« فهرست دروس

درس خارج اصول استاد سید کاظم مصطفوی

1400/08/16

بسم الله الرحمن الرحیم

مجمل و مبين از منظر محقق خراساني و سيدنا الاستاد/معناي مجمل و مبين /مجمل و مبين

 

موضوع: مجمل و مبین/معنای مجمل و مبین /مجمل و مبین از منظر محقق خراسانی و سیدنا الاستاد

 

بحث و تحقیق در باره‌ی مجمل و مبین:

تا حدودی معنای مجمل و مبین گفته شد و به‌طورکلی مجمل و مبین دو تا لفظی است مربوط به دلالت الفاظ که در اصطلاح اصول، مجمل و مبین است و در اصطلاح متکلمین، مشابه آن عبارت است از محکم و متشابه و در اصطلاح بدیع و بیان، مشابه آن عبارت است از ایجاز و اطناب.

در ابتدا و در بحث مقدمات حکمت گفتیم که مولی در مقام بیان باشد، نه در مقام اجمال و اهمال و اجمالی و اهمالی را که توضیح دادیم مربوط بود به متکلم و مصدر و در اینجا راجع به آنچه صادر شده است بحث می‌کنیم.

این مجمل و مبین، در اصطلاح صاحب‌نظران بعد از تطور؛ مثل شیخ انصاری در کتاب مطارح الانظار، ج2، ص295 – 315 مفصل بحث شده و مقرر آن در آخر بحث گفته «ولعمري نعم ما أفاد ممّا لم يسبقه[1] » کسی او را در این بحث طولانی سبقت نگرفته است و محقق خراسانی در یک صفحه بحث کرده است. شیخ انصاری عمدتا در مورد الفاظ مجمل و مبین بحث کرده است و گفته که آیه‌ی سرقت اجمال ندارد؛ زیرا دوکلمه در آن موردبحث قرار گرفته یکی کلمه «قطع» که به معنای ابانه است و در لغت و عرف واضح است و دیگری کلمه «ید» است که به معنای کل عضو است و توسط دلیل جداگانه در برخی از این عضو به کار می‌رود. همین‌طور است آیه ﴿احلت لکم بهیمة الانعام﴾[2] که در آن حلیت به‌تناسب حکم و موضوع به معنای «أکل» است. در «لا صلاة الا بطهور[3] » و ... اصل «لا» حقیقت در نفی جنس است؛ اما با قواعد صحیح و اعم و قرائن خارجی نفی آثار فهمیده می‌شود و آن هم نفی کل آثار بدون تبعیض و تفکیک.

رأی و نظر محقق خراسانی:

محقق خراسانی در کتاب کفایةالاصول می‌فرماید: مجمل آن است که لفظ در یک معنا ظهور نداشته باشد و مبین آن است که لفظ در یک معنا ظهور دارد و قالب برای معنا است. این مجمل و مبین در آیات و روایات هم زیاد وارد شده است و به همان آیات و روایاتی که شیخ انصاری ذکر نمود؛ مثل آیه سرقت و ... اشاره‌ی کوتاهی دارد.

بعد می‌فرماید: اثبات مجمل و مبین برهانی نیست؛ بلکه راه اثبات آن، وجدانی است و باید به وجدان مراجعه کنیم که در حقیقت تحقیق میدانی می‌شود یا فحص در مقام استعمال که کار به فهم و عدم فهم عرف منتهی می‌شود.

بعد می‌فرماید: مجمل و مبین از اوصاف اضافی است، نه اوصاف حقیقی. حقیقی چیزی است که در مورد و جای خودش ثبت شده است و جا به جا و بالا و پایین نمی‌شود و معنای اضافی این است که با توجه به شرایط و اوضاع و خصوصیات جا به جا و بالا و پایین می‌شود. ممکن است لفظی برای عده‌ی که آن را می‌داند مبین باشد و برای برخی که آن را نمی‌داند مجمل باشد.

بعد می‌فرماید: در باره‌ی موارد مجمل و مبین بحث طولانی صورت گرفته است که نیاز به بحث در اینجا نیست.

محقق نائینی نه در «اجود التقریرات» و نه در «فوائد الاصول» بحث مجمل و مبین را متعرض نشده است.

سیدنا الاستاد در کتاب محاضرات، ج4، ص555 می‌فرماید: مجمل و مبین مصطلح جدید و اختراعی در اصول نیست؛ بلکه به همان معنای لغوی‌شان در اصول به کار می‌رود. مبین یعنی آنچه که واضح و روشن است و مجمل یعنی آنچه که واضح و روشن نیست. در بحث نصوص و رجال، مجمل در برابر ظاهر قرار می‌گیرد و همین معنا در اصول به ثبت رسیده است.

بعد می‌فرماید: مجمل و مبین دو قسم است: حقیقی و حکمی؛

مجمل حقیقی آن است که ارده‌ی استعمالی مولی یا اراده‌ی استعمالی واضع نسبت به یک لفظ معلوم نباشد و در خود اراده استعمالی (خود دلالت لفظ بر معنا) ابهام وجود داشته باشد؛ مثل کلمه «صعید»، «غنا» و «عرش».

مجمل حکمی آن است که حقیقت اراده‌ی استعمالی مشکلی ندارد؛ اما در باره‌ی مراد جدی تردید وجود دارد.

مجمل حقیقی به دو قسم است:

1- لفظ مشترک؛ مثل لفظ «قرء» که مجمل حقیقی ذاتی است.

2- مجمل حقیقی بالعرض؛ مثل یک کلامی که محفوف به قرینه باشد و آن قرینه برای مخاطب ابهام ایجاد کند که مراد مولی چیست و این کلمه دلالتش چیست؟

مجمل حکمی در جایی است که مخصص مجمل باشد؛ مثل «اکرم العلماء» و «لاتکرم زید العالم» که زید که مردد باشد بین زید بن عمر و زید بن خالد و اجمال در متعلق مخصص است.

پس می‌فرماید: در باره‌ی مجمل و مبین ضابطه و قاعده نداریم؛ بلکه نظر عرف متبع است؛ اگر عرف بگوید مبین است همان می‌باشد و اگر مجمل بگوید همان است. منظور از این عرف، عرف عام می‌شود نسبت به الفاظ مربوط به عموم مردم و عرف خاص است نسبت به الفاظ متخصصین. شرط اعتبار عرف دو چیز است: وحدت در فهم عموم و نبود دلیل و قرینه بر خلاف.

تحقیق این است که مجمل و مبین از لحاظ معنا مشکلی ندارد؛ مبین چیزی است که ظهور در معنا داشته باشد و مجمل چیزی است که ظهور در معنا ندارد و محتملات دارد و یا اصلاً احتمالی وجود ندارد و راهی برای کشف معنا از طریق لفظ از اساس یا بر اساس وجود احتمالات، وجود ندارد؛ اما مجمل همان‌طوری که محقق قمی فرمود: در کتاب و سنت آمده و عقلاً و شرعاً مانعی ندارد؛ اما این که چرا آمده است و چه راهی دارد که از مجمل بیرون بیاییم؟ سؤالی است که در ادامه به پاسخ‌دادن از آن می‌پردازیم: اما این که چرا آمده، طرق متعدد است، یا مخاطب آشنا بوده یا وضعیت اقتضا می‌کرده یا برای رعایت سجع و امور بلاغی بوده است؛ اما خود مجمل همان‌طوری که در مثال گفته بودیم که خبر ضعیف، تا ضعیف می‌گوییم از دایره‌ی اعتبار ساقط نیست و لفظ مجمل هم از دایره‌ی اعتبار ساقط نیست و جزء الفاظی است که باید به آن توجه کرد؛ امّا برای کشف معنای حقیقی از آن مقدماتی می‌طلبد. خود همین قدرت استنباط و رسیدن به درجه‌ی اجتهاد، یکی از راه‌هایی که به حل مجمل توسط مجتهد می‌انجامد. یکی از راه‌هایی که می‌توان مجمل را روشن ساخت و از ابهام بیرون آورد، کمک‌گرفتن از کلمات و بیانات مسانخ در معنا و مشابه در لفظ در جاهای دیگر است و یا از صدر و ذیل کلام باید استفاده کرد؛ لذا همه‌ی کلمات با دید ابتدائی با آدم سخن نمی‌گوید و باید صدر و ذیل آن را دید، مقدمات و متأخرات آن را دید و کاربردش را در موارد مختلف دید و تفسیر موضوعی نمود. تفسیر موضوعی این است که یک لفظ اگر ابهام داشته باشد، جاهای متعددی را می‌گردیم و کلمات را کنار هم قرار هم می‌دهیم تا مراد روشن شود. اگر یک محقق بخواهد مجمل را روشن کند، باید مشابه و مسانخ آن را پیدا کند و صدر و ذیل را ببیند؛ مثلاً در کتاب وسائل باب 1، حدیث 6 از سکونی آمده: «الماء یطهر و لا یطهر[4] » در متن قدیم اعراب نیامده و اعراب را معربین گذاشته‌اند. شیخ طوسی می‌فرماید: «الماء یطهر و لا یطهر کالمطلق و المضاف» و با این بیان اجمال از بین می‌رود.

طبری و دیگر مترجمین آیه ﴿وَ لاٰ تَكُنْ لِلْخٰائِنِينَ خَصِيماً﴾[5] را چنین ترجمه کرده: در داوری جانب دار خیانت کاران مباش، صدر آیه می‌گوید: ﴿إِنّٰا أَنْزَلْنٰا إِلَيْكَ اَلْكِتٰابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ اَلنّٰاسِ بِمٰا أَرٰاكَ اَللّٰهُ وَ لاٰ تَكُنْ لِلْخٰائِنِينَ خَصِيماً﴾ شما در محاکمه آنچه را که حکم خدا است بگویید، اگر آدم حساسی هستید و از خائنین بد تان می‌آید، این امر باعث نشود که با آنان از در خصومت برخورد کنید و از طریق خصومت وارد شوید.

 


هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo