« فهرست دروس

درس خارج اصول استاد محمد محمدی قایینی

97/07/28

بسم الله الرحمن الرحیم

احكام حكومت /تعارض غير مستقر /تعارض ادله

 

موضوع: احکام حکومت /تعارض غیر مستقر /تعارض ادله

خلاصه مباحث گذشته:

برآیند مباحث سابق آن شد که اولا حقیقت حکومت نظارت یک دلیل است بر دلیلی دیگر به حسب دلالت لفظی . و ثانیا همان « نظارت » که مقوّم حکومت است ، دلیل تقدیم حاکم بر محکوم هم می باشد . پس بدون سنجش نسبت دو دلیل ، هر کجا که این نظارت محقّق باشد ناظر بر منظور مقدّم می شود ، حتی اگر عامّین من وجه باشند .

1احکام حکومت

بنا بر این دو مطلب ، آثار و احکامی بر حکومت مترتّب می شوند که بخشی از آن ها را بیان کردیم و تعدادی دیگر هم باید طرح شوند . اولین اثر حکومت این بود که جاعلِ در حاکم و محکوم باید واحد باشند و حکومت دلیل یک حاکم بر دلیل حاکمی دیگر معنا ندارد ؛ زیرا حقیقت حکومت تببین و تفسیر است و اینکه فردی متکفّل تفسیر جعل شخص دیگری شود ، امکان پذیر نیست . بله « حکایت » شخصی از سعه جعل شخصی دیگر ممکن است اما این اصطلاحا حکومت نامیده نمی شود ؛ همانگونه که هر جاعلی می تواند در محدوده حاکمیت خود از جعل دیگری « ردع » کند و این هم حکومت نیست .[1] بر خلاف ورود که تداخل میان دو جاعل مواجه با مانعی نیست .

دومین ویژگی حکومت آن بود که اگر ملاک تقدیم حاکم بر محکوم « نظارت » باشد ، صحبت از قوت دلالت علّتی ندارد و طرح آن موجه نیست . بنابراین دلالت اطلاقی حاکم بر دلالت وضعی محکوم مقدّم است حتی اگر در قدرت و قوّت ضعیف تر باشد . مدرک این امر هم بنای عقلا است که دلیل مبیّن و شارح را حتی با ضعف در دلالت ، بر مشروح مقدّم می کنند . بر خلاف جمع عرفی که ملاک تقدیم یک دلیل در آن ، مطابق کلام مرحوم آخوند[2] « نصوصیت » و یا « أظهر بودن » یکی از ادله نسبت به دیگری است .[3] البته در این موارد هم به اقتضای قرینیت ، اطلاق یا عموم خاص و مقیّد بر اطلاق یا عموم عامّ و مطلق مقدّم است .

حکم سوم اما این است که ثبوت حکومت مقیّد به چارچوب دلالت حاکم است . پس هر مقدار که دلیل حاکم ولو اطلاقا دلالت کند ، حکومت محقّق است و در خارج از این چارچوب ، حکومتی ثابت نیست . به همین جهت اگر نظارت دلیل حاکم مسوق برای بیان حیثیت و جهتی خاصی باشد ، حکومت فقط در همان حیث و جهت محقّق است . مانند این که اگر ادعا شود « لا ربا بین الوالد و الولد » فقط ناظر به ربای از جانب والد است ؛ تنها می توانیم حکم کنیم چنین ربایی حرام نیست و مطابق این معنا ، ربا از جانب فرزند داخل در عموم حکم حرمت باقی می ماند .

چهارمین ویژگی حکومت چنین است که دلیل حاکم حتما باید دلیلی لفظی باشد ، هر چند اصلا لازم نیست محکوم خطابی مستقلّ از دلیل حاکم داشته باشد ، همانگونه که چندین بار سابقا بیان شد .

آخرین مطلب در مورد حکومت هم آن است که شأن حاکم شبیه مخصّص است ؛ از این رو که حجیت محکوم مشروط به عدم ورود حاکم است ، مانند حجیت عام نسبت به مخصّص . با این تفاوت که شرح و تفسیر در حکومت از ناحیه خود مولا و به عنوان شرح است[4] اما در مورد خاص حاصل قضاوت عرف می باشد به این که خاصّ یا مقیّد ، شارح مراد جدّی از عام و مطلق است .

با توجه به این مطلب می توان گفت اجمال مفهومی حاکم منفصل سرایت به محکوم نمی کند و این که شأن حاکم تفسیر و تبیین است باعث نمی شود که در رجوع اجمال مانند قرینه متصله شود ؛ زیرا نفس انفصال مانع این تسرّی است بر خلاف قرینه متصله که از ابتدا مراد استعمالی را در ناحیه ظهور ، متاثّر می کند .[5] البته در مورد اجمال مصداقی این مساله صادق نیست و اجمال مصداقی حاکمی که مفهوما مبیّن است ، باعث اجمال محکوم می شود ؛ شبیه آن چه که در مورد عامّ و خاصّ و همچنین بحث وارد و مورود [6] واقع می شود .

2نقد کلام مرحوم روحانی

قبل از ورود به بحث بعد لازم است تذکری نسبت به کلام بعضی بزرگان بدهیم . در تقریر بیان مرحوم آخوند گفتیم تمام الملاک در شکل گیری حکومت ، «نظارت» است ؛ تفاوتی ندارد که این نظارت به عنوان شرح باشد – با ادوات تفسیری مانند «أعنی» - یا با غیر این عنوان و الفاظ . اما مرحوم روحانی بعد از بیان تردیدی در ابتدا کلام خود ، از جانب مرحوم نایینی به مرحوم آخوند نسبت داده اند که ایشان حکومت را منحصر در عبارات متضمّن بر ادوات تفسیر می دانند و مطلق شارحیت کافی برای تحقّق حکومت نیست . سپس با استشهاد به عبارت مرحوم آخوند درجمع عرفی که « قرینیت » را در آن محقّق می دانند ؛ حکم کرده اند صاحب کفایه معتقدند « مطلق قرینیت » باعث ثبوت حکومت نمی شود بلکه این قرینیت باید همراه با ادواتی مانند « أعنی » و در قالب چنین الفاظی باشد .[7]

به نظر ما این مطلب امر صحیحی نیست ؛ هم در ناحیه نسبت و هم در سَمت منسوب الیه . در مورد کفایه صحیح نیست زیرا مراد از قرینیتی که مرحوم آخوند در جمع عرفی بیان کرده اند « قرینیت نوعیه » است و قرینیتی که ایشان در تحقّق حکومت معتبر می دانند « قرینیت شخصیه » می باشد ، و اصلا در کلامشان نیامده که قرینیت شخصیه باید با ادواتی مانند « أعنی » باشد . در مورد نسبت هم صحیح نیست زیرا اصلا مرحوم نایینی ادعای چنین استظهاری از عبارت کفایه نکرده اند و مطلبی که موهم یا مشعر به این مطلب باشد در تقریرات درس ایشان ، وجود ندارد . [8]


[1] اگر حاکمی جعل حاکم دیگری را امضاء کرد و آن را دردایره تشریعات خودش داخل دانست، آن گاه می تواند دلیلی حاکم برای تصرّف در این تشریع خودش صادر کند .
[3] خلافا لمرحوم نایینی و جمعی دیگر.
[4] یعنی دلالت لفظیه دلیل، شرح و تفسیر را بر عهده دارد ؛ حال تفسیر مراد استعمالی باشد یا مراد جدّی . البته ما اختیار کردیم که حاکم شارح مراد جدّی است و اصلا ضرورتی وجود ندارد که حاکم را شارح مراد استعمالی بدانیم و بگوییم رسالت حاکم بیان « کمیّۀ ما أرید من الآخر » است.
[5] حتّی اگر حاکم را شارح مراد استعمالی بدانیم هم اجمال سرایت نمی کند ؛ زیرا ظهور محکوم به مجرّد فراغ جاعل از تکلّم شکل گرفته و رفع ید از آن محتاج حجت است.
[6] زیرا گفتیم صدق عنوان « مورود » در آن مصداق مورد شک است، و تمسّک به دلیل برای اثبات موضوع خود دلیل ممکن نیست.
هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo