1404/11/12
بسم الله الرحمن الرحیم
بررسی ادله خبر واحد از منظر محقق نائینی/خبر واحد /امارات و حجج
موضوع: امارات و حجج/خبر واحد /بررسی ادله خبر واحد از منظر محقق نائینی
بحث و تحقیق در بارهی تعبد به خبر واحد از منظر محقق نائینی:
گفته شد که محقق نائینی در کتاب اجود التقریرات، ج3، ص181-191 میفرماید: برای اثبات حجیت خبر واحد به ادلهی اربعه استناد شده است. دلیل اول آیات قرآن است. آیه اول که آیه نبأ بود بیان شد و فرمود دلالت این آیه بر مطلوب کامل است.
آیه دومی که مورد استناد قرار گرفته است آیه نفر است. ﴿وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنفِرُواْ كَآفَّةً فَلَوْلاَ نَفَرَ مِن كُلِّ فِرْقَةٍ مِّنْهُمْ طَآئِفَةٌ لِّيَتَفَقَّهُواْ فِي الدِّينِ وَلِيُنذِرُواْ قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُواْ إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ﴾[1] محقق نائینی در همان منبع، ص189-192 میفرماید: در این آیه کلماتی است مثل کلمه تفقه که هر چند در صدر اسلام به معنای دیگری بوده است و در تاریخ اخیر معنای آن فرق کرده است؛ ولی این مقدار فرق اختلاف در معنای تفقه ایجاد نمیکند. تفقه همان تفقه است. کلمه انذار که آمده است اختصاص به انذار خاصی ندارد که در بارهی اصول عقاید باشد یا در بارهی فروع، بلکه انذار اطلاق دارد و فرق هم نمیکند از سوی وعاظ باشد با تخویف باشد یا نباشد شامل نقل روایت و نقل فتوا هم میشود. کلمه لعل که آمده است و گفته میشود منصرف از معنای حقیقی است، این گونه نیست. انصرافی وجود ندارد. لعل در ادب و بیان موقعی که در مرحلهی تعلیل قرار گیرد فایده اش ارتباط مابعد آن به ما قبل آن خواهد بود. در این آیه هم این مطلب دیده میشود و نیازی به انسلاخ نداریم. در نتیجه منظور از تحذر که از کلمه «لعلهم یحذرون» فهمیده میشود تحذر نفسانی نیست که مفید فایده نباشد؛ بلکه منظور از آن تحذر خارجی است؛ یعنی عمل به قول منذر نماید. علت انذار واجب، تحذر است. بنابراین نتیجه اش قبول روایت از راوی و قبول فتوا برای مقلد از مجتهد میشود؛ بلکه دلالت این آیه اقوا از دلالت آیه نبأ است؛ چون نه نیاز به مفهوم داریم و نه آن اشکالاتی که در آیه نبأ بود، اینجا وجود دارد. پس آیه نفر هم دلالتش بر مطلوب کامل است.
به آیات دیگری از قبیل آیه سؤال، کتمان و آیه ایمان که مورد استناد قرار گرفته، هیچ کدام دلالت بر مطلوب ندارند. لذا استناد به آن در جهت اثبات مدعا جا ندارد، چون دلالت شان بر حجیت خبر کامل نیست.
استدلال به روایات:
روایات که در طوائف متعددی است، عمدتا چهار طائفه دلالت دارند بر این که تعارضات روایات را معالجه کنید. در روایات علاجیه آمده که به خبر ثقه اعتماد شود. دسته ی دوم دلالت دارند بر این که احکام و تمامی مسائل را از روایات استفاده کنید. طائفه سوم ارجاعات است که ائمه علیهم السلام به روایان خاصی ارجاع داده اند. طائفه چهارم روایاتی است دال بر این که به خبر واحد اعتماد میشود. به طور کلی آنچه که نکتهی جوهری دیده میشود این است که میفرماید: از روایات که استفاده کنیم باید در حد تواتر باشند و اگر نه مستلزم دور میشود چون حجیت خبر واحد متوقف بر حجیت خبر میشود و بر عکس. پس باید روایات مورد استناد در حد تواتر باشند تا اثبات حجیت خبر واحد با آن مستلزم دور نشود.
اقسام تواتر:
تواتر بر سه قسم گفته شده است: یکی تواتر لفظی که روایات در حد کثیری باشد که عادتا تواطوء ناقلان آن بر کذب ناممکن باشد. در تواتر لفظی، لفظ و معنا متحد اند؛ مثل حدیث ثقلین که کثرت نقل آن در حدی است که اجتماع بر کذب در آن محال است.
دیگری تواتر معنوی است و آن این است که الفاظ متعدد است و معنا متحد است. تعابیر مختلف است و معنا یکی است ( و کل الی ذاک الجمال یشیر) مثل شجاعت امیرالمؤمنین علیه السلام که با عبارات مختلفی بیان شده است؛ مانند فاتح بدر، فاتح حنین، هیچگاه ترس و لرزشی در چهره اش دیده نمیشد و ... این تعابیر شجاعت را بیان میکنند.
سوم تواتر اجمالی است که لفظ و معنا متعدد است و از ضمن این روایات کثیر که به نحوی باهم ارتباط دارند، کشف میشود که یک روایت در جمع آن، حد اقل از معصوم صادر شده است.
تحقیق این است که در تواتر اجمالی اگر همهی روایات یک نقطهی مشترک را بیان کنند؛ مثل شجاعت، تواتر معنوی میشود و درست است و اگر اعتبار یک روایت را اعلام کند، خبر واحد است و تواتر نیست و تواتر اجمالی در حقیقت تواتر نیست؛ بلکه اثبات اعتبار به توسط قرائن نسبت به خبر واحد است.
طوائفی که در بارهی حجیت خبر آمده است، یک قدر متیقن دارند و آن خبر ثقه است. ممکن است که بگوییم اعتبار خبر ثقه مورد تواتر است. بنابراین تواتر معنوی است و مورد آن خبر ثقه است. پس از روایات به صورت تواتر معنوی اعتبار خبر ثقه استفاده میشود.
استدلال به اجماع:
دلیل سوم اجماع است. محقق نائینی میفرماید: اجماع به صورت مختلفی تقریر میشود؛ یکی اجماع قولی که اقوال فقهاء است و یک محقق تمام آن را فحص کند از زمان حال تا زمان شیخ طوسی. چنین اجماعلی اولا کار مشکلی است و ثانیا این اجماع ممکن است برگرفته از مدارک مختلفی باشد و کاشف بودن آن از قول معصوم کار مشکلی است.
تقریر دوم اجماع عملی است که علماء و اصحاب به خبر واحد عمل کرده اند. این ادعا ممکن است درست باشد ولی در حد یک اجماع کاشف از قول معصوم نیست.
استدلال به سیره:
سیره را میفرماید به سیره مسلمین و سیره متشرعه و سیره عقلاء منقسم میشود؛ اما آنچه برای اثبات خبر واحد مفید و مؤثر است سیره عقلاء است که از صدر اول (زمان معصوم) تا به حال بین عقلاء این سیره و این راه و رسم ادامه و استمرار داشته است و امضاء آن قطعی است. پس سیرهی که چنین باشد از اعتبار برخوردار است و نسبت به اعتبار خبر ثقه مستقر است. عقلاء در تعاملات شان و در تمام امور زندگی شان به خبر ثقه اعتماد دارند و برای آن اعتبار قائل اند. این راه و روش مشهود امضاء هم شده است و لذا مستند حجیت خبر ثقه است.
اشکال: آیات ناهیه مثل ﴿اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ﴾[2] و ﴿وَلاَ تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ﴾[3] از اکتفاء به مدرک غیر علمی نهی کرده است.
جواب: نهی در این آیات، نهی از مورد ظنون غیر معتبره است و اما اگر کسی به سیره عمل کند، سیره یک اعتبار عقلائی دارد و یک مدرک غیر معتبر نیست. آیات ناهیه از اعتماد به یک مدرک غیر معتبر نهی میکند و سیره یک مدرک معتبر عقلائی است و از صدر تا به حال بوده و این آیات به سیره اصلا تعلق نمیگیرند. بنابراین بر اساس سیره عقلاء، حجیت خبر واحد کامل و تمام است.
استدلال به دلیل عقلی:
دلیل چهارم دلیل عقلی است که دلیل عقلی به طور کل عبارت است از ادراک عقل برای انجام تکلیف از طریق خبر واحد. ادلهی عقلی قدر جامعش این است.
جوابی که محقق نائینی میدهد این است که درست است که راه همین است؛ ولی انحصار به آن ندارد؛ چون احتیاط هم ممکن است و راه دیگری هم باز است. بنابراین دلیل عقلی به بار نمینشیند.
در نتیجه بر اساس رأی محقق نائینی خبر ثقه اعتبار دارد و مستند آن آیه نبأ، آیه نفر، روایات و سیره است.