« فهرست دروس
درس خارج اصول استاد سید کاظم مصطفوی

1404/11/08

بسم الله الرحمن الرحیم

 ادله عقلی تعبد به خبر واحد از منظر محقق خراسانی/خبر واحد /امارات و حجج

 

موضوع: امارات و حجج/خبر واحد / ادله عقلی تعبد به خبر واحد از منظر محقق خراسانی

 

بحث و تحقیق در باره‌ی تعبد به خبر واحد از منظور محقق خراسانی:

گفته شد که یکی از مستندات برای حجیت خبر، سیره عقلاء است. این سیره شرایط اعتبار خودش را دارد که داشتن استمرار و عدم ردع است. در انتهای این مطلب یک اشکالی مطرح می‌شود و آن این است که گفته می‌شود اثبات حجیت خبر به وسیله‌ی سیره‌ی عقلاء مستلزم دور می‌شود. دوری که اینجا اعلام می‌شود به این صورت است که گفته می‌شود اعتبار سیره توقف دارد بر عدم ردع به وسیله‌ی آیات ناهیه و در مقابل عدم ردع به وسیله‌ی آیات ناهیه، توقف دارد بر اعتبار سیره و مخصصیت آن؛ بنابراین نسبت به حجیت خبر هم دور تصور می‌شود. در جواب این اشکال گفته می‌شود که در اینجا دور کامل نیست؛ برای این که عدم رادعیت آیات ناهیه توقف دارد بر مخصصیت سیره یا بر اعتبار سیره؛ اما اعتبار سیره توقف دارد بر عدم ثبوت ردع، نه بر ثبوت عدم ردع، دور وقتی لازم خواهد آمد که توقف بر ثبوت عدم ردع داشته باشد؛ در حالی که عدم ثبوت ردع کافی است. سیره اگر جریان و استمرار داشته باشد و تحققش عینی باشد، به آن اعتنا می‌شود و ردع که وجود نداشته باشد کافی است. عدم ردع عقلاً کافی است و نیاز به ثبوت عدم ردع نداریم، پس دوری در کار نیست.

در نتیجه تا به اینجا به این حقیقت رسیدیم که سیره عقلاء یکی از مستندات درست و قابل التزام برای حجیت خبر ثقه است. عقلاء در سیره خود اعتماد به هر خبری ندارند؛ بلکه اعتماد به خبر ثقه دارند. پس آنچه که از بیان محقق خراسانی در جهت حجیت خبر ثقه به دست آمد کافی خواهد بود.

دلیل عقلی:

دلیل چهارم برای اثبات حجیت خبر ثقه دلیل عقلی است. در این باره به سه وجه و مسلک توجه می‌شود و مورد بررسی قرار می‌گیرد که در حقیقت هر کدام یک صورتی از مسأله عقلیه به حساب می‌آید. به عبارت دیگر هر کدام یک صورتی از حکم عقل در جهت اثبات حجیت خبر ثقه است.

صورت اول: گفته می‌شود که بدون شک روایات منقول از اهل بیت علیهم السلام در حد روایات معتبر، به آن اندازه است که باعث شود علم اجمالی منحل گردد؛ چون علم اجمالی به تکالیف داریم و بعد می‌گوییم علم اجمالی به تکالیف در حد وسیعی است که به آن علم اجمالی کبیر گفته می‌شود و این علم اجمالی، توسط روایات معتبر منحل می‌شود. به این ورایات مراجعه می‌کنیم و تنها راه به دست آوردن احکام روایات است و عقل حکم می‌کند که ما تکالیفی داریم و راه به دست آوردن تکالیف همین روایات معتبره است. وقتی علم اجمالی منحل شد، چیزی که بعد از انحلال باقی بماند شک بدوی می‌شود و مورد برائت است. لذا از لحاظ عقلی باید به روایات تمسک کنیم و از آن استفاده کنیم که تنها راه به دست آوردن تکالیف همین روایات است و کافی هم باشد.

محقق خراسانی می‌فرماید: این استدلال مطلوب را ثابت نمی‌کند. مطلوب این است که به خبر واحد تعبد به عمل آید؛ به عبارت دیگر مدعا این است که حجیت خبر واحد ثابت شود اطلاقاً، موجب علم بشود یا نشود؛ اما این استدلالی که شما در نظر گرفتید فقط می‌تواند تا این حد اثر گذار باشد که به این روایات در جهت به دست آوردن احکام تمسک کنیم؛ اما کار تمام نمی‌شود و بعد از آن به مدارک دیگر از قبیل امارات و قواعد هم باید احتیاطاً عمل کنیم آن هم تا جایی که مفاد روایات اثبات حکم باشد و اگر دیدیم که مفاد روایات نفی حکم است الزامی در کار نخواهد بود. جواز دارد که به آن روایات ناهیه هم عمل شود؛ ولی در صورتی که آن روایات نافیه اصل حاکمی از قبیل اصالة الاشتغال نداشته باشد مثل روایتی بگوید سوره در نماز واجب نیست و اصل اشتغال می‌گوید سوره را انجام بده. بنابراین روایات نافیه به مشکلی بر می‌خورد یا استحصاب حاکم داشته باشیم؛ مثلا اصل طهارت را طبق روایت جاری کنیم و نفی نجاست کنیم ولی استصحاب نجاست اگر در کار باشد به روایت نافیه تمسک نمی‌شود. پس مدعا به این شیوه ثابت نمی‌شود. مدعا تعبد به خبر واحد است، مثبت باشد یا نافی، مفید علم باشد یا نه، پس از این دلیل تعبد به خبر واحد به دست نمی‌آید.

صورت دوم از وجوه عقلیه عبارت است از رأی و نظر فاضل تونی که یکی از صاحب نظران اصولی است و کتابی دارد تحت عنوان الوافیه فی الاصول، در صفحه 159 می‌فرماید: در احکام شرع یک احکام ضرویه و قطعیه داریم؛ مثل وجوب نماز، صوم، حج و ... که اجزاء و شرائط دارند و اجزاء وشرائط آن عمدتاً از طریق خبر واحد به اثبات می‌رسد تا بدانجا که اگر خبر واحد را از اعتبار ساقط کنیم نفی جزء و شرط از این احکام اولیه موجب سلب ماهیت از این حقایق می‌شود و این حقایق صدمه ماهوی می‌بینند؛ پس به حکم عقل هر خبر واحدی که برای ما حکمی را بیان کند باید به آن اعتماد کنیم تا این بنیان‌ها صدمه نبیند.

محقق خراسانی در جواب می‌فرماید این استدلال هم مدعا را ثابت نمی‌کند. مدعا اثبات حجیت خبر اطلاقا است، موجب علم بشود یا نه؛ اما این استدلال شما مدعا را ثابت نمی‌کند. مدعا اثبات حجیت مطلق خبر است. مقتضای این مسلک این است که هر روایتی که مثبت جزئیت و شرطیت باشد باید به آن تمسک کنیم تا آن احکام و بنیادهای اصلی به توسط اشکالی در جزء و شرط، صدمه نبیند. اما اطلاقا حجیت خبر را به اثبات نمی‌رساند. در نهایت می‌فرماید در این باب هم باید از احتیاط استفاده کنیم. احتیاط مساوی با حجیت خبر واحد نیست.

صورت سوم عبارت است از وجهی که محقق اصفهانی (شیخ محمد تقی اصفهانی برادر صاحب فصول) در کتاب هدایة المسترشدین، ص317 می‌فرماید: ما یقین داریم که احکام الله «تستمر الی الابد» تا روز قیامت این احکام باقی است و پیامبر (ص)، پیامبر خاتم است و دینش هم دین کامل و جامع و خاتم و تا ابد است و این احکام هم مدرک اصلی آن کتاب و سنت است. کتاب و سنت دو تا مدرک اصلی و اجماع و عقل مدارک فرعی و مؤیدات اند. به کتاب که مراجعه کنیم کلیاتی دارد و در حدی است که قواعد کلی را بیان می‌کند؛ مثل واجبات اصلی صوم، صلاة و ... شرح مسأله و بیان کامل از طریق سنت است. بنابراین در حقیقت سنت کامل ترین مستند برای ما در جهت اثبات و به دست آوردن احکام الهی خواهد بود. این نکته بنیاد برای حکم عقل است. عقل حکم می‌کند که ما از روایات حاکی از سنت استفاده کنیم.

پس از آن که عقل حکم کرد که از این روایات استفاده کنیم در وادی استفاده می‌بینیم هر مقداری از روایات که اعتبار بالایی برخوردار بود و قدر متیقنی وجود داشت و صحاح و معمول بها بود و از لحاظ سند دارای اعتبار و از لحاظ عمل مورد عمل اصحاب بود، استفاده می‌کنیم تا این حد استفاده عملی از روایت می‌شود و اگر استفاده عملی وافی نبود و به جایی رسیدیم که روایات عملی نیستند، به طور طبیعی به حکم عقل به روایات ظنیه باید تمسک کنیم و آن روایات عبارت است از خبر واحد ثقه که هر چند موجب علم نمی‌شود؛ ولی با آن هم اعتبار خواهد داشت.

محقق خراسانی می‌فرماید این استدلال هم به بار نمی‌نشیند؛ برای این که از ذیل کلام خود محقق اصفهانی استفاده می‌شود که اول روایات معتبر باشد و اگر نبود، راویات موجب ظن باشد و اگر آن هم نبود، احتیاط شود؛ پس اصل حجیت خبر به طور مطلق از این طرحی که ارائه فرموده به دست نمی‌آید؛ لذا کار به احتیاط منجر می‌شود. اگر سنت معتبر نبود، باید احتیاط کرد. اما اعتماد به خبری که از اعتبار برخوردار نیست و فقط مفید ظن باشد، این اعتبار ثابت نیست. بنابراین اعتماد به چنین خبری خالی از اشکال نخواهد بود. خبر مفید ظن است از باب ظن مطلق دلیلی بر اعتماد به آن نداریم. پس اگر از روایات معتبر چیزی استفاده شد، فهو المطلوب و اگر امارات و قواعد بود از آن استفاده شود و اگر آن هم نبود، احتیاط باید کرد. پس حجیت خبر با مبنای محقق اصفهانی قابل اثبات نیست.

 

logo