« فهرست دروس

درس خارج اصول استاد محمد محمدی قایینی

97/07/24

بسم الله الرحمن الرحیم

اقسام و احكام حكومت /تعارض غير مستقر /تعارض ادله

 

موضوع: اقسام و احکام حکومت /تعارض غیر مستقر /تعارض ادله

خلاصه مباحث گذشته:

بعد از بحث در حقیقت حکومت و تبیین ملاک تقدیم حاکم بر محکوم ، وارد به تحقیق در اقسام آن شدیم و دو تقسیم از تقسیمات حکومت را بیان کردیم .

 

1حکومت واقعی و ظاهری

تقسیم سوم حکومت تقسیم آن به حکومت ظاهری و واقعی است . مرحوم نایینی فرموده اند[1] اگر آن چه شارع به عنوان دلیل حاکم جعل کرده است [2] طریق نباشد و کشف خلاف برای آن تصوّر نشود [3] ، حکومت حکومت واقعی است ؛ مانند « الطواف بالبیت صلاۀ » . در این قسم حکم لوحی واقعا موسّع یا مضیّق می باشد و مثلا اشتراط طهارت برای طواف ، اشتراط واقعی است بدون هیچ تفاوتی با صورتی که چنین جعلی مباشرتا و به غیر لسان حکومت واقع شود ؛ زیرا حکومت تنها امری لسانی است و در ماهیت یا حقیقت حکم اصلا تغییری ایجاد نمی کند .

اما اگر دلیل حاکم به این گونه باشد که شارع تنها در آن جعل طریق[4] کرده و در نتیجه کشف خلاف امکان پذیر باشد ، حکومت ظاهری است ؛ مانند استصحاب . استصحاب تنها طریق به واقع است که می تواند مصیب باشد و یا مخطئ ، و فقط تا زمانی که کشف خلاف رخ ندهد یا موضوع آن منتفی نشود ، حجت است . چنین نیست که استصحاب در ظرف ثبوتش تصرفی در حکم واقعی کند و از همین روست که بعد از کشف خلاف حتی نسبت به ظرف جریان استصحاب هم باید آثار عدم آن را مترتّب کرد و تنها معذریّتِ در آن چارچوب ، باقی می ماند . پس اگر دلیل دیگری یافت نشد ، مقتضی قواعد آن است که برای مثال نمازی که با طهارت استصحابی خوانده شده ، اعاده شود ؛ بر خلاف قاعده طهارت مطابق تصویر مرحوم آخوند که قائل به حکومت واقعی این قاعده بر ادله اجزاء و شرایط شده اند . [5] این تقسیم برای حکومت ثبوتا متصوّر است و اثباتا هم حتما واقع شده ، البته در بعضی مصادیق آن تفاوت نظر وجود دارد .

2حکومت تفسیری ، تنزیلی و مضمونی

تقسیم دیگری هم برای حکومت بیان شده که حکومت یا تفسیریه است یعنی نظارت با ادواتی مانند «أعنی» ، یا تنزیلیه مانند «الطواف بالبیت صلاۀ» و یا مضمونیه که دلیل حاکم به نوعی دلالت اقتضاء متعرّض شرح دلیل محکوم می شود .[6] همچنین اگر دلیل سومی تهافت میان دو دلیل متنافی را رفع کند ، این دلیل بر آن دو حاکم است به حکومت تکذیبیه .

2.0.0.0.0.1مناقشه کبروی : بی ثمر بودن تقسیم

به نظر اصل چنین تقسیمی برای حکومت شاید صحیح باشد اما ملزمی ندارد و داعی بر طرح آن وجود ندارد ؛ زیرا بعد از صدق ضابطه حکومت بر این موارد ، اثری بر تعدّد اصناف و تکثیر افراد مترتّب نیست .

2.0.0.0.0.2مناقشه صغروی نسبت به « لا ضرر »

اما آن چه به عنوان مصداقیت « لا ضرر » برای حکومت مضمونیه دراین تقسیم بیان شده ، محلّ مناقشه است . این که صدور احکام متمحض در ضرر متوقّع از شارع نباشد ، صحیح نیست ؛ جعل خمس و زکات و یا بعضی احکام دیگری که تماما ضرری هستند شاهد بر خلاف چنین مدعایی است . اصلا این که گفته شده « لا ضرر » در بعضی موارد مواجه با تخصیص شده چه معنایی دارد ؟ یعنی تخصیص به امور غیر متوقّعه خورده است ؟ بعضی معاصرین از ریشه قاعده « لا حرج » را نفی کرده و ناتمام دانسته اند و فرموده اند مفاد « لا حرج » تنها آن است که غرض از تشریع احکام حرج نبوده ، نه این که مفاد آنان حرجی نیست ! [7]

3احکام حکومت

اما آخرین مطلب که باید بعد از تبیین حقیقت حکومت ، اقسام آن و ضابطه تقدیم حاکم بیان کنیم ، احکام حکومت[8] است :

- حکم اول آن است که دلیل حاکم حتما باید دلیلی لفظی باشد و ممکن نیست دلیل حاکم دلیلی لبّی باشد ؛ زیرا حکومت متقوّم به نظارت است و نظارت تنها در چارچوب الفاظ محقّق می شود . بر خلاف ورود که متقوّم به لفظ نیست و حتّی مانند اجماع هم در صورت حجیّت وارد بر حکم عقل به قبح عقاب بلا بیان است ، بلکه ظنّ انسدادی بنا بر کشف هم وارد بر این حکم عقل است .

- حکم دوم آن است که جاعل در دلیل حاکم و محکوم حتّی در حکومت توسعه ای که لسان تشریع دارد ، باید متحّد باشند . از جانب حکومت تضییقی که امر واضح است اما در حکومت توسعه ای لزوم عقلی برای وحدت مقنّن وجود ندارد ولی ظهور ادله و دلالت لفظی آنان در عالم اثبات چنین است پس اگر بتوان مثالی یافت که چنین ظهوری نداشت ، مانع عقلی ندارد .

- اجمال مفهومی حاکم به مانند اجمال مفهومی مخصّص منفصل هیچ تسرّی به محکوم ندارد ، بر خلاف اجمال دلیل وارد . در ورود حتی اجمال مفهومی یا شبهه حکمیه وارد [9] ، باعث پیدایش شبهه مصداقی برای مورود می شود و دیگر تمسّک به آن ممکن نیست ولی این حالت تنها در شبهات مصداقی حاکم وجود دارد . پس در « لا ربا بین الوالد و الولد » اگر اطلاقی وجود نداشت ، باید به قدر متیقّن آن اکتفاء کرد و افراد دیگر داخل در حکم حرمت ربا باقی می مانند ؛ به مانند صروتی که دلیلِ مقابل عموم حرمت ربا ، خطاب « لا بأس بالربا بین الوالد و الولد » [10] باشد .

3.0.0.0.0.1شبهه : تسرّی اجمال مفسِّر به مفسَّر

نباید هم توهّم کرد چون حاکم مفسِّر محکوم است ، حتما اجمال سرایت پیدا می کند و این خصوصیت ناشی از تفسیر است .

3.0.0.0.0.2پاسخ : مانعیت انفصال از سرایت

زیرا انفصال مانع از این تسرّی است هر چند یک دلیل مفسّر دیگری می باشد .

 


[2] چه حکومت توسعه ای باشد و چه تضییقی.
[3] مگر این که بطلان اصل جعل منکشف شود.
[4] یا معذریت و منجزیت.
[5] کفایه الاصول، آخوند خراسانی، ج1، ص86.. البته مرحوم آخوند همینجا فرموده اند احتمال قوی وجود دارد که استصحاب هم ملحق به این قاعده باشد
[7] این مطلب را ما قبول نداریم و ظاهرا چنین قائلی تنها نظر به آیه شریفه « يُريدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَ لا يُريدُ بِكُمُ الْعُسْر » داشته، در حالی که مفاد شریفه « ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَج‌ » شاهد بر خلاف چنین ادعایی ست.
[9] مانند این که در همان مثال نذر زیارت امام حسین علیه السلام در روز عرفه، و وجوب حج ؛ فقیهی شک کند آیا « رجوع الی کفایه » شرط در استطاعت و وچوب حج هست یا خیر ؟.
[10] که لسانش لسان تخصیص است.
هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo