« فهرست دروس

درس خارج اصول استاد محمد محمدی قایینی

97/08/01

بسم الله الرحمن الرحیم

اطلاق /جمع عرفي /تعارض ادله

 

موضوع: اطلاق /جمع عرفی /تعارض ادله

خلاصه مباحث گذشته:

در جهت دوم از سه مبحث جمع عرفی ، بحث کیفیت تاثیر گذاری قرینه در ذی القرینه مطرح شد . با این سوال که آیا قرینه منفصله در ظهور و مراد استعمالی ذی القرینه هم تصرّف می کند و یا تنها رسالتش تحدید حکم جدی است ؟ حاصل پاسخ این بود که نهایت کارکرد قرینه ، در حجیت مراد استعمالی ذی القرینه است .

1تذکر نسبت به استعمال مشتقات کذب

قبل از ادامه بحث باید تذکر دهیم منظور از آن چه در مورد کذب بودن مراد استعمالی بیان کردیم و بر موارد عموم یا اطلاق تقنینات هم تطبیق دادیم ؛ تنها بحث « مطابقت با لوح » بود . تعبیر به « کذب » مصحّح استعمال معنای اشتقاقی « کاذب » بر مشرّع و قانون گذار نیست . منصرف از این عنوان اشتقاقی معنایی مشمئز است که هتک موالی را در پی دارد .

2تاثیر قرائن در اطلاق

به هر حال قرینه منفصله تغییری در مراد استعمالی و ظهوری که برای کلام به واسطه پایان یافتن صحبت متکلم حاصل می شود ، ایجاد نمی کند . چه آن ظهور وضعی باشد مانند عموم و یا حالی مانند ظهور اطلاقی ناشی از مقدمات حکمت . از همین جهت شرط انعقاد ظهور اطلاقی برای کلام «عدم قید در مقام تخاطب» است ، و تنها حجیت این اطلاق منوط به عدم قرینه منفصله است ؛ همانگونه که حجیت ظهور عامّ هم وابسته به عدم خاص منفصل است .[1] پس اطلاق در گام اول و انعقاد مشروط است به عدم قرینه متصله در مقام تخاطب و در گام بعد یعنی حجیت منوط به عدم قرینه منفصله . این مطابق مبنای معروف که دلالت اطلاقی ناشی از مقدمات حکمت است ، اما اگر دلالت اطلاقی را وضعی بدانیم مساله أوضح است .

3مرحوم خویی : ظهور تدرّجی

اما مطابق گزارش مرحوم صدر ، مرحوم خویی متمایل به تحقّق ظهور تدرجّی در مورد اطلاق شده اند .[2] یعنی فرموده اند به مجرّد فراغ متکلّم از کلام و تا زمانی که هنوز قید بیان نشده است ، اطلاق منعقد می شود و ظهوری نسبی در کلام برای آن شکل می گیرد . قرینه ای هم که در آینده می آید کاشف از عدم ظهور نیست ، بلکه دلیل بر انتفاء آن می باشد . [3]

منشا این تفصیل رفع اشکالی معروفی است که برای « شرطیت عدم قرینه منفصله در انعقاد ظهور اطلاقی » بیان شده که : اگر انعقاد ظهور معلّق بر عدم قرینه منفصله باشد ، هیچ گاه ظهوری برای اطلاقات شکل نمی گیرد ! چون صرف شک در حدوث قرینه ای منفصل در آینده ، از ثبوت و تحقّق اطلاق جلوگیری می کند در حالی که تمام ادله مطلق موجود در شریعت ، از این قبیلند . التزام به عدم ثبوت این اطلاقات هم مخالف وجدان عرفی و بنای عالمان اصولی است .

3.0.0.0.0.1اشکال : اثبات قرینه منفصله با جریان استصحاب استقبالی

اگر گفته شود استصحاب استقبالی عدم قرینه منفصل ، باعث احراز تعبّدی عدم این قرینه و نتیجتا ثبوت اطلاق می شود .

3.0.0.0.0.2پاسخ : ابتلای استصحاب استقبالی به مثبتیت

می گوییم این مطلب قابل التزام نیست ؛ زیرا هرچند حجیت استصحاب استقبالی مقبول است اما جریان آن در محلّ بحث از واضح ترین مصادیق اصل مثبت است . نمی توان ظهور و دلالت دلیلی را با استناد به استصحاب ثابت کرد .

3.0.0.0.0.3عدم امکان تمسّک به اصل عدم قرینه

حتی اگر مراد « اصل عدم قرینه » به عنوان اصلی عقلایی باشد هم قابل تطبیق و تمسّک نیست ؛ زیرا اساس این اصل متوقّف بر وجود ظهور است . مفاد اصل عدم قرینه آن است که « ظهور از بعدِ شکل گیری آن تا زمانی که خلافش احراز نشود ، معتبر و حجت است » . اصل عدم قرینه یا بازگشت به ضابطیت و وثاقت راوی دارد ، و یا مرجع آن عدم وجود حجت بر خلاف ظهور است ؛ و در تمام این صُوَر نمی توان قبل از احراز ظهور ، آن اصل را جاری کرد .

4ثمره : تقدّم ظهور عمومی بر ظهور اطلاقی

در این مبنای مرحوم خویی،مشکل اجمال رخ نمی دهد . مطابق چنین حرفی ظهور وجودی استمراری دارد که قرینه منفصله برای آن از قبیل قرینه متصله است ؛ پس ظهور حدوثا شکل می گیرد اما بقائا زائل می شود نه اینکه عدم آن احراز گردد .

یکی از نتایج این مبنا در بحث تعارض عامّ و مطلق ظاهر می شود . اگر در حال تعارض هر دو ظهور باقی باشند ، تنافی در مَجمَع محکّم می شود ؛ اما از آن جهت که ظهور اطلاقی ولو بقائا منوط به عدم قرینه منفصل است ، با وجود عموم آن اطلاق برطرف می شود و تنافی منتفی ! زیرا عامّ با ظهور تنجیزی خود بیان منفصل بر تقیید است . [4] تقدّم عام بر اطلاق از ابداعات مرحوم خویی نیست و مرحوم نایینی هم قبل از ایشان با بیان استدلالی مشابه ، چنین فرموده اند . [5]

5اشکال محقق نایینی به مرحوم آخوند : تهافت عبارات

مرحوم نایینی در مقام « عدم قرینه به صورت مطلق » را شرط انعقاد اطلاق دانسته اند ، و فرموده اند حتی قرینه منفصل هم کاشف از عدم انعقاد اصل ظهور اطلاقی است . بعد از مرحوم آخوند مطلبی نقل و گمان کرده اند آن حرف در تهافت با مبنای ایشان در مقدمات حکمت است که « عدم قرینه متصله » را شرط دانسته اند . آن مطلب این است که مرحوم آخوند فرموده اند کلمات معصومین ( علیهم السلام ) را باید جمعا معنا کرد و نمی توان بدون جمع میان کلمات کل ایشان ، بعضی از آن ها را مبنای عمل دانست ؛ خب این حرف همان مبنای مرحوم نایینی است ! اگر بنا شد تنها قرینه متصله مانع باشد چرا ناچار به جمع میان کلماتیم و استناد به ظهور انفرادی ادله ممکن نیست ؟ [6]

6نقد : تفاوت مفاد عبارات

این اشکال همانگونه که مرحوم آقا ضیاء در همین مقام و در پاورقی فوائد بیان کرده اند ، بسیار عجیب است . مرحوم آخوند عدم انعقاد ظهور اطلاقی را منوط به قرینه متصله می دانند اما معتقدند حجیت آن مشروط به عدم قرینه منفصل هم هست . واضح است مبنای عمل نه مطلق ظهور بلکه ظهوری است که حجت باشد ! مرحوم آخوند تنها ملاک جمع عرفی را بیان کرده اند به این که خطاب های متعدّد اگر کنار هم جمع شوند ، تنافی ندارند بلکه مجموعا و در کلامی واحد مُفهِم معنایی خالی از تهافت هستند که حجت در همان معنایند .


[1] یعنی شأن متلکم بعد فراغ از بیان مطلق، همان شان او بعد فراغ از ذکر عامّ است و تفاوتی ندارد . بنابراین قرینه منفصله موجب انقلاب در ظهور به نحو کشف نخواهد بود.
[3] یعنی کارکرد قرینه نه کشف بلکه نقل است.
[4] تفریع چنین نتیجه ای قرینه است بر این که مطلوب مرحوم خویی، تصویر ظهور تدرّجی و نه حجیت تدرّجی ؛ زیرا اگر مراد حجیت باشد عام امتیازی بر مطلق ندارد.
هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo