1404/08/03
الثاني: حرمة دخول الكافر في المسجد - حول نجاسة وطهارة اهل الكتاب - الادلة في المقام - الاستدلال بالروايات - الطائفة الاولی: القسم الثالث (ما يدل علی النهي عن الاکل من آنيتهم)/الفصل الثاني: محرمات المسجد /أحكام المسجد
موضوع: أحكام المسجد/الفصل الثاني: محرمات المسجد /الثاني: حرمة دخول الكافر في المسجد - حول نجاسة وطهارة اهل الكتاب - الادلة في المقام - الاستدلال بالروايات - الطائفة الاولی: القسم الثالث (ما يدل علی النهي عن الاکل من آنيتهم)
بحث در بررسی ادلهای بود که بر نجاست کفار و اهل کتاب بهکار رفته بود. طایفهای از روایات برای نجاست اهل کتاب مورد استدلال واقع شده بود. آنها را به چند قسم تقسیم کرده بودیم؛ سه قسم را بررسی کردیم، اما در قسم سوم یک روایت باقی است که با دیگر روایات تفاوت دارد؛ ازاینرو نیاز بهتأمل دیگری دارد.
ادامه بررسی روایات دسته سوم (نهی استفاده از ظروف اهل کتاب)
روایت پنجم: صحیحه زراره
عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى الْيَقْطِينِيِّ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ فِي آنِيَةِ الْمَجُوسِ قَالَ: «إِذَا اضْطُرِرْتُمْ إِلَيْهَا فَاغْسِلُوهَا بِالْمَاء»[1] [2] ؛ از زراره روایت شده است که امام صادق درباره ظروف مجوس فرمودند: هرگاه ناچار بهاستفاده از آنها شدید، آنها را با آب بشویید.
شیخ صدوق این روایت را مرسل نقل کرده است[3] ، اما روایت در کتاب محاسن برقی به سند صحیح آمده است. پس این روایت ازجمله روایاتی است که مورد استدلال واقع شده است.
کیفیت استدلال
کیفیت استدلال نیز واضح است؛ امر به شستن در روایت بر نجاست اهل کتاب دلالت میکند، زیرا اگر نجس نمیبود امام به شستن امر نمیکرد.
ظاهر ابتدایی روایت ظهور در نجاست دارد، اما با تأمل در آن دانسته میشود این روایت بر نجاست دلالت نمیکند، بلکه میتواند بر طهارت دلالت کند. چگونه این خلاف با تأمل روشن میشود؟ امام بهطور مطلق نفرمودند: «فَاغْسِلُوهَا بِالْمَاء»، بلکه شستن را مقید به «اضطرار» کردند و فرمودند: «إِذَا اضْطُرِرْتُمْ إِلَيْهَا»؛ اگر مضطر بهاستفاده از ظروف آنها شدید؛ آب بکشید؛ یعنی در حال اختیار، حتی اگر آب هم بکشید اجازه استفاده از ظروف مجوسی و اهل کتاب را ندارید، اما در حال اضطرار بهشرط شستن میتوانید استفاده کنید. در حال اضطرار اگر مجبور شدید استفاده کنید آب بکشید وگرنه در حال اختیار اصلاً استفاده نکنید. این نکتهای است که با تأمل در روایت بهدست میآید.
اما سؤالی که اینجا مطرح میشود این است که چرا با وجود آب کشیدن نیز نمیتوان از ظروف آنها در حال اختیار استفاده کرد؟ زیرا اگر نجس شده است با آب کشیدن پاک میشود!
ممکن است اینگونه پاسخ دهیم که شاید مقید کردن «غَسل» بهحالت اضطرار از سوی امام بهخاطر این است که ایشان میخواهد بفرماید شما از روی اختیار حتی با شستن ظرفها و درحالیکه مضطر نیستید نباید به مجوسیها و ظروف آنها تمایل پیداکرده و سراغشان بروید و اگر مضطر شدید در این صورت بهجهت ابراز تنفر از آنها و دوری کردن از ایجاد محبت اهل کتاب در دل باید ظرفهای آنها را بشویید؛ بهعبارتدیگر بههیچوجه شما با آنها ارتباط نداشته باشید؛ به خانه آنها نروید، همسفره با شما نباشند و از غذایشان نخورید؛ اگر در جایی مجبور به این کار شدید ظرف آنها را آب بکشید که تنفر خود را نسبت بهاهل کتاب و عقیدهشان اظهار کنید.
پس بااینکه این روایت از جهت سند صحیحه است، اما نمیتواند از حیث دلالت بر نجاست اهل کتاب مورد استدلال واقع شود، بلکه میتواند بر طهارت آنها دلالت داشته باشد؛ یعنی شما در حال اختیار بههیچوجه از ظروفشان استفاده نکنید و اگر غَسل لازم باشد آنها را آب بکشید و استفاده کنید؛ آب کشیدن تأثیری در نجاست و طهارت ندارد؛ پس این نشانهای برای اظهار تنفر است و در حال اضطرار نیز که امر به شستن شده است؛ بازهم نشانه این است که ما در عقاید و رفتار با شما تفاوت داریم؛ پس این روایت نمیتواند برای قائلان نجاست اهل کتاب مورد استدلال واقع شود. بیشتر روایات قسم سوم از جهت سند صحیحه بودند، اما در دلالت آنها نسبت بهنجاست اهل کتاب خدشه شد.
بررسی قسم چهارم: نهی از خوردن نیمخورده (سؤر) اهل کتاب
قسم دیگری از روایات که قائلان بهنجاست اهل کتاب بر آنها استدلال کردند درباره نهی از خوردن نیمخورده اهل کتاب است؛ بهعبارتدیگر از چیزی که به دهان آنها خورده است استفاده نشود. اکنون بهبررسی این قسم از روایات میپردازیم.
روایت نخست: صحیحه سعید بن اعرج
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ سَعِيدٍ الْأَعْرَجِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عَنْ سُؤْرِ الْيَهُودِيِّ وَالنَّصْرَانِيِّ فَقَالَ: «لَا»[4] ؛ سعید بن اعرج گفت از امام صادق درباره [استفاده از] نیمخورده [آب یا غذا] یهودی و نصرانی سؤال پرسیدم؛ ایشان فرمودند: خیر، [استفاده نکن].
در سند این روایت «سَعِيدٍ الْأَعْرَجِ» آمده است که همان «سَعِيدِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَن» است؛ درهرصورت روایت مقبولی است. این روایت در بابی با عنوان «بَابُ الْوُضُوءِ مِنْ سُؤْرِ الْحَائِضِ وَالْجُنُبِ وَالْيَهُودِيِّ وَالنَّصْرَانِيِّ وَالنَّاصِب» بیان شده است. اگر آنها مقداری آب خوردند و بقیه را استفاده نکردند؛ آیا میشود با نیمخورده آنها وضو گرفت یا نه؟ حکم وضو با این آب چیست؟
کیفیت استدلال
کیفیت استدلال بهروایت اینچنین است که چون اهل کتاب نجس هستند، امام از خوردن نیمخورده آنها نهی کرده است. این نهی مطلق است و شامل همه موارد ازجمله، خوردنیها، نوشیدنیها و وضو نیز میشود، اما آنچه با تأمل در روایت و مانند آن ظاهر میشود این است که مسئله نیمخورده (سؤر) با مسئله طهارت و نجاست متفاوت است. در اینجا دو بحث داریم: 1. طهارت و نجاست؛ 2. نیمخورده (سؤر). بهتحقیق نیمخورده حیوان نجس العین همانند خودش نجس است، اما درباره نیمخورده دیگر حیوانات اینچنین فرمودند: نیمخورده حیوانات حرامگوشت جز سگ و خوک مکروه است [5] ؛ به این کراهت برخی افراد همچون ولد الزنا [6] و حائض [7] افزوده شده است؛ البته اینها نجس نیستند، اما نیمخوردهشان مکروه است؛ پس حیوانی که خودش نجس است؛ حتماً نیمخوردهاش نیز نجس است؛ پس دلیلی ندارد که سعید اعرج از امام صادق درباره نیمخوردهی موجودی سؤال کند که نجس است، تکلیف اینها مشخص است، اما در مقابل حیواناتی داریم که نجس نیستند، اما در بسیاری از موارد از نیمخوردهشان نهی شده است و حکم بهکراهت دادهاند، حتی درباره حائض و جنب، نجاست اینها باطنی است و با غسل برطرف میشود و با دست زدن به بدن آنها دست شما نجس نمیشود؛ پس خود این روایت دلالتی بر نجاست نمیکند، بلکه شاید گفته شود که بر طهارت نیز دلالت میکند؛ یعنی سائل بااینکه بهطهارت آنها اعتقاد داشته است، اما درباره استفاده از نیمخورده اهل کتاب سؤال میکند و امام نیز استفاده از آنرا نهی کرده و قائل بهکراهت شدهاند؛ این حکایت از نجاست و طهارتشان نمیکند. شاید قائل بهدلالت بر طهارت شویم، اما روایت دلالتی بر نجاست ندارد و سؤال از نیمخورده در روایت نیز ازاینجهت بوده است که خود نیمخورده آثار و احکام خاصی دارد که آنها ارتباطی بهباب طهارت و نجاست ندارد؛ بنابراین افزون بر این نکته ممکن است بگوییم سائل از طهارت آنها باخبر بوده است، اما از نیمخورده آنها سؤال کرده است، وگرنه اگر بهنجاست آنها آگاه بود، سؤال از نیمخورده آنها معقول نبود.
مؤید روایی
همچنین در این روایت از یهودی و نصرانی سؤال شده است، اما در روایات دیگر ولد الزنا و حائض را نیز به این مجموعه افزودهاند؛ مانند روایت زیر که مؤید مطلب بالاست:
أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَيُّوبَ بْنِ نُوحٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ «أَنَّهُ كَرِهَ سُؤْرَ وَلَدِ الزِّنَا وَ سُؤْرَ الْيَهُودِيِّ وَ النَّصْرَانِيِّ وَ الْمُشْرِكِ وَ كُلِّ مَا خَالَفَ الْإِسْلَامَ وَ كَانَ أَشَدَّ ذَلِكَ عِنْدَهُ سُؤْرُ النَّاصِب» [8] ؛
وشاء از امام صادق نقل کرد که فرمودند نیمخورده ولد الزنا، یهودی، نصرانی، مشرک و هر آنکه با اسلام مخالف دارد، مکروه است و شدیدترین این موارد نیمخورده ناصبی است.
نتیجهگیری
پس این روایات در مقام بحث نیمخورده است و در مقام طهارت و نجاست نیست. امام، ولد الزنا را با یهودی، نصرانی و مشرک در یک سطح قرار داده و از نیمخورده آنها نهی کرده است و با وجود طهارت برخی و نجاست برخی دیگر فرموده است از نیمخورده اینها استفاده نشود.
پس این روایت بر کراهت کارشان دلالت دارد و بر نجاست دلالتی ندارد؛ بنابراین میتوانیم بگوییم این روایات از بحث ما خارج است و نمیتواند بهعنوان دلیل برای قائلان نجاست اهل کتاب بهکار رود.