هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
1405/02/21
بسم الله الرحمن الرحیم
بررسی فواید بادنجاندر روایات/درمان برای سرطان روده ی بزرگ /طب المعصومین
موضوع: طب المعصومین/درمان برای سرطان روده ی بزرگ /بررسی فواید بادنجاندر روایات
این متن توسط هوش مصنوعی پیادهسازی و سپس توسط انسان برای مستندسازی و تطبیق با فایل صوتی استاد، بازبینی و تأیید شده است.
در پاسخ به سؤالات مردمی؛
سوال نمودهاند که بیماری مبتلا به نوعی سرطانی شده است که بدخیم (سرطان) در دستگاه گوارش، مشخصاً در بخش روده بزرگ گردیده است؛ یعنی بر اساس اصطلاح تخصصی انکولوژی (سرطانشناسی) در مبحث کانسرها،یعنی سرطان ها. بیمار مبتلا به «کانسر کارسینومای کولون» یعنی سرطان بدخیم رودهی بزرگ است و به تبع آن از دردهای شدید ناحیهی شکمی رنج میبرد.
تدبیر درمانی و رژیم غذایی پیشنهادی بدین شرح است:
به عنوان پیشغذا یا دسر، سوپ یولاف (جو دو سر) میل شود. طرز تهیهی این سوپ بدین صورت است: ترکیب آب، یولاف (جو دو سر)، روغن زیتون خالص، جزر (هویج زرد رسیده و شیرین) و سبزی جعفری تازه.
در طلیعهی غذا (پیش از شروع)، هفت عدد کندر خوراکی مرغوب—مشخصاً «اللبان الذکر» که مرغوبترین نوع آن محصول شهر عدن در کشور یمن است—میل شود. (توضیح آنکه کندر خوراکی حقیقی ابتدا حالت کشسانی و الاستیک دارد لکن با خاییدن مکرر، خرد و متلاشی میگردد؛ بر خلاف انواع تقلبی و آدامسهای صنعتی که تا انتها حالت لاستیکی خود را حفظ میکنند). همراه با وعدهی غذایی، عناب رسیده و شیرینِ بدون هسته تناول گردد؛ چرا که هستهی عناب سمی و اعتیادآور است؛ لذا تعداد ۱۴ عدد عنابِ بدون هسته همراه با غذا میل شود [1] (جهت بررسی خواص آن رجوع شود به کتاب مستدرک الوسائل محدث نوری، جلد ۱۶).
بلافاصله پس از اتمام غذا، عصارهی تمام گیاه اسفند (حرمل) مصرف شود. روش تهیهی عصارهی تام اسفند بدین شرح است: تمامی اجزای گیاه اسفند (شامل ریشه، ساقه، برگها، قبهها و گلها) ابتدا شستوشو داده شود تا خاک و آلودگیهای آن زایل گردد. سپس این اجزا را درون دیگی قرار داده و سه لیوان آب بر آن میافزایند و درب دیگ را کاملاً محکم و مسدود میسازند (مانند دیگ زودپز). ظرف را روی حرارت قرار میدهند تا بجوشد و مایع تغلیظ شود، به گونهای که تنها سه الی چهار قاشق غذاخوری عصاره از آن باقی بماند. این مایعِ صافشده، عصارهی تمام گیاه اسفند است که باید در ظرف شیشهای نگهداری شود. میزان مصرف آن، روزانه یک قاشق چایخوری (و در هفتهی نخست حداکثر یک قاشق مرباخوری، به سبب سمی بودن دوزهای بالای آن) بعد از وعدههای صبحانه، ناهار و شام است. این ترکیب، قویترین داروی ضدسرطان شناختهشده و بیبدیل است.
جهت تسکین دردهای شکمی (حتی دردهای ناشی از پیشرفت نئوپلاسم)، مصرف سیاهدانه (حبة السوداء/شونیذ/حبة الشفاء) بسیار نافع است. همچنین مصرف شاهدانهی خام (غیر بوداده و بدون نمک) توصیه میشود. میزان مصرف از هر یک از این دو دانه (سیاهدانهی سالم و شاهدانهی خام)، یک قاشق مرباخوری همراه با وعدهی غذایی است.
همچنین جهت کنترل و کاهش میزان کلسترول بد خون (LDL) و نیز کمک به مهار سرطان روده، بیمار هر ۸ ساعت یک بار دمنوش تازه دمِ برگ چای سبز (به ویژه برگهای ردیف اول و دوم برداشت که مرغوبترین هستند) را به عنوان نوشیدنی مصرف نماید.
بنابراین، دو داروی اصلی و ارکان درمانی در «کانسر کارسینومای کولون»، یکی عصارهی تمام گیاه اسفند و دیگری دمنوش تازه دم برگ چای سبز است و سایر موارد به عنوان تدابیر و داروهای کمکی (معین) به شمار میروند.
(تذکر لغوی: واژهی «اسفند» در زبان پارسی همان «سپند» یا «اسپند» است که شایسته است پاس داشته شود).
در ذکر احوال فضلای بلاد، یادی کنیم از عارف مجاهد، مرحوم شیخ بهلول گنابادی (أعلی الله مقامه الشریف). روزی با شتاب جهت تشرف به حرم مطهر امام رضا (علیهالسلام) حرکت میکردم؛ در شیبِ ورودی ویلچر جانبازان در مجاورت مسجد گوهرشاد، پس از عرض سلام، جناب آقای احسانی (برادر بزرگوار شهید و از فضلای حاضر در دروس آیات عظام بنیهاشمی و شیخ علی فلسفی) نزد بنده آمدند و فرمودند: «جناب شیخ بهلول با شما کار دارند.» نگاه کردم و ایشان را در انتهای همان شیب رو به قبله ایستاده یافتم. نزد ایشان شرفیاب شدم؛ پس از ادای سلام، ابیاتی بسیار تند در طعن خلفا قرائت نمودند که به جهت حفظ وحدت اسلامی از تکرار آن خودداری میکنم. بنده از این مبالغه مکدر گشته و تغیر رنگ دادم؛ ایشان با درک این حالت فرمودند: «سید جان، این ابیات را جهت انبساط خاطر شما خواندم.» پس از تشرف و زیارت، هنگام بازگشت مجدداً ایشان را در مجاورت درب بزرگ ورودی مسجد گوهرشاد در حال قدم زدن یافتم در حالی که دستار خود را بر دست گرفته بودند. عرض کردم: «آیا منتظر کسی هستید؟» فرمودند: «خیر، شما به مسیر خود ادامه دهید.» ایشان مردی هوشیار و در پی لقاء حضرت ولیعصر (ارواحنا فداه) بود. این خاطره را به عنوان یادبودی از آن مؤمن راستین و اهل گناباد نقل نمودم که همواره بینی بهاییان معاند را به خاک میمالید؛ لکن به جهت مصالح حفظ وحدت، بیش از این تفصیل نمیدهم.
پس از مباحث ملکوتی به مباحث مادی بازمیگردیم. میپرسند: «آیا مادهی غذایی وجود دارد که مصرف آن در زمستان موجب گرمی بدن و در تابستان موجب خنکی گردد و سراسر نافع باشد؟» پاسخ مثبت است؛ این خاصیت در میوهی جالیزی بادنجان (باذنجان) نهفته است (درود بر مردمان شریف شمال کشور که با آن خوراکهایی نظیر میرزاقاسمی مهیا میسازند).
مفاد روایات را از کتاب «جامع احادیث الشیعة»، باب ۱۴۲ تحت عنوان «باب ما ورد فی فوائد الباذنجان و خواصه»[2] (روایاتی که در بیان فواید، اثرات مثبت و خواص دارویی بادنجان وارد شده) قرائت مینمایم.
این قاعدهی بنیادین در داروشناسی (فارماکولوژی) را همواره به یاد داشته باشید. علم داروشناسی دارای شاخههای تخصصی متعددی اعم از داروهای گیاهی، شیمیایی، نانوداروها، داروهای هدفمند و هوشمند مولکولی است.
در مواجهه با هر دارویی، شناخت پنج رکن اساسی ضرورت دارد:
۱. رسته و خانوادهی دارویی (مثلاً در گیاهان: تيرهی نعنائیان، باقلائیان یا نخود، و غیره؛ یا ردهی عقاقیر، خودروها، فواکه، بذور و صمغها).
۲. مکانیسم اثر مثبت و کارکرد درمانی (اندیکاسیون).
۳.اثرات سوء جانبی (اثرات ناخواسته).
۴. موارد احتیاط در مصرف دارو.
۵. موارد منع مصرف دارو . (کنتراندیکاسیون).
چنانچه قصد تبیین خواص بادنجان را داریم، صرفاً به رکن دوم یعنی (اندیکاسیون).اثر مثبت آن میپردازیم و از ذکر سایر ارکان (خانوادهی میوههای جالیزی و غیره) خودداری مینماییم. در مباحث تخصصی، ذکر صرفِ اثرات مثبت و کتمان عوارض جانبی، رفتاری غیرعلمی و تجاری (سودجویانه) است که زمینهساز فعالیت مافیای دارو میگردد. به عنوان نمونه، در طب مدرن، هنگامی که داروی استامینوفن تجویز میشود، یک متخصص داروشناسی متعهد باید علاوه بر اثر مثبت آن (تببُر و مسکن)، عوارض سوء جانبی (نظیر نارسایی حاد کلیوی و کبدی)، موارد احتیاط و موارد منع مصرف آن را نیز تبیین نماید.
روایت نخست از باب ۱۴۲، به شمارهی مسلسل ۱۴۳۱۱۵۴، از کتاب «الکافی» شیخ کلینی، چاپ اسلامیه تهران، و نیز کتاب «المحاسن» برقی:
«عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ عَامِرٍ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ الْفَضْلِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَبِیهِ [بنا بر نسخهی الکافی] عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (عَلَیْهِ السَّلَامُ) قَالَ: كُلِ الْبَاذَنْجَانَ فَإِنَّهُ یُذْهِبُ الدَّاءَ وَ لَا دَاءَ فِیهِ.»[3] [4]
امام صادق (علیهالسلام) فرمودند: بادنجان را تناول کن؛ چرا که بیماری را زایل میسازد و خود عاری از هرگونه بیماریزایی است. البته تحقق این اثر مشروط بر آن است که فرآیند کاشت، داشت، برداشت، نگهداری و طبخ آن کاملاً عالمانه باشد، نه بر اساس روشهای مندرآوردی یا تقلید کورکورانه از عادات ناصواب؛ مانند سرخ کردن مفرط بادنجان تا حدی که تیره و سوخته شود. تناول بخشهای سوختهی غذا حرام و از عوامل مولد سرطان معده و عوارضی نظیر سوزش چشم است. نباید تحت تأثیر روشهای ناصحیح طبخ (مانند آنچه در برنامههای آشپزی رسانهها ترویج میشود) قرار گرفت. هنگام نقل روایات طبی، ذکر قیود و شرایط آن ضرورت دارد تا مانع از سوءبرداشت یا خردهگیری مستشکلان گردد.
در کتاب تخصصی «طبّ الأئمّة» ابنی بسطام نیشابوری، و به نقل از آن در «مستدرک الوسائل»،:
«قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو الْحَسَنِ الْمُعَلَّی عَنْ سَجادَةَ [توضیح: در چاپ کتاب به اشتباه با تشدید آمده که صحیح آن سَجادَة بدون تشدید است] عَنْ أَبِی الْخَیْرِ الصَّائِغِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی [و در نسخهی مستدرک: مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ یَقْطِینٍ عَنْ سَعْدَانَ بْنِ مُسْلِمٍ، یا عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَقْطِینٍ عَنْ سَعْدِ بْنِ مُسْلِمٍ] عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ النَّحَّاسِ عَنِ ابْنِ أَبِی یَعْقُوبَ [توضیح: در نسخهی مستدرک الوسائل «ابن ابی یعفور» ضبط شده، اما بنا بر نسخهی اصلی طبّ الأئمّة که محقق گرانقدر مرحوم آیتالله معزی ملایری بدان اشاره نمودهاند، صحیح آن «ابن ابی یعقوب» است] قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (عَلَیْهِ السَّلَامُ): كُلِ الْبَاذَنْجَانَ فَإِنَّهُ شِفَاءٌ مِنْ كُلِّ دَاءٍ.»[5] [6]
امام صادق (علیهالسلام) فرمودند: بادنجان را تناول کن؛ چرا که شفابخش هر دردی است. در اینجا واژهی «شفا» به معنای بهبودی قطعی و عدم بازگشت بیماری تا پایان عمر است. در مکتب طب سنتی اسلامی، سهگانهی «پرهیز (وقایه)»، «علاج (درمان موقت)» و «شفا (بهبودی قطعی)» با یکدیگر تفاوت ساختاری دارند؛ در «علاج» چنانچه پرهیز رها شود، عارضه عود میکند، اما «شفا» درمان قطعی و پایدار است. از این رو، رعایت اصول عالمانه ضرورت دارد.
روایت بعدی در کتاب الکافی:
«الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّی بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْهَاشِمِیِّ قَالَ: قَالَ لِی بَعْضُ مَوَالِیَّ: أَقْلِلْ لَنَا مِنَ الْبَصَلِ وَ أَکْثِرْ لَنَا مِنَ الْبَاذَنْجَانِ. فَقَالَ لَهُ مُسْتَفْهِماً: الْبَاذَنْجَانَ؟ قَالَ: نَعَمْ، الْبَاذَنْجَانُ جَامِعُ الطَّعْمِ، نَفِیُّ الدَّاءِ، صَالِحٌ لِلطَّبِیعَةِ، مُنْصِفٌ فِی أَحْوَالِهِ، صَالِحٌ لِلشَّیْخِ وَ الشَّابِّ، مُعْتَدِلٌ فِی حَرَارَتِهِ وَ بُرُودَتِهِ، حَارٌّ فِی مَکَانِ الْحَرَارَةِ، بَارِدٌ فِی مَکَانِ الْبُرُودَةِ.»[7]
راوی نقل میکند که سرورم به من فرمود: از مقدار پیاز (بصل) در غذای ما بکاه و بر مقدار بادنجان بیفزا. زیرا مصرف مفرط پیاز موجب رخوت، سستی و بیرمقی اندامها (دست و پا) میگردد. (چنانکه دژخیمان استخبارات رژیم بعث عراق در دوران صدام کافر، اسرای شیعه را در سلولهای انفرادی محبوس ساخته و به مدت یک هفته صرفاً نان خشک و عصارهی پیاز به آنان میدادند؛ هدف آنان از تجویز آب پیاز، تضعیف قوای جسمانی و ایجاد رخوت مفرط در اسرا بود تا توان تحرک و ایستادگی را از آنان سلب کنند و با نواختن سوت وادار به خروج سریع نمایند، در حالی که اسرا به سبب ضعف شدید توان حرکت نداشتند و مورد ضرب و شتم و هتاکی قرار میگرفتند. برخی از آن آزادگان سرافراز هماکنون در مشهد مقدس حیات دارند؛ از جمله یادی کنیم از مرحوم حجتالاسلام والمسلمین سید علیاکبر ابوترابی، رئیس فقید آزادگان). غرض آنکه مصرف زیاد پیاز، قوای بدنی را تحلیل میبرد.
مخاطب در مقام استفهام از امام میپرسد: «الْبَاذَنْجَانَ؟»؛ آیا واقعاً بر مقدار بادنجان بیفزاییم؟ «مُسْتَفْهِماً» این پرسش تفهیمی به جهت عبور از سطحینگری حسّی به سوی درک عمیقِ خواص و مکانیسمهای اثرگذاری این مخلوق الهی مطرح گردیده است. (چنانکه بهترین شیوهی طبخ بادنجان، تهیهی خورش آن به همراه آبغورهی نجوشیده و بینمک است). غرض آنکه باید از ظاهرنگری عبور کرده و فقیه (صاحب فهم عمیق) گردید. فقه در لغت به معنای فهم عمیق است؛ چنانکه اصولیین نیز در کتب خود بدان اشاره نمودهاند، گرچه تبیین آنان ناقص است. در احادیث شریف آمده است: «مَنْ یُرِدِ اللَّهُ بِهِ خَیْراً یُفَقِّهْهُ فِی الدِّینِ». بنابراین، تقلید یا اجتهاد و مرجعیت گرچه ممدوح هستند، اما غایت نهایی نیل به مقام فقاهت، علم صالح، عدالت و حلم است، و همواره باید تسلیم محضِ کلام معصوم بود و آراء خود را بر کلام ایشان مقدم نساخت.
امام (علیهالسلام) در پاسخ فرمودند: بله، بادنجان جامع طعمها، زایلکنندهی بیماری، مصلح طبع بشر و منصف در احوال خویش است؛ برای پیران سالخورده (شیوخ) و جوانان برومند (شبّان) صالح و سودمند است؛ طبع آن در حرارت و برودت معتدل است؛ بدین سان که در مواضع حارّه (چلهی تابستان و موسم گرما) طبعی گرمابخش دارد، و در مواضع بارده (چلهی زمستان و موسم سرما) طبعی خنک و ملایم پدید میآورد.
تحقق این ویژگیهای بینظیر برای تمام سنین، مشروط به رعایت اصول عالمانه در مراحل پنجگانهی کاشت، داشت، برداشت، نگهداری، فرآوری و مصرف است. رعایت این شئون عالمانه در تمامی رشتهها اعم از فقه احکام، علم تغذیه، تخصص گوارش و داروشناسی اهمیت بسزایی دارد. کلام معصومین (علیهمالسلام) برخاسته از علم لدنی و احاطه بر جمیع علوم است و نباید آن را با دیدگاههای محدود و تکبعدی ارزیابی نمود.