1405/01/18
بسم الله الرحمن الرحیم
درمان سردردناشی از اضطراب وبررسی درد مزمن/تقویت مغز /طب اسلامی
موضوع: طب اسلامی/تقویت مغز /درمان سردردناشی از اضطراب وبررسی درد مزمن
این متن توسط هوش مصنوعی پیادهسازی و سپس توسط انسان برای مستندسازی و تطبیق با فایل صوتی استاد، بازبینی و تأیید شده است.
مباحثه ما در طبّ المعصومین بود. روایتی که در جلسه گذشته خواندیم، آخرین روایت، روایت سوم بود که بیان میکرد «دُبّاء» هم برای تقویت مغز و ذهن مفید است و هم برای ازدیاد عقل. اکنون میخواهیم بحث را در همین زمینه مقداری گسترش دهیم.
سرِ انسان، ابتدا دارای پوست سر است. زیرِ پوست سر، جمجمه قرار دارد. جمجمه شامل دو استخوان در قسمت بالا و یک استخوان در پشت سر است. هنگامی که جمجمه را کنار بزنیم، در داخل آن پرده مننژ قرار دارد و در اطراف آن مایع مغزی دیده میشود. سپس دو نیمکره مغز قرار گرفتهاند. بعد از آن مخچه و سپس بصلالنخاع واقع شده است.
حال، قسمت جلوی دو نیمکره مغز را در نظر بگیرید؛ یعنی «پیشِ پیشانیِ مغز». این ناحیه گاهی بهعلت اضطراب، یعنی دلهوره، دچار درد میشود. البته سردرد انواع مختلفی دارد و حدود ۶۰ نوع سردرد شناخته شده است؛ اما اکنون درباره یکی از آنها صحبت میکنیم.
بنابراین، پیشِ پیشانیِ مغزِ انسان گاهی بهدلیل اضطراب شدید و دلهوره فراوان، برای چند دقیقه دچار درد میشود.
درمان آن :
«دَمکرده ریشه سنبلالطیب» را دو ساعت بخیسانید؛ سپس آب آن را صاف کنید و یک استکان بعد از ناهار و یک استکان بعد از شام میل نمایید. این دارو هم ضدّ اضطراب است و هم برای معده درد عصبی و معدهدرد ناشی از استرس مفید میباشد.
همچنین، بههمراه صبحانه یا قبل از صبحانه، «دَمکرده بادرنجبویه» مخلوط با عسلِ آویشن مصرف کنید. این ترکیب برای تپش اضافی قلب نیز مفید است؛ زیرا این نوع تپش قلب ناشی از اضطراب میباشد.
بنابراین، دَمکرده بادرنجبویه مخلوط با عسل آویشن را صبح، قبل از صبحانه یا همراه صبحانه مصرف کنید تا هم سردردِ پیشِ پیشانیِ مغز که ناشی از اضطراب است درمان شود و هم تپش اضافی قلبِ ناشی از اضطراب بهبود پیدا کند.
در مغز انسان غددی وجود دارد که بهصورت طبیعی و به اراده الهی در بدن قرار داده شدهاند. یکی از آنها غده «هیپوتالاموسِ مغز» است. همچنین غده دیگری به نام «هیپوفیزِ مغز» وجود دارد. اینها از غدد درونریز بدن انسان محسوب میشوند.
بحث ما اکنون درباره غده هیپوتالاموسِ مغز است. این غده دریافتکننده دردهای عصبی است و حتی دردهای مزمن را نیز دریافت میکند.
درد مزمن چیست؟
درد مزمن، دردی پیچیده است و با تکنیکها، یعنی روشهای مدیریتیِ خاصِ کنترل مغزی، میتوان آن را مدیریت و درمان کرد.
برای روشن شدن مطلب، چند مثال ذکر میکنیم:
کسانی که دخانیات مصرف میکنند؛ مانند سیگار، پیپ، چپق و قلیان، بهویژه افرادی که چندین سال اعتیاد به سیگار دارند و در طول ۲۴ ساعت دو یا سه پاکت سیگار مصرف میکنند، دچار بیماریهای مختلفی میشوند؛ از جمله:
۱. بوی بد دهان، لقی دندان و بیماریهای لثه؛
۲. کمردرد؛
۳. بیماریهای ریوی؛ به این صورت که ابتدا دچار آسم، آلرژی، برونشیت مزمن و آمفیزم ریه میشوند و در نهایت ممکن است به سرطان ریه مبتلا گردند. این نشان میدهد که ریه آنها بهشدت آسیب دیده است.
درباره افرادی است که دچار درد مزمن هستند. این درد مزمن بهعلت «شرطی شدنِ دستگاه عصبی» آنها ایجاد میشود.
ازاینرو، برای درمان آن از روشهای مختلفی استفاده میشود؛ مانند:
۱. دارو؛
۲. ورزش؛
۳. فیزیوتراپی؛
۴. طب سوزنی؛
۵. طب سنتی.
البته پزشکی جدید نیز داروهای مخصوص به خود را برای درمان این بیماران دارد.
اما باید توجه داشت که این روشها غالباً فقط علامتِ دردِ مزمن را از بین میبرند.
تنها کاری که این مواد انجام میدهند، از بین بردن علامت درد مزمن است؛ درحالیکه ریشه و عادت اعتیاد را از میان نمیبرند. دخانیات، مواد افیونی و برخی قرصهای روانگردان اعتیادآور هستند، اما وابستگی و عادت را درمان نمیکنند. از همینرو مشاهده میشود که فردی مدتی در کمپ ترک اعتیاد حضور داشته و ظاهراً پاک شده است، اما پس از گذشت مدتی دوباره به همان اعتیاد بازمیگردد؛ زیرا ریشه عادت از بین نرفته است.
نکته: مغز انسان، بما هوانسان، بسیار زود فریب میخورد. این مسئله اختصاص به دین، مذهب، سن، نژاد یا رنگ پوست خاصی ندارد؛ بلکه همه انسانها با هر پیشینهای در معرض آن هستند. ذهن انسان نسبت به اموری که اساساً وجود خارجی ندارند، بهسرعت فریب میخورد؛ مانند خیال، شانس یا سوءظن و بدگمانی نسبت به افراد صالح. چنین سوءظنی نسبت به مؤمنان، امری مرجوح و حرام است و در شمار گناهان کبیره قرار میگیرد.
درحالیکه بسیاری از این امور واقعیت خارجی ندارند، ذهن انسانها بهآسانی آنها را میپذیرد. برای نمونه، برخی افراد در مواجهه با ناکامیها میگویند: «شانس نداشتم» یا «چقدر بدشانس هستم»؛ درحالیکه اینگونه تصورات پایه واقعی ندارند و بیشتر حاصل توهمات ذهنیاند. همین امر درباره تخیلات، تشویش فکری و برخی اختلالات روانی نیز صدق میکند که در آنها انسان از چارچوب رفتار عقلانی فاصله میگیرد.
در چنین حالتی ممکن است تصمیمها، ارادهها، گفتارها و رفتارهای فرد از محدوده رفتار انسانی خارج شود و حتی از معیارهای اخلاقی و دینی نیز فاصله بگیرد. در این شرایط، اگر عقلای جامعه نقد و تذکر سازندهای مطرح کنند، فردی که دچار چنین وضعیت روانی است معمولاً پذیرای انتقاد نیست و حتی ممکن است در برابر کوچکترین ایراد واکنش تند و عصبی نشان دهد.
هدف از طرح این مثالها، توضیح یک واقعیت درباره ذهن انسان است: مغز انسان بهسرعت فریب میخورد. این مسئله از منظر روانشناسی و شناخت عملکرد مغز قابل بررسی است. بنابراین مثالهای عینی برای آن بیان میشود تا موضوع بهتر قابل تصور باشد.
چنانکه گفته شد، اموری مانند شانس، خیال و بدگمانی نسبت به نیکان، در بسیاری از موارد واقعیت خارجی ندارند؛ بااینحال ذهن انسانها بهآسانی به آنها گرایش پیدا میکند. اگر به این موارد عناصر دیگری مانند دروغگویی و وعدههای پوشالی نیز افزوده شود، فریبخوردن افراد بیشتر خواهد شد. در چنین شرایطی گروهها یا جریانهایی که بر پایه قدرتطلبی یا پولپرستی فعالیت میکنند، با طرح وعدههای بیاساس میتوانند عدهای را جذب کنند.
دلیل این فریبپذیری آن است که ادراکات حسی انسان خطاپذیرند. برای روشنشدن مطلب، لازم نیست وارد مباحث پیچیده منطق یا فلسفه شویم؛ مانند بحث معقولات یا قوای مختلف ادراکی. در همین مرحله ابتدایی علوم تجربی و حسی نیز میتوان این مسئله را توضیح داد.
هر انسانی، با هر دین و مذهبی و در هر نقطه از جهان، دارای حواس پنجگانه است: حس بینایی (باصره)، حس شنوایی (سامعه)، حس چشایی، حس لامسه و حس بویایی (شامّه). این حواس ابزار ادراک انسان از جهان بیرون هستند؛ اما نکته مهم آن است که این حواس در بسیاری از موارد دچار خطا میشوند.
برای مثال، در ریاضیات میدانیم دو خط موازی هرگز یکدیگر را قطع نمیکنند و نقطه اشتراک ندارند. اما اگر انسان در کنار ریل راهآهن بایستد و به دوردست نگاه کند، در انتهای مسیر چنین به نظر میرسد که دو خط ریل به یکدیگر رسیدهاند. این در حالی است که در واقع چنین نیست؛ بلکه چشم انسان دچار خطای ادراکی شده است.
این خطا تنها در حس بینایی رخ نمیدهد؛ بلکه سایر حواس نیز ممکن است دچار خطا شوند. گوش انسان ممکن است صداها را نادرست تشخیص دهد، حس لامسه ممکن است در تشخیص دما یا فشار دچار اشتباه شود، و حتی حس چشایی و بویایی نیز گاه دچار خطا میشوند.
بنابراین، یکی از علل مهم فریبپذیری ذهن انسان همین خطاپذیری حواس است. ازاینرو ذهن انسان بهراحتی تحت تأثیر عواملی مانند خیال، شانسپنداری، سوءظن، دروغگویی و وعدههای بیاساس قرار میگیرد. شناخت این ویژگیها میتواند به انسان کمک کند تا در قضاوتها و تصمیمگیریهای خود دقت بیشتری داشته باشد و کمتر در معرض فریب قرار گیرد.
انسان بهدلیل تکیه بر محسوسات پنجگانه، گاهی دچار خطا و فریب میشود. بههمین دلیل، در برابر وعدههای پوچ، دروغها و فریبکاریها زودتر آسیب میبیند و تحتتأثیر قرار میگیرد. علت این مسئله آن است که ادراکات حسی انسان قابلیت خطا دارند و ممکن است انسان را به اشتباه بیندازند.
اگر کسی بخواهد مغزش قوی عمل کند، تصمیماتش درست و به جا باشد و ارادهاش صحیح عمل کند تا افعال نیکو از او صادر شود، باید چند اصل را رعایت کند:
اول: عبدالله باشد و عبدالله باقی بماند.
دوم: در اطاعت و تبعیت از چهارده معصوم علیهمالسلام باشد تا حکم خدا را بشناسد و به آن عمل کند.
سوم: در دوران غیبت کبری امام زمان علیهالسلام، یا خود مجتهد صالح باشد، یا فقیه صالح، و یا در مسائل فرعی شخصی از مجتهد و مرجع صالح تقلید کند؛ زیرا او متخصص دین است و کسی که تخصص ندارد، باید در مسائل فرعی شخصی از متخصص دین تبعیت کند تا در مسیر صحیح باقی بماند.
بنابراین، انسان یا باید مجتهد باشد یا مقلد. اگر مقلد خوبیها و صالحان نباشد، مقلد هواها، خیالات و امیال واهی خواهد شد.
تقلید نیز دو بخش دارد:
یکبار در مسائل فرعی شخصی مانند نماز، روزه و احکام فردی است که باید از مجتهد و مرجع صالح تقلید شود.
بار دیگر در مسائل اجتماعی، سیاسی، مدیریتی، صلح و جنگ است که در این موارد باید از حاکم شرع، یعنی فقیه صالح و عادل تبعیت کرد؛ حتی اگر انسان خود مجتهد و مرجع باشد، در این حوزه باید تابع حاکم اسلامی باشد، چه رسد به مقلد.
چهارم: مربوط به خوراک و معاشرتهاست. اگر کسی بخواهد عقلش افزایش پیدا کند، باید «مجالس الصالحین» و «مجالسة الابرار» داشته باشد؛ یعنی با صالحان و نیکان نشستوبرخاست کند.
در بخش تغذیه نیز توصیههایی برای تقویت مغز و قوای مغزی بیان شده است:
اول: مصرف «دُبّا»؛ یعنی کدو سبز. بهصورت خام با پوست، بخارپز با پوست یا بهصورت خورشتی مصرف شود. طبق روایتی که پیشتر خوانده شد، این ماده مقوی مغز و قوای مغزی است.
دوم: دمکرده بادرنجبویه همراه با عسل گون یا عسل فواکه مصرف شود که موجب تقویت مغز و قوای مغزی میشود.
سوم: دمکرده گل رازقی همراه با عسل طبیعی، در بین روز نوشیده شود که آن نیز مقوی مغز و قوای مغزی است.
چهارم: با مشورت متخصص داروشناسی گیاهی، دانه گل ابریشم یا دانه درخت ابریشم مصرف شود که این نیز برای تقویت قوای مغزی مفید است.
این مطالب را میتوان در حاشیه روایتی که پیشتر بیان شد، یادداشت کرد.
در پاسخ به برخی پرسشهای مردمی نیز توصیههایی مطرح شد:
سؤال: فردی میگوید هم ضعف قوای جسمی دارد و هم خستگی ذهنی شدید؛ بهگونهای که توان مطالعه ندارد و سریع خسته میشود.
پاسخ: موز رسیده و شیرینِ زردرنگ را همراه با عسل بلوط مصرف کند. این ترکیب هم موجب تقویت قوا میشود و هم خستگی ذهنی را کاهش میدهد.
سؤال دیگر: فردی از دل مالشک شدید و ضعف شدید شکایت دارد.
پاسخ: مغز خام پسته، هر هشت ساعت چهارده عدد، همراه با عسل گون مصرف شود تا ضعف شدید برطرف گردد.
همچنین برای دلضعفه و دل مالشک، پس از هر وعده غذای اصلی، یک تا دو عدد سیب زردِ رسیده و شیرین مصرف شود.
سؤال بعدی: فردی میخواهد هم قوای مغزیاش تقویت شود، هم حافظهاش افزایش پیدا کند و هم ضریب هوشیاش کاهش نیابد، بلکه تقویت شود.
پاسخ:
اول: دمکرده بادرنجبویه همراه با عسل گون، صبحها همراه صبحانه مصرف شود.
دوم: پیش از رفتن به محل کار، زنجبیل پرورشداده شده در عسل مصرف شود؛ زیرا «یشدّ العقل» و موجب تقویت حافظه و هوش میشود.
اگر کسی طعم آن را دوست نداشت، میتواند پودر خشک زنجبیل را بهعنوان ادویه، به مقدار یک قاشق چایخوری، روی غذا بپاشد و همراه ناهار، شام، افطار یا سحر مصرف کند.
سؤال دیگر: فردی میگوید داروی ضد نسیان، درمان فراموشی، ضد ضعف حافظه، تقویت حافظه، ضد زوال عقل، ضد زوال شناختی، ضد دمانس و ضد آلزایمر میخواهد.
پاسخ در سه کلمه بیان شد:
اول: سرگل زعفران؛ یعنی همان پرچمهای قرمز زعفران. هر زعفران سه تا پنج عدد از این سرگلها دارد. قسمت قرمز آن مکیده و مصرف شود. بخش زرد و باریک آن نیز برای رنگ غذا استفاده شود که فواید فراوانی دارد
این پرچمهای قرمز زعفران را ببینید. هر شاخه زعفران سه، چهار یا پنج عدد از این سرگلها و پرچمها دارد. این قسمت قرمز را کاملاً مصرف کنید. بخش زرد آن را بهصورت باریک نگه دارید و برای رنگ غذا استفاده کنید. زعفران فواید فراوانی دارد؛ هم برای مشکلاتی که مطرح کردید مفید است و هم برای بیماریهایی که هنوز درباره آنها سؤال نکردهاید. از جمله در درمان افسردگی، سرماخوردگیهای روانی، کبد چرب، فیبروز کبدی و سیروز کبدی اثر دارد.
داروی دوم چیست؟ برای همان مشکلاتی که پرسیدید، گلبرگهای صورتیرنگ گلمحمدی توصیه میشود. در فصلش، یک گلمحمدی را کامل و در ابتدای غذا مصرف کنید. در فصلهایی که گل تازه وجود ندارد، گلبرگهای خشکشده صورتیرنگ گلمحمدی را، به مقدار یک قاشق مرباخوری، پیش از غذا میل کنید. این ماده هم از بیماریهایی که گفته شد پیشگیری میکند و هم در صورت وجود، به درمان آنها کمک میکند. طول دوره درمان یکسالونیم است.
سومین دارو چیست؟ زنجبیل پروردهشده در عسل طبیعی گون یا عسل فواکه.
سؤال آخر؛ پاسخ به سؤالات مردمی.
فردی میگفت: «حاجآقا، بنده از توابع تربتجام هستم.» زن و شوهری از شهرستان باخرز آمده بودند. فرد دیگری نیز از شهرستان صالحآباد، که نزدیک مرز و در آن سوی تربتجام قرار دارد، آمده بود. در آن منطقه نیمی از مردم برادران شیعه و نیمی دیگر برادران اهل تسنن هستند.
این مؤمنان سؤالاتی مطرح کردند و در پاسخ به آنها گفتم که درمان بسیاری از این بیماریها در مصرف سبزی تره است. برای مثال، شقاق مقعد، بواسیر خونی، لکهبینیهای بین دو قاعدگی، کمکاری تیروئید، گواتر ساده و غمباد با مصرف تره بهبود پیدا میکند. همچنین آب تازه تره، اگر روی محل نیش حشرات مالیده شود، ضد سم حشرات است و نوعی پادزهر طبیعی بهشمار میآید. حتی اگر خونریزی بینی دارید، چند قطره از آب تازه تره را در هر سوراخ بینی بچکانید؛ زیرا برای قطع خونریزی بینی مفید است.
پاسخ سؤالاتشان را دادم. حالا میخواهم دو اصطلاح را از این بزرگواران برای شما نقل کنم. در روایات شیعه از این گیاه با عنوان «الکراث» یاد شده است. این واژه هم شامل تره زراعی میشود و هم ترهفرنگی. این نام علمی و کتابی آن است.
وقتی این عزیزان از شهرستان باخرز آمده بودند، نکتهای به معلوماتم اضافه شد. گفتند: «حاجآقا، ما به آن سیرموک میگوییم.» سیرموک. حدود یک هفته بعد، مؤمنان یک سبد کوچک از این گیاه را به خانه ما آوردند و گفته بودند: «سلام ما را به حاجی برسانید.» خودشان با دست این سبزیها را چیده بودند و بچهها نیز آنها را تمیز کرده بودند. گفتم: خدا پدر و مادرشان را بیامرزد.
آن عزیزانی هم که از صالحآباد آمده بودند، سال گذشته از محصولات آن منطقه برای ما آورده بودند. البته به کیفیت کدوهای اینجا نمیرسید و کمی خشکتر بود. آنها میگفتند در صالحآباد به تره «سیج» میگویند؛ سیج.
خواستم این اصطلاحات را برای شما بیان کنم؛ این واژه مربوط به صالحآباد است و آن یکی مربوط به باخرز. در زبان فرانسوی نیز به ترهفرنگی «پوارو» میگویند؛ همان واژهای که در سریال تلویزیونی «پوارو» شنیده میشود. منظورم همین سبزی ترهفرنگی بود.