« فهرست دروس
درس خارج اصول استاد مهدی گنجی

1405/07/11

بسم الله الرحمن الرحیم

بررسی کلام مرحوم اخوند حول اشکال در جهر در موضع اخفات و بالعکس و اتمام در موضع قصر/أصالة الاحتياط /الأصول العملية

 

موضوع: الأصول العملية/أصالة الاحتياط /بررسی کلام مرحوم اخوند حول اشکال در جهر در موضع اخفات و بالعکس و اتمام در موضع قصر

 


(صوت این جلسه بی کیفیت ضبط شده)
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.

بسم الله الرحمان الرحیم.

اشکال در جهر در موضع اخفات و بالعکس و اتمام در موضع قصر

اشکال مرحوم نائینی به راه حل مرحوم آخوند

عرض کردیم حل مشکله ای که در مساله جهر و اخفات و قصر وتمام، بر مسلک ما نسب الی المشهور، هم استحقاق عقوبت، حتی اگر در وقت، امکان تدارک باشد. یک مشکله ای بود. چطور میشود که استحقاق عقوبت را درست بکنیم با اینکه امکان تدارک هست. مرحوم آخوند طبق همان ذهنیاتی که دارد، ذهنیات عقلی که دارد گفت راه حلش این است که بگوییم اون مقداری که فوت شده است از مصلحیت، لزومیه است و امکان تدارک هم نیست. وقتی اتمام اورد به جای قصر دیگه قابل تدارک نیست. ولی خودش هم مصلحت دارد. نص داریم که صحت صلاته. چون ملاک وافی دارد. استحقاق عقوبت هست به خاطر این که تفویت کرده ملاک اتمّی را که امکان استیفای آن بود.

این فرمایش مرحوم آخوند، کلام اولی که مرحوم آخوند بیان کرده از جانب محققین اشکال شده است. اشکال اخیر از مرحوم نائینی است. مرحوم نائینی فرمود که نه این، حل شما نادرست است. چرا؟ چون ملاکی که باقی میمانده فرض این است که تمام بخواند در موضع قصر مقداری از ملاک تفویت میشود. لذا مستحق عقوبت است. میگوید اون مقدار تفویت شده چه مقداری است؟ آیا اون مقدار، مقداری است که لازم الاستیفا است؟ قصر یک ملاکی دارد اصلا فرض کنید دو مرتبه از ملاک دارد که شما یک مرتبه اش را با نماز تمام حاصل کردید. اون مرتبه عالیه، مرتبه بالایش، از دو حال خارج نیست. یا مرتبه لازم الحصول است در ضمن همان مرتبه دانیه یا لازم الحصول نیست.

فرض کنید سی درجه مصلحت در قصرش که قصر واجب اولیه است، این سی تا در ضمن اون هفتادتها یا لازم التحصیل است یا نه. اگر لازم التحصیل نیست، پس افضل است، پس لازمه اش این است که ما مخیر باشیم بین نماز تمام و قصر. چون تمام درست است سی درجه ملاک ندارد ولی اون سی درجه لازم التحصیل نیست منشا میشود که قصر افضل باشد. مثل هر واجب تخییری که بعضی از مصادیق، در شریعت هست ها! مثل هر واجب تخییری که بعضی از مصادیقش افضل است. تحلیلش شبیه این است. اون افضل یک ملاکی از ملاک دارد که اون لزومی نیست ولی مقداری اضافی از ملاک را دارد که آن را افضل کرده. هست در تخییری. یک ملاک بیشتری دارد ولی لزومی نیست و الا تخییر میشد. حالا اونجا یک گیری دیگری دارد که مهم نیست. در واجبات تخییریه داریم در شریعت داریم دیگه فرصت نشد نگاهش کنم ولی در ذهنم هست که در واجبات تخییریه هست که مثلا مخیر بین صیام شهرین و عتق رقبه و اطعام ستین، ولی عتق رقبه افضل است.

سوال:؟؟؟

جواب: اونها یک گیری دارد. اصلش ثابت نیست.

خب این اگر که اون ملاک زیادی به حد لزوم نباشد لازمه اش تخییر است. ؟؟؟ ما میگوییم تخییر خلاف فرض آخوند است. فرض آخوند این است که اون زیادی که فوت میشود مصلحت لزومیه است. مرحوم نائینی اینجا بازش کرده و مفصل بحث کرده. گفته اگر مصحلت لزومیه اون زائد در اون نماز وجهی ندارد که شما بگویید، در نماز قصر وجهی ندارد شما بگویید وقتی تمام خواند اون مصلحت قابل استیفا نیست. در ذهن مرحوم نائینی اینها بافیدنی بوده که وقتی من نماز تمام بخوانم اون مصحلت زائده در قصر با اینکه لزومیه هم هست ترکش استحقاق عقوبت دارد، قابل استیفا نیست. گفته چرا قابل استیفا نباشد؟

این را نتوانسته تصویر بکند، هم تمام ملاک دارد و هم قصر ملاک دارد ملاک قصر اضافه تری دارد و اون اضافه هم لزومیه است گفته وجهی ندارد که شارع بگوید این قابلیت استیفا ندارد پس بعد از انجام دادن تمام، اون مصلحت علاوه در قصر، اون لزومیه، اون اضافه قابل استیفا نباشد. چرا قابلیت استیفا نداشته باشد؟ دو تا نماز قصر و اتمام هر دو ملاک دارند و یکی اضافه دارد اون اضافه امر لزومی است شما میگویید وقتی که تمام خواند دیگه اون اضافه قابل استیفا نیست. چرا نباشد؟

مگر شما این جور بگویید. علی تقدیر درست کرده. گفته قابل استیفا نیست مگر بگوییم مصلحت قصر مشروط است که تمام قبل از او نیاید. مصلحتش مشروط است به این که تمام قبل از او نیاید. گفته این هم خلف فرض است. فرض ما این است که اون نماز قصر مصلحت دارد چه شما نماز تمام را با آن بیاوری یا نیاوری. گفته مگر ؟؟؟ و هذا خلف. چرا خلف است؟ مصلحتش مشروط به عدم سبق اولی است یعنی اگر شما تمام خواندی اولی را خواندی این مصلحت ندارد. فرض این است که مصلحت دارد منتها نمیتوانی استیفا بکنی.

فرموده که نمیشود این کلام مرحوم آخوند. این تحلیل و تصریح مرحوم آخوند که امده استحقاق و صحت را درست کرده چون تمام ملاک دارد. استحقاق عقوبت را درست کرده گفته که تفویت ملاک اتم است. میگوید اگر اون ملاک اتم مشروط به این است، با امدن این از بین میرود، فبها. گفته از بین نمیرود باقی را استیفا کنید. و اگر بگویید اون هم هست این هم هست وجهی ندارد بگوییم قابل استیفا نیست.

سه اشکال مرحوم آغاضیا بر سه کلام مرحوم نائینی و بررسی آن

و اما آغاضیا بر این فرمایش نائینی سه تا اشکال کرده که شاید در ذهن شما آمده باشد. اولا اشکال کرده گفته شما چه گفتید؟ شما گفتی که اون خصوصیت زائده. در اصل یک خصوصیت زائده است. گفت که این خصوصیت زائده گفت در هنگام حصول غرض، نماز قصر، اون خصوصیت دخالت دارد یا ندارد. گفت اگر دخالت داشته باشد، خصوصیت زائده گفت دخالت دارد یا نه، اقای نائینی گفت دخالت ندارد. خصوصیت زائده داریم معلوم نیست ملاک دارد یا نه. مرحوم آغاضیا گفته است نه. ممکن است خصوصیت دخالت داشته باشد. بعد از این که اون خصوصیت محقق شد ممکن است اون خصوصیت قصر دخالت در ملاک لزومی داشته باشد ولی وقتی شما تمام را اوردی نمیتوانی استیفا کنی. چه اشکالی دارد! نماز قصر یک ملاک 100 درجه ای دارد و قصر سی درجه اضافه دارد و دخالت دارد. نائینی گفت اگر دخالت داشته باشد معنا ندارد اجتماع ضدین. چرا. چون شما نمیتوانی استیفا کنی این از جهت شما مشکل دارد پس نمیشود مصحلت زائد محقق شود و هم مصلحت نماز. مرحوم آغاضیا میگوید خصوصیت زائده یا دخالت دارد یا نه؛ گفته ما میگوییم نماز...؟؟؟ بعد اقای نائینی گفت اگر دخالت دارد اون هم بیاور دیگه. گفت نه. وقتی نماز تمام خواندی اون دیگه نمیگذارد شما سی درجه را بیاوری. این یک اشکال.

اشکال دومی کرده گفته که ان القدره گفته قدرت داری بر نماز خب بیاور دیگه! نائینی گفت نماز تمام و قصر فرقی ندارد هر دو ملاک دارند. حالا که قدرت داری هر دو ملاک دارند بیاور. اگر قدرت نداشتی هیچ. حالا که قدرت داری بیاور همان نمازی که محصل ملاکش هست بیار! ؟؟؟ شاید نماز اولی که میخواند مانع از استیفای ملاک تام بشود پس من قدرت بر نماز مامور بها ندارم. نائینی گفت قدرت داری یک نماز دیگری بخوانی. مشکلی ندارد. نه مشکل دارد! صورت نماز را مشکل نداریم، اما اون نمازی که ملاکش صد درجه است قدرت ندارد.

اشکال سوم، مرحوم نائینی گفت اگر مصلحت در قصر صد درجه، مشروط به عدم اتیان تمام است گفت خلف است. مرحوم اغاضیا میگوید نه. اصل مصلحت مشروط باشد خلف است. اصل مصلحت نماز قصر مشروط باشد به نماز ؟؟؟؟؟ این خلف است. اما استیفای مصلحت به قصر مشروط است به این که شما قدرت نداری؟؟؟؟ اصلا بحث همین است. ایا من که استیفا کردم میتوانم دیگری را استیفا کنم یا نه؟ این که مرحوم نائینی گفت خلف است اصل وجود مصلحت خلف است. مصلحت صد درجه قصر مشروط است که شما تمام را نیاوری این خلف است. چه بیاوری و چه نیاوری. اما استیفای مصلحت تامش مشروط باشد که تمام نیاوری نه معلوم نیست خلف باشد.

سه تا جمله مرحوم نائینی اورد و مرحوم آغاضیا. میدانید دیگه مرحوم آغاضیا در بعضی تقریرات این است ما من کلام مرحوم نائینی الا اینکه مناقشه کند. کلمه به کلمه جمله به جمله میاورد اینجا سه جمله داشت مرحوم نائینی هر سه تا را مناقشه کرد. نائینی میگفت دخالت دارد در ؟؟؟ فلا یعقل ثبوته بالفائت. میگوید نه چرا. دومیش گفت لامجال لدعوی عدم امکان... میگوید چرا. مجال دارد امکان ندارد که استیفا کنیم. سومیش گفت خلف است گفت خلف نیست. سه تا مطلب در عبارتش بیان کرده و مرحوم اغاضیا هر سه فرض را ناتمام خواند.

ما در ذهنمان این است که این اشکالات مرحوم آغاضیا بر ظاهر کلمات نائینی وارد است ولی لبّ حرف نائینی یک چیز دیگری است. مرحم اغاضیا خدا رحمتش کند خیلی در صدد بوده که اشکال کند بر نائینی. اصرار داشته که ما من کلام از مرحوم نائینی الا اینکه مناقشه ای داشته باشد. تعلیقه فوائد مناقشات مرحوم آغا ضیا است که. معمولا مناقشات را اونجا شفاف کرده. در صدد بر نیامده است که کلام نائینی را توجیه کنند.؟؟؟؟ میخواهد حتی به قول اون آقا؟؟؟؟ یکی هم نه. ؟؟؟؟که آغاضیا این جوری بوده.

ما در ذهنمان این است که فرمایش مرحوم نائینی ؟؟؟ کلام متینی است. این که بین ملاکات تضاد است یکی را استیفا کردی امکان استیفای ملاک اخر نیست اینها در شریعت یک امر مستبعدی است. که مرحوم آخوند؟؟؟؟ اینها امور عقلی است. در موالی و عبید عرفی اینها ممکن است. ممکن است که امری بکند مولایی به شیئی ملاکی داشته باشد عبد فعل دیگری که میاورد و واجد اون ملاک نباشد ولی مسقط امرش باشد. این امر عادی است. امر میکند اب سرد بیاور. این هم عجله داشت و اب گرم اورد و مولا تشنه بود و خورد و تمام شد. اون آب سر یک ملاکی داشت الان قابل استیفا نیست. دیگه رفع عطش شد. میخواست رفع عطش کند با کیف. کیف هم ملاک لزومی بود. لذا چوبش میزند مگر نگفتم به شما که اب سرد اوردم اگر بگوید حالا اوردم میگوید این به درد خودت میخورد. این تمام شد.

در عبد و موالی عرفی که ملاکات امور واقعیه هستند این تحلیل مرحوم آخوند جا دارد. مولا امر کند به شیئی که ؟؟؟ دارد و عبد بیاورد شیئی را که مرتبه ای از اون ملاک را دارد. اون مرتبه لزومی است ها! رفع عطش به همراه کیف، ولی اون خیلی شدیدتر است. در میان عبد و موالی همین مطلب مرحوم آخوند و مرحوم آغاضیا متین است و امر متعارفی است. ولی بین عبد و مولای حقیقی ملاکها این جور تاثیر داشت باشد از خیالات است.

ملاکات اصلش در اون روایت داشت که اصحاب امام علیه السلام ؟؟؟؟ نمازهای نافله را؟؟؟؟ مشروعیت ندارد. ؟؟؟ گفت اینها مشروع نیست که اینها .. حضرت فرمود ؟؟؟ اعتقادش این است که بندگی میکند. غرض ابراز عبودیت است. ما گفتیم ملاکات مبررات است. برای این که از جزاف خارج شود. هر مولایی عبیدش را امر و نهی میکند باید یک جهتی باشد ولی دقی که حتما باید اون باشد و نمیدانم ؟؟؟؟ نه. ما در ذهنمان این است که فرمایش مرحوم نائینی که کلام مرحوم آخوند را قبول نکرده و گفته که نمیشود استحقاق عقوبت را درست بکنیم چون هر دو ملاک دارند. هر دو مقربیت دارند. بابا نماز چیست؟ نماز یعنی ذکر خدا است دعا است قران است این که من یک نمازی بخوانم مقداری از ملاک باقی بماند، بعد نتوانم با نماز دیگر اون ملاک را استیفا کنم و چون نمیتوانم و این نمیتوانم به خاطر اشتباهات خودم بوده جهل خودم بوده معاقب هستم نه. مرحوم نائینی ذهنش... ما هم از قدیم الایام اینها را بافیدنی حساب میکردیم. نمازی که خوانده مفوت ملاک. اون نماز هم ملاک دارد و این نماز هم ملاک دارد.

این که اون نماز مفوت ملاک این نماز باشد و اون وقت اون نماز را که خواندی این ملاک لزومی قابل استیفا نباشد این میگوید که. مگر فقط این که به یکی که اگر اون ؟؟؟ ملاک ندارد چون خلف است. این که ملاک دارد فرض کلام است قابلیت استیفا ندارد چون یک ملاک تامی را قبلا استیفا کردی این نائینی میگوید ما نمیتوانیم بفهمیم. حرف نائینی این است.

تکرارش میکنم. این که قصر ملاک تامی داشته باشد اضافه اش فضولی باشد و بعد شما چون نماز تمام خواندی نمیتوانی بگویی اون ملاک لزومی را استیفا کنی میگوید این با مذاق شریعت با این افعال سازگاری ندارد. در عرف میشود. مثالی که زدیم. اما در شریعت یک نماز خوانده دیگه نمتواند ملاک، یک فرد دیگری را ایجاد کند نتوانسته. ما هم نتوانستیم.

سوال:؟؟؟

جواب: خلاف که ملاک نداشته باشد.

سوال:؟؟؟

جواب: کلمات اخوند لبش این است. کلمات اخوند با شریعت جور در نمیاید ؟؟؟ بعد یک نماز دیگری خواندی دیگه نمیتوانی. نه. مرحوم نائینی هم گفته. نمیتوانی اون ملاک را استیفا کنی میگوید اینها خیالات است. بابا در شریعت یک عبادت؟؟؟؟؟

حل مرحوم کاشف از مشکل مذکور در مساله و بررسی آن

ما کلاً میگوییم تکرار و اقرار بندگی محبوب است یک اقرار مفوت است و یکی نیست. خب بگذریم. این وجه اول برای حل مشکله. مشکله این بود که شما میگویید این نمازی که این اقا خوانده تمام در موضع قصر مجزی است چون ملاک لزومی را دارد. استحقاق عقوبت دارد چون که مفوت مقداری از ملاک لزومی است. آخوند امد گفت بله. امکان استیفا نیست. مرحوم کاشف الغطا با یک راه دیگری این مطلب را درست کرده. راه اول را نتوانستیم. اینها منسوجات خیال است. اینها در شریعت نیست.

مرحوم کاشف الغطا فرموده ما با توقف درستش میکنیم. کلام مرحم کاشف الغطا از دو جهت با کلام مرحوم آخوند اختلاف دارد. کاشف الغطا میگوید اونی که واجب است بر این مسافر، قصر است. تمام خواند مجزی است گفته ترتب هم مجزی است. مرحوم کاشف الغطا تمام را میگوید امر دارد. ؟؟؟ تعبد را معقول میدانست. کاشف الغطا میگوید یک امر به قصر تعلق گرفته به اهم. و اگر معصیت کردی امر به مهم، تمامش را که آوردی مثلا هر کسی امربه اهم را ترک کند و امر مهم را بیاورد عملش صحیح است ولی چون ؟؟؟ کردی مستحق عقاب هستی. مرحوم کاشف الغطا عرضم به خدمت شما یک فرقش با مرحوم آخوند این است که مرحوم اخوند ترتب را قبول ندارد صحت را با ملاک درست کرد ولی مرحوم کاشف الغطا میگوید اصلا اون تمام که مهم است اون تمام ماموربه است منتها به امر ترتبی. مستحق عقوبت است به خاطر این که ترک کرده اهمی را که هر کسی ان را ترک کند مستحق عقوبت است.

فرمایش مرحوم کاشف الغطا یک جهتش همین استکه اون ناقص را ماموربه قرار داده به امر ترتبی. بعد گفته هر کس میداند استحقاق عقوبت دارد. یک فرق مهمش که اشکال ما است اون عویصه را حلش نکرده. خارج وقت یا مثلا ضیق است و این هم قدرت بر اعاده ندارد خب فرمایش مرحوم کاشف الغطا تمام است. مهم را اورده به امر ترتبی و اهم را ترک کرده قابل استیفا نیست. این حل است.

و اما مشکل اساسی که مرحوم آخوند التفات کرده و از اون راه به سراغ ما لا یمکن الاستیفا و ... بحثهای خیالی را مطرح کرده، کلام کاشف الغطا از اون جهت مشکل را حل نمیکند شاید در زمان کاشف الغطا اشکال جمیع شقوقش واضح نبوده. آرام آرام اینها مطرح شده. طریقه کاشف الغطا صحت را درست میکند در جایی که لم یمکن. استحقاق عقوبت را هم درست میکند در جایی که لایمکن استیفای اهم. اما در یک قسم که عمده اشکال اونجا است. در وقت از جهل خارج میشود و امکان اعاده هم باشد. باز کلام مرحوم کاشف الغطا این قسمت مشکل راحل نمیکند. همان جایی که خیلی سخت است و مرحوم آخوند دست را در همان جا گذاشته بود.

این فرمایش مرحوم کاشف الغطا مورد مناقشه قرار گرفته. تارةً از جانب کسانی که ترتب را محال میدانند. مثل شیخ انصاری در ذهنم این است که شیخ انصاری یک جا گفته ترتب محال است. یک جا هم در ذهنم این است که میخواهد قبول کند ترتب را. ولی مثل این که معروف این است که شیخ منکر ترتب است. مرحوم اخوند هم که تصریح کرده و محال میداند. یک اشکال بحث کبری است. کلام شیخ را تتبع کنید. بیشتر کلام ایشان استحاله ترتب است ولی یک جا در ذهن هست که میگوید امر ترتبی اشکالی ندارد. این اشکال بر کبری است. ؟؟؟ اهم را امر کند بعد بگوید ان عصیت فالمهم. این یک بحث. خیلی مهم نیست. بحث کبری مهم نیست.

مهم بحث صغروی است ممکن است کسی بگوید ما ترتب را قبول داریم و ممکن است و واقع است ولی معذلک اینجا لامجال برای ترتب. بحث صغروی است. بحث صغروی مهم است. کبروی مبنا است. که مرحوم نائینی از این قسم است. نائینی دیگه پدر علم ترتب است. نائینی بیشترین بحث ترتب را مطرح کرده و تکمیل کرده بحث را. کلام کاشف الغطا را اینجا قبول نکرده و گفته لامجال برای ترتب اینجا. چه بوده در ذهن مرحوم نائینی که گفته ترتب اینجا مجال ندارد! متعارف در باب ترتب همین است که میگویند امر به مهم مترتب بر عصیان اهم است. این را مرحوم نائینی اینجا تصویر ندارد. تمام واجب است؟ قصر واجب است؟ فان عصیت تمام واجب باشد؟ این را مرحوم کاشف الغطا که ادعا دارد امر به تمام مترتب شده است بر عصیان امر مهم مرحوم نائینی این را نمیتواند قبول کند. ان عصیت امر به قصر را نائینی میگوید باید در باب ترتب امر به اهم هم فعلی باشد. امر به ازاله فعلی است میگوید ان عصیت... مشکل در محل کلام این است که اون امر به اهم که قصر است مورد غفلت این اقای جاهل است و عصیان معنا ندارد. ملاحظه بفرمایید ببینید که پدر ترتب مرحوم نائینی که انکار میکند ترتب را اینجا میگوید مجال دارد یا نه؟

 

هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo