« فهرست دروس

درس خارج فقه استاد مرتضی ترابی

1403/02/18

بسم الله الرحمن الرحیم

اباحه خمس دریافت شده از غیر معتقد/کیفیت تقسیم خمس /کتاب الخمس

 

موضوع: کتاب الخمس/کیفیت تقسیم خمس /اباحه خمس دریافت شده از غیر معتقد

(مسألة 19): إذا انتقل إلى الشخص مال فيه الخمس ممّن لا يعتقد وجوبه كالكافر و نحوه لم يجب عليه إخراجه فإنّهم (عليهم السّلام) أباحوا لشيعتهم ذلك سواء كان من ربح تجارة أو غيرها، و سواء كان من المناكح و المساكن و المتاجر أو غيرها. تمّ كتاب الخمس‌ .[1]

اگر مالی به شخصی منتقل شود که در آن مال خمس واجب است و می دانیم که طرف مقابل خمس آن را نداده است ، چه از کافر گرفته باشد چه از مانند کافر مثل ناصبی ها ، اهل خلاف و عامه که معتقد به خمس نیستند ، بر این شیعه واجب نیست که خمس آن مال را بدهد ؛ چرا که ائمه هدی علیهم السلام این مالی که حق امام ع در آن هست را برای شیعیان مباح کرده اند .

استاد هاشمی شاهرودی ره در این جا می فرماید که این حلیت مختص من لا یعتقد وجوبه نیست که اگر از آن چیزی گرفته شد ، حلیت و اباحه وجود داشته باشد بلکه شامل کسی که اعتقاد داشته باشد ولی خمس نمی دهد هم می شود مانند برخی از تجار شیعی که خمس داده نمی شود .

در این مسئله مرحوم سید ره متعرض مطلب اباحه خمس برای شیعیان می شود و آن را به جایی اختصاص می دهد که یک مالی که متعلق خمس بوده است ، از کسانی به او منتقل بشود که معتقد به خمس نیستند که یا کافر هستند یا از مذاهب دیگر هستند ، که بر شیعه لازم نیست خمس آن را به صاحب اصلی اش برساند. اما اگر مال غصبی بوده که شخصی با آن معامله کرده است ، بعداً معلوم گشت که مال غصبی بوده ، باید به صاحب اصلی اش برگردد و معامله هم باطل خواهد بود ولی ما نحن فیه ، ائمه هدی ع خمس را مباح کرده اند .

این حکم اباحه خمس از روایات فراوان و متواتر متخذ شده است و باید آن روایات را نقل کنیم و بررسی کنیم که آیا نظر ما هم مانند سید ره می شود یا نه ؟ اما ابتداء اقوالی که راجع به مسئله تحلیل و اباحه خمس هست را بیان می کنیم .

اقوال علماء در اباحه و حلیت خمس :

قول اول : شیخ مفید در مقنعه[2] : این روایاتی که مباح اعلام می کند ، مخصوص به مناکح است . به اعتبار تعلیلی که در روایات وجود دارد که موجب طیب ولادت شیعیان ما بشود ، با این تعلیل فهمیده می شود که این تحلیل مربوط به مناکح هست و در غیر مناکح ، اباحه ای وجود ندارد .

قول دوم : سلّار در کتاب مراسم : اختصاص این اباحه به فیء و انفال هست نه خمس . در جایی که بدون قتال غنائمی به دست مسلمین آمده است که همه آن مال امام ع است ، اگر آن غنائم را انسانی به دست آورد ، ائمه ع آن ها حلال کرده اند .

قول سوم : مرحوم شیخ طوسی ره : اباحه هم مناکح و هم متاجر و هم مساکین را شامل می شود . در همه این سه ، آن مقداری که احتیاج دارد و ضروری هست را در بر می گیرد و خمس این ها مباح شده است .[3]

تفسیر شهید ثانی ره از کلمات مناکح ، مساکین و متاجر :

مرحوم شهید ثانی ره این سه کلمه مناکح و مساکین و متاجر را در دو کتاب خود ، حاشیه بر قواعد و در مسالک[4] تفسیر کرده است .

عبارت شهید در قواعد به نقل صاحب جواهر ره : « لكن في حاشية الشهيد على القواعد «للمناكح تفسيران: الأول إسقاط الخمس من السراري المغنومة حال الغيبة، الثاني إسقاط مهور الزوجات، لأن ذلك من جملة المؤن، و للمساكن تفسيرات: الأول مسكن يغنم من الكفار فيجوز تملكه و لا يجب إخراج الخمس منه، الثاني مسكن الأرض المختصة بالإمام (عليه السلام) كرؤوس الجبال، الثالث المراد بالمسكن مطلق المنزل و إن كان من غير ذين، كما لو حصل بكسب من ربح تجارة أو زراعة أو صناعة، فإنه يخرج منه الخمس بعد المئونة التي من جملتها دار السكنى، و للمتاجر تفسيرات: الأول ما يشترى من الغنائم الحربية حال الغيبة، فإنها بأسرها أو بعضها للإمام (عليه السلام) و هي مباح لنا لا بمعنى إسقاط الخمس من مكسبها بل عن أصلها، الثاني ما يكتسب من‌ الأرض و الأشجار المختصة به (عليه السلام) و لو ألحق هذا بالمكاسب المطلقة كان أقوى، الثالث ما يشترى ممن لا يخرج الخمس استحلالا أو اعتقادا لتحريمه، فإنه يباح التصرف و ان كان بعضه للإمام (عليه السلام) و ذويه و هذه التفسيرات كلها حسنة، و قد علل الأئمة (عليهم السلام) ذلك بحل الصلاة و المال و طيب الولادة.» انتهى [5] .

شهید ثانی ره از مناکح دو تفسیر مطرح می کنند :

اول : " إسقاط الخمس من السراري المغنومة حال الغيبة " کنیزانی که در جنگ به غنیمت گرفته شده است ، یا همه آن مال امام ع است اگر جنگ بدون اذن بوده است ، یا خمس آن مال امام ع است به شرطی که اذن بوده است . حال شخص شیعه ای این کنیز را از بازار می خرد و می داند که یا همه اش مال امام ع است یا خمس آن مال امام ع است ، خمس این کنیز را ائمه ع مباح کرده اند چون بنا هست که از آن کنیز بچه به دنیا بیاید و طیب ولادت باید داشته باشد .

دوم : " إسقاط مهور الزوجات " مهریه ای که برای زوجه خود قرار داده است ، خمس آن مهریه را پرداخت نکرده است و زن هم به واسطه مهریه به انسان حلال می شود و مهریه جزء شرایط نکاح است و اگر نباشد ،ازدواج صحیح نخواهد بود . حال اگر مهریه ، حرام باشد و سهم کسی در آن باشد، حلیت زوجه هم مشکل پیدا می کند ولی ائمه ع در اینجا حق خودشان را مباح کرده اند .

در مورد مساکین هم سه تفسیر فرموده اند :

اول :" مسكن يغنم من الكفار فيجوز تملكه و لا يجب إخراج الخمس منه "؛ مسکنی که از کفار به غنیمت گرفته می شود که یا همه آن یا خمس آن مال امام ع است ، شخصی می تواند بدون اخراج خمس آن را تملک کند .

دوم :" مسكن الأرض المختصة بالإمام (عليه السلام) كرؤوس الجبال " ؛ مسکنی که مخصوص امام ع هست مانند رؤوس الجبال ، بطون الاودیه و... ، اگر در این زمین های مخصوص امام ع مسکنی ساخته شود ، ائمه ع خمس آن را مباح کرده اند.

سوم :" المراد بالمسكن مطلق المنزل و إن كان من غير ذين، كما لو حصل بكسب من ربح تجارة أو زراعة أو صناعة، فإنه يخرج منه الخمس بعد المئونة التي من جملتها دار السكنى " اصلاً خمسی به منزل تعلق نمی گیرد .

شهید ثانی برای متاجر هم سه تفسیر ذکر کرده اند .

اول :" ما يُشترى من الغنائم الحربية حال الغيبة، فإنها بأسرها أو بعضها للإمام (عليه السلام) و هي مباح لنا لا بمعنى إسقاط الخمس من مكسبها بل عن أصلها "؛ آن چیزی که از غنائم حربی در زمان غیبت خریداری می کند ، خمس آن ساقط است .

دوم : " ما يكتسب من‌ الأرض و الأشجار المختصة به (عليه السلام) و لو ألحق هذا بالمكاسب المطلقة كان أقوى "؛ آن درآمدی که از زمین یا درختانی که در زمین های مختص امام ع هست ، هم خمس ندارد .

سوم :" ما يشترى ممن لا يخرج الخمس استحلالا أو اعتقادا لتحريمه، فإنه يباح التصرف و ان كان بعضه للإمام (عليه السلام) و ذريه " ؛ کسانی که اعتقاد به خمس ندارد ، اگر از آنها مالی را خریداری کند ، خمس ندارد .

پس مراد از حلیت هم حلیت به جمیع تصرفات است چه تصرف انتفاع باشد چه خرید و فروش باشد چه هبه باشد ، هر نوع تصرف را ائمه در این موارد مباح کرده اند .

قول چهارم : ابن جنید[6] : حلّیتی در زمان غیبت وجود ندارد و حلیت در زمان ائمه ع خودشان بوده است و آنها مال خودشان را می توانستد هبه کند و مال دیگران که نمی توانند هبه کنند . البته صاحب حدائق ره در این جا می فرماید که تعبیرات ابن جنید که می گوید امام ع حق دارد فقط مال خودشان را هبه کنند ، خلاف ادب است.

قول پنجم : قول فاضل خراسانی و محدث بحرانی از برخی اخباری ها نقل می کند ، کلاً خمس برای شیعیان ساقط است .

قول ششم : مناکح و مساکن را اگر از وسط سال خرید ، جزء مئونه حساب می شود . مراد از اباحه چیز جدیدی نیست و می خواهند بفرمایند که این ها جزء مئونه هستند ولو برای سال بعد هم بماند .

قول هفتم : آقا رضا همدانی ره و صاحب عروه و متاخرین : اولاً آن انفال و اراضی که مختص امام ع هستند برای شیعیان مباح شده است و ثانیاً آن مالی که انسان از مستحلین خمس و از کسانی که اعتقاد به وجوب خمس ندارد ، به دست می آورد ، مباح شده اند [7] .

قول هشتم : صاحب حدائق ره[8] : اباحه مربوط به سهم امام ع هست و سهم امام ع در زمان غیبت ساقط است ولی سهم سادات برقرار است و بین این دو سهم تفصیل قائل می شود.

قول نهم : تحلیل واباحه مخصوص عصر صادقین (امام محمد باقر ع و امام جعفر صادق ع) ع و ائمه قبل از ایشان هست و ائمه ع بعد از ایشان ، اباحه و تحلیل مربوط به آن ها نیست .

قول دهم : مرحوم مجلسی ره [9] : مکلف می تواند از اموال به صورت مضموناً علی الذمه استفاده کند . اباحه یعنی این که می تواند استفاده کند ولی بعداً باید آن را حساب کند و بپردازد .

قول یازدهم : قول صاحب معالم در المنتقی [10] : تحلیل و اباحه مخصوص خمس ارباح مکاسب است ولی در بقیه مانند معدن و غوص و موارد دیگر ، خمس واجب است

قول دوازدهم : کسی که قدرت ایصال به امام ع را ندارد ندارد مثلاً در یک شهر خیلی دوری زندگی می کند ، اباحه و تحلیل شامل او می باشد .

قول سیزدهم : این روایات تحلیل مختلف هست . بعضی از آن ها مخصوص مناکح و متاجر و مساکن است ، بعضی از آن قضایای شخصی هست که امام ع به زید حلال کرده است ، بعضی از آنها می گوید اموالی که از مخالف ، به دست کسی برسد حلال شده است ، بعضی از آن مربوط به غنائمی هست که در جنگ به دست آمده است . پس معنای واحد و متحدی در این روایات وجود ندارد و هر کدام مفاد خودشان را دارند .

بعد از این اقوالی که بیان شد باید به روایات و طوایفی که در آن ها هست بپردازیم . مرحوم هاشمی ره می فرماید که این اقوال ، اکثراً قابل بررسی نیستند و باید دو قول را بررسی کرد : یک : قول کسی که خمس به طور کلی خمس را مباح می داند (نقل صاحب حدائق از برخی اخباریین) . مقتضای اباحه این است که شیعیان لازم نیست خمس بدهند . دوم : قول متاخرین شیعه هست که اگر مالی از کسی که اعتقاد به خمس ندارد ، آن خمس ندارد. اقوال دیگر نیاز به بحث ندارد و ضعفشان روشن است .

استاد سبحانی حفظه الله مقدمتاً ده روایت بر وجوب خمس در همه زمان ها و برهمه ،بیان می کنند و دو روایت هم ما اضافه کرده ایم تا در حقیقت این روایات، مقدمه ای برای ورود به بحث شود که اگر این دوازده روایت را با دقت در نظر گرفته شود ، جواب قول کسانی هست که منکر خمس هستند و خمس را مباح کرده اند .

 


[2] . و اعلم أرشدك الله أن ما قدمته في هذا الباب من الرخصة في تناول الخمس و التصرف فيه إنما ورد في المناكح خاصة للعلة التي سلف ذكرها في الآثار عن الأئمة ع لتطيب ولادة شيعتهم و لم يرد في الأموال و ما أخرته عن المتقدم مما جاء في التشديد في الخمس و الاستبداد به فهو يختص الأموال .. (المقنعة (للشيخ المفيد)، ص: 285‌)
[3] . و في النهاية «فأما حال الغيبة فقد رخصوا لشيعتهم التصرف في حقوقهم (عليهم السلام) مما يتعلق بالأخماس و غيرها مما لا بد لهم من المناكح و المتاجر و المساكن، فأما ما عدا ذلك فلا يجوز التصرف فيه على حال.». جواهر الكلام في شرح شرائع الإسلام، ج‌16، ص: 146‌
[4] . عبارت شهید در مسالک به نقل صاحب جواهر ره : و قد تبعه في أكثر ذلك جماعة منهم الشهيد في مسالكه، قال فيها: «المراد بالمناكح السراري المغنومة من أهل الحرب في حال الغيبة، فإنه يباح لنا شراؤها و وطؤها و ان كانت بأجمعها للإمام (عليه السلام) على ما مر، أو بعضها على القول الآخر، و ربما فسرت بالزوجات و السراري التي يشتريها من كسبه الذي يجب فيه الخمس، فإنه حينئذ لا يجب إخراج خمس الثمن و المهر، و هذا التفسير راجع الى المئونة المستثناة، و قد تقدم الكلام فيها، و انه مشروط بحصول الشراء و التزويج في عام الربح، و كون ذلك لائقا بحاله، و المراد بالمساكن ما يتخذه منها في الأرض المختصة به (عليه السلام) كالمملوكة بغير قتال و رؤوس الجبال، و هو مبني على عدم إباحة مطلق الأنفال في حال الغيبة، و فسرت أيضا بما يشتريه من المساكن بمال يجب فيه الخمس كالمكاسب، و هو راجع الى المئونة أيضا كما مر، و بالمتاجر ما يشتري من الغنائم المأخوذة من أهل الحرب حال الغيبة و ان كانت بأسرها أو بعضها للإمام، أو ما يشتري ممن لا يعتقد الخمس كالمخالف مع وجوب الخمس فيها، و قد علل إباحة هذه الثلاث في الأخبار بطيب الولادة و صحة الصلاة و حل المال» انتهى.. (جواهر الكلام في شرح شرائع الإسلام، ج‌16، ص: 150‌)
[6] . و قال ابن الجنيد: و تحليل ما لا يملك جميعه عندي غير مبرئ لمن وجب عليه حقّ منه لغير المحلّل، لأنّ التحليل إنّما هو ممّا يملكه المحلّل لا ممّا ملك له، و إنّما إليه ولاية قبضه و توقيته و تفرقة في أهله الّذين سمّاه اللّه تعالى لهم (الى ان قال): احتجّ ابن الجنيد بأنّ التحليل انّما يكون بما يختصّ بالمحلّل إذ لا يسوغ تحليل ما ليس بمملوك له، إذ هو تصرّف في ملك الغير بغير إذنه. . (مجموعة فتاوى ابن جنيد، ص: 106‌)
[7] . أبيح للشيعة في زمان الغيبة بل مطلقا التصرّف في الأراضي المختصّة بالإمام و توابعها، بل تملّكها بالإحياء و الحيازة كالمباحات الأصلية.و كذا أبيح لهم كلّ ما ينتقل إليهم من الأنفال و الخمس و غير ذلك ممّا كان أمره راجعا إلى الإمام من أيدي المستحلّين لها، المنكرين للولاية، من غير اختصاصه بهذه الثلاثة.. ( مصباح الفقيه، ج‌14، ص: 270‌)
[8] . كما أنّ صاحب الحدائق جمع بين الروايات بأنّ الساقط نصف الخمس، و أمّا النصف الآخر، أعني: حقّ السادة، فلا بدّ من دفعه إليهم مستشهداً على ذلك بما مرّ في صحيح ابن مهزيار: « من أعوزه شي‌ء من حقي فهو في حلّ .» . ( الخمس في الشريعة الإسلامية الغراء، ص: 448‌)
[9] . ما عن المجلسي ره و هو: ان اخبار التحليل انما تدل على حلية التصرف في مال الخمس قبل اخراجه مع ضمان الخمس في الذمة، و هذا يلائم مع نصوص وجوبه و عدم العفو عنه.. (فقه الصادق عليه السلام (للروحاني)، ج‌7، ص: 369‌)
[10] . هو تخصيص التحليل بخمس الأرباح حيث إنه له عليه السلام خاصة دون باقي الأصناف كما ذهب إليه المحقق الشيخ حسن في المنتقى. . الحدائق الناضرة في أحكام العترة الطاهرة، ج‌12، ص: 464‌
هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo