« فهرست دروس
استاد سيدابوالفضل طباطبایی
درس فقه

1404/08/06

بسم الله الرحمن الرحيم

الثاني: حرمة دخول الكافر في المسجد - حول نجاسة و طهارة اهل الكتاب - الادلة في المقام - ادلة القول بطهارة اهل الکتاب (الاستدلال بالکتاب)/الفصل الثاني: محرمات المسجد /أحكام المسجد

 

موضوع: أحكام المسجد/الفصل الثاني: محرمات المسجد /الثاني: حرمة دخول الكافر في المسجد - حول نجاسة و طهارة اهل الكتاب - الادلة في المقام - ادلة القول بطهارة اهل الکتاب (الاستدلال بالکتاب)

 

بررسی ادله قائلان به نجاست اهل کتاب را به پایان بردیم. ایشان برای ادعای خود به ادله‌ای از کتاب، سنت و اجماع استدلال کرده بودند. در هر سه ادله اشکال کردیم و گفتیم از جهت دلالت نمی‌تواند برای مدعی استدلال شود؛ بنابراین بر اساس برهان و استدلال به‌کاررفته در خدشه به ادله نجاست، قول به طهارت مطابق اصل قرار گرفت و اگر ادله طهارت را جداگانه ذکر نکنیم، قول به طهارت خودش ثابت می‌شود و دلیلی بر خروجش نداریم.

پس تاکنون قائل به رجحان قول به طهارت بر قول به نجاست هستیم، زیرا بر نجاست دلیل نداریم؛ به‌عبارت‌دیگر اصل در اینجا طهارت است؛ بنابراین وقتی تالی اثبات نشد و بر نجاست اهل کتاب دلیل نداشتیم؛ به طهارت آن‌ها حکم می‌شود و نیازی به ادله‌ی خاصی برای طهارت اهل کتاب نیست.

علت طرح ادله قائلان به طهارت اهل کتاب

اما از باب اینکه مشهور به نجاست اهل کتاب قائل هستند، ما ادله قول به طهارت را نیز بررسی می‌کنیم.

بررسی ادله قائلان به طهارت اهل کتاب

قائلان به طهارت به چند دسته دلیل استناد کرده‌اند که آن‌ها را بررسی خواهیم کرد:

استدلال به قرآن

نخستین دلیل قائلان به طهارت اهل کتاب استدلال به برخی آیات قرآن است؛ ازجمله این آیه که خدای متعال می‌فرماید:

﴿وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حِلٌّ لَّكُمْ وَطَعَامُكُمْ حِلٌّ لَّهُمْ﴾[1] ؛ و [همچنین] طعام اهل کتاب، برای شما حلال است؛ و طعام شما برای آن‌ها حلال.

کیفیت استدلال

کیفیت استدلال نیز این‌چنین است که خدای عزوجل در آیه به حلال بودن طعام اهل کتاب برای مسلمانان تصریح کرده است و در مقابل طعام مسلمانان نیز برای اهل کتاب حلال است و این با نجاست آن‌ها نمی‌سازد. پس معلوم می‌شود که طعام اهل کتاب طاهر است و نجس نیست. حال که غذای آن‌ها نجس نیست؛ پس خودشان نیز نجس نیستند، زیرا غذایی که می‌خورند و می‌پزند با اهل کتاب مرتبط است؛ وقتی طعامشان حلال است؛ یعنی طاهر است و نجس نیست؛ خودشان نیز طاهر هستند.

استدلال به آیه این‌گونه بوده است؛ اگر بخواهیم به استدلال کمک کنیم؛ می‌گوییم چرا حلال بودن طعام اهل کتاب مستلزم طهارتشان است؟ زیرا غذایشان را خودشان درست می‌کنند و این مستلزم ارتباط دست و بدن آن‌ها با غذاست؛ پس این آیه را دلیل برای طهارت اهل کتاب قرار دادند و به آن استدلال کردند.

اشکال به آیه

به نظر می‌آید این استدلال نیز اشکال دارد. برای طرح آن نیاز به طرح دو مقدمه است:

مقدمه اول این است که باید دید «طعام» در آیه به چه معناست؟ آیا به معنای غذاست یا به معنای چیز دیگری است؟ این یک بحث موضوعی است و باید دید مقصود از طعام اهل کتاب چیست؟

مقدمه دوم این است که بدانیم آیا مقصود از «حلال» در آیه شریفه طهارت است یا نه؟ طعام در لغت، معنای مطلق دارد و می‌گویند: «کلّ ما يُطعَم حتَّى الماء»[2] ؛ هر چیزی که خورده می‌شود، حتی آب [که نوشیدن آن طعام بشمار می‌آید یا] مانند شراب که اسم است به معنای آن چیزی که نوشیده می‌شود [3] [4] [و در تعریف طعام می‌گنجد]؛ بنابراین «طعام» ازنظر لغوی معنای مطلق دارد. در این صورت حرف قائلان به طهارت اهل کتاب درست است، زیرا شامل غذا نیز می‌شود. آن‌ها می‌گویند ﴿طَعَامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ﴾؛ یعنی آنچه می‌خورند و این مطلق است، اما «طعام» در اصطلاح و نگاه شرع در معنای خاصی به‌کاربرده شده است؛ مثلاً «طعام» در معنای شرع این‌چنین استعمال شده است: «خُصَّ بالطَّعَامِ البُر»[5] ؛ اختصاص به معنای گندم دارد و در این لفظ غلبه دارد. بُرّ و شعیر (گندم و جو) نیز در مقابل هم قرار دارند. پس اگر به این معنا باشد این آیه قابل استدلال نیست. مقدمه نخست تمام نیست، زیرا مقصود از «طعام»، گندم است؛ بنابراین گندم اهل کتاب برای شما حلال است و گندم شما نیز برای آن‌ها حلال است. گندم به‌اصطلاح یک نمونه‌ای از حبوبات است که این‌گونه نیست که با بدن اهل کتاب ارتباط داشته باشد و بگوییم نجس می‌شود، او گندم را نپخته است، بلکه گندم از زمین روئیده است و هنگام دروی گندم نیز معمولاً با دستان خشک این کار را می‌کنند و با دست‌تر درو نمی‌کنند که گندم نجس شود؛ پس مقصود در اینجا «بُرّ» است و اگر این‌چنین باشد دیگر نمی‌تواند دلیلی بر نجاست باشد. افزون بر این، مؤیداتی نیز هست که ارجح این است طعام به‌کاررفته در آیه شریفه همان بُر یا مطلق حبوبات (لوبیا، نخود) باشد؛ یعنی غذای خشک است و غذای تر نیست که به طهارت و نجاست نیاز داشته باشد. در روایات مؤید تفسیر این آیه بسیار است که طعام را به «بُرّ» تفسیر کرده‌اند. اهل لغت نیز به این معنا اشاره کرده‌اند؛ به‌عنوان نمونه راغب اصفهانی در مفردات می‌گوید: «الْبُرُّ معروف، و تسميته بذلك لكونه أوسع ما يحتاج إليه في الغذاء»[6] ؛ گندم چیز شناخته شده‌ای است و از آن رو به این نام خوانده شده است که گسترده‌ترین و بیشترین چیزی است که در غذا مردم بدان نیاز داشته‌اند؛ ازاین‌رو هنگامی‌که پیامبر درباره فطریه یا فدیه چیزی را مطرح کن؛ این‌چنین می‌فرمود: «أَدُّوا صَاعًا مِنْ بُرٍّ أَوْ قَمْحٍ بَيْنَ اثْنَيْنِ، أَوْ صَاعًا مِنْ تَمْرٍ أَوْ صَاعًا مِنْ شَعِيرٍ عَنْ كُلِّ حُرٍّ وَعَبْدٍ وَصَغِيرٍ وَكَبِيرٍ».[7]

پس از ظاهر روایات این معلوم می‌شود. روایات فراوانی است که به این مطلب اشاره می‌کند؛ ازاین‌رو به‌عنوان نمونه چند روایت را مطرح می‌کنیم:

1. مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي الْجَارُودِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ﴿وَطَعامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ حِلٌّ لَكُمْ وَطَعامُكُمْ حِلٌّ لَهُمْ﴾ فَقَالَ الْحُبُوبُ وَالْبُقُولُ»؛[8] [9]

از امام باقر درباره فرموده خدای عزوجل «و [همچنین] طعام اهل کتاب، برای شما حلال است؛ و طعام شما برای آن‌ها حلال» پرسیدم. امام فرمودند: «منظور حبوبات و سبزیجات است».

مرحوم شیخ حر عاملی در جلد 16 وسائل، بابی را با عنوان «بَابُ عَدَمِ تَحْرِيمِ الْحُبُوبِ وَالْبُقُولِ وَأَشْبَاهِهَا الَّتِي فِي أَيْدِي أَهْلِ الْكِتَابِ وَجَوَازِ شِرَائِهَا وَمُؤَاكَلَتِهِمْ فِيهَا» تأسیس کرده است که به روایات حرام نبودن حبوبات، سبزیجات و شبیه این‌ها در دست اهل کتاب می‌پردازد. خریدوفروششان، طعامشان و هم‌سفره شدن جایز است.

چندین روایت را در این باب آورده‌اند که از آیه پرسیده شده است.

روایت نخست

- «وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي الْجَارُودِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ ﴿وَطَعامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ حِلٌّ لَكُمْ وَطَعامُكُمْ حِلٌّ لَهُمْ﴾ قَالَ الْحُبُوبُ وَالْبُقُولُ» [10] [11] ؛

ابی جارود از امام باقر گفت: درباره فرموده خدای عزوجل «و [همچنین] طعام اهل کتاب، برای شما حلال است؛ و طعام شما برای آن‌ها حلال» پرسیدم. امام فرمودند: «منظور حبوبات و سبزیجات است».

روایت دوم

- «عَنْ قُتَيْبَةَ الْأَعْشَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ فِي حَدِيثٍ أَنَّهُ سُئِلَ عَنْ قَوْلِهِ تَعَالَى ﴿وَطَعامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ حِلٌّ لَكُمْ وَطَعامُكُمْ حِلٌّ لَهُمْ﴾ - قَالَ كَانَ أَبِي يَقُولُ إِنَّمَا هِيَ الْحُبُوبُ وَأَشْبَاهُهَا» [12] [13] ؛

قتیبه از امام صادق در روایتی نقل می‌کند که مردی از ایشان درباره فرموده خدای عزوجل «و [همچنین] طعام اهل کتاب، برای شما حلال است؛ و طعام شما برای آن‌ها حلال» پرسید. ایشان فرمودند: پدرم می‌فرمودند همانا مقصود حبوبات و مانند این‌هاست.

روایت سوم

- عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ فِي قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَى ﴿وَطَعامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ حِلٌّ لَكُمْ﴾ فَقَالَ: «الْعَدَسُ وَالْحِمَّصُ وَغَيْرُ ذَلِكَ» [14] [15] ؛

از هشام بن سالم از امام صادق درباره فرموده خدای عزوجل «و [همچنین] طعام اهل کتاب، برای شما حلال است» نقل شده است که ایشان فرمودند: مقصود عدس، نخود و غیر آن‌هاست، [وگرنه طعام پخته شده مانند آبگوشت مقصود نیست].

روایات دیگری نیز دراین‌باره هست؛ ازجمله روایتی که در «من لا يحضره الفقيه» [16] [17] آمده است؛ عیاشی، روایت دیگری از قتیبه بیان کرده است [18] [19] ؛ دو روایت از سماعه از امام صادق دراین‌باره نقل شده است [20] [21] [22] [23] که همه این روایات به این نکته تفسیر شده‌اند.

نکته‌ای که در این روایات وجود دارد این است که همه این‌ها تفسیر آیه هستند و در مقام تعیین معنای طعام نیستند؛ این‌گونه نیست که بگوییم طعام به معنای است، این خلاف است؛ به‌عبارت‌دیگر روایات در مقام معنا سازی برای واژه طعام نیستند، بلکه در مقام تفسیر کلام خدای متعال است و می‌خواهد بفرمایند مقصود خدا از واژه طعام در اینجا «بُرّ» است.

اما اگر کسی اشکال اصولی کند و بگوید «طعام» در آیه مطلق است و شما چگونه به سبب روایات معصوم مطلق را قید می‌زنید و می‌گویید مقصود از طعام در آیه «بُرّ» است؟ در پاسخ می‌گوییم ما آن طعام را قید نمی‌زنیم؛ اینجا بحث اطلاق و تقیید نیست، بلکه روایات آیه را تفسیر می‌کنند. اینجا اشکالی ندارد که خدای عزوجل در آیه کلمه‌ای را مطلق به‌کاربرده باشد و امام معصوم، معنای مقصود از مطلق را برای ما بیان کنند.

پس این آیه قابلیت استدلال برای اثبات طهارت اهل کتاب را ندارد، زیرا مقصود از طعام در اینجا «حبوب» است و این مستلزم نجاست نیست.

 


[2] معجم مقائيس اللغة‌، ابن فارس، ج3، ص411.. التحقیق في کلمات القرآن الکريم، ج7، ص77
[3] كتاب العين، الخليل بن أحمد الفراهيدي، ج6، ص257. .«الشَّرابُ: اسم لما يُشْرَب‌»؛
[4] لسان العرب، ابن منظور، ج1، ص489. «الشَّرابُ: اسم لما يُشْرَب‌»؛.
[5] الصحاح‌ تاج اللغة و صحاح العربية‌، الجوهري، أبو نصر، ج5، ص1974.. مفردات الفاظ القرآن، ص519؛ أقرب الموارد، ج3، ص375
[6] - مفردات الفاظ القرآن، ص115.
هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo