1405/01/22
بسم الله الرحمن الرحیم
بررسی فواید کدو در اساس روایات/فواید کدو /طب اسلامی
موضوع: طب اسلامی/فواید کدو /بررسی فواید کدو در اساس روایات
این متن توسط هوش مصنوعی پیادهسازی و سپس توسط انسان برای مستندسازی و تطبیق با فایل صوتی استاد، بازبینی و تأیید شده است.
مباحث ما در بحث پزشکی، از کتاب «جامع احادیث الشیعه»[1] ، چاپ مدرسین قم روایت ششم، به شماره مسلسل ۴۳۱۱۶ بود؛ در بحث روایاتی که درباره فواید اقسام کدو وارد شده است؛ مانند کدو حلوایی، کدو سبز خیاری یا کدو مسمّی، و نیز کدو تنبل یا قَع.
برای نمونه، کدو حلوایی را کدوی زمستانی نیز میگویند و قسم دیگری هم قَع، یعنی کدو تنبل است.
عرض کردیم که کدو «یزید فی الدماغ و العقل»[2] ؛ یعنی هم فعالیتهای مغزی را افزایش میدهد و هم فعالیتهای عقل نظری و عقل عملی را تقویت میکند.
سپس بیان شد که مسؤول اندیشه و فکر، عقل است. اگر فکر انسان نادرست و غلط باشد، اندیشهای ناصحیح خواهد داشت و اگر فکر او درست و صحیح باشد، اندیشه صحیح پیدا میکند.
در مرحله بعد، کارهایی که از انسان صادر میشود؛ مانند گفتار، کردار، رفتار، عمل، افعال، شغل و فن، همه تحت مسؤولیت عقل قرار دارند. اگر انسان دارای عقل خالص باشد، یعنی عقل امیر، کار صحیح و خوب از او صادر میشود؛ اما اگر عقل اسیر داشته باشد، یعنی عقلی که با اوهام و خیالات آمیخته شده است، رفتار و اعمال نادرست از او سر میزند.
پس انسان، موجودی مختار است. باید به اعمال و رفتار خود نگاه کند و ببیند منشأ آن چیست.
وقتی میگوییم در خوراکیای مانند کدو، «یزید فی الدماغ و العقل» وجود دارد، باید توجه داشت که نوع مصرف آن نیز اهمیت دارد. کدو سبز را میتوان خام و شستهشده با پوست، یا بهصورت بخارپز و یا خورشتی مصرف کرد. این موارد به تفاوت افراد، طبعها و مزاجها بستگی دارد. نکته مهم دیگری نیز وجود دارد که بعداً توضیح داده خواهد شد.
در روایت ششم، یکی دیگر از اقسام کدو، «قَرع» معرفی شده است:
«المحاسن»، جلد ۲، صفحه ۵۲۱، حدیث ۷۳۵، از برقی، از جعفر بن محمد الاشعری، از ابن القداحه، از امام صادق علیهالسلام نقل میکند:
عَنْهُ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيِّ عَنِ ابْنِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:
«کان رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم یعجبه الدباء و هو القرع.»[3]
در اینجا مراد از «دباء»، همان قَع، یعنی نوعی کدو است؛ البته کدوها با یکدیگر تفاوت دارند.
برای مثال، اگر کسی بخواهد تورم یا التهاب پروستات او بهبود پیدا کند، یا از سرطان پروستات پیشگیری شود و یا به درمان آن کمک گردد، میتواند از کدو حلوایی، زنجبیل، انار رسیده، رب انار یا خورشت تهیهشده از آنها استفاده کند.
اما اگر بخواهد دچار پیرمغزی، ابلهی یا سفاهت نشود، در اینجا کدو سبز خیاری یا کدو مسمّی توصیه میشود؛ بهصورت خام، بخارپز یا خورشتی و همراه با پوست. این نوع کدو حتی برای کبد چرب نیز مفید است و میتواند آنزیمهای کبدی، بیلیروبین خون، کلسترول بد LDL و تریگلیسرید را کاهش دهد.
پس باید توجه داشت که انواع کدو با یکدیگر تفاوت دارند و لازم است بیماریها و شرایط هر بیمار بهصورت جداگانه بررسی شود. بنابراین، نسخه هر شخص مختص خود اوست و برای همه یکسان نیست.
روایت هفتم:
در «الصحیفه الرضا علیهالسلام»، آخر صفحه ۷۵ و ابتدای صفحه ۷۶، همچنین در «عیون اخبار الرضا علیهالسلام»، و نیز در «الدعوات» راوندی، صفحه ۱۴۸، حدیث ۳۹۱، و «وسائل الشیعه»، چاپ آلالبیت، به شماره مسلسل ۳۱۱۴۷، و نیز جلد ۲۵، صفحه ۲۷، حدیث ۳۳، به شماره مسلسل ۳۱۰۶۷ آمده است:
«حدثنی ابی عن علی بن ابی طالب علیهالسلام قال: علیکم بالقع فانه یزید فی الدماغ.»[4] [5] [6] [7] [8]
یعنی فعالیتهای مغزی افزایش پیدا میکند، توان ذهنی بالا میرود، حافظه تقویت میشود و قدرت بازبینی اطلاعات بیشتر میگردد.
در «طب النبی» ابوالعباس المستغفری، صفحه ۲۶ نیز از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم همین مضمون نقل شده است.
همچنین در «عیون اخبار الرضا»، با همان سند از امام رضا علیهالسلام، از پدرانشان، از امیرالمؤمنین علیهالسلام، همین روایت نقل شده است.
روایت هشتم
روایت هشتم از باب ۱۳۸، در «دعائم الاسلام»، آمده است:
«و عن رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم انه کان یعجبه الدباء و یلتقطها من الصحفه.»[9]
یعنی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم کدو را دوست داشتند و آن را از «صحفه» برمیداشتند.
«صحفه» به ظرف یا کاسه بزرگی گفته میشود که غذای موجود در آن حداقل برای پنج نفر کافی باشد.
در ادامه روایت آمده است:
«و یقول الدباء یزید فی الدماغ.»[10]
یعنی کدو توان ذهنی، حافظه و قدرت بازبینی اطلاعات را افزایش میدهد و مانع پیرمغزی میشود.
روایت نهم در ابتدای صفحه بعد قرار دارد که انشاءالله در جلسه آینده مطرح خواهد شد.
اکنون به مطلبی خارج از بحث روایتها اشاره میکنیم؛ مطلبی که مربوط به روز است و لازم است بیان شود.
پیشتر گفته شد که میان «یزید فی الدماغ» و «یزید فی العقل» تفاوت وجود دارد و نباید تنها به ترجمه صرفی و نحوی اکتفا کرد؛ بلکه باید مفاهیم عمیقتری که توضیح داده شد در ذهن باقی بماند.
مؤمنان، باید پزشکی دقیق داشت. پزشکی متداول ـ چه پزشکی جدید و چه طب سنتی ـ خوب است، اما کافی نیست.
پزشکی دقیق یعنی نسخه واحدی برای همه بیماران وجود ندارد، بلکه نسخه هر بیمار مخصوص خود اوست.
برای فهم این مسئله، باید شش مطلب را دانست:
اول: پرهیز صحیح؛ یعنی «الحمیه».
باید دانست چه چیزهایی برای بیمار خاص زیانآور است و او باید برای مدت مشخصی، مانند هفت، نه، سیزده یا چهارده روز، از آنها پرهیز کند.
دوم: پیشگیری صحیح؛ یعنی «الوقایه».
سوم: تشخیص صحیح؛ یعنی «المعرفه».
اینجا تعبیر «علم» بهکار نمیرود، بلکه «معرفت» مطرح است؛ یعنی شناخت دقیق.
برای مثال، اگر از کسی بپرسند این چیست و او بگوید «میز»، پاسخ درستی داده و آگاهی دارد؛ اما اگر درباره وزن، ضریب اصطکاک، میزان استهلاک، طول عمر مفید، پیوند مولکولی، آرایش اتمی، یا حلال و حرام بودن آن سؤال شود و پاسخی نداشته باشد، معلوم میشود که علم دارد، اما معرفت ندارد.
در پزشکی نیز همینگونه است. اینکه صرفاً گفته شود شخص بیمار است، کافی نیست. پزشک باید تشخیص دقیق بدهد که بیماری چیست، در چه مرحلهای قرار دارد، عفونی است یا غیرعفونی، خطرناک است یا نه. این میشود «معرفت».
چهارم: درمان صحیح؛ یعنی «علاج».
پنجم: درمان صحیح بدون بازگشت بیماری؛ یعنی «شفا».
ششم: شناخت ویژگیهای منحصر بهفرد هر انسان.
این بخش خود دارای اقسامی است:
یکی از آنها ژنتیک است. ساختار DNA و شبکه پروتئینی هر انسان با دیگری تفاوت دارد و پزشک باید آن را بشناسد تا داروی مناسب تجویز کند.
دوم، وراثت است. انسان تنها از پدر و مادر ارث نمیبرد، بلکه از نسلها و خاندان خود نیز تأثیر میپذیرد. علم جدید تا حدود سیوپنج نسل را مطرح میکند و در روایات تا نودونه نسل ذکر شده است.
سوم، سبک زندگی است؛ یعنی آداب معاشرت و شیوه زندگی فرد در سفر و حضر.
چهارم، عوامل محیطی است.
وقتی این شش امر در کنار یکدیگر قرار بگیرد، پزشکی دقیق شکل میگیرد؛ چه در طب سنتی، چه در پزشکی جدید و چه در طب اسلامی.
در قرآن کریم آمده است:
﴿کُلٌّ یَعمَلُ عَلی شاکِلَتِهِ ﴾[11]
این ویژگیهای منحصر بهفرد هر انسان، همان «شاکله» اوست؛ یعنی ساختار و مهندسی وجودی انسان.
بنابراین، این شش اصل باید شناخته شود. از همینرو در روایت آمده است:
«الحمیه رأس کل دواء.»[12]
اساس هر درمان صحیح، پرهیز درست است. باید دانست چه چیزهایی برای بیمار مضر است تا بتوان بیماری او را درمان کرد.