« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد سیدمحمدعلی موسوی‌جزایری

1404/09/22

بسم الله الرحمن الرحیم



موضوع: مبطلات نماز/کتاب الصلاة؛

مبطلات نماز

يبطل الصلاة اثنا عشر أمراً يقال لها المبطلات. دوازده چیزند که به آنها مبطلات می گویند.

امر اول: انتفاء یکی از شرایط نماز

اگر یکی از شرائط نماز منتفی شد، نماز باطل است. مثلا در اثنای نماز وضو باطل شد. وضو از شرایط است. پس نماز هم باطل است. یا غسلش مثلا به هم خورد نمازش باطل است. یا وضو نگرفته است یا استقبال قبله اش به هم خورد، نمازش باطل است.

مسألة ٤٢٦. انتفاء أحد شرائط الصلاة مبطل للصلاة، كما إذا علم بأنه لم يتوضأ أو علم في أثناء الصلاة بأن المكان مغصوب.

متوجه شد که وضو نگرفته است یا اگر وضو گرفته است در اثنای نماز وضو باطل شد فرقی ندارد. در اثنای نماز فهمید که اینجا که در آن نماز می‌خواند غصبی است بازهم نماز باطل است.

در اینجا قید در اثنای نماز را آورده ایم. اگر قبل از نماز می داند که غصبی است که صد در صد باطل است. اما اگر بعد از نماز فهمید که در این محلی که نماز خوانده بود غصبی بود، این نماز صحیح است. زیرا به غصبیت آن جاهل بوده است و به دلیل عدم تنجز نهی «لا تغصب»، نماز صحیح است.

سؤال: شرط واقعی است یا نه؟

جواب: شرط واقعی نیست. همین طور است که عرض کردم. یعنی منوط است به اینکه حکم، منجز باشد. به خصوص، غصب این طور است. حالا بقیه فرق می کند. غصب چون که مبطلیتش از باب تزاحم است. یعنی قصد قربت از بین می رود. اگر چنانچه جاهل بود قصد قربت می کند. فرض این است که جاهل بوده است. یا اگر ناسی بود، باز هم همین طور است و منافاتی با قصد قربت ندارد.

 

سؤال: اگر تواند برود چگونه است؟

جواب: این بحث دیگری است. آن را می گویند التوسط في الأرض المغصوبة که بحث دیگری است و ربطی به حرف ما ندارد. ما در آنجا گفتیم که اگر شرط ها از بین رفتند، نماز باطل است. اما این را به صورت جدا الان داریم یکبار دیگر می گوییم. این تکراری است. حالا نکته اش را می گویم که تکراری نیست.

 

امر دوم: نواقض طهارت

یعنی مثلا در اثنای نماز خواب رفت. ناقض است. یا حدث از او صادر شد، ناقض است. اگر در اثنای نماز واقع شدند، قطعا نماز باطل است. به خلاف برادران اهل سنت می گویند اگر واقع شد، بنشیند وضو بگیرد و نمازش را ادامه دهد. به این هم عمل می کند. امام جماعت در اثنای نماز محدث نمی شود و هیچ خجالت نمی کشد می نشیند وضو می گیرد و نماز را هم ادامه می دهد. این اتفاق افتاده است.

مسألة ٤٢٧. من مبطلات الصلاة أن يصدر منه في أثناء الصلاة ما ينقض الطهارة وهي الوضوء والغسل والتيمّم كالبول؛ ولكن سلس البول والمبطون لهما أحكام إن عملا بها صحت صلاتهما، وكذا المستحاضة إن عملت بأحكامها.

حالا در اینجا این بحث پیش می آید که ما اول گفتیم اگر شرایط از بین رفتند نماز باطل است. پس چرا دوباره تکرارش می کنیم؟ آنجا بحث بر این بود که شرایط نماز از بین نرود. شرط نماز از بین برود یک مطلب است. در قضیه حدث، قضیه شرطیت به تنهایی نیست. حدث دو حیثیت دارد. یک حیثیت این است که شرط از بین رفته است و حیثیت دیگر حیثیت قاطعیت است. حیثیت اینکه شرط از بین رفته است، چون که عمل مشروط بوده است و حالا از بین رفته است. این یک حیثیت است. برادران اهل سنت فقط به این حیثیت عمل می کنند و لذا در اثنای نماز سریعا وضو بگیرد شرط را تحصیل کرده است. اما دلیل اینکه می گوییم صحیح نیست حیثیت دیگری هم برایش قائلیم و آن حیثیت قاطعیت است. حدث قاطع است یعنی درست بشو نیست. هزار بار هم بنشیند و وضو بگیرد فایده ندارد. چون هیئت اتصالی از بین رفت و درست نمی شود. بنابراین اگر در اثنای نماز محدث شد، اهل سنت می گویند وضو بگیرد و نمازش را ادامه دهد. ما می گوییم اینها فایده ندارند؛ برای اینکه حدث قاطع است و این عمل از بین رفت ودیگر درست بشو نیست.

 

سؤال: بقیه شرایط قاطع نیست؟

جواب: نه؛ آنها قاطعیت جدا و شرطی جداست. دو مجعول هستند. شرطیت یک مجعول و قاطعیت مجعول دیگری است. ربطی به هم ندارند. اگر دوتا بودند به هر دو باید عمل کنیم و اگر یکی از آنها بود، به یکی عمل می کنیم. پس در مورد به خصوص هم شرطیت طهارت را داریم که با حدث از بین می رود. از این بابت می‌تواند وضو بگیرد ونماز را ادامه دهد. اما قاطعیت را که داریم درست بشو نیست.

اما یکی دو روایت داریم که خلاف اجماع هستند. سندشان ممکن است صحیح باشد. یکی از آنها صحیح فضیل است. اینها نظر اهل سنت را دلالت می کنند. یعنی وقتی وضویش باطل شد می تواند وضو بگیرد ونماز را ادامه دهد.

۹۲۰۹- ۹- مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْفُضَیْلِ بْنِ یَسَارٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ ع أَکُونُ فِی الصَّلَاةِ فَأَجِدُ غَمْزاً فِی بَطْنِی أَوْ أَذًی أَوْ ضَرَبَاناً فَقَالَ انْصَرِفْ ثُمَّ تَوَضَّأْ وَ ابْنِ عَلَی مَا مَضَی مِنْ صَلَاتِکَ.[1]

یعنی ادامه بده. روایت دیگری هم داریم.

به هر حال اینها را باید حمل بر تقیه کنیم؛ چون مطابق نظر اهل سنت هستند.

اما ما به صحیحه علی بن جعفر عمل می کنیم. برادرش امام موسی بن جعفر(ع) بوده است. روایت چنین است:

وَ عَنْهُ عَنْ عَلِیِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِیهِ قَالَ: وَ سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ وَجَدَ رِیحاً فِی بَطْنِهِ فَوَضَعَ یَدَهُ عَلَی أَنْفِهِ (دستش را روی دماغش گذاشت و وانمود کرد که من خون دماغ شدم. یعنی می خواست از مسجد بیرون برود، برای اینکه خجالت نکشد، تظاهر کرد که خون دماغ شده است.) خَرَجَ مِنَ الْمَسْجِدِ حَتَّی أَخْرَجَ الرِّیحَ مِنْ بَطْنِهِ ثُمَّ عَادَ إِلَی الْمَسْجِدِ فَصَلَّی فَلَمْ یَتَوَضَّأْ (نماز را ادامه داد و وضو هم نگرفته بود.) هَلْ یُجْزِیهِ ذَلِکَ قَالَ لَا یُجْزِیهِ حَتَّی یَتَوَضَّأَ وَ لَا یَعْتَدُّ بِشَیْ ءٍ مِمَّا صَلَّی.[2] (وضو را باید بگیرد و به آن مقدار نمازی که خوانده است به هیج وجه اعتنا نکند. آنها باطلند. این بر قاطعیت حدث دلالت دارد.)

ما بر خلاف نظر اهل سنت، به این روایت عمل می کنیم.

 

اشکال: این روایت اعم است. ممکن است موالات به هم خورده باشد. می گوید رفته و آمده از امام(ع) سؤال کرده است. امام(ع) می فرماید چون موالات به هم خورده است، نماز باطل است.

جواب: ظاهرش همان حدث است. یعنی اگر موالات به هم نخورده بود و سریع انجام داده بود و وضو گرفته بود و خیلی راه نرفته بود و همه اینها بودند، اطلاق روایت می گوید بر هر تقدیر باطل است. فرق نمی کند که این چیزهایی که می گویید باشد یا نباشد. بر حسب اطلاق روایت، مبطل است.

سؤال: سند حدیث بررسی نیاز ندارد؟

جواب: نه؛ روایت از علی بن جعفر است. ما در مورد علی بن جعفر، یک جا اشکال می کنیم. آنجایی که عبدالله بن الحسن نوه اش بوده است و از او نقل می کند. چون عبدالله بن الحسن توثیق ندارد. اینها بیشتر در روایات کتاب قرب الاسناد است. در کتاب قرب الاسناد بیشتر از عبدالله بن الحسن روایت می شود که نوه علی بن جعفر بوده است. چون توثیق نشده است لذا آن روایات، ضعیف اند. اما خیلی جاها چنین نیست. خود علی بن جعفر کتابی دارد. کتابش کتاب صحیحی است و این حرفها نیست و معتبر است.

 

بعدش به مواردی اشاره ای کردیم که اگر وضو باطل شود مهم نیست. مثل مسلوس و مبطون و مستحاضه که احکامی جداگانه دارند که در اینها را در جای خودشان مطرح می کنیم. لهذا این سه مستثنا هستند.

مسأله: لزوم اعاده نماز بر کسی که خواب بر او غالب شد و نمی داند که در اثنای نماز بوده یا از آن فارغ شده است

مسألة ٤٢٨. من غلبه النوم ولا يدري هل هو فعلاً في أثناء الصلاة أو فارغ منها، وجبت عليه إعادة الصلاة، ولكن إن علم بإتمام صلاته وشك في أن النوم هل وقع فعلاً أو سابقاً في أثناء الصلاة، فصلاته صحيحة.

کسی که خواب بر او غالب شد و می بینید که خواب رفته است اما نمی داند که نماز را تمام کرده است و خواب رفته یا در اثنای نماز خواب رفته است. نماز این باطل است. چون در فراغ شک دارد قاعده فراغ جاری نیست. وقتی جاری نبود به این نماز نمی تواند اعتنا کند. دلیل بر صحتش نداریم.

تفاوت خیلی ریز است. اگر یقین دارد که از نماز را تمام کرد و سلام را گفت و بعد علم پیدا کرد که خوابی رفته است و.نمی داند بعد از نماز بوده است یا در اثنای نماز بوده است، اینجا قاعده فراغ جاری است. چون که قطع دارد به اینکه از نماز فارغ شد. چون به فراغ قطع دارد، نمازش صحیح است.

 

سؤال: شاید به خاطر شک باشد.

جواب: شک در صورت‌ اولی بود. صورت اول باطل است. لکن اگر علم دارد که نماز را تمام کرد. اما شکی پیدا کرد که ما خوابی رفتیم آیا این در نماز یا بعد از آن بود. نمازی را فارغ شده است. چون یقین به فراغ دارد نمازش صحیح است. گفته ایم: الوجه فيه عدم جريان قاعدة الفراغ في الصورة الأولى، لأنه حين الانتباه عن النوم لا يدري هل هو بعد إتمام الصلاة أو في أثنائها ... .

وقتی بیدار شد نمی‌داند که آیا در نماز بود یا بعد از نماز بود. در اینجا قاعده فراغ جاری نیست. اما اگر می داند که نماز را تمام کرده است، عیبی ندارد.


هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo