« فهرست دروس
هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید:
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند:
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
درس خارج فقه استاد مرتضی ترابی

1404/09/18

بسم الله الرحمن الرحیم

 المسألة الرابعة/ الفصل الرابع/كتاب الإجارة

 

موضوع: كتاب الإجارة/ الفصل الرابع/ المسألة الرابعة

 

المسألة الرابعة: إذا أفسد الأجير للخياطة أو القصارة أو لتفصيل الثوب ضمن، وكذا الحجام إذا جنى في حجامته، أو الختان في ختانه، وكذا الكحال والبيطار وكل من آجر نفسه لعمل في مال المستأجر إذا أفسده يكون ضامنا إذا تجاوز عن الحد المأذون فيه، وإن كان بغير قصده، لعموم «من أتلف»، وللصحيح عن أبي عبد الله عليه السلام في الرجل يعطي الثوب ليصبغه، فقال عليه السلام:«كل عامل أعطيته أجرا على أن يصلح فأفسد فهو ضامن»[1] ، بل ظاهر المشهور ضمانه وإن لم يتجاوز عن الحد المأذون فيه، ولكنه مشكل فلو مات الولد بسبب الختان مع كون الختان حاذقا من غير أن يتعدى عن محل القطع بأن كان أصل الختان مضرا به في ضمانه إشكال. [2]

من دیدم که این مطلب را زود رد نشویم بهتر است، و لذا تجدید نظری انجام دادم و دوباره همین جزوه را مجددا فرستادم که مطالب بیشتری را در بر دارد. این فرع، فرع خیلی مهمی هست، و در عمل هم ابتلا به آن زیاد است، شما فرض کنید که یک مهندسی یا یک شرکتی می آید یک پروژه ای را قبول می کند و ساختمان هایی می سازد اما ساختمان ها یا پل فرو می ریزد و عده ای کشته می شوند آن مهندس یا شرکتی که اجیر شده بود که کاری را درست بکند ولی کار را خراب کرده، انسان دقت بکند الان شرکت ها کارهای زیادی را انجام می دهند آن وقت بعدا معلوم می شود که کامل انجام نداده در حالی که اجیر بوده که این کار را درست انجام بدهد.

برای تقریب ذهن عرض می کنم مثلا در باب بیع ماشین را فروخته ولی یک جای آن درست نبوده و آن باعث آتش سوزی و مشکلات شده؛ یا ماشین شما را گازسوز کرده ولی درست انجام نداده بعدا خدای نکرده انفجاری حاصل شده و شخصی از دنیا رفته است، همه این ها در ذیل همین بحث هست، حالا ایشان چند تا مثال فرمودند ولی شما به این مثال ها اکتفا نکنید، مثلا همان پلاسکو که از بین رفت و عده ای کشته شدند همان جا یک مسئول برقی داشته مسئول گازی داشته، آیا او مسئول و ضامن است یا مسئول و ضامن نیست؟ شاید اگر کارش را درست انجام می داد این مسئله پیش نمی آمد، ولی کارش را درست انجام نداده و الان آتش سوزی شده و عده زیادی هم از دنیا رفتند پس مسئله به این معنا گسترده هست یعنی شما این مسئله را که یک مقداری از آن را مرحوم صاحب عروه عنوان مطرح کرده و در موارد کمی مسئله مطرح است در حقیقیت این طور نیست و مسئله الان خیلی گسترده شده، شما یک مراجعه ای بفرمایند در این مسائل که آیا آن شرکت یاد شده ضامن است یا ضامن نیست؛ چون که این خانه را به اسم ضد زلزله ساخته ولی الان با زلزله هزار نفر کشته شدند، آیا آن ضامن است یا ضامن نیست؟ همه این ها داخل همین مسئله است.

پس بنابراین دقت به این مسائل و ربط دادن آن به مسائلی که الان حادث شدند و مسائل مستحدثه ای که هست با این نگاه، نگاه بکنید تا بعد إن شاء الله وارد مسئله بشویم. پس عرض کردیم که در اینجا چهار نظر هست:

نظر اول (سید مرتضی و شیخ مفید): ضمان علی الاطلاق

چون من اخذ اجرا لیصلح فافسد فهو ضامن، علی الاطلاق ضامن است، حالا شما بفرمایید که آقا این کار عمدی نبوده، آنها می گویند علی الاطلاق ضامن است. هر کسی آنجا از بین برود باید خون بهایش را بدهد، البته قتل عمد حساب نمی شود ولی قتل خطا حساب می شود باید مثلا دیه بدهد.

نظر دوم (مرحوم شیخ طوسی): تفصیل بین تعدی و عدمه

در مقابل مرحوم شیخ طوسی و من تبعه من الفقهاء کالعلامه و غیرهم قائل هستند که اگر تعدی یا تفریط باشد آن موقع ضمان است، اما اگر تعدی نباشد یعنی کارش را درست انجام داده است ولی بالاخره اینجا این مشکل پیش آمده است ضامن نیست، اینها تفصیل می دهند بین تعدی و عدم تعدی، تعدی باشد ضمان هست؛ تعدی نباشد ضمان نیست.

نظر سوم (مرحوم صاحب حدائق): تفصیل بین امین و متهم

نظر مرحوم صاحب حدائق هست که ایشان می فرمایند: بین اینکه آن شخص امین باشد یا امین نباشد فرق می گذاریم، اگر امین باشد ضامن نیست، این کار را حتما درست انجام داده است؛ اما اگر متهم باشد ضامن است.

نظر چهارم: تفصیل بین من جنی بیده و تلف خارجی

ما اینجا اضافه کردیم، شاید از برخی از سخنان بزرگان استفاده بشود ولی من پیدا نکردم، ما به عنوان یک احتمال هم مطرح کردیم احتمال چهارم این است که ما بین مواردی که جنایت دست است که افساد است و بین مواردی که تلف خارجی هست فرق بگذاریم، آنجایی که افساد هست یعنی این آقا پیچ گوشتی را گرفته این دستگاه ما را درست بکند خراب کرد، اینجا علی الاطلاق ضامن است. اما اگر خودش پیچ گوشتی را نگرفته که خراب بکند ولی ادعا می کند که یک دزدی آمد این دستگاه شما را برد آنجا ما تقسیم می کنیم بین امین و متهم؛ اگر امین باشد ضامن نیست، متهم باشد ضامن است و باید شاهد بیاورد و اثبات بکند که دزد برده است.

متهم به این معنا که در نظر این آقا امانتش ثابت نشده است، امین امانتش ثابت شده است. متهم به معنای این که شما گمان می کنید که این کامیون دار وسط راه، یک مقدار از این اجناس من را برداشت و فروخت، احتمال می دهید نه اینکه این آقا واقعا این کار را کرده است، یک وقت نه همه می شناسند که این آدم خیلی مطمئنی است و وقتی جنس را حمل می کند واقعا خودش هیچ دستکاری نمی کند، فلذا «قاعده اقدام» صدق نمی کند.

پس بنابراین این فرض چهارم را ما اضافه کردیم بگوییم: آن جایی که خودش باعث این کار شده افساد بوده جنی بیده بوده آنجا ضمان هست، فرقی نمی کند تعدی باشد یا نباشد کلا ضامن است. اما آنجاهایی که تلف بوده ادعا می کنند که از ناحیه من مشکلی نبود مثلا یک مشکلی پیش آمد یک دزدی آمد مال شما را هم برد مال ما را هم برد چنین ادعایی می کنند یا دریا متلاطم شد این اجناس ریخته شد در دریا اینجا نمی گوید من از بین بردم، می گوید یک مشکلی پیش آمد، اینجا بله فرق می گذاریم بین امین و بین متهم.

 

بررسی وجوه اقوال

وجوه قول اول که شیخ مفید و سید مرتضی می گویند مطلقا ضامن هست چه تعدی باشد چه تعدی نباشد، اینها استدلال کردند به:

وجه اول: اجماع هست، گفتند اجماع فقهای ما این است که این ضامن است. و ادعای اجماع را من از کلام صاحب جواهر آوردم که ادعای اجماع شده که ضامن است علی الاطلاق.

دلیل دوم: قاعده «من اتلف» است، و من اتلف مال الغیر فهو ضامن.

دلیل سوم: روایت «صحیح حلبی» [3] هست، من اخذ اجرا لیصلح فافسد فهو له ضامن، روایاتی به این مضمون داریم.

وجوه قائلین قول دوم: می فرمایند باید بین تعدی و عدم تعدی باید فرق گذاشت، تعدی کرده ضامن است؛ تعدی نکرده ضامن نیست، تعدی و عدم تعدی را هم کارشناس آن کار می فهمد یعنی اهل عرف می فهمند، می گویند شرایط فلان کار را رعایت نکرد، رعایت می کرد این بلا سر ما پیش نمی آمد، اگر تعدی بود ضامن است؛ اگر تعدی نبود ضامن نیست.

دیروز از بیان مرحوم آقای هاشمی شاهرودی رضوان الله علیه سه وجه [4] برای برای این قول دوم اشاره کردیم که در صورت عدم تعدی ضامن نیست، در صورت تعدی که قطعا ضامن است آنجا که بحثی نیست، در صورت عدم تعدی ضامن نیست سه وجه برای آن ذکر کردیم:

وجه اول: این بود که این ماذون است، وقتی خود مستاجر گفته آقا این کار را بکند اذن داده است.

ما عرض کردیم که اذن در بعضی جاها واقعا محرز است مثلا آنجاهایی که خودش بالای سر او ایستاده و می گوید اینطوری ببر، خیاط می گوید من خودم بلد هستم، می گوید نه شما اینطوری ببرید، بعدا هم خراب می شود. پس یک جاهایی واقعا اذن صدق می کند و یک جا صدق نمی کند.

پس وجه اول این است که در صورت تعدی ضامن است، باید ببینیم در صورت عدم تعدی چرا آن آقای خیاط آن آقای اجیر ضامن نیست؟ وجه دوم: این است که کالآلة هست.

وجه سوم: اقوائیت سبب بر مباشر است، سبب اقوی هست.

پس بنابراین این وجوهی هست که حداقل در برخی مواضع باید بپذیرید، آنجایی که مثال زدیم و آقای خویی هم مثال زد، آنجاها دیگر واقعا اذن مشخص است و آنجا دیگر بر این آقا ضمان نخواهد بود، تعدی نکرده و ماذون بوده، پس بنابراین اینجا ضمان نخواهد بود، آن آقایی که اقدام کرده ضمان را از بین برده خود است. این هم وجوه قول دوم است. یعنی وجوهی که قول دوم را اثبات می کند.

ما عرض کردیم فی الجمله می شود پذیرفت نه همه آن را.

وجوه قائلین قول قول

قول سوم که قول صاحب حدایق بود ما دیروز یک کمی حقش را ادا نکردیم همین طوری یک کلامی از مرحوم صاحب حدائق نقل کردیم و رد شدیم، ولی دیدم که باید حرف های صاحب حدائق را کامل آورد و لذا من اینجا کاملا فرمایش صاحب حدائق را آوردم، ایشان تفصیل می دهند بین امین و متهم، می گوید امین باشد ضامن نیست؛ متهم باشد ضامن است. ایشان برای این قول روایات را می گوید.

ما باید ببینیم این قسمتی که مرحوم صاحب حدائق بیان فرموده که ما همه روایات را آوردیم که مطالعه بفرمایید به دو جهت: هم این مسئله ببینیم ایشان چگونه استدلال می کنند؛ هم شیوه صاحب حدائق را در اجتهاد یاد بگیرید، شیوه ایشان در اجتهاد این است که در هر مسئله ای می آید اول کل روایات آنجا را یک جا ذکر می کند، بعد می گوید از این روایات ما برداشتمان این است و علما به این روایات دقت نکردند و الا چنین فتوایی نمی دادند، گلایه می کند از علما که چرا همه این روایات را یکجا ندیدند و ملاحظه نکردند، در همین جا هم همین شیوه را ایشان دارد در هر مسئله ای تقریبا همین شیوه را دارد، این شیوه، شیوه خوبی است که انسان روایات آن باب را یا آن مسئله را همه را یک جا ببیند اگر توانست دسته بندی بکند از مجموع دسته ها در کنار هم به نتیجه ای برسد.

ما این را قبول نداریم اینکه ایشان می فرمایند «دیگران ندیدند» ایشان چنین ادعایی دارند می گویند آنها خوب ندیدند، به هر حال صاحب حدائق همه روایات را آورده است _من هم در جزوه آوردم_ و می گوید ببینید این روایات:

اولا حرف سید مرتضی و شیخ مفید را می گوید که ضامن است، و اصلا در این روایات صحبت تعدی و غیر تعدی نیست، از کجا شما می گویید تعدی و غیر تعدی؟ روایات می گوید ضامن است.

ثانیا روایات دیگری می آورد و می گوید ببینید این اخبار دارد تفصیل می دهد بین متهم و امین، مثلا ده تا روایت هست که تفصیل می دهد اگر متهم باشد از او شاهد می خواهم، امین باشد شاهد نمی خواهد، فوقش یک قسم می خورد و می رود. پس بنابراین شیوه ایشان را اینجا آوردیم و نگاه بفرمایید که چگونه وارد این مسئله شدند و خارج شدند.

ما دو اشکال به مرحوم صاحب حدائق کردیم:

اشکال اول: اینکه در روایات بین امین و متهم تفصیل داده شده این مربوط به مقام اثبات است، شما بحث مقام ثبوت را انجام بدهید، بعد بیایید به مقام اثبات وارد شوید، باید ببینیم که واقعا این آقای اجیر چه زمانی ضامن است؟ فیما بینه و بین الله چکار بکند ضامن می شود؟ اینکه امین را نمی گیرند ولی آن آقای متهم را می گیرند این بحث اثباتی است، حالا فرض بفرمایید یک جا یقه متهم را گرفتند و او هم شاهد نداشت و پول از او گرفتند و بیچاره او هم مجبور شد بدهد؛ چون شما گفتید متهم ضامن است، ولی واقعا او هیچ مشکلی نداشت فقط شاهد پیدا نکرد، شاهد پیدا می کرد حرفش را اثبات می کرد، و خود این آقای طلبکار این آقای مالک هم می دانست که این مقصر نیست ولی می دانست شاهد ندارد آمد و در محکمه این را محکوم کرد.

پس بحث ثبوتی یک بحثی است، بحث اثباتی یک بحث دیگری است. یک ایراد به ایشان این است که این بحث اثباتی را باید جدا می کردند از بحث ثبوتی.

اشکال دوم: یک ایراد دیگر هم همان مطلبی هست که عرض کردیم، اینکه آن نظر چهارم را بگوییم. بگوییم روایات دو دسته هستند:

دسته اول: می گویند که کلا ضامن هست در آن جایی که جنایت با دست خودش بوده است،

دسته دوم: اما آن جاهایی که می فرمایند امین و غیر امین آن مربوط به تلف است، نه آن جایی که خودش با دست خودش خراب کرده است. پس بنابراین این هم نکته نظر ما بر فرمایش مرحوم صاحب حدائق.

خلاصه عرض کردیم شما یک شخصی را طبق قراردادی که با او بستید اجیر شما شده که این کار را برای شما انجام بدهد، متهم هم به این معنا که بداند این آقا همیشه دزدی می کند نیست، یعنی امانتش برای شما ثابت نشده است، یک شخصی هست مثلا می گویید آقای اسنپ بیایید این کالای ما را ببرید آن طرف شهر، در حالی که اصلا نمی شناسید این اسنپی چه کسی است، این امین نیست، ولی اینجا ما بحث می کنیم اینجا اگر این ادعا کرد که این گم شده و من متوجه نبودم درب آن ماشین یا انبار یا مغازه باز شده و گم شده یا دزدیدند، اینجا باید چی کار کرد؟

مرحوم صاحب حدائق می گوید باید بینیم این آقا امین است یا امین نیست، می پرسد تا مشخص بشود این امین است یا امین نیست، ولو شما ندانید امین بودنش اگر ثابت شد و همه گفتند که این آدم پاکی است آن موقع دیگر حرفش را قبول می کنیم، این بیان ایشان است.

اگر از مرحوم شیخ مفید بپرسید می گوید: ضامن هست و باید این را بدهد.

مرحوم شیخ طوسی می گوید: اگر تعدی کرده، بی احتیاطی کرده در بردن و در حمل و نقل ضامن است، اما همان وظایفش را که باید انجام می داده انجام داده است، گاهی بدون تعدی هم مشکلی پیش می آید می گوید: آنجا ضامن است. پس اقوال مختلف شد.

ما عرض کردیم که احتمال چهارمی هست. ما دیگر آن ادله را اشاره کردیم می رسیم فقط به آن وجه و احتمال چهارم که عرض کردیم اگر با دستش کاری کرده اتلاف شده اینجا مطلقا ضامن است، تعدی و غیر تعدی فرقی نمی کند این ضامن است، امین و غیر امین هم فرقی نمی کند این ضامن است، اما اگر تلف بوده ادعایی می کند که دزدیده شده و فلان شده و مثلا سوخته و اموال من هم سوخته اموال شما سوخته، اگر اینطوری ادعا می کند اینجا می گوییم که فرق می گذاریم بین امین و متهم در مقام اثبات.

ما این بیان را که عرض کردیم به جهت روایات است، به نظرمان رسید که روایات ما دو دسته هستند و اتفاقا این دو دسته روایات را اینجا آوردیم، یعنی کل روایات را آوردیم این طور تقسیم کردیم نه اینکه برخی از این روایات را کنار بگذاریم، کل روایات یا در دسته ی اول قرار می گیرد مثلا تعمیرکار خراب کرده یا خیاط این را خراب کرده است، آنجاها ضامن است علی الاطلاق، امین و غیر امین، و تعدی و غیر تعدی ندارند، مگر آنجاهایی که گفتیم مالک بالای سرش ایستاده و خودش می گوید که این کار را انجام بده، آنجا دیگر خارج از بحث است، غیر آن باشد آنجایی که جنی بیده ضامن علی الاطلاق، و اتفاقا صحیح حلبی هم همین را می گفت که اجرت گرفته اصلاح بکند ولی خراب کرد اتلافش کرد، آن را افساد کرد یعنی خود آن را خرابش کرد، غیر از آنجایی است که ادعا می کند که دزد برده است، آن بحث دیگری می شود.

پس بنابراین باید این ها را از هم جدا بکنیم این دو مورد را از هم جدا بکنیم، آیا شما از این روایات همین بیانی که بنده استفاده کردم برداشت می کنید یا نه؟ باید روایات را ملاحظه کنید از صفحه صد و هفتاد و شش من آوردم این روایات را، شاید هفت_هشت صفحه بیشتر این روایات را آوردم در دو دسته قرار دادم شما هم مطالعه بفرمایید ببینید که آیا این بیانی که ما عرض کردیم از این روایات برداشت می شود که اگر خودش باعث خرابی شده آنجا مطلقا ضامن است، دلیل ما روایات است؛ دلیل ما من اتلف مال الغیر است؛ دلیل ما اجماع هست، ادله قول اول هر چی بود اینجا می توانید بیاورید.

اما روایات تفصیل بین امین و غیر امین اصلا ربطی به این مسئله ندارد، مربوط می شود به آنجایی که تلف شده این آقا می گوید که تلف مربوط به من نبوده است من کارم را انجام دادم، یک کسی آمده یک دزدی آمده تلف کرده، مشکل از من نبوده است. اینجا باید این را اثبات بکند اگر امین باشد حرف او پذیرفته است؛ اگر امین نباشد حرفش پذیرفته نیست، اگر این فرمایش را که از کلمات بزرگان توانستید پیدا بکنید خیلی خوب است. من حرف صاحب جواهر نگاه کردم چون معمولا یک اشاره ای یا یک تعریضی دارد نتوانستم در بیاورم، حالا ممکن است شما این مطلبی که به نظر ما رسیده بتوانید پیدا بکنید، روایات را ملاحظه بفرمایید ببینید که این مطلب، صحیح است و از روایات برداشت می شود یا نه.


logo