« فهرست دروس
استاد سيدابوالفضل طباطبایی
درس فقه

1404/08/11

بسم الله الرحمن الرحيم



 

درس خارج فقه

سال تحصیلی (1404 – 1405)

«مشهد مقدس»

 

توسط استاد:

سيد ابوالفضل طباطبايي اشکذری

مؤسسه علمی فرهنگی جبل‌الصبر

درس بیست و ششم: (يکشنبه 11/08/1404 - 11 جمادی‌الاولی 1447)

الباب الخامس: أحكام المسجد

الفصل الثاني: محرمات المسجد - الثاني: حرمة دخول الكافر في المسجد - تحقيق حول نجاسة و طهارة اهل الكتاب

الادلة في المقام : ادلة القول بطهارة اهل الکتاب (الثاني: الاستدلال بالسنة)

بحث پیرامون بررسی ادله قائلان به‌طهارت اهل کتاب بود. نخستین دلیل آن‌ها استدلال به آیه شریفه الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حِلٌّ لَّكُمْ وَطَعَامُكُمْ حِلٌّ لَّهُمْ[1] بود. استدلال به این آیه را مطرح کردیم، پس از بیان اشکال دلیل از دلیلیت افتاد و دیگر نمی‌تواند بر طهارت دلالت کند.

بررسی ادله قائلان به‌طهارت اهل کتاب

استدلال به‌روایات

دومین دلیلی که قائلان به‌طهارت اهل کتاب بدان استدلال کرده‌اند؛ استدلال به برخی روایات است. پیش‌تر برخی از این روایات را ذیل ادله قائلان به‌نجاست بیان کردیم، بر آن‌ها اشکال کردیم و گفتیم این‌ها بر طهارت دلالت می‌کند و بر نجاست دلالت نمی‌کند. به‌عنوان‌نمونه صحیحه عیص بن قاسم بود که درباره هم‌سفره شدن با یهودی، نصرانی و مجوسی بود، امام در آنجا فرمودند: «إِنْ كَانَ مِنْ طَعَامِكَ فَتَوَضَّأَ فَلَا بَأْسَ بِه‌»[2] ؛ اگر از غذای خودت باشد و او وضو بگیرد (دستش را بشوید)؛ اشکالی ندارد.

این روایت بر طهارت ذاتی آن‌ها دلالت می‌کند، زیرا نجاست ذاتی با شستن برطرف نمی‌شود؛ پس نجاستشان، عارضی است. امام می‌فرماید اگر دستش به خمری خورده است با آب کشیدن پاک باشد. همچنین در صحیحه دوم عیص بن قاسم نیز دوباره از امام صادق درباره هم‌سفره شدن با یهود و نصرانی سؤال شده است و ایشان در آنجا فرمودند: «لَا بَأْسَ إِذَا كَانَ مِنْ طَعَامِكَ وَسَأَلْتُهُ عَنْ مُؤَاكَلَةِ الْمَجُوسِيِّ- فَقَالَ إِذَا تَوَضَّأَ فَلَا بَأْس‌»[3] ؛ اگر از غذای خودت باشد؛ اشکالی ندارد. [در ادامه] از هم‌غذا شدن با مجوسی سؤال کردم، ایشان فرمودند: اگر او وضو بگیرد (دستش را بشوید)؛ اشکالی ندارد. این دو صحیحه بر طهارت اهل کتاب دلالت می‌کند؛ دلالتشان نیز روشن و واضح است.[4] سومین روایت صحیحه ابراهیم بن جابر بود که پیش‌تر بیان کردیم[5] و درباره استفاده از طعام اهل کتاب سؤال شده بود و امام دراین‌باره فرموده بودند: «لَا تَأْكُلْهُ ثُمَّ سَكَتَ هُنَيْئَةً، ثُمَّ قَالَ: لَا تَأْكُلْهُ، ثُمَّ سَكَتَ هُنَيْئَةً، ثُمَّ قَالَ: لَا تَأْكُلْهُ وَلَا تَتْرُكْهُ تَقُولُ إِنَّهُ حَرَامٌ وَلَكِنْ تَتْرُكُهُ تَنَزُّهاً عَنْهُ إِنَّ فِي آنِيَتِهِمُ الْخَمْرَ وَلَحْمَ الْخِنْزِير»[6] ؛ «آن‌را نخور»، سپس اندکی سکوت کردند و دوباره فرمودند: «آن‌را نخور»، سپس کمی سکوت کردند و بار سوم فرمودند: «آن‌را نخور و ترک نکن که بگویی [غذای] آن‌ها حرام است، بلکه آن‌را از روی دوری جستن ترک کن؛ زیرا در ظروف آن‌ها [آلودگی به] شراب و گوشت خوک وجود دارد». این‌ روایات اشاره به‌نجاست عارضی اهل کتاب دارد که امام از برخورد با آن نهی می‌کند؛ وگرنه نجاست آن‌ها ذاتی نیست.

همانند این روایات که بر طهارت اهل کتاب دلالت می‌کند، روایات دیگری نیز هست که قائلان به‌طهارت اهل کتاب به آن‌ها استدلال شده است؛ ازاین‌رو به آن‌ها اشاره می‌کنیم:

روایت صحیحه ابراهیم بن ابی محمود

عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَبِي مَحْمُودٍ قَالَ: قُلْتُ لِلرِّضَا الْجَارِيَةُ النَّصْرَانِيَّةُ تَخْدُمُكَ وَأَنْتَ تَعْلَمُ أَنَّهَا نَصْرَانِيَّةٌ لَا تَتَوَضَّأُ وَلَا تَغْتَسِلُ مِنْ جَنَابَةٍ قَالَ: «لَا بَأْسَ تَغْسِلُ يَدَيْهَا»[7] ؛ ابراهیم بن ابی محمود از اصحاب امام رضا است؛ ایشان می‌گوید به امام رضا عرض کردم یک کنیز نصرانی به شما خدمت می‌کند؛ او وضو نمی‌گیرد و هنگام جنابت، غسل انجام نمی‌دهد، [اما بازهم به شما خدمت می‌کند! شما نیز به او اشکال نمی‌گیرید؛ حکمش چگونه است؟] امام فرمودند: اشکالی ندارد، دست‌هایش را می‌شوید.

کیفیت استدلال به‌روایت

امام فرمودند دست‌هایش را آب می‌کشد؛ همین کافی است. پس نجاست او عارضی است و ذاتی نیست. اگر جای دیگری از بدنش نجس باشد دیگر ابتلای به طعام، لباس و چیز‌های دیگر ندارد.! این روایت صریح در عدم نجاست ذاتی آن‌هاست، زیرا اگر نجاست ذاتی بود امکان تطهیر با شستن پیدا نمی‌کرد، بلکه به‌نظر می‌رسد اندکی بالاتر از این مسئله نیز می‌تواند باشد؛ اینکه عدم نجاست ذاتی اهل کتاب نزد سائل امر شناخته‌شده و مسلم بوده است؛ یعنی او می‌دانسته اهل کتاب ذاتاً نجس نیستند، اما از نجاست عارضی‌شان سؤال کرده است و امام نیز فرموده است: دست‌هایش را می‌شوید؛ کفایت می‌کند. شبهه‌ای که در اینجا عارض شده است به‌جهت این وضو نگرفتن و غسل نکردن به‌هنگام جنابت بوده است. به‌عبارت‌دیگر به امام گفتند ایشان وضو نمی‌گیرد، غسل جنابت نمی‌کند! حکمش چگونه است؟ امام نیز در پاسخ فرمودند: اشکالی ندارد، دست‌هایش را می‌شوید؛ پس معلوم می‌شود به کار بردن خود آب برای ازاله خباثت و جدا کردن عین نجاست همچون بول، غائط، منی و چیزهای دیگر کفایت می‌کند. آن‌ها نجاست ذاتی که ندارد؛ پس به‌همین مقدار، طهارت ظاهری‌اش را ایجاد می‌کند و نجاست ظاهری‌اش را از بین می‌برد.

بیان اشکالات به‌روایات

برخی از فقها به‌روایات استدلال شده اشکال کرده‌اند. در روایت چند سؤال مطرح است؛ یکی اینکه آیا امام رضا واقعاً کنیز نصرانی داشتند یا نه؟ آیا سؤال از «الْجَارِيَةُ النَّصْرَانِيَّةُ تَخْدُمُكَ» یک قضیه خارجیه واقعیه است یا یک قضیه فرضی؟ یعنی سائل می‌خواهد بگوید این کنیز که در خانه شما هست و خدمت می‌کند؛ چرا شما هیچ‌چیزی نمی‌گویید؟ یا اینکه می‌خواهد بگوید اگر کنیز با این صفات بود، چه حکمی دارد؟

اشکال سید حکیم

سید حکیم، ازجمله فقهایی است که به این روایات اشکال کرده است؛ ایشان پس از بیان روایات فرموده‌اند: «بأن الظاهر أن مورد السؤال فيها قضية خارجية، لأن الظاهر من قول السائل‌ «الْجَارِيَةُ النَّصْرَانِيَّةُ تَخْدُمُكَ»، خصوص الجارية المعينة التي كانت تخدم الرضا ولم يعلم أن هذا الاستخدام كان باختياره، أو باختيار سلطان الجور بأن كان سلام الله عليه مجبوراً على ذلك، فيكون السؤال عن حاله مع هذه الجارية في ظرف اضطراره الى خدمتها، ولو كان المراد السؤال عن القضية الكلية لكان المناسب التعبير بقوله: الجارية تخدم الإنسان، أو تخدمني كما لعله ظاهر. وحينئذ يشكل الاستدلال بها على ما نحن فيه، لإجمال الواقعة التي هي موضوع السؤال»[8] ؛

ظاهر این است که مورد سؤال در روایت، قضیه خارجیه است؛ [یعنی یک کنیزی بوده است]، زیرا ظاهر از قول سائل که درباره «کنیز نصرانی شما را خدمت می‌کند» در خصوص کنیز معینی است که به امام رضا خدمت می‌کرده است، [اما اشکال کجاست؟] حال‌آنکه سائل نمی‌داند این استخدام به‌اختیار امام بوده است یا به‌اختیار سلطان ستمگر (مأمون)، به‌گونه‌ای که امام مجبور به پذیرفتن آن شده است. پس سؤال سائل از حال اجبار و اضطرار امام نسبت به‌پذیرش خدمت این کنیز در خانه‌شان بوده است که حکمش چه هست؟ [امام نیز فرموده است: همین‌که دستانش را می‌شوید کفایت می‌کند، زیرا مجبور است آنجا در خدمت امام باشد. سید حکیم در ادامه دراین‌باره مؤید آورده و می‌فرماید]: اگر این مورد در حال اضطرار و اجبار نبود و سائل از یک قضیه کلی سؤال می‌کرد تعبیر مناسب این بود که سؤالش را این‌چنین مطرح می‌کرد که اگر کنیزی [نصرانی] به‌انسان خدمت کند یا به من خدمت کند چنانکه شاید ظاهر نیز همین‌طور باشد. هنگامی‌که این‌چنین شد استدلال به‌روایت برای طهارت اهل کتاب دچار اشکال می‌شود، به‌خاطر اینکه روایت از حیث دلالت و معنا اجمال دارد؛ و آن واقعیت واقعه‌ای که مورد سؤال سائل واقع‌شده، مجمل است و معلوم نیست واقعاً به‌اختیار خود امام بوده یا خارج از اختیار خود امام بوده است.

اشکال سید عبدالاعلی سبزواری

مرحوم سید عبدالاعلی سبزواری نیز به این استدلال قائلان به‌طهارت اهل کتاب اشکال کرده و فرموده است:

«وأشکل عليه أولا: أنّه ليس من شأنهم استخدام النصرانية اختيارا، حتّی بناء علی الطهارة، بل يجتهدون فی إسلامها قبل الاستخدام.

وثانيا: الاستخدام أعم من أن يکون لکنس الدار وفرش الفراش ونحوهما مما لا يتوقف علی الطهارة، فإجمال الواقعة يسقط الاستدلال به»[9] ؛

اولاً بر آن اشکال می‌شود که استخدام کنیز نصرانی با شأن امام سازگار نیست، حتی اگر قائل به‌طهارت اهل کتاب باشیم، بلکه اگر ایشان بخواهند این کار را بکنند، تلاش می‌کنند قبل از استخدام، کنیز مسلمان شود و ثانیاً استخدام اعم از این است که کسی بیاید خانه جارو بکشد، فرش امام را پهن کند و مانند این‌ها که بر طهارت او متوقف نیست. پس اجمال واقعه، استدلال به‌روایت را ساقط می‌کند. به‌عبارتی می‌خواهد بفرماید استدلال به این روایت اشکال دارد و بر طهارت اهل کتاب دلیلیت ندارد.

یعنی فرش پهن کردن و جارو زدن در خانه امام مستلزم طهارت و نجاست نیست، پس اعم از غذا پختن و جارو زدن و هر آنچه لازمه‌اش طهارت است و مواردی که لازمه‌اش طهارت نیست؛ همه این‌ها را شامل می‌شود.

اشکال شهید صدر

مرحوم شهید صدر در دو مقام به این روایت پرداخته و می‌فرماید:

«والكلام فيها تارة: يقع بلحاظ الطهارة الذاتية. وأخرى بلحاظ النجاسة العرضية.

أما الأول: فلا إشكال في دلالتها على الطهارة الذاتية.

إما بتقريب: أن نفي البأس عن الخدمة - مع كون الملحوظ للسائل حيثية النجاسة وملاقاتها للأشياء بالرطوبة، بقرينة فرضه أنها لا تتوضأ ولا تغتسل - واضح في نفي النجاسة الذاتية.

أو بتقريب: أن قول الإمام «تَغْسِلُ يَدَيْهَا» يدل على ذلك لأن النجس العيني لا معنى لغسله»[10] ؛

گاهی کلام در روایت به‌لحاظ طهارت ذاتی اهل کتاب و گاهی به‌لحاظ نجاست عرضی واقع می‌شود؛ [یعنی چون خمر می‌نوشند، گوشت مردار می‌خورند، بول می‌کنند، اما طهارت نمی‌گیرند نجس هستند]، اما درباره کلام اول (طهارت ذاتی اهل کتاب) در دلالت روایت بر طهارت ذاتی آن‌ها هیچ اشکالی نیست؛ [یعنی اهل کتاب مطابق روایت ذاتاً طاهر هستند]؛ به دو تقریب [بر طهارت ذاتی دلالت می‌کند]:

تقریب نخست: هنگامی‌که به امام گفتند کنیز نصرانی به شما خدمت می‌کند که دست‌هایش را نمی‌شوید و هنگام جنابت، غسل نمی‌کند، ایشان فرمودند اشکالی ندارد، دستانش را می‌شوید؛ اینکه امام خدمتش را اشکال نگرفت، باوجوداینکه نجاست در ذهن سائل این بود که کنیز به غذای شما دست می‌گذارد و تر می‌شود؛ ازاین‌رو نجس می‌شود؛ این چه حکمی‌ دارد؟ و با فرض اینکه این کنیز نه دستش را می‌شوید، نه وضو می‌گیرد و نه غسل از جنابت می‌کند، اما امام می‌گویند خدمتش اشکالی ندارد؛ پس روشن است که این روایت بر عدم نجاست ذاتی اهل کتاب دلالت می‌کند، زیرا نجاست ذاتی در اینجا نیست، بلکه اینجا طهارت ذاتی است.

تقریب دوم: اینکه امام فرمودند: «دستش را می‌شوید»، بر طهارت ذاتی اهل کتاب دلالت می‌کند و ظاهراً نجس نیستند، زیرا چیزی که نجاست عینی داشته باشد طهارتش با شستن دست معنا ندارد.

پس شهید صدر با دو تقریب در مقام اول (طهارت ذاتی اهل کتاب) بیان کرد که دلالت این روایت همان طهارت ذاتی است.

این دو تقریب نظر به‌اشکال سید حکیم به‌روایت است که در «مستمسک»[11] این‌چنین فرمودند: «ظاهر این است که مورد سؤال در روایت، قضیه خارجیه است؛ [یعنی یک کنیزی بوده است]، زیرا ظاهر از قول سائل که درباره «کنیز نصرانی شما را خدمت می‌کند» در خصوص کنیز معینی است که به امام رضا خدمت می‌کرده است، اگر این مورد در حال اضطرار و اجبار نبود و سائل از یک قضیه کلی سؤال می‌کرد تعبیر مناسب این بود که سؤالش را این‌چنین مطرح می‌کرد که اگر کنیزی [نصرانی] به‌انسان خدمت کند یا به من خدمت کند [حکمش چیست؟]».

شهید صدر دراین‌باره می‌فرماید:

«ولا فرق في هذين التقريبين بين كون القضية المسئول عنها حقيقية أو خارجية. واستظهار كونها خارجية بقرينة قول الراوي «الْجَارِيَةُ النَّصْرَانِيَّةُ تَخْدُمُك»، والاستشكال عندئذ بأن وجود النصرانية عند الإمام لعله كان بسبب ظروف اضطرارية ناشئة من النقية. مدفوع، بأن الاستظهار المذكور لا موجب له، وتعبير الرواي المذكور ليس إلا على حد تعبيره شخصيا في الرواية السابقة «وَأَنْتَ تَعْلَمُ أَنَّهُ يَبُول‌»، فإنه أسلوب في البيان. ولو فرضنا القضية خارجية فإن الرواية تكون حينئذ أدل على الطهارة، لاقتران الفعل بالقول. واحتمال التقية منفي بالأصول العقلائية العامة. ولو ثبت كون وجود النصرانية عند الإمام اضطراريا وبسبب التقية فلا يعني ذلك أن بيانه مبني على التقية»[12] ؛

هیچ فرقی در این دو تقریب نیست که قضیه سؤال شده خارجیه یا حقیقيه باشد. تأکید بر خارجیه بودن آن، به‌قرینه قول راوی است که گفت «کنیز نصرانی به تو خدمت می‌کند» و این اشکال که شاید وجود کنیز نصرانی در خانه امام به‌دلیل شرایط اضطراری ناشی از تقیه بوده باشد، این اشکال دفع می‌شود که به اینکه استظهار مذکور بی‌اساس است و بیان راوی، برداشت شخصی او در روایت گذشته است که گفت «و تو می‌دانی که بول می‌کند»، این خود روشی در بیان است؛ و اگر فرض کنیم قضیه خارجیه است؛ پس روایت در چنین حالتی بر طهارت دلالت می‌کند، زیرا فعل با قول ارتباط دارد و احتمال تقیه به‌وسیله اصول عقلیه عامه نفی شده است و اگر وجود کنیز نصرانی نزد امام به‌جهت اضطرار و به‌سبب تقیه اثبات شود؛ پس این بدان‌معنا نیست که گفته‌ی او از روی تقیه بوده است.

[به‌عبارت‌دیگر شهید می‌فرماید]: هیچ فرقی در این دو تقریب نیست که قضیه سؤال شده خارجیه یا حقیقيه باشد، چون اگر قضیه حقیقیه نیز نباشد و سؤال سائل فرضی باشد که اگر امام یک خادم و کنیز نصرانی داشته باشد یا نداشته باشد، باز حکمش با دیگری مشترک است و تفاوتی نمی‌کند و اینکه شهید صدر می‌فرماید برخی همچون سید حکیم فرموده‌اند که اینکه راوی گفته «کنیز نصرانی به شما خدمت می‌کند» اینجا حکمش چیست؟ ایشان فرموده‌اند دلیل و قرینه بر این نیست که امام خدمتکار این‌چنین داشته است، زیرا روایات فراوان داریم که از امام معصوم به‌گونه‌ای سؤال می‌کند که موهم این است که خود امام چنین موضوعی را انجام می‌دادند، حال‌آنکه خود امام مورد ابتلا نیست یا سائل در مورد خودش سؤال می‌کند که اگر برفرض این کار را کردم، [حکمش چیست؟]؛ پس این روایت دلیل بر داشتن کنیز برای امام نمی‌شود و از جهت تاریخی نیز ظاهراً خیلی ثابت نیست.

اما اشکال دیگر سید حکیم بر روایت این بود که معلوم نیست این کنیز را خود امام خریده است یا به‌اجبار مأمون (سلطان جور) به ایشان تحمیل شده است، بلکه شاید امام در حال اضطرار و از روی تقیه [این حکم را بیان فرمودند]؛ اینجا شهید صدر می‌فرمایند اشکال کردن در این هنگام که وجود کنیز نصرانی در کنار امام شاید به‌سبب ظروف اضطراری بود و امام به‌اجبار و به‌خاطر تقیه چیزی نفرمودند؛ این اشکال دفع می‌شود، زیرا اولاً دلیلی بر این استظهار نداریم؛ یعنی دلیلی نداریم که امام در اینجا در مقام تقیه بوده و این کنیز را تحمیل کرده است؟ [دستگاه حکومت] امام را اینجا به‌عنوان ولیعهد آوردند که علی‌الظاهر بخواهند در اوج احترام برای حکومتشان منفعتی ایجاد کنند و مانند موسی بن جعفر و بردن کنیز به زندان قصدشان ایجاد انحراف نبوده است. اینجا متفاوت است و موجبی وجود ندارد و تعبیر راوی نیز که ذکر شده است، تعبیر شخصی خودش است که درحقیقت برای روشن شدن مسئله برای خودش سؤال کرده است. در روایات دیگر نیز قرینه دارد. درهرصورت می‌فرماید احتمال تقیه با اصول عقلائیه عامه تقیه دفع می‌شود، زیرا زمینه تقیه وجود ندارد و وجود کنیز نصرانی در نزد امام نیز وجود اضطراری در مقام تقیه نبوده است.

افزون بر این، شهید صدر در نکته آخر می‌فرماید: برفرض بگوییم امام مقام تقیه بوده است و این کنیز را خریدند و به‌اجبار بر امام تحمیل کردند که در کنار ایشان باشد. امام در تعاملش با کنیز در تقیه است، اما در بیانش چگونه است؟ آیا ایشان در بیان مسئله نیز در مقام تقیه هستند؟ امام رضا در زمان تقیه نبوده است که در مقام بیانش نیز این‌چنین باشد؛ بنابراین اگر کنیز را از روی تقیه و اضطرار در منزل نگه می‌داشته‌اند، اما بیانشان از روی تقیه نبوده است.

پس به‌نظر می‌آید آنچه مرحوم شهید صدر در اینجا فرمودند حق است و اشکالی بر آن وارد نیست؛ ازاین‌رو استدلال به این روایت برای طهارت ذاتیه اهل کتاب تام و از جهت سند صحیح است؛ روایت از جهت دلالت نیز تام است و بر طهارت ذاتیه اهل کتاب دلالت دارد. مجالی برای موضوع تقیه در روایت نیست و این احتمال نیز جدا ضعیف است؛ پس احتمال تقیه وجود ندارد و دلالت این روایت تمام است.


[1] - مائده: 5/5.
[2] - کافی، ج6، ص263، ح3؛ وسائل الشیعة، ج24، ص209، ح1.
[3] - تهذیب الأحکام، ج9، ص88، ح108؛ وسائل الشیعة، ج3، ص497، ح1.
[4] - ر.ک: جلسه 18 فقه المسجد، 27/07/1404.
[5] - ر.ک: جلسه 16 فقه المسجد، 22/07/1404.
[6] - کافی، ج6، ص264، ح9.
[7] - تهذیب الأحکام، ج1، ص399، ح68؛ وسائل الشیعة، ج3، ص422، ح11.
[8] - مستمسك العروة الوثقى، ج1، ص373.
[9] - مهذب الاحکام فی بیان حلال و الحرام، ج1، ص364.
[10] - بحوث في شرح العروة الوثقى، ج3، ص276.
[11] - مستمسك العروة الوثقى، ج1، ص373.
[12] - بحوث في شرح العروة الوثقى، ج3، ص276.
هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo