« فهرست دروس
استاد سيدابوالفضل طباطبایی
درس فقه

1404/08/04

بسم الله الرحمن الرحيم

الثاني: حرمة دخول الكافر في المسجد - تحقيق حول نجاسة وطهارة اهل الكتاب - الادلة في المقام - الاستدلال بالروايات - الطائفة الاولی: القسم الخامس (ما ورد في النهي عن الابتلاء باهل الکتاب في الحمام)/الفصل الثاني: محرمات المسجد /أحكام المسجد

 

موضوع: أحكام المسجد/الفصل الثاني: محرمات المسجد /الثاني: حرمة دخول الكافر في المسجد - تحقيق حول نجاسة وطهارة اهل الكتاب - الادلة في المقام - الاستدلال بالروايات - الطائفة الاولی: القسم الخامس (ما ورد في النهي عن الابتلاء باهل الکتاب في الحمام)

 

بحث پیرامون طایفه نخست از ادله قائلان به‌نجاست اهل کتاب بود. تاکنون چهار قسم زیر را بررسی کردیم:

1- نهی از مصافحه با اهل کتاب

2- نهی از هم‌غذا شدن با اهل کتاب

3- نهی استفاده از ظروف اهل کتاب

4- نهی از خوردن نیم‌خورده اهل کتاب

بررسی قسم پنجم: نهی از حمام رفتن با اهل کتاب و استفاده از یک آب برای شستن

قسم پنجم درباره روایاتی است که نهی کرده است از اینکه با آن‌ها در حمام مرتبط شوید، از یکجا غسل نکنید و از غساله‌ای که از آنان جداشده نیز غسل نکنید. ازجمله روایات این قسم، موثقه عبدالله ابی یعفور است:

متن روایت

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ رَحِمَهُ اللَّهُ، قَالَ: حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ، عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُكَيْرٍ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِي يَعْفُورٍ، عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ فِي حَدِيثٍ، قَال‌: «... وَإِيَّاكَ أَنْ تَغْتَسِلَ مِنْ غُسَالَةِ الْحَمَّامِ فَفِيهَا يَجْتَمِعُ غُسَالَةُ الْيَهُودِيِّ وَالنَّصْرَانِيِّ وَالْمَجُوسِيِّ وَالنَّاصِبِ لَنَا أَهْلَ الْبَيْتِ وَهُوَ شَرُّهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَتَعَالَى لَمْ يَخْلُقْ خَلْقاً أَنْجَسَ مِنَ الْكَلْبِ وَإِنَّ النَّاصِبَ لَنَا أَهْلَ الْبَيْتِ أَنْجَسُ مِنْهُ» [1] [2] ؛

از عبدالله بن ابی ‌یعفور از امام صادق [نقل شده است که] در روایتی فرمودند: ... از غساله (آبِ ریخته شده و باقی‌مانده از شست‌وشو) حمامی بپرهیز که در آن غساله یهودی، نصرانی، مجوسی و ناصبی (دشمن اهل‌بیت) جمع می‌شود و او (ناصبی) بدترین آن‌هاست. همانا خداوند تبارک‌وتعالی آفریده‌ای نجس‌تر از سگ خلق نکرده است و قطعاً کسی‌که دشمن ما اهل‌بیت باشد، از سگ هم نجس‌تر است.

کیفیت استدلال و تقریب استدلال

کیفیت استدلال و تقریب استدلال این‌چنین است که در روایت از غسل کردن با غساله حمامی که اهل کتاب در آن غسل کردند تحذیر کرده است و این مستلزم این است که ما حکم به‌نجاست غساله‌شان شویم؛ یعنی هنگامی غساله نجس است که این‌ها خودشان نجس باشند؛ نجاست غساله تابع آن است.

اشکال در استدلال به‌روایت

ظاهر روایت در نجاست ظهور دارد، زیرا ناصبی را به‌اهل کتاب عطف کرده است؛ یعنی آن‌ها را در یک حکم دانسته است و به این مطلب نیز تصریح کرده است که ناصبی «أَنْجَسَ مِنَ الْكَلْبِ»؛ نجس‌تر از سگ است، اما احتمال دارد این روایت نیز در مقام بیان کراهت ارتباط با اهل کتاب و اظهار تنفر میان مسلمانان و اهل کتاب باشد؛ ازاین‌رو می‌خواهد بگوید مراقب باش از یکجا غسل نکنید.

بیان مؤیدات

بیان این مطلب که روایت در مقام کراهت باشد و استفاده از غساله اهل کتاب مکروه است؛ مؤیداتی از درون روایت و روایات دیگر دارد.

مؤیدات خارج از روایت

روایت علی بن حکم

أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ، عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ، عَنْ رَجُلٍ مِنْ بَنِي هَاشِمٍ، قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى جَمَاعَةٍ مِنْ بَنِي هَاشِمٍ فَسَلَّمْتُ عَلَيْهِمْ فِي بَيْتٍ مُظْلِمٍ، فَقَالَ: بَعْضُهُمْ سَلِّمْ عَلَى أَبِي الْحَسَنِ فَإِنَّهُ فِي الصَّدْرِ قَالَ: فَسَلَّمْتُ عَلَيْهِ وَجَلَسْتُ بَيْنَ يَدَيْهِ فَقُلْتُ لَهُ: قَدْ أَحْبَبْتُ أَنْ أَلْقَاكَ مُنْذُ حِينٍ لِأَسْأَلَكَ عَنْ أَشْيَاءَ فَقَالَ: سَلْ مَا بَدَا لَكَ؛ قُلْتُ: مَا تَقُولُ فِي الْحَمَّامِ؛ قَالَ: «...وَ لَا تَغْتَسِلْ مِنْ غُسَالَةِ مَاءِ الْحَمَّامِ فَإِنَّهُ يُغْتَسَلُ فِيهِ مِنَ الزِّنَا وَيَغْتَسِل‌ فِيهِ وَلَدُ الزِّنَا وَالنَّاصِبُ لَنَا أَهْلَ الْبَيْتِ وَهُوَ شَرُّهُمْ»[3] ؛

علی بن الحکم از مردی از بنی‌هاشم روایت کرده است که گفت: بر گروهی از بنی‌هاشم وارد شدم و در خانه‌ای تاریک به آن‌ها سلام کردم. برخی از آن‌ها گفتند: «به ابوالحسن سلام کن که او در صدر [مجلس] است.» آن مرد می‌گوید: پس بر ایشان سلام کردم و در مقابلشان نشستم و عرض کردم: «مدت‌ها بود که دوست داشتم شما را ملاقات کنم تا درباره مسائلی از شما بپرسم.» ایشان فرمودند: «هر چه به‌ذهنت می‌رسد بپرس.» عرض کردم: «درباره حمام چه می‌فرمایید؟» فرمودند: «...و از غساله (آبِ ریخته شده و باقی‌مانده) حمام غسل نکن، زیرا در آن، [آبِ] غسلِ ناشی از زنا ریخته می‌شود و فرزند زنا و ناصبی (دشمن ما اهل‌بیت) در آن غسل می‌کنند و ناصبی بدترینِ آن‌هاست».

در روایت زناکار و ولد الزنا را در کنار ناصبی قرار داده است؛ آیا می‌شود گفت ولد الزنا نجس است؟ آیا می‌شود گفت زناکار با زنا نجس است که غسل می‌کند؟ این مؤید این است که این روایت در مقام بیان نجاست و طهارت نیست، بلکه در مقام بیان کراهت است.

شکی در اینجا نیست که غساله ناشی از غسل زنا و غسل ولد الزنا نجس نیستند، باوجوداینکه در روایت به ناصبی عطف شده است.

روایت محمد بن علی بن جعفر

الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ وَمُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى، عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَعْدٍ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَالِمٍ، عَنْ مُوسَى بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُوسَى، قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ، عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا قَالَ: «مَنْ أَخَذَ مِنَ الْحَمَّامِ خَزَفَةً فَحَكَّ بِهَا جَسَدَهُ فَأَصَابَهُ الْبَرَصُ فَلَا يَلُومَنَّ إِلَّا نَفْسَهُ وَمَنِ اغْتَسَلَ مِنَ الْمَاءِ الَّذِي قَدِ اغْتُسِلَ فِيهِ فَأَصَابَهُ الْجُذَامُ فَلَا يَلُومَنَّ إِلَّا نَفْسَهُ قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ فَقُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ: إِنَّ أَهْلَ الْمَدِينَةِ يَقُولُونَ إِنَّ فِيهِ شِفَاءً مِنَ الْعَيْنِ فَقَالَ: كَذَبُوا يَغْتَسِلُ فِيهِ الْجُنُبُ مِنَ الْحَرَامِ وَالزَّانِي وَالنَّاصِبُ الَّذِي هُوَ شَرُّهُمَا وَكُلُّ خَلْقٍ مِنْ خَلْقِ اللَّهِ ثُمَّ يَكُونُ فِيهِ شِفَاءٌ مِنَ الْعَيْنِ إِنَّمَا شِفَاءُ الْعَيْنِ قِرَاءَةُ الْحَمْدِ وَالْمُعَوِّذَتَيْنِ وَآيَةِ الْكُرْسِيِّ وَالْبَخُورُ بِالْقُسْطِ وَالْمُرِّ وَاللُّبَانِ»[4] ؛

محمد بن علی بن جعفر از امام رضا روایت کرد که ایشان فرمودند: هر کس از [دیوار یا کفِ] حمام تکه سفالی بردارد و با آن بدن خود را بمالد (بسابد) و به بیماری بَرَص (پیسی، لک‌وپیس) مبتلا شود، جز خودش کسی را ملامت نکند؛ و هر کس با آبی غسل کند که پیش‌تر در آن غسل شده است [آب غساله] و به بیماری جُذام مبتلا شود، جز خودش کسی را ملامت نکند.

راوی (محمد بن علی) می‌گوید: به امام عرض کردم: مردم مدینه می‌گویند در آن آب، شفای چشم‌زخم است! امام فرمودند: «دروغ می‌گویند! [چگونه چنین چیزی ممکن است درحالی‌که] شخص جُنُب از راه حرام، زناکار و ناصبی (که از آن دو بدتر است) و هر نوع آفریده‌ای از آفریدگان خدا در آن غسل می‌کنند؛ آن‌وقت در آن شفای چشم‌زخم باشد؟! همانا شفای چشم‌زخم در قرائت سوره حمد، مُعَوِّذَتَیْن (سوره‌های فلق و ناس) و آیت‌الکرسی و همچنین دود کردنِ قُسط[5] [6] [7] ، مُرّ [8] و لُبان [9] است.»

امام رضا در این روایت، استفاده از غساله دیگران برای غسل را نهی کرده‌اند، زیرا ممکن است بیماری‌ها منتقل شود؛ ازاین‌رو بگذارید آب جریان پیدا کند، سپس غسل کنید؛ اگر در جایی مانند حمام که مقصود آن حوضی است که آب خزینه در آن جمع می‌شده و در آن غسل می‌کردند و اضافه‌ی آن به حوض کوچکی ریخته می‌شده است؛ امام از غسل در این حوض نهی کرده‌اند. درهرصورت آبی است که از آن غسل شده است؛ بنابراین اینجا نیز در مقام کراهت است و در مقام نجاست نیست؛ یعنی واضح است که نجاست، موضع نظر در روایت نیست، زیرا زانی و جنب از حرام نجس نیستند و نجاستشان ذاتی نیست؛ افزون بر این اگر غساله‌ای که در حوض جمع شده است مربوط به حوض کر باشد که دیگر غساله نیز نجس نیست، حتی اگر در آن رفته باشد، به‌علت کر بودن دیگر نجاست ندارد، بنابراین باید کمتر از کر باشد و بیشتر از آن نباشد؛ حال‌آنکه بیشتر این‌ها بیشتر از کر هستند. چون از مسلمات است که کر است؛ پس ورود غساله یهودی و نصرانی تأثیری ندارد و اگر قائل به‌نجاست آن‌ها باشیم، بازهم غساله آن‌ها که نجس نمی‌شود. پس می‌توانیم بگوییم این روایت و امثال آن در مقام بیان طهارت و نجاست اهل کتاب نیست.

مؤید داخل روایت

روایت عبدالله بن ابی یعفور

روایت عبدالله بن ابی یعفور که به‌عنوان مؤید بیان شد بخشی از یک روایت طولانی بود که در «علل الشرائع» آمده بود. شیخ صدوق در آنجا بابی را با عنوان «باب آداب الحمام» تأسیس کرده است و در آن به مستحبات و مکروهات حمام پرداخته است.

متن روایت

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ رَحِمَهُ اللَّهُ، قَالَ: حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ، عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُكَيْرٍ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِي يَعْفُورٍ، قَالَ: لَاحَانِي زُرَارَةُ بْنُ أَعْيَنَ فِي نَتْفِ الْإِبْطِ وَحَلْقِهِ فَقُلْتُ نَتْفُهُ أَفْضَلُ مِنْ حَلْقِهِ وَطَلْيُهُ أَفْضَلُ مِنْهُمَا جَمِيعاً فَأَتَيْنَا بَابَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ فَطَلَبْنَا الْإِذْنَ عَلَيْهِ فَقِيلَ لَنَا هُوَ فِي الْحَمَّامِ فَذَهَبْنَا إِلَى الْحَمَّامِ فَخَرَجَ عَلَيْنَا وَقَدْ أَطْلَى إِبْطَهُ فَقُلْتُ لِزُرَارَةَ يَكْفِيكَ قَالَ لَا لَعَلَّهُ إِنَّمَا فَعَلَهُ لِعِلَّةٍ بِهِ فَقَالَ فِيمَا أَتَيْتُمَا فَقُلْتُ لَاحَانِي زُرَارَةُ بْنُ أَعْيَنَ فِي نَتْفِ الْإِبْطِ وَحَلْقِهِ فَقُلْتُ نَتْفُهُ أَفْضَلُ مِنْ حَلْقِهِ وَطَلْيُهُ أَفْضَلُ مِنْهُمَا فَقَالَ أَمَا إِنَّكَ أَصَبْتَ السُّنَّةَ وَأَخْطَأَهَا زُرَارَةُ أَمَا إِنَّ نَتْفَهُ أَفْضَلُ مِنْ حَلْقِهِ وَطَلْيَهُ أَفْضَلُ مِنْهُمَا ثُمَّ قَالَ لَنَا اطَّلِيَا فَقُلْنَا فَعَلْنَا مُنْذُ ثَلَاثٍ فَقَالَ أَعِيدَا فَإِنَّ الِاطِّلَاءَ طَهُورٌ فَفَعَلْنَا فَقَالَ لِي تَعْلَمُ يَا ابْنَ أَبِي يَعْفُورٍ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ عَلِّمْنِي فَقَالَ: «إِيَّاكَ وَالِاضْطِجَاعَ فِي الْحَمَّامِ فَإِنَّهُ يُذِيبُ شَحْمَ الْكُلْيَتَيْنِ وَإِيَّاكَ وَالِاسْتِلْقَاءَ عَلَى الْقَفَاءِ فِي الْحَمَّامِ فَإِنَّهُ يُورِثُ دَاءَ الدُّبَيْلَةِ وَإِيَّاكَ وَالتَّمَشُّطَ فِي الْحَمَّامِ... َ وَإِيَّاكَ أَنْ تَغْتَسِلَ مِنْ غُسَالَةِ الْحَمَّامِ فَفِيهَا يَجْتَمِعُ غُسَالَةُ الْيَهُودِيِّ وَالنَّصْرَانِيِّ وَالْمَجُوسِيِّ وَالنَّاصِبِ لَنَا أَهْلَ الْبَيْتِ وَهُوَ شَرُّهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَتَعَالَى لَمْ يَخْلُقْ خَلْقاً أَنْجَسَ مِنَ الْكَلْبِ وَإِنَّ النَّاصِبَ لَنَا أَهْلَ الْبَيْتِ أَنْجَسُ مِنْه‌»[10] [11] ؛

عبدالله بن بكير، از عبدالله بن ابى يعفور نقل كرده كه گفت: زراره بن اعين درباره كندن و تراشيدن موى زير بغل با من به مخاصمه و منازعه برخاست، من گفتم: كندن آن افضل است از تراشيدن و داروى نظافت گذاردن از هر دو افضل است و او اين گفته را از من نپذیرفت، هر دو به اتّفاق به‌درب منزل امام صادق رفتيم، اجازه دخول گرفتيم، به ما گفتند: حضرت به حمام تشريف برده‌اند. پس به‌طرف حمام رفتيم، امام از حمام بيرون آمدند درحالی‌که زير بغلشان را دارو گذارده بودند. من به زراره گفتم: آيا فعل امام كفايت مى‌كند؟ زراره گفت: نه، چون ممكن است ایشان به‌خاطر جهتى اين كار را كرده‌اند. امام به ما فرمودند: براى چه شما اینجا آمديد؟ من عرض كردم: زراره بن اعين درباره كندن و تراشيدن موى زير بغل با من به‌ مباحثه و منازعه برخاسته است و من مى‌گويم: كندن از حلق افضل است و طلا نمودن از هر دو افضل است.

حضرت فرمودند: اما تو در اين سنت و حكم الهى به صواب رفته و زراره خطا كرده است، بدانيد كندن آن از تراشيدنش افضل و طلا نمودنش از هر دو افضل است، سپس به ما فرمودند: شما هم آن‌را طلا كنيد؛ يعنى دارو بگذاريد. عرض كردم: سه روز پيش اين كار را انجام داده‌ايم. امام فرمودند: اعاده كنيد، زيرا نوره كشيدن پاك‌كننده است، پس ما اين كار را كرديم، امام به من فرمودند: ياد بگير. عرضه داشتم: فدايت شوم، مرا تعليم فرماييد. امام فرمودند: از پهلو خوابيدن در حمام اجتناب نما، زيرا اين كار پيه كليه‌ها را آب مى‌كند و نيز از طاق‌باز و از خوابيدن در حمام اجتناب بكن، زيرا موجب زخم معده مى‌گردد و از شانه كردن در حمام حذر كن، زيرا باعث ريزش مو مى‌شود... امام فرمودند: «... و از شستن با غساله حمام اجتناب كن، زیرا در آن غساله يهودى، نصرانى، مجوسى و ناصب ما اهل‌بیت كه از همه فرقه و گروه‌ها بدتر است جمع شده است».

پس این روایت نیز مؤید دیگری است. همه این‌ها از آداب مکروهات و مستحبات سخن گفتند و ارتباطی با نجاست و طهارت ندارند؛ ازاین‌رو روایات قسم پنجم نیز از مقام استدلال افتادند.

 


[5] «قُسط: گیاهی دارویی با عطر خوش که در طب سنتی برای ضدعفونی کردن کاربرد دارد».
[8] - «مُرّ: صمغی با خاصیت ضد باکتریایی قوی»؛ (ر.ک: کتاب الماء، ج3، ص1187؛ شمس العلوم، ج9، ص6179).
[9] معجم مقائيس اللغة‌، ابن فارس، ج5، ص232.. «لُبان (کندر): صمغی که دود آن برای تقویت اعصاب و ضدعفونی محیط استفاده می‌شود»؛ (ر.ک: شمس العلوم، ج9، ص5987؛
هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo