1404/10/23
بسم الله الرحمن الرحیم
عوامل و ریشه های غفلت/غفلت /تفسیر موضوعی
موضوع: تفسیر موضوعی/غفلت /عوامل و ریشه های غفلت
در ادامهی سلسله مباحث تفسیر و تکمیل آیات مرتبط با رذیلهی «غفلت»، پس از بررسی پنج عامل پیشین، ضروری است به بررسی ریشهها و عوامل زیربنایی این پدیده پرداخته شود. اهمیت واکاوی این ریشهها در آن است که بسیاری از عوامل موجدهی غفلت، اموری هستند که در باور عمومی بیارتباط با انحرافات روحی تلقی میشوند. انسانها گاه با آغوش باز و صرف هزینه به استقبال این عوامل میروند، غافل از آنکه این موارد در آیندهای دور یا نزدیک (یک، دو یا حتی ده سال بعد) زمینهساز غفلت و سقوط آنان خواهد شد.
بر اساس اصل قرآنی ﴿فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ﴾[1]
، هیچ عملی در نظام هستی گم نمیشود و انسان مسئول دستاوردها و نتایج اعمال خویش است؛ لذا توجیهِ «ناخواسته بودن غفلت» پذیرفته نیست و فرد باید با شناخت دقیق عوامل، بر آنها کنترل داشته باشد.
پرخوری و سیری مفرط
ششمین عامل از ریشههای غفلت، که ممکن است در وهلهی نخست ارتباط آن با مسائل معنوی تعجببرانگیز به نظر رسد، مسئلهی «پرخوری» و «سیری زیاد» است. تحقیقات علمی و دینی نشاندهندهی تناسب و ارتباط مستقیم میان پرخوری و ایجاد بستر غفلت است. برای تبیین این ارتباط، بررسی دیدگاه شرع مقدس (قرآن و روایات) ضروری است.
تحلیل مبانی قرآنی پرخوری و تأثیر آن بر سقوط انسان
در این راستا، دو آیه از قرآن کریم مورد استناد و تحلیل قرار میگیرد:
تحلیل آیهی ۸۱ سورهی مبارکه طه
خداوند متعال میفرماید: ﴿كُلُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَكُم وَلَا تَطْغَوْا فِيهِ فَيَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبِي وَمَن يَحْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبِي فَقَدْ هَوَىٰ﴾
واژهی «طیبات» فراتر از مفهوم فقهی «حلال» است. طیبات به معنای چیزهای دلپسند و پاکیزه است که موجب اشمئزاز نفس نمیشود (برخلاف برخی امور که ممکن است حلال و پاک باشند اما طبع انسانی آنها را نپذیرد(
و لا تَطْغَوْا فِيهِ : ضمیر «فیه» به فعل «اکل» (خوردن) بازمیگردد. آیه دستور میدهد که در بهرهگیری از طیبات و عمل خوردن، طغیان و سرکشی صورت نگیرد؛ به این معنا که فرد دچار پرخوری نشود.
نتیجهی سرکشی در خوردن، نزول غضب خداوند است. آیهی شریفه تصریح دارد که هرکس غضب الهی بر او وارد شود، قطعاً سقوط کرده.
پرخوری منجر به سستی، بیغم و بیخیال شدن انسان میگردد که این حالات، بستر اصلی غفلت هستند. نمونههای تاریخی همچون «عبدالله بن زبیر» که به پرخوری شهرت داشتند، مصداق این سقوط و غفلت ناشی از شکمبارگی محسوب میشوند.
تحلیل آیهی ۳۱ سورهی مبارکه اعراف
خداوند میفرماید ﴿يَا بَنِي آدَمَ خُذُوا زِينَتَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَكُلُوا وَاشْرَبُوا وَلَا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ﴾
این آیه ناظر به رفتار اعراب جاهلی است که در ایام حج، گاه به صورت عریان طواف میکردند و گاه بر خود سخت گرفته و از خوردن غذا اجتناب میکردند.
عبارت ﴿خُذُوا زِينَتَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍ﴾ بر لزوم رعایت ادب و آراستگی ظاهری در هنگام عبادت (چه در مسجد و چه در منزل) تأکید دارد. نقد جدی بر کسانی وارد است که در نمازهای خانگی با پوشش نامناسب و بدون آراستگی ظاهر میشوند. نماز، زیارت خداوند است و باید آداب حضور، نظیر شانهزدن، لباس منظم و پاکیزه رعایت شود. (همانطور که مرحوم آیتالله بهجت بر اهمیت نماز اول وقت و آداب آن تأکید داشتند(
بخش دوم آیه (﴿كُلُوا وَاشْرَبُوا وَلَا تُسْرِفُوا﴾) ضمن جواز خوردن و آشامیدن، از زیادهروی و اسراف نهی میکند. خداوند مسرفین را دوست ندارد.
ارتباط پرخوری با غفلت را میتوان در سطوح مختلف بررسی کرد:
امصرف بیش از حد غذا منجر به سنگینی، بیحالی و عدم توانایی برای انجام امور (حتی جمع کردن سفره غذا) میشود. این رخوت جسمی، مانع از چابکی روحی و توجه به خداوند است.
پرخوری گاهی منجر به بیخبری از وضعیت اطرافیان میشود. طبق روایات، شخصی مورد توبیخ الهی قرار گرفت نه به دلیل کفر، بلکه به دلیل اینکه همسایهاش گرسنه بود و او به دلیل بیخبری (غفلت) به وی رسیدگی نکرده بود. در منطق دینی، «نمیدانستم» در صورت امکانِ دانستن، عذر موجهی نیست.
علاوه بر آثار معنوی، پرخوری ریشهی بسیاری از بیماریهای جسمانی است که ممکن است آثار آن سالها بعد (مثلاً ۵ سال بعد) بروز کند و هزینههای درمانی سنگینی را بر فرد تحمیل نماید.