هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
1405/02/30
بسم الله الرحمن الرحیم
بررسی فواید بادنجان ونحوه ی مصرف آن در روایات/فواید بادنجان و نحوه ی مصرف /طب المعصومین
موضوع: طب المعصومین/فواید بادنجان و نحوه ی مصرف /بررسی فواید بادنجان ونحوه ی مصرف آن در روایات
این متن توسط هوش مصنوعی پیادهسازی و سپس توسط انسان برای مستندسازی و تطبیق با فایل صوتی استاد، بازبینی و تأیید شده است.
مبانی مطرح در طب المعصومین (علیهم السلام) بر اساس کتاب «جامع احادیث الشیعه» آیتالله بروجردی، چاپ قم، روایت دهم، برگرفته از کتاب«امالی»شیخ طوسی، حدیث نهم، به شماره مسلسل ۱۴۰۲: «بالاسناد المتقدمه فی الباب عن الحسین بن ابی غندره عن ابی الحسن موسی علیه السلام [امام کاظم علیه السلام] و ابی الحسن رضا علیه السلام قالا»؛ این دو بزرگوار فرمودند: «الباذنجان عند جِداد...»[1] [2]
بنا بر نسخه کتاب «المحاسن» برقی، در این موضع عبارت «عند جَذاذ»[3] با حروف «ذال» قرائت گردیده است؛ یعنی «عند جذاذ نخله»[4] . شایان ذکر است که معنای این دو واژه با یکدیگر تفاوت دارد. روایت مذکور به نقل از «البرقی عن السیاری و عن موسی بن هارون» مندرج است که واژه «باب» نیز در سند حدیث ایشان وجود دارد. این روایت در کتاب «وسائل الشیعه »چاپ مؤسسه آلالبیت،نیز ثبت شده است.
این دو واژه را در این موضع مکتوب نمودهام؛ واژه نخست «عِندَ جَداد» و واژه دوم «عِندَ جَذاذ» است.
مقتضی است معنای واژه نخست را یادداشت بفرمایید:
«عِندَ جَداد» (جداد بدون نقطه بر روی حرف دال) به معنای «اوان» یعنی « اوان ادراکه» (هنگام تکامل و رسیدن میوه نخل) است؛ این زمان، مقارن با آوان باردهی نخل خرما است که مقصود از آن ظهور بار میوه درخت میباشد.
حال چنانچه عبارت «عِندَ جَذاذِ النخل» با حروف نقطهدار قرائت شود، به معنای مازاد و باقیمانده میوه رسیده درخت خرما بر روی شاخسار نخل است؛ این معنای جذاذ است.
ثمر نخل از نخستین مرحله شکوفهدهی که «طلع» نامیده میشود و در آیات شریفه نیز ﴿طَلْعُهَا﴾[5] ذکر گردیده، تا مبدل شدن به خرمای کامل، ده مرحله رشد را طی مینماید؛ چنانکه در سالیان گذشته تبیین گردید.
پس این درخت در فرایند باردهی ده مرحله را سپری میکند تا به مرتبه «رطب» و «تمر» نایل شود. در این موضع، مراد مرحله تکامل نهایی خرما است؛ بدین سان که یا اندکی رطب تازه در اعالی درخت باقی مانده یا در مجاورت هوا پارهای از آنها خشک گردیده است، لکن رسیده و خشک هستند. اکنون اندکی باقی مانده است.
سلام و تحیات الهی نثار حضرت زینب (سلام الله علیها) و حضرت مریم بنت عمران باد. حال چون نخل جنبانده شود، خرمای رسیده فرومیریزد؛ گاه آن خرمای رسیده، تازه و تر است که مصداق «عَلَیْكِ رُطَبًا جَنِیًّا»[6] میباشد؛ و گاه دیگر، این باقیمانده خرما تر و تازه نبوده، بلکه بر روی درخت خشکیده است که با تکان دادن نخل، خرمای خشک یا همان «تمر» فرومیبارد.
اکنون اسناد هر یک از این دو واژه را ذکر مینمایم. برای نمونه عبارت «عند جِداد النخل »[7] [8] بدون نقطه بر روی حرف دال، به معنای «ای اوان ادراکه»، در دو منبع وارد شده است: نخست در کتاب «بحارالانوار»؛ و دوم در کتاب «مستدرک الوسائل» محدث نوری.
اما صورتی که با حروف نقطهدار قرائت شود، یعنی «عند جَذاذ النخل» ، به معنای مازاد میوه خرما یا بخشی از ثمر نخل است که بر درخت باقی مانده است. این حالت، مصداق «عند جذاذ النخل»[9] است که آدرس مأخذ آن را نیز پیشتر از کتاب «المحاسن »برقی، بیان داشتم.
مفاد روایتی که قرائت نمودم چه بود؟
مقصود بنده تبیین این مطلب است که مصرف این ثمر جالیزی موسوم به بادمجان، مشروط به صحت شرعی در مراحل کاشت، داشت، برداشت، فرآوری و طبخ آن، در چه زمانی اصلح و افضل است؟ آیا هنگامی است که نخل خرما در آستانه باردهی است، یا زمانی که مدتی سپری گشته و مابقی خرمای رسیده همچنان بر درخت استوار است؟ این بازه زمانی مشتمل بر یک دوره دو الی سه ماهه خواهد بود. مستحضر هستید که این ایام در عرف به «چله تابستان و خرماپزان» شهره است. باری، این بازه دو الی سه ماهه بهترین زمان مصرف این میوه جالیزی یعنی بادمجان است؛ البته «بشرطها و شروطها» که همان صحت مراحل کاشت، داشت، برداشت، فرآوری و طبخ و آشپزی آن است. در این صورت است که این ثمر جالیزی برای مزاج نافع خواهد بود.
در کتاب «مکارم الاخلاق» از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است که فرمودند: «أَكْثِرُوا مِنَ الْبَاذِنْجَانِ عِنْدَ جَذَاذِ النَّخْلِ فَإِنَّهُ شِفَاءٌ مِنْ كُلِّ دَاءٍ وَ يَزِيدُ فِي بَهَاءِ الْوَجْهِ»[10] . یعنی مایه نیکویی چهره و حسن بشره میگردد. به یاد داشته باشید که پیشتر عرض کردم خورش را با آبغوره تهیه نمایید؛ زیرا آبغوره مقوی معده، مقوی اعصاب و مضاد روماتیسم است، به شرط آنکه آبغوره طبیعی، نجوشیده، فاقد نمک بوده و در معرض آفتاب قرار نگرفته باشد. حال که خورش بادمجان طبخ مینمایید، مقتضی است آن را با چنین آبغورهای مهیا سازید. «فَإِنَّهُ شِفَاءٌ مِنْ كُلِّ دَاءٍ وَ يَزِيدُ فِي بَهَاءِ الْوَجْهِ وَ يُلَيِّنُ الْعُرُوقَ».[11]
برخی از آحاد جامعه دچار تصلب شرایین در اعضای مختلف بدن هستند که پناه بر خدا اگر در دماغ حادث شود، منجر به بیماری اماس یا همان مالتیپل اسکلروزیس و تصلب متعدد شرایین دماغی میگردد. حال چنانچه اراده دارید عروق شما از حالت تصلب خارج گشته و نرم شود، خورش بادمجان خویش را با آبغوره طبیعی طبخ نمایید تا مصداق «وَ يُلَيِّنُ الْعُرُوقَ» محقق گردد. تأکید بنده بر آبغوره از آن جهت است که فرآوردههایی نظیر رب گوجهفرنگی و امثال آن را به کار نبرید و مصرف آنها را به غربیان و شرقیان واگذارید. و اثر دیگر آن «وَ يَزِيدُ فِي مَاءِ الصُّلْبِ» [12] است.
برای آن دسته از افرادی که ازدواج شرعی نمودهاند لکن در روابط خاص زناشویی خویش دچار عارضه مجامعت خشک و فقدان رطوبت عروقی در انزال هستند؛ بدین معنا که علیرغم کفایت تعداد اسپرمها، فاقد مایع منی کافی بوده و در نتیجه توانایی بارورسازی و فرزندآوری از ایشان سلب میگردد.
حال جهت تزاید آب منی چه تدابیری مقتضی است؟
نخست :آنکه هر شش ساعت یکبار، عسل طبیعی گرم را به همراه یک لیوان آب به طریق مکیدن تناول نمایند.
دوم : فشرده و عصاره پیاز سفید تازه؛ بدین صورت که یک قاشق غذاخوری آب پیاز سفید تازه و طبیعی را با دو برابر آن عسل گرم مخلوط نمایند (به نسبت یک به دو) و شبهنگام پیش از خواب میل نمایند که این امر نیز موجب کثرت مایع منی میگردد.
سوم: همانگونه که پیشتر معروض داشتم، خورش بادمجان خویش را با آبغوره طبیعی طبخ و تناول نماید تا مایع منی افزایش یافته و عارضه مجامعت خشک مرتفع گردد.
چرا که مفروض آن است که زوجین از حیث بنیانهای اساسی سالم هستند و نطفه مرد و تخمک زن فاقد اختلال است؛ یعنی تعداد اسپرم در هر سانتیمتر مکعب فراتر از بیست میلیون بوده، آکروزوم و میتوکندریهای آن بلامانع و دم اسپرم سالم است، و زوجه نیز دارای تخمک رسیده و تام میباشد و از حیث سلسله اعصاب اساسی هر دو در صحت کامل به سر میبرند، لکن تنها عارضه زوج، قلت و فقدان مایع منی است. حال با ایجاد و تزاید مایع منی در زوج ظرف مدت یک هفته، بنیه وی اعاده گشته و پیش از حلول ماه آتی زوجه باردار خواهد شد و پس از انقضای نه ماه انتظار، فرزند متولد گشته و بانگ اذان در گوش او طنینانداز میگردد.
روایت تدبیر سوم چنین بود:
«أَكْثِرُوا مِنَ الْبَاذِنْجَانِ عِنْدَ جَذَاذِ النَّخْلِ فَإِنَّهُ شِفَاءٌ مِنْ كُلِّ دَاءٍ وَ يَزِيدُ فِي بَهَاءِ الْوَجْهِ وَ يُلَيِّنُ الْعُرُوقَ وَ يَزِيدُ فِي مَاءِ الصُّلْبِ». [13]
روایت بعدی مأخوذ از کتاب «المحاسن»، است: «البرقی عن بعض اصحابنا قال قال ابو عبدالله علیه السلام: إِذَا أَدْرَكَ الرُّطَبُ وَ نَضِجَ ذَهَبَ ضَرَرُ الْبَاذَنْجَانِ»؛ [14] یعنی هنگامی که خرمای رسیده، شیرین و تازه را بر روی درخت نخل درک نمودی، (و هنگامی که ثمر درختان انگور نیز از مرحله غورگی خارج گشته، به مرحله حلاوت و شیرینی واصل شدند و غوره مبدل به انگور شیرین گردید)، «و نَضِجَ العنب، ذهب...»؛ در این فصل چنانچه بادمجان را به شیوه خورشتی که پیشتر وصف طبخ آن گذشت مصرف نمایی، هیچگونه زیان و اضراری متوجه مزاج تو نخواهد شد.
در کتاب «دعوات راوندی» ، و «بحارالانوار»علامه مجلسی، و «طب الائمه» علیهم السلام علامه شبر صفحه ۱۹۱، و «مستدرک الوسائل »محدث نوری مسطور است که:
«و کان رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم فی دار جابرفقدم إليه الباذنجان فجعل صلى الله عليه وآله يأكل ، فقال جابر : ان فيه لحرارة.»[15] [16] [17] ؛ پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در سرای جابر بن عبدالله انصاری حضور داشتند. این شخص برای ایشان خورش بادمجان مهیا نموده و در پیشگاه حضرت قرار داد. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از آن تناول نمودند. «فقال جابر: انّ فیه حرارة»؛ جابر عرض کرد: این خورش بادمجان که طبخ گردیده، با توجه به اقلیم حار و گرم مدینه و مکه، دارای حرارت مفرط است. «فقال صلی الله علیه و آله و سلم: یا جابر، اسكت، مه» [18] ؛ یعنی سکوت اختیار کن و نظر سطحی ابراز مدار و تنها به کیفیت حرارت آن التفات مکن؛ بلکه آگاه باش که این نخستین نباتی است که به خدای متعال ایمان آورده است؛ اولین بوته در میان تمام رستنیهاست.
واژه «شجره» در این موضع به معنای لغوی نبات و بوته است. مستحضر باشید که در زبان فارسی تعابیری چون بوته، درختچه، درخت و علوفه به کار میرود که اینها اصطلاحات ایرانی است؛ لکن واژه «شجره» در زبان عربی اسم جنس بوده و در تمامی این مصادیق استعمال میگردد. آیا مطلب مفهوم گردید؟ متن حدیث را قرائت مینمایم. بله، «یا جابر مَهْ إنها أول شجرة آمنت بالله اقلوه وانضجوه وزينوه ولينوه، فإنه يزيد في الحكمة.» [19] [20] [21] [22]
یعنی سخن عاری از علم و یقین و بر پایه گمانهزنی، سطحینگری یا سلیقه شخصی بر زبان میاور. انسان محتشم سخن بیپایه نمیگوید. «انّه» این نبات بادمجان، «اول شجره آمنت بالله، اقلوه» یعنی آن را به شیوه خورشتی طبخ نمایید، «و انْضِجوه» آن را کاملاً پخته سازید و با چه چیز مصلح نمایید؟ با روغن زیتون که مصلح و خورش پیامبران است. «و انضجوه و زیّتوه و لبّنوه»؛ برخی میل به مصرف کشکبادمجان دارند که واژه «اللبن» به این فرآوردههای لبنی اشاره دارد. «فیزید فی الحکمه»؛ مصرف آن بدین شیوه موجب کثرت حکمت و استحکام کلام میگردد و کلام فرد سست و لغو نخواهد بود؛ بدین معنا که ابتدا تدبر نموده، اندیشه خویش را صیقل داده و سپس سخن میگوید و از گشادگی بیمورد زبان پرهیز میکند تا کلامش سنجیده و منزه از ایراد باشد؛ در این حال انسان به مرتبه حکیم نایل میشود، یعنی کلام او استوار و مبرهن میگردد.
آیا طبخ غذا با روغن زیتون صورت پذیرد یا پس از اتمام پخت، روغن زیتون اضافه شود؟
پاسخ آنکه خیر، روغن زیتون در فرایند طبخ به درون آن اضافه شود؛ چنانکه عرض کردم سهم هر فرد یک قاشق غذاخوری روغن زیتون در فرایند پخت باشد. مگر در صورتی که فرد قصد تهیه کشکبادمجان داشته باشد؛ برای نمونه بادمجان را در روغن زیتون تفت مختصری داده تا به رنگ کرم مایل به قهوهای درآید و مجدداً با روغن زیتون طبخ نماید، سپس آن را در ظرف چیده و کشک سنتی و اصیل محلی را بر روی آن اضافه کند.
آیا با یک مرتبه تناول، ملکه حکمت حاصل میشود؟
باید دانست که هر پدیدهای به میزان و سهم خویش دارای اثر وضعی است. انشاءالله روزی فرارسد که با گفتن «بسم الله الرحمن الرحیم» به مرتبه حکیم نایل شویم و کلاممان استوار گردد. بله، همین دو اثر را تناول میکنم و بیش از این بحث بادمجان را اطاله نمیدهم. در کتاب «مکارم الاخلاق» به نقل از انس آمده است که «قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم» (که این نقل جهت استناد برادران اهل تسنن که وثوق وافری به روایات انس دارند نافع است): «كُلُوا الْبَاذِنْجَانَ وَ أَكْثِرُوا مِنْهَا فَإِنَّهَا أَوَّلُ شَجَرَةٍ آمَنَتْ بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ»[23] .
هم روایت پیشین مروه از جابر و هم این روایت، دارای مرتبه معرفتی عمیقی هستند؛ بدان حد که متخصصان علوم گیاهشناسی، ریختشناسی گیاهی (مورفولوژی) و مهندسی کشاورزی با ابزار مادی قادر به درک حقیقت این دو روایت نیستند. گزاره «نخستین نباتی که به خداوند ایمان آورده است» در قلمرو علوم حسی و تجربی نمیگنجد، بلکه این احادیث ناظر بر علوم شهودی و نوری است. حتی با علوم عقلی محض نیز نمیتوان حقیقت آن را تصدیق نمود؛ زیرا ذهن تنها به تصور اجمالی آن نایل میشود لکن از تصدیق عاجز است. از سخن بنده مکدر نشوید، غرض تبیین این نکته است که برای درک این روایات عمیق، لزوماً باید در مرتبه علم شهودی و نوری قرار داشت تا بتوان تفاوت این نبات را با نباتات دیگر نظیر کدو دریافت. در غیر این صورت، متخصص علوم مادی نیز دچار تشکیک گشته و حقیقت را ادراک نمیکند؛ بنابراین نیل به معرفت شهودی و نوری جهت تصدیق این حقایق ضروری است.
در باب دو روایت پایانی، التماس دعا دارم. در کتاب «مکارم الاخلاق» به نقل از کتاب «الفردوس»(که از نسخ خطی معرفیشده توسط مرحوم تهرانی اعلی الله مقامه در کتاب شریف «الذریعه» است) آمده است که «قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: كُلُوا الْبَاذِنْجَانَ فَإِنَّهَا شَجَرَةٌ فِي الْجَنَّةِ المأوي ...»[24]
مستحضر هستید که تبیین این موضوع برای فردی که محدود به علم حسی و تجربی محض است میسر نمیباشد؛ تا چه رسد به مشاهده شهودی این حقیقت که این نبات در جنت، آن هم در «جنت المأوی» که مرتبهای اختصاصی در بهشت برین است و با جنت عدن، جنات تجری من تحتها الانهار و جنت رضوان تفاوت دارد، استقرار دارد. نیل به این مرتبه مستلزم برخورداری از بصر شهودی و نوری است. فرد فاقد این بصر، امور فوق را افسانه یا رمان میپندارد و به انکار متوسل میشود. البته این قاعده در علوم مادی نیز جاری است؛ به عنوان مثال اگر با فردی عاری از دانش فیزیک اتمی و فیزیک ذرات بنیادی، از بزرگنمایی یک میلیارد برابری ذرات زیر میکروسکوپ الکترونی سخن بگویید، سخن شما را استهزا نموده و آن را غیرواقعی میخواند؛ زیرا از مبانی علمی فیزیک بیخبر است. در مباحث مادی نوین نظیر سرعت تبادل دادهها در کسری از ثانیه در فناوری نانو یا فیزیک کوانتوم نیز شخص فاقد تخصص توان فهم حقایق را ندارد
.
در حوزه سیاسی نیز ایالات متحده که هیمنه آنان درهمشکسته شد، اکنون دچار هراس گردیدهاند؛ چرا که با دیدگاه ظاهری به قوای دفاعی ایران مینگریستند و چنین میپنداشتند که دارایی نظامی ایران محدود به چند فروند راکت و موشک است و قادرند با پرندههای پیشرفته خویش نظیر اف-۳۵، بی-۵۲ و بمبافکنهای رادارگریز بی-۲ کشور را به عصر حجر بازگردانند؛ کما اینکه این سخنان بیپایه را رئیسجمهور سابق آنان اظهار میداشت. لکن ما به دانش پرتوهای دفاعی مجهز هستیم که البته تفصیل آن مکتوم است.
یکی از این توانمندیها که دشمن بر آن وقوف یافته و اکنون از اعزام پرندههای خویش در هراس است، سیستم ردیابی از طریق پرتوهای فروسرخ (مادون قرمز) است که پرندههای رادارگریز و نامرئی آنان را رصد مینماید. بله، صحیح است. با این سامانهها پرندههای رادارگریز ردیابی میگردند و فرمان شلیک صادر شده و جنگندههای اف-۳۵ و اف-۱۵ آنان ساقط میگردند؛ چنانکه سقوط فروند آنان در بیابانهای مجاور اصفهان و فرودگاه متروکه موجب ابطال هیمنه پوشالی آنان شد و اکنون از اقدام مجدد واهمه دارند.
انشاءالله با تدبیر قوای عاقل ارتش و سپاه پاسداران، منویات مقام معظم رهبری تحقق یافته و ناوهای جنگی آنان نیز با موشکهای نوین و خاص ما به اعماق دریا فرستاده شوند. ما مجهز به چهار نوع موشک نوین هستیم که هنوز مورد استفاده قرار نگرفتهاند؛ شایسته است جهت تحقق کامل اوامر رهبری، این ناوها غرق گردند تا دشمن جسارت تحرک نداشته باشد و محاصره دریایی نیز مرتفع گردد. مقتضی است به توصیههای این کمترین عنایت ورزید تا نایل به سعادت گردید.
در مکارم الاخلاق پیرامون این مسئله اشاراتی رفته است؛ چنانکه ارسطو در جلسهای خصوصی مطرح نموده بود که بنا دارد زمینه وصلت و قرابت نزدیکی را فراهم آورد تا امور مهم سامان یابد.
مقصود بنده آن بود که تمهیدات را به تفرقه و تشتت دچار نسازی تا طرف مقابل از کف نرود؛ چرا که پیش از این دو الی سه مرتبه این فرصت ضایع گردیده است. مقتضی است اقدام عاجل نموده و مانع از فوت فرصت گردی؛ حال آنکه امر در اختیار شماست. باری، ما را نشاید که مداخله نماییم، لکن جهت خیرخواهی عرضه داشتم.
در کتاب «مکارم الاخلاق» به نقل از «الفردوس» آمده است که: «قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: كُلُوا الْبَاذِنْجَانَ فَإِنَّهَا شَجَرَةٌ فِي الْجَنَّةِ المأوي شَهِدَتْ لِلَّهِ بِالْحَقِّ وَ لِي بِالنُّبُوَّةِ وَ لِعَلِيٍّ بِالْوِلايَةِ، فَمَنْ أَكَلَهَا عَلَى أَنَّهَا دَاءٌ كَانَتْ دَاءً وَ مَنْ أَكَلَهَا عَلَى أَنَّهَا دَوَاءٌ كَانَتْ دَوَاءً».[25]
بدین معنا که چنانچه با دیدگاه منفی و به نیت اضرار از این ثمر جالیزی تناول نمایید، اثر سوء آن را عاید خواهید دید، لکن اگر با حسن ظن و نیت بهبود مصرف کنید، اثر شفاآور آن ظاهر میگردد؛ بنابراین اثرگذاری آن منوط و وابسته به نیت مصرفکننده است.
در مباحث روانشناختی و ارتباط متقابل نفس و بدن (روان با جسم و جسم با روان)، رابطه میان آنها از منظر نسب اربعه، تلازم است. برای نمونه، در دو بیمار همجنس (هر دو مرد یا هر دو زن) با عوارض مشابه، تجویز داروی واحد در یکی موجب اعاده صحت گشته و در دیگری بیاثر مینماید که این امر فراتر از مسائل ژنتیکی و بیماریهای ساختاری، منبعث از باور و نیت بیمار است. چنانچه بیمار نسبت به طبیب یا دارو دچار سوءظن و تردید باشد، دارو اثر درمانی نخواهد داشت؛ لکن اگر طبیب را متخصص، متعهد و خیرخواه خویش بداند، دارو در مزاج وی اثرگذار خواهد بود. این حقیقت در این موضع نیز به اثبات رسیده است.
روایت پایانی مأخوذ از کتاب «طب النبی»(صلی الله علیه و آله و سلم) ،مندرج در «بحارالانوار» علامه مجلسی جلد ،و «مستدرک الوسائل » است که: «قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: كُلُوا الْبَاذِنْجَانَ وَ أَكْثِرُوا مِنْهَا فَإِنَّهَا شَجَرَةٌ فِي الْجَنَّةِ...»[26] [27] [28] و مابقی روایت را مشابه روایت پیشین ذکر فرمودهاند.
و در مکارم الاخلاق صفحه از قول امام صادق (علیه السلام) روایت شده است؛ بنابر نسخه «مستدرک الوسائل » و بنا بر نسخه «بحارالانوار» :«كان بين يدي سيدي علي بن الحسین [امام سجاد علیه السلام] باذنجان مقلو بالزیت وعينيه رمدة وهو يأكل منه ، قال الراوي: فقلت : يا بن رسول الله، تأكل من هذاوهو نار،فقال لي:اسكت،إن أبي حدثني عن جدي(عليهم السلام)،قال : الباذنجان من شحمة الأرض ، وهو طيب في كل شئ يقع فيه». [29] [30] [31]
بر روی آن چه روغنی ریخته بودند؟ روغن زیتون خالص بکر (حاصل از فشار نخست). در حالی که «و عينه رَمِدَةٌ»؛ چشم مبارک حضرت دچار رمد (التهاب و احتقان چشمی) بود. این رمد در اثر بیداریهای مکرر و تظلم از بیداد دشمنان حادث شده بود که آن بزرگوار را پیاده در صحاری و بیابانها تسییر نمودند؛ حال در شرایطی که دچار التهاب چشم هستند، خورش بادمجانی تناول میفرمایند که با روغن زیتون طبخ گردیده است.
در این اثنا، فردی از باب مصلحتاندیشی ظاهری قصد تعلیم به امام معصوم را دارد؛ مانند کسانی که در آستانه ورود امام خمینی به میهن، از سر ترس مانعتراشی میکردند و فرود هواپیما را مخاطرهآمیز میخواندند تا ایشان را از تصمیم صحیح خویش بازدارند.
روایت چنین است که در پیشگاه امام سجاد (علیه السلام) بادمجان سرخشده در روغن زیتون قرار داشت در حالی که چشم مبارکشان دچار رمد و التهاب ناشی از خستگی مفرط، گرد و غبار سفر اسارت از شهری به شهر دیگر تا شام و تظلم امویان بود؛ «و هو يأکل» و ایشان از آن تناول میفرمودند. راوی که در معیت حضرت بود تعجب نمود و از روی شفقت غیرعالمانه و به قصد تعلیم به امام معصوم، عرض کرد: «يا ابن رسول الله، تأکل من هذا و هو حارّ؟»؛ ای فرزند رسول خدا، از این مأکول تناول میفرمایید در حالی که طبع آن گرم و حار است؟ و شما که دچار التهاب چشم هستید نباید اغذیه حار تناول نمایید. «فقال (علیه السلام): اسكت»؛ امام فرمودند سکوت اختیار کن و سخن مگو، «انّ ابی (امام حسین علیه السلام) حدثنی عن جدی (امیرالمؤمنین علی علیه السلام)» که فرمود: «الباذنجان من شحمت الارض».
شایان ذکر است که تعبیر «شحمت الارض» گاه بر قارچهای خوراکی زمین اطلاق میگردد که در عرف محلی به «دنبلان کوهی یا پاغرقره» شهره است و با رعد و برق بهاری پدید آمده و بافتی سفید همانند گوشت ماهی سفید دارد که پس از پاکسازی خاک و شستشو مصرف میشود؛ مناطقی نظیر سبزوار، مزینان، داورزن و فرومد محل رویش آن است. باری، مفهوم «شحمت الارض» یک بار بر قارچ خوراکی و بار دیگر بر ثمر جالیزی بادمجان رسیده و کامل (و نه نارس) اطلاق میگردد. این مطلب را در ذهن داشته باشید. امام سجاد (علیه السلام) فرمودند پدرم از جدم روایت نمود که: «الباذنجان من شحمت الارض و هو طیب فی کل شیء یقع فیه»؛ بادمجان کامل و رسیده از پیههای زمین است و در هر خورش و پختی که قرار گیرد، طیب و نافع خواهد بود.