعت در اثنای نماز متوجه شود که وضو ندارد، تکلیف چیست؟ اگر نماز را قطع کند، ممکن است اعتماد مأمومین به او سلب شود.

پاسخ: در چنین شرایطی، نیازی به قطع ناگهانی نماز به شکلی که موجب وهن شود، نیست. امام جماعت می‌تواند با تمسک به یک عذر ظاهری، مانند تظاهر به دل‌پیچه یا حالتی مشابه، از نماز خارج شود و یکی از مأمومین را برای ادامه نماز به جلو بفرستد. این عمل، از مصادیق دروغ یا فریب مذموم نیست، بلکه تدبیری برای حفظ جایگاه امامت جماعت و جلوگیری از مفسده بزرگ‌تر است. این مسئله در روایات نیز مطرح شده و راه‌حل آن بیان گردیده است.

روی هم رفته، این مباحث با صناعات خمس در منطق پیوند دارد: صناعت برهان، صناعت جدل، صناعت خطابه، صناعت مغالطه و صناعت شعر.[40]

 


[2] این مضمون در روایات متعددی آمده است. برای نمونه ر.ک: لیثی واسطی، علی بن محمد. عیون الحکم و المواعظ.. تحقیق حسین حسنی بیرجندی، چاپ ۱، دارالحدیث، ۱۳۷۶ ش، ص۴۴۹، ح۸۰۰۱: «مَنِ اسْتَعْمَلَ الْحَذَرَ اسْتَظْهَرَ»
[3] علل الشرائع، الشيخ الصدوق، ج1، ص220.. این سه گروه در روایات متعدد از پیامبر (ص) و امیرالمؤمنین (ع) معرفی شده‌اند
[5] مکر در اصطلاح کلامی، هنگامی که به خداوند نسبت داده می‌شود (صفت فعلی)، به معنای خنثی‌سازی تدابیر و نقشه‌های باطل دشمنان و غافلگیر ساختن آنان با عذاب و کیفر است، نه به معنای فریب و نیرنگ که در مورد انسان به کار می‌رود و صفتی مذموم است. برای تفصیل، ر.ک: طباطبایی، سید محمدحسین. المیزان فی تفسیر القرآن.. چاپ پنجم، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، 1403 ق، ج9، ص59
[8] الإرشاد، الشيخ المفيد، ج1، ص101.. عمرو بن عبدود از بزرگ‌ترین پهلوانان عرب در دوران جاهلیت بود که در جنگ خندق (احزاب) به نمایندگی از سپاه کفر به میدان آمد. مبارزه و پیروزی امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر او، نقطه عطفی در این جنگ به شمار می‌رود
[11] إختيار معرفة الرجال المعروف بـ رجال الكشي، الشيخ الطوسي، ج1، ص430.. یکی از برجسته‌ترین نمونه‌های این نفوذ راهبردی، علی بن یقطین، وزیر شیعی مذهب هارون‌الرشید بود که به دستور امام کاظم (علیه السلام) در دربار عباسی باقی ماند تا حامی شیعیان باشد
[12] این دیدگاه، که با گزارش مشهور تاریخی مبنی بر توبه حُر در روز عاشورا متفاوت است، توسط برخی پژوهشگران معاصر مطرح شده اما مستندات آن در منابع منتشرشده یافت نشد.
[13] ابوذر غفاری (جندب بن جناده)، از صحابه بزرگ پیامبر (ص) و از پیشگامان در پذیرش اسلام بود. داستان اسلام آوردن او در منابع تاریخی با تفصیل‌های گوناگون ذکر شده است. ر.ک: ابن هشام، عبدالملک. السیرة النبویة.. تحقیق مصطفی السقا و دیگران، مکتبة مصطفی البابی الحلبی، 1955 م، ج1، ص383
[14] عبدالرحمن بن عبدالعزیز السدیس، امام و خطیب مسجدالحرام در مکه و رئیس کل امور مسجدالحرام و مسجدالنبی است.
[15] احتمالاً منظور، عادل بن سالم الکلبانی است که پیش‌تر به‌عنوان امام جماعت در مسجدالحرام فعالیت داشته و به دلیل مواضع غیرمتعارفش شناخته می‌شود.
[16] این روایت با الفاظ مختلف در منابع نقل شده است. نزدیک‌ترین عبارت به متن در تحف العقول از امام صادق (علیه السلام) آمده که می‌فرمایند: «یَنْبَغِی لِلْمُؤْمِنِ أَنْ یَکُونَ… حَذِراً لَا یَطْمَعُ فِی الْخَدِیعَةِ». همچنین در الکافی آمده است: «الْمُؤْمِنُ كَيِّسٌ». به نظر می‌رسد عبارت مذکور ترکیبی از چند روایت مشهور است. ر.ک: کلینی، محمد بن یعقوب. الکافی. تحقیق علی‌اکبر غفاری، چاپ 4، دارالکتب الاسلامیه، 1407 ق، ج2، ص248؛ ابن شعبه حرانی، حسن بن علی. تحف العقول عن آل الرسول (ص).. تحقیق علی‌اکبر غفاری، چاپ 2، جامعه مدرسین، 1404 ق، ص364
[17] این تحلیل مبتنی بر معانی لغوی واژگان است. «کَیْس» در لغت به معنای عقل، ظرافت و زیرکی است. «فِطْنَة» به معنای هوشمندی و سرعت انتقال و «حَذَر» به معنای بیداری و احتیاط در برابر خطر است. ر.ک: ابن منظور، لسان العرب.، ذیل واژگان «کیس»، «فطن» و «حذر»
[18] این توصیف در منابع تاریخی و روایی به امام باقر (علیه السلام) نسبت داده شده است، نه امیرالمؤمنین (علیه السلام). امام باقر (ع) در ستایش مختار فرمودند: «لَا تَسُبُّوا الْمُخْتَارَ… وَ كَانَ رَجُلًا كَيِّساً». ر.ک: طوسی، محمد بن حسن. اختیار معرفة الرجال (رجال الکشی).. تحقیق مهدی رجائی، مؤسسة آل البیت لإحیاء التراث، 1404 ق، ج1، ص340، ح216
[19] شیخ عباس قمی (۱۲۹۴-۱۳۵۹ ق)، محدث و مورخ مشهور شیعه و مؤلف کتاب مفاتیح الجنان و منتهی الآمال.
[20] Michael F. Scheuer، به اشتباه در متن سخنرانی «براند» ذکر شده است. او یک افسر سابق سیا و رئیس واحد بن لادن در مرکز ضدتروریسم این سازمان از ۱۹۹۶ تا ۱۹۹۹ بود. کتاب مشهور او Imperial Hubris: Why the West is Losing the War on Terror است که در سال ۲۰۰۴ منتشر شد. ممکن است منظور سخنران، رابرت بائر (Robert Baer)، افسر سابق دیگر سیا و نویسنده کتاب Sleeping with the Devil. (منتشر شده در ۲۰۰۳) باشد که به تفصیل به سیاست‌های آمریکا در عراق و خاورمیانه پرداخته است
[21] مقصود، استادی است که کتاب کفایة الاصول. اثر آخوند خراسانی را تدریس می‌کند. این کتاب از مهم‌ترین و پیچیده‌ترین متون درسی در مرحله سطح عالی و خارج فقه و اصول در حوزه‌های علمیه شیعه است و تدریس آن نیازمند تسلط علمی بسیار بالایی است
[22] بر اساس سرشماری سال ۲۰۲۱، جمعیت یهودیان در انگلستان و ولز ۲۷۱، ۳۲۷ نفر بوده است. کل جمعیت بریتانیا در آن سال حدود ۶۷ میلیون نفر برآورد شده است. بنابراین، این جمعیت تقریباً معادل ۰.۴ درصد از کل جمعیت است.
[23] آیت‌الله لطف‌الله صافی گلپایگانی (۱۲۹۸-۱۴۰۰ ش)، از مراجع تقلید شیعه و نخستین دبیر شورای نگهبان از سال ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۷ بود.
[24] عبارت «قل و لا یعقل» که در سخنرانی به ایشان نسبت داده شده، در منابع معتبر یافت نشد و به نظر می‌رسد یک اشتباه در نقل باشد.
[25] شیخ مرتضی انصاری (م ۱۲۸۱ ق)، از بزرگ‌ترین فقها و اصولیان شیعه و مرجع تقلید عصر خود، معروف به «خاتم الفقهاء والمجتهدین».
[26] سید محمدرضا گلپایگانی (م ۱۴۱۴ ق)، از مراجع بزرگ تقلید شیعه در دوران معاصر.
[28] این مضمون در روایات متعددی آمده است. برای نمونه، امام صادق (ع) می‌فرماید: «إِذَا بَلَغَتِ النَّفْسُ هَاهُنَا - وَأَوْمَأَ بِيَدِهِ إِلَى حَلْقِهِ - لَمْ يَكُنْ لِلْعَالِمِ تَوْبَةٌ، وَكَانَتْ لِلْجَاهِلِ تَوْبَةٌ». کلینی، محمد بن یعقوب. الکافی.. تحقیق علی‌اکبر غفاری، چاپ ۴، دارالکتب الاسلامیه، ۱۴۰۷ ق، ج۲، ص۴۴۰، باب “أن التوبة لا تقبل عند المعاینة”، ح۱
[30] سید محمدمهدی بن مرتضی طباطبایی بروجردی (م ۱۲۱۲ ق)، معروف به بحرالعلوم، از فقها، عرفا و رجالیان بزرگ شیعه که حکایات بسیاری از تشرف او به محضر امام زمان (عج) نقل شده است.
[31] سید رضی‌الدین علی بن موسی (م ۶۶۴ ق)، معروف به سید بن طاووس، از علمای بزرگ و پرهیزکار شیعه و صاحب تألیفات گران‌سنگی چون الاقبال بالاعمال الحسنة.
[32] مقصود از «توقیت»، تعیین وقت برای ظهور است. این عمل در روایات اهل بیت (ع) به‌شدت نهی شده و توقیت‌کنندگان، دروغ‌گو خوانده شده‌اند. (ر.ک: نعمانی، محمد بن ابراهیم. الغیبة.. تحقیق علی‌اکبر غفاری، مکتبة الصدوق، ۱۳۹۷ ق، ص۲۸۹، باب۱۶، ح۳)
[33] منطقه‌ای جغرافیایی شامل شهرهایی چون نجف، کربلا، حله، بغداد و دیاله.
[34] این مضمون در برخی روایات مربوط به حوادث آخرالزمان ذکر شده است. برای تفصیل، ر.ک: منابع مرتبط با علائم ظهور.
[35] شیخ محمدحسن نجفی (م ۱۲۶۶ ق)، معروف به صاحب جواهر، از بزرگ‌ترین فقهای شیعه و مؤلف کتاب گرانسنگ جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام. است
[36] سید محسن طباطبایی حکیم (م ۱۳۹۰ ق)، از مراجع بزرگ تقلید شیعه در نجف و مؤلف مستمسک العروة الوثقی.
[37] سید ابوالقاسم موسوی خویی (م ۱۴۱۳ ق)، از تأثیرگذارترین مراجع تقلید معاصر و استاد بسیاری از فقهای کنونی.
[38] نگا: مقرم، سید عبدالرزاق. سر الإیمان فی الشهادة الثالثة فی الأذان.. چاپ ۱، مکتبة الحیدریة، ۱۴۲۶ ق
[39] سید محمدمهدی طباطبایی بروجردی (م ۱۲۱۲ ق)، معروف به بحرالعلوم، از عرفا و فقهای بزرگ شیعه در قرن دوازدهم هجری.
[40] صناعات خمس، پنج روش استفاده از استدلال در علم منطق است که از منطق ارسطویی به فلسفه اسلامی راه یافته و برای اهداف مختلفی چون اثبات حقیقت (برهان)، غلبه بر خصم (جدل)، اقناع مخاطب (خطابه)، به اشتباه انداختن (مغالطه) و تأثیر عاطفی (شعر) به کار می‌رود.
هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo