« فهرست دروس
درس تفسیر استاد سیدمحمد میراحمدی

1404/10/30

بسم الله الرحمن الرحیم

ریشه ها و عوامل غفلت/غفلت /تفسیر موضوعی

 

موضوع: تفسیر موضوعی/غفلت /ریشه ها و عوامل غفلت


در ادامه سلسله مباحث مربوط به ریشه‌ها و عوامل غفلت، هشتمین عامل تحت عنوان «آرزوهای طولانی» مورد بررسی قرار می‌گیرد. پیش از ورود به بحث اصلی، تامل در وضعیت انسان در مواجهه با این عوامل ضروری است. با مرور هشت عاملی که تاکنون مطرح شده، درمی‌یابیم که انسان از تمامی جهات (یمین، یسار، امام، خلف، فوق و تحت) در محاصره عوامل غفلت قرار دارد. وضعیت انسان مؤمن همانند بره‌ای است که توسط گرگ‌های خطرناک احاطه شده باشد. این مسئله دشواریِ حفظ ایمان و ضرورت هوشیاری دائمی در مسیر دینداری را نمایان می‌سازد؛ حقیقتی که مصداق بارز آیه شریفه ﴿إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ﴾[1] است.
برای تبیین جایگاه «آرزو» در ایجاد غفلت، به آیات دوم و سوم سوره مبارکه حجر استناد می‌شود که حاوی نگرشی عمیق و اعجازگونه است:
﴿رُبَمَا يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ كَانُوا مُسْلِمِينَ﴾
در تفسیر ادبی این آیه، واژه «لو» در عبارت «لو کانو مسلمین»، «لوی شرطیه» نیست، بلکه به معنای «تمنی» و «ترجی» است. آیه بیانگر حسرت کافران در روز قیامت (یوم‌الحسره) است که آرزو می‌کنند ای کاش در دنیا مسلمان بودند. این حسرت مختص کافران نیست؛ بلکه مؤمنان نیز ممکن است حسرت بخورند که ای کاش در دینداری خود ثبات و جدیت بیشتری داشتند.
در ادامه می فرماید ﴿ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا وَيَتَمَتَّعُوا وَيُلْهِهِمُ الْأَمَلُ﴾
خداوند متعال خطاب به پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله می‌فرماید: «آنان را رها کن تا بخورند و بهره‌مند شوند و آرزوها سرگرمشان کند». در این آیه، ضمیر فاعلی در «یُلْهِهِمُ» به «امل» (آرزو) برمی‌گردد؛ بدین معنا که آرزوها انسان را به بازی گرفته و سرگرم می‌کنند. این سرگرمی منجر به غفلت از حقایق و گذران عمر در خیالات می‌شود. زندگی بسیاری از انسان‌ها، از کودکی تا نوجوانی، جوانی (با خیالات ازدواج و مسکن) و کهنسالی، تماماً در آرزو سپری می‌شود و سرمایه عمر تلف می‌گردد.
آرزوهای طولانی و واهی، انسان را دچار «توهم» می‌کند. زندگی در توهم و تخیل، خطرات جدی به همراه دارد.
افراد متوهم قابلیت انجام جنایات هولناک را پیدا می‌کنند. همان‌طور که در اغتشاشات، برخی افراد تحت تأثیر مواد توهم‌زا قرار می‌گرفتند تا توانایی آسیب رساندن به هم‌وطنان خود را بیابند. به عنوان نمونه عینی، می‌توان به حادثه‌ای اشاره کرد که طی آن فردی متدین و فعال در فضای مجازی (در حوزه شهدا)، توسط افرادی متوهم چنان مورد ضرب و شتم قرار گرفت که گمان کردند جان باخته است و اکنون با آسیب‌های جدی جسمانی (احتمال قطع نخاع) مواجه است. این جنایات ریشه در جدا شدن از واقعیت دارد.
توهم تنها ناشی از مواد مخدر نیست؛ بلکه «اشتهای پست و مقام» نیز می‌تواند انسان را متوهم کند. این نوع توهم باعث غفلت از خداوند، قیامت و حتی واقعیات زندگی روزمره (مانند زن و فرزند) می‌شود.
تفاوت «اَمَل» در برابر «تدبیر»
واژه «اَمَل» (با همزه) بسته به اینکه در تقابل با چه مفهومی قرار گیرد، معانی متفاوتی دارد. در این جلسه، تقابل «اَمَل» و «تدبیر» بررسی می‌شود (تقابل امل و طول‌الامل به جلسه بعد موکول می‌گردد(
اَمَل (به معنای توهم و خیالبافی(
زمانی که امل در مقابل تدبیر قرار می‌گیرد، معنای منفیِ «توهم» و «خیال‌بافی» را دارد. ویژگی‌های افراد گرفتار در این نوع امل عبارتند از:
این افراد واقعیات را نمی‌بینند و در تصورات ذهنی غرق هستند.
هیچ برنامه مشخصی برای زندگی ندارند.
صرفاً دوست دارند به پیشرفت برسند اما تلاشی نمی‌کنند. طبق مضمون شعری عربی: «اگر علم با آرزو کردن به دست می‌آمد، هیچ نادانی در دنیا باقی نمی‌ماند» (لَو کانَ العِلمُ یُدرَکُ بِالمُنی / ما کانَ فِی البَریَّةِ جاهِل). همه خواهان پیشرفت هستند، اما چون برنامه‌ریزی و جدیت ندارند، به آن نمی‌رسند.
تدبیر (آینده‌نگری و برنامه‌ریزی(
روایات اسلامی انسان را به جای توهم، به تدبیر توصیه کرده‌اند. شاخصه‌های انسان مُدبّر و اهل تدبیر عبارت است از:
تصمیم‌گیری‌ها بر اساس عقلانیت است نه غلیان احساسات.
فرد موقعیت فعلی و توانایی‌های واقعی خود را می‌شناسد و از توهماتی نظیر خیالبافی‌های زیر پتو دوری می‌کند.

تدوین برنامه‌های کوتاه‌مدت (مثلاً ۳ ساله) و بلندمدت (مثلاً ۵ ساله). زندگی بدون برنامه، مانند کاغذ رها شده در طوفان است. انسان باید برای پیشرفت در فقه، اصول، تفسیر و تبلیغ زمان‌بندی داشته باشد.
اضافه کردن برنامه‌های جانبی (مانند یادگیری مهارت جدید) به برنامه اصلی، نه تنها مانع نیست، بلکه باعث بهره‌وری بیشتر از عمر می‌شود.
بر اساس واقع‌بینی، اگر فردی نیاز به ابزار تبلیغ دارد، باید مهارت‌هایی مانند زبان‌های خارجی (انگلیسی، فرانسوی، عربی و...) یا حتی زبان اشاره (برای نابینایان) را بیاموزد.
تذکر مهم:

یادگیری زبان به تنهایی کافی نیست؛ طلبه باید ابتدا «ملا» و باسواد شود و اسلام را عمیقاً بفهمد، سپس آن را با زبان منتقل کند. در غیر این صورت تفاوتی با دیگران نخواهد داشت. ترکیب «علم دین» و «دانش زبان»، مبلّغ را به شخصیتی تبدیل می‌کند که در مجامع بین‌المللی با اشتیاق خواهان او هستند.
برنامه‌ریزی بدون عمل بی‌فایده است. باید با جدیت کامل و بدون کم‌کاری در مسیر اهداف (مثلاً یادگیری زبان در ۳ سال) گام برداشت.
هدف از پیشرفت نباید برتری‌جویی یا غرور باشد، بلکه باید دغدغه دین و آمادگی برای خدمت در حکومت جهانی امام زمان ارواحنا فداه باشد. انسان مدبر، متکبر نیست و اگر لازم باشد برای یادگیری، بدون غرور سر کلاس می‌نشیند تا واقعیت خود را ارتقا دهد.


logo