« فهرست دروس

درس خارج فقه استاد مرتضی ترابی

1401/09/22

بسم الله الرحمن الرحیم

ارزش افزوده قبل از خمس/معادن /: کتاب الخمس

 

موضوع: کتاب الخمس/معادن /ارزش افزوده قبل از خمس

فرع اول : (مسألة 12): إذا عمل فيما أخرجه قبل إخراج خمسِه عملًا يوجب زيادة قيمته ، كما إذا ضربه دراهم أو دنانير أو جعله حُليّاً أو كان مثل الياقوت و العقيق فحكّه فَصّاً (نگین) مثلًا اعتبر في إخراج الخمس‌ مادّتُه ، فيقوَّم حينئذٍ سبيكة أو غير محكوك مثلًا، و يخرج خمسه،

فرع دوم : و كذا لو اتّجر به فربح قبل أن يخرج خمسه ناوياً الإخراج من مال آخر ، ثمَّ أدّاه من مال آخر ، و أمّا إذا اتّجر به من غير نيّة الإخراج‌ من غيره فالظاهر أنّ الربح مشترك بينه و بين أرباب الخمس [1] .

اگر این شخصی که معدن را استخراج کرده است ، خمسش را نداده است یا با معدن رفته چیزی درست کرده است و هیئت و شکلش را عوض کرده است که در فرع اول گذشت ، یا رفته تجارت کرده است و بالاتر از قیمت بازاری و معولی آن فروخته و سود برده است ، آیا باید خمس را بر اساس ماده باید حساب کند یا بر اساس ربحی که حاصل شده است باید خمس را بدهد ؟

مرحوم سید ره در فرع دوم قائل به تفصیل می شود :

اگر این شخص نیّت دادن خمس از پول دیگری داشت ،یعنی به ذمه گرفته بوده و از مال دیگرش این خمس را داده است ،در این صورت ربح مال مالک معدن است و به ارباح خمس چیزی از ربح نمی رسد و فقط از ماده آن معدن خمس پرداخت می شود.

اما اگر این کار را نکرده و نیت به ذمه گرفتن را نداشته است و با این معدن تجارت کرده و سودی حاصل شده است ، در این صورت ارباب خمس در این ربح شریک هستند .

دراین جا ، جا داشت که یک مسئله دیگری هم مطرح می فرمودند . این است که اصل معامله این شخص قبل از اخراج خمسش، صحیح است یا نیست؟ و فرع بعدی در این باشد که ارباب خمس در این ربح شریک هستند یا نیستند ؟ ایشان مسئله اول را مطرح نکرده اند ولی لابد ایشان صحت را مسلم گرفته است لذا متعرض صحت نشده اند . پس در هر دو فرض ، صحت را مفروض دانسته اند.

مبنای سید در این تفصیل و فتوا : این فتوا مبتنی بر دو مبنا هست :

مبنای اول (ولایت داشتن): این است که مالک معدن که خمس بر او تعلق گرفته است ، ولایت در نحو اخراج خمس دارد و می تواند از این مال یا مال دیگر ، یا می تواند بفروشد و از پولش خمسش را بدهد ، به هر حال مالک آن مال غیر مخمس در اخراج خمس، ولایت دارد.

استاد : اینکه می تواند از مال دیگری خمس را بدهد ، شاید خیلی ها قبول داشته باشند اما اینکه ایشان فرمودند به ذمه بگیرد و نیت کند ، این را محل اشکال می دانیم که نمی شود این مقدار ولایت را که در آن مال غیر مخمس تصرف کند ، را قبول کنیم . البته مرحوم سید در ادامه از این مبنا تخطی خواهند کرد و می فرماید البیع یکون فضولیّا . اگر شما می فرماید که اشکال ندارد ، چرا در جای دیگر می فرماید بیع فضولی هست!

مبنای دوم: ایشان قائل هستند که نحو تعلق خمس به مال ، متعلق به عین علی نحو کلی فی المعین است . اگر این دو مبنا را کسی بپذیرد ، فتوای سید روشن می شود .

اگر بدون نیت به ذمه گرفتن ، آن معدن را فروخت ، سید ره فرمود که ارباب خمس در این ربح به دست آمده ، شریک می شوند ، این بر اساس مبنای دوم قائل توجیه هست چون کلی فی المعین می دانسته ، کانه خمس در داخل این معدن بوده است و یک پنجمش به عنوان کلی فی المعین خمس است و این پنجم را هم فروخته است و لذا ارباب خمس باید از ربحش برخوردار باشند و در آن شریک می شوند .مثلاً کسی یک کیلو از ده کیلوگندم را به نحو کلی فی المعین مالک است ، اگر اجازه بر فروش داشته باشد و آن را بفروشد ، طبعاً در یک دهم آن در و در سود یک دهم شریک هست .

انما الکلام در صخت این مبانی هست که آیا باید این مبانی را قبول کنیم یا خیر ؟

احتمالات هفتگانه :

باید احتمالات هفتگانه در تعلق خمس را دوباره مطرح کنیم و باید اتخاذ مبنا نمود . عرض شد که نحو تعلق خمس به مال ، یا به ذمه مالک مال غیر مخمس است یا به خود عین تعلق می گیرد. و هر کدام از این احتمالات هم یا به نحو حقّ هست یا به نحو ملک . اگر به ذمه بیاید به نحو حق یعنی ارباب خمس به گردن این شخص حق دارند یا به ذمه طرف ه نحو ملک می آید مثل کسی که بدهکار است و طلبکار مالک طلبش هست در ذمه آن بدهکار نه در اموال خارجی آن . اما متعلق خمس عین خارجی باشد ، باز دو احتمال مطرح است ، باز یا ملکیت یا به نحو حق . ملکیت هم سه صورت پیدا می کند ملکیت یا به نحو اشاعه یا به نحو کلی فی المعین یا به نحو مالیت . در عین شریک باشد و به نحو عین هم باشد به نحو اشاعه که نظر مشهور است .به نحو کلی فی المعین هم نظر صاحب عروه است و به نحو مالیت نظر شهید صدر ره است . اگر به عین متعلق بشود به نحو حق ،آن هم دو صورت دارد یا به نحو حق رهانه یا به نحو حق جنایت . پس مجموع احتمالات 7 مورد شد . بعضی از این احتمالات قائل دارد و برخی هاش هم قائل ندارد .

دو احتمال اول که به ذمه بخورد ، اساساً قائل ندارد چه به نحو حق و چه به نحو ملک ؛ چون خلاف ظاهر اکثر ادله هست فان لله خمسَه ، خود خمس می گوید که مال خدا و پیامبر ص و ذی القربی است و نمی گوید که در ذمه شما قرار می گیرد بلکه خمس برای خود عین هست نه ذمه شخص .

پس پنچ احتمال دیگر باقی می ماند . و به عین تعلق گرفته باشد، به نحو اشاعه که نظر مشهور است ، به نحو کلی فی المعین هم نظر صاحب عروه است و به نحو مالیت نظر شهید صدر ره است . اما دو احتمال بعدی که خمس به عین تعلق بگیرد و به نحو حق باشد ، به نحو حق الرهانه، قائل این مطلب هم آیت الله سبحانی دام ظله العالی هستند و ما هم ان شاء در جای خود همین نظر را تقویت خواهیم کرد چون که مالیات در دنیا متعارف است و مالیات را که فقط اسلام وضع نکرده است و این مالیات ، سهیم به مقدار مالیات مالک می شود در آن مال ، حالا به نحو اشاعه یا کلی فی المعین یا مالیات ، یا این که یک حقی پیدا می کند؟ ظاهراً آن چیزی که در حقوق مطرح است ، دولت به نحوحق مالک می شود نه به نحو شراکت در آن مالی که باید مالیاتش را بدهد . این ارتکاز عرفی هست .

تطبیق احتمالات هفتگانه بر ما نحن فیه :

حالا کسی معدنی را استخراج کرده است و قبل این که خمسش را بدهد ، با آن تجارت کرده است ، در این مسئله از نظر صحت و از نظر شریک در ربح ، طبق این احتمالات چه چیزی می فهمید ؟

اگر احتمال اول و دوم را بفرمائید که خمس بر ذمه تعلق می گیرد ، قهراً این معامله صحیح است ارباب خمس هم دراین ربح شریک نخواهد بود و فقط ذمه اش بدهکار است یا به نحو حق یا به نحو ملک و ربطی به این عین ندارد .

اگر سه احتمال بعدی را بفرمائید که به عین تعلق می گیرد به نحو ملک ، یا اشاعه یا کلی فی المعین یا مالیت، در این صورت ، صحتش دچار اشکال می شود ؛ چون فرض این است که این شخص به خود عین سهم خمس تعلق گرفته بود و آن هم مالک بودند و بدون اجازه آنها تصرف کرده اند . بر فرض هم بگوئید که ارباب خمس اجازه داده اند مثلاً معامله فضولی بوده و اجازه داده اند ، اجازه هم که بدهند، در ربح شریک می شوند .

دو مبنای اخیر باقی می ماند که به عین تعلق بگیرد علی نحو الحق، یا حق رهانه یا حق جنایت . اگر حق جنایت بگیریم ، گفته شد که اصلاً نسبت به مالک ندارد و قهراً مشکلی اشکال نخواهد کرد و مانند دو صورت اول می شود که نه نیاز به اجازه دارد و نه در ربح شریک خواهند باشند . اگر به نحو حق رهانه باشد ، مانند مال رهنی ، در این صورت معامله اش صحیح نخواهد بود و فضولی می شود مگر اینکه مرتهن اجازه بدهد و فروش راهن و بدهکار نافذ بشود. و اگر اجازه هم دادند کل ربح مال مالک خواهد بود .

 


هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo