« فهرست دروس
درس خارج اصول استاد مهدی گنجی

1405/06/22

بسم الله الرحمن الرحیم

لزوم فحص در دوران أمر بین المحذورین در شیهات موضوعیه/أصالة الاحتياط /الأصول العملية

 

موضوع: الأصول العملية/أصالة الاحتياط /لزوم فحص در دوران أمر بین المحذورین در شیهات موضوعیه

 

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.

بسم الله الرحمان الرحیم.

بررسی وجوب فحص در شبهات موضوعیه اصاله التخییر

بحث در لزوم فحص در شبهات موضوعیه هم تمام شد. در دوران امر بین المحذورین برائتش که عرض کردیم تمام شد. اصاله التخییر هم عرض کردیم در دوران امر بین المحذورین قبل از فحص در شبهات موضوعیه، مثل این که نذر کرده است که حلف، قسم خورده بر وطی زوجه ای و قسم خورده بر ترک وطی زوجه دیگری. الان برخورد کرده به زوجه ای که نمیداند محلوف الفعل است یا محفول الترک است. دوران امر بین المحذورین است. در دوران امر بین المحذورین در شبهات موضوعیه، فحص لازم نیست، ما گیر کردیم. گفتیم نه. در دوران امر بین المحذورین، اصل الزام را میدانم، اینجا اطلاقات رفع ما لایعلمون نسبت به این، رفع ما لایعلمون نسبت به او، جاری بشود، ما اطلاق خطاب را گیر کردیم.

مرحوم آخوند گفت اطلاق نمیگیرد چون یعلم است. گفتیم نه. انصاف این است که لایعلم است. حکم شارع لایعلم است. الزام یعلم است الزام که حکم شارع نیست. اون انتزاع شما است. رفع ما لایعلمون یعنی حکمی که نمیدانید. من وجوب را نمیدانم و حرمت را نمیدانم. اما این که اطلاق داشته باشد قبل از فحص مختصری، بگوید نمیدانم من مخیر هستم، نه، ما نتوانستیم باور کنیم. گفتیم حدیث رفع اطلاقش قبل از فحص به اثبات اصاله التخییر مشکل است. گفتیم اینها نظیر هم دارد در شریعت. یکی همان باب دمی که مردد است که آیا دم حیض است یا دم به اصطلاح بکارت است؟ اگر دم بکارت است. تازه عروس شده. عروس خانم را بردند منزل. محل ابتلا هم هست. بکارتش زائل شده. از اون طرف هم محتمل است این دم حیض باشد. مردد است این دم حیض است یا دم البکاره است. دم بکارت نماز دارد واجب است نماز. دم حیض نماز حرام است. دوران امر بین المحذورین است.اونجا روایت داریم منصوص است که اختبار کند این دم از سمت چپ میاید. سمت راست میاید. یکی هم استظهار مرأة بود که نمیداند دم حیض است یا نه، تستظهر، که محل بحث است ها! تستظهر یوما او یومین او ثلاثه ایام. بعضی ها هم استظهار را در روز اول واجب میدانند. میگوید تخییر بین اقل و اکثر معنا ندارد. اونها مستحب است. مثل اقای خویی. ما گفتیم نه. تخییر بین اقل و اکثر مشکلی ندارد. اون وجوب استظهار هم موید همین جهت است که باید فحص کند. استظهار بکند و خودش را وارسی کند. نمیدانم کسی جای دیگری کسی پیدا کرده و مورد دیگری پیدا کرده یا نه، اونهایی که با دستگاه این موارد را پیدا میکنند. چیز خوبی هم هست با علم روز پیدا میکنند. حالا اون نذر و اینها فرضی است. جایی که واقع شده باشد در شریعت. دوران امر بین محذورین باشد در شبهات موضوعیه و تخییر را نگفته باشد شارع، اینها را حالا ممکن است کسی بگوید اینها در مورد نماز است و نماز مهم است گیر کنیم ما. اصل این که برائت در دوران امر بین المحذورین در شبهات موضوعیه قبل از فحص جاری است، ما نتوانستیم باور کنیم.

این اجماع داریم در شبهات موضوعیه فحص لازم نیست اون اجماعات اثری ندارد ها! معلوم نیست اون اجماع همه موارد را گفته. اصل اجماع مدرکی است. معروف این است که در شبهات حکمیه فحص لازم است در شبهات موضوعیه فحص لازم نیست. اون اجماع ها را ما نمیتوانیم به آن اعتماد کنیم. احوط این است که در دوران امر بین محذورین همان طور که عقل هم همین را میگوید که هنوز معلوم نیست محذورین هستی. برو فحص کن. همان طور که عقل میگوید شرع هم خصوصا عقل هم میگوید ها! اینها عقل هم میگوید. نمیدانی محذورین است. هر دو حکم الزامی است. یک دفعه اون را انجام بده. یک دفعه ترک کن. نمیشود که. همان طو رکه عقل در دوران امر بین محذورین حکم عقل در دوران امر بین محذورین در شبهه موضوعیه واضحتر است تا شبهات حکمیه. همان طور که عقل میگوید شرع هم اطلاق خطابش که به عقلاء القا شده، ایها الناس هر چه را نمیدانید، همین، هر چه را نمیدانید ازاد هستید اطلاق دارد. و لو این که دوران امر است بین، حتما یک الزامی هست. یا واجب است یا حرام. میتوانم هم فحص کنم که واجب است یا حرام، اینها را البته کسی نگوید خب یک نفری چهار ماه با زنش مقاربت نکرده. الان شک دارد این زنش است یا نه، اگر زنش هست واجب است، نمیدانم اجنبیه است حرام است، اونجا اصل موضوعی داریم ها! استصحاب عدم زوجیت است. در جایی که اصل مثبت تکلیف نداریم. اگر اصل موضوعی مثبت تکلیف نبود آیا مقتضای اطلاق ادله برائت است یا نه؟

سوال:؟؟؟

جواب:حالا مختلف صحبت کردیم مثل اینکه. حالا در هر حال شبیه دوران امر هست.

حالا بگذریم. قرار بود اونهایی که مفتوح الید هستند اینها را پیدا کنند. خوب است هر طرفش که انسان به باور برسد، نظائر دیگه، در فقه نظائر خیلی مهم است. بتواند نظائر را پیدا کنید چه این طرف و چه اون طرف.

ملحقات بحث

بحث اول: مقدار وجوب فحص و بررسی عدم کفایت حصول ظن

بحث در مورد وجوب فحص تمام شد. ملحقات این بحث اموری است. امر اول این است چه مقدار فحص لازم است؟ فحص در شبهات حکمیه و شبهات موضوعیه ای که فی الجمله قائل شدید. الکلام فی مقدار وجوب الفحص فیما یجب الفحص. حالا علی المبنا. آیا فحصٌ مّا کافی است که فقط ظن پیدا کنیم به عدم دلیل. ظن به عدم دلیل پیدا کنیم برائت جاری بکنیم. شبهه حکمیه را فرض کنید. مقداری نگاه کردیم روایات را، گمان کردیم که دیگه مثل مجتهدین کم حال، که حال ندارند همه کلمات را نگاه کنند. شاید در کلمات روایات را اونها. چون کلمات عده زیادی از علمای اونها را گفتند. حالا یکیش کم حال بوده. یکیش را ندیده. یکی راهش همین است ها! نگاه به کلمات میشود آدم دسترسی پیدا کند از طریق نگاه به کلمات که آیا اینجا روایتی هست یا نه؟ الان هم میخواهیم ببینیم روایتی هست یا نه، به کلمات رجوع میکنیم. اگر پیدا نکردیم یک حال بهتری باید باشد. خودمان ببینیم ایا در باب روایتی هست یا نیست. ظن به عدم دلیل کفایت میکند؟ یا اینکه علم لازم است؟ باید زحمت بکشید. یقین پیدا کنید که اینجا دلیلی نیست. و یا نه، بین اینها. همین که اطمینان پیدا کردی، اطمینان حجت است. سه احتمال است.

مشهور شاید معروف همین باشد که ظن کافی نیست. ان الظن لایغنی من الحق شیئا. حالا اونش ان الظن اونها استدلال عقیم است. نه. ما فرض این است که حجت داریم در بین. بخواهیم از این حجت خلاص بشویم باید یک حجت دیگری برسیم. باید حجت داشته باشیم بر عدم حجت. ظن حجت نیست عند العقلاء. ما از کلمات شارع هم به دست نیاوردیم که این قدر تسهیل کرده باشد برای ما که همین که ظن هم پیدا کردی ما نگفتیم کافی است. این هم ما در شبهات حکمیه ها! ما چنین دلیلی پیدا نکردیم بلکه ادله ناهیه از عمل به ظن در شبهات حکمیه هم اطلاقش میگیرد. میگوید ظن فایده ندارد.

سوال:؟؟؟

جواب:ظن به این که مخصص ندارد و عموم مراد است. مطلق مراد است. اینجا جای اطلاق دلیل اصل عملی است. مرخص است.

ظن کفایت نمیکند. اما این که آیا علم لازم است یا اطمینان؟ میگوییم نه. علم هم لازم نیست. خصوصا با این نکته که علم به عدم وجود مخصص و عدم وجود مقید، عدم وجود حاکم بگو، این غالبا میسر نیست. خیلی از روایات به ما نرسیده. به نحو صحیح نرسیده. خیلی بعید است این کلفت شدیده ای است که ما وقتی به اصل عملی میتوانیم عمل کنیم که یقین پیدا کنیم که در بین دلیلی، اماره ای نیست. از کجا میتوانیم ما یقین پیدا کنیم؟! با این هم ضیاعی که آمده. این همه روایاتی که توسط غیر عدول برای ما رسیده، یا نرسیده. یا اگر رسیده مثل نرسیدن است. نمیتوانیم، اینها مبرر، میخواهم به این باور برسیم. علم به عدم وجود دلیل در ذهن ما این است که اگر کسی بگوید باید یقین پیدا کنیم که دلیلی نداریم این منجر به انسداد میشود. غالب موارد ما نمیتوانیم علم و یقین پیدا کنیم که در مقام هیچ روایتی نبوده است.

سوال:؟؟؟

جواب: نه دیگه اونها مسلم است در شریعت. برائت مسلم است در شریعت. اگر برائت جاری نکنی از طرف در دیگر عسر و حرج است. اینها مویدات است.

این استکه ما میگوییم اطمینان کافی است. حالا اینها را قبول نکنید. خب انسدای میشویم. میگوییم اطمینان به عدم وجود دلیل کفایت میکند. چرا؟ ما باید دلیل اصل عملی را نگاه کنیم. شما الان میخواهی بگویی دلیل اصل عملی مقید دارد یا نه؟ مقیدش وقتی علم پیدا کنی به عدم دلیل. یا اطمینان پیدا کنی. میگوییم ما در اصول عملیه یک اطلاقاتی داریم رفع ما لایعلمون. این اطلاقات مرجع است مگر به مقداری که یقین داریم که اطلاق مراد نیست به مخصص لبی. ادله اصول عملیه ما اطلاق دارد. ما باید به اون اطلاق مراجعه کنیم مگر یقین به عدمش پیدا کنیم. فن این را میگوید دیگه. خب حالا ما کجا یقین داریم. تک تک حساب میکنیم. میگوییم شما میخواهید برائت عقلی جاری کنید. برائت عقلی در جایی که ظن داری که پیش عقل اعتبار ندارد. شارع اون را از اعتبار انداخته، مع الظن عقل قبح عقاب بلابیان را جاری نمیداند. قبیح است عقاب بلا بیان، بیان به معنای مبیِّن حکم نیست. قبیح است عقاب بلابیان، یعنی بلامبرر. عقل میگوید دسیسه ای ندارد مبرری ندارد مستمسکی ندارد. قبیح است عقابش. خب در جایی که من ظن دارم که دلیلی نیست. اماره ای نیست. نمیتوانم به قبح عقاب بلابیان رجوع بکنم. چرا؟ چون اگر در مقام، دلیلی باشد، اماره باشد، فردای قیامت مولا من را عقاب کند عقل قبیح نمیداند. میگوید فلان روایت مگر نگفت واجب است. در فلان جای کافی بود. شما تمسک میکنی من گمان داشتم که نیست. نه. گمان عذر نیست. از فحصی که گمان اورده

سوال:؟؟

جواب: یأس حاصل نشده گمان است.

گمان است مایوس نشده. احتمال عقلائی میدهد که شاید در فلان باب روایت باشد. میگوید انشالله نیست برائت جاری میکند. کدام عقل این را معذور میداند. در حکم عقل باید احراز بکنی که اینجا مخصص نیست. چون میخواهی حکم گنده ای بکنی. اینجا میگوید قبیح نیست یا لااقلش میگوید حکم ندارم من. عقل ممکن است یک چیزی را نفهمد. شرط جریان قبح عقاب بلا بیان این است که شما از مرحله ظن تجاوز بکنی. ظن داری هنوز احتمال عقلائی میدهید، شاید کلامی باشد، عقل عقاب شما را قبیح نمیداند. اگر کلامی باشد. اگر خطابی باشد. در ذهن ما پر واضح است.

و اما این که اطمینان پیدا کردی، نه، اطمینان پیدا کردی الان هم، اطمینان معنایش علم عادی است دیگه. اطمینان داشتم که شما دیگه گشتم اطمینان پیدا کردم که شما خطابی نداری. این شما و ای عقلاء. اگر به حد اطمینان رسیده نه علم جازم، اون را معذور میدانند. شاید نکته اش این باشد ها! چون اون علم جازم خیلی سخت است.خیلی نادر است. کلاً این که انسانها میگویند میدانیم، میدانیمشان اطمینان است. کلاً علم جازم پیدا شود نادر است خصوصا این احکام ما که دستخوش دسیسه ها شده این همه بلاها بر سرشان امده.

سوال:؟؟؟

جواب:نه این درهم و برهم شدن سبب شده که شاید هم یک جایی ممکن است یک جایی صریح نگفته، یک جایی اشاره کرده. بالالتزام گفته.

این است که اگر ما فحص کردیم مطمئین شدیم که بیانی از مولا نیست مصحح عقوبتی. در دسترس ما نیست. واقع نه اصلا.در دسترس ما نیست، و لو بعد معلوم میشود در دسترس هست نه از نظر عقل و عقلاء ما معذور هستیم. این است که همان دلیلی که میگفت فحص لازم است همان دلیل میگوید فحص به مقداری که اطمینان پیدا کنی به عدم بیان در دلیل عقلی.

و اما ادله نقلیه را نگاهش بکنیم خب در ادله عقلیه اون دلیل فحص ببینیم چیست؟ دلیل فحص را ضمیمه کنیم به ادله نقلیه. ادله نقلیه ما رفع ما لایعلمون است این اطلاق ندارد به بیانات مختلفه ای. یکیش مثلا تک تک حساب کنیم. یکی از اون بیانات مختلفه که اطلاق ندارد قصور مقتضی است. رفع ما لایعلمون مقتضیش قاصر است و قبل از فحص را نمیگیرد. خب قصور مقتضی تا کجا قصور مقتضی است؟ تا جایی که اگر ظن داری هنوز نه، رفع ما لایعلمون نمگیرد. ظن داری که خطاب نداری. میگوییم رفع ما لایلعمون نمیگیرد. اطلاق ندارد. اگر اطمینان پیدا کردیم که این لایعلم است. اطلاق رفع ما لایعلمون نسبت به جایی که اطمینان پیدا کردیم لایعلم است، اطلاقش تمام است. مخصص لبی دارد رفع ما لایعلمون. رفع مالایعلمون مخصص لبی دارد. اما مخصص لبیش اونجایی که شک داری که مخصص دارد یا نه، رفع ما لایعلمون مجال ندارد. ظن هم داری باز رفع ما لایعلمون. اینها همه مرتبه دارد ها! شک داری پر واضح است که مجال ندارد رفع ما لایعلمون. ظن داری که خطاب نداری اون هم چون ظن را شرع مقدس برایش اعتباری قائل نشده اون هم بعید نیست که رفع ما لایعلمون.

سوال:؟؟؟

جواب: عقلا هم به ظن عمل نمیکنند. محل کلام جایی است که خلاف احتیاط است. ترخیص است. میخواهند اقدام کنند و مخالفت کنند. فرضی هم ظن پیدا کنید اطلاق رفع ما لایعلمون مجال ندارد.

و اما، مهم این است، اطمینان پیدا کردی که اینجا لایعلم است. به عبارت دیگر اطمینان وقتی دارید لایعلم است عرفا اطمینان را علم میدانند. لایعلم منصرف است از جایی. بله، علم است این. رفع ما لایعلمون نمیدانی حکم هست یا نه، الزام هست یا نه، اطمینان دارد یکه به شما چیزی نرسیده. اون اطمینان را علم میدانند. چطور رفع ما لایعلمون در جایی که علم داری چیزی نرسیده میگیرد. جایی هم که اطمینان داری چیزی نرسیده میگیرد.

یک بیان قصور مقتضی بود که رفع ما لایعلمون قبل از فحص را نمیگیرد. میگویم قبل فحص تا کجا؟ میگوییم تا جایی که اطمینان پیدا نکنی. اگر اطمینان پیدا کردی رفع ما لایعلمون میگیرد.

سوال:؟؟

جواب: اطمینان داری که نرسیده ولی واقعا که شک داری نسبت به حکم. مخصص وصول است.

و اما اگر از باب قصور مقتضی نیامدی بلکه از باب مانع آمدی. اون موانع هم ضیق است. یکی از موانع اجماع بود. ما اجماع داریم که فحص لازم است. خب این فحص لازم است تا کجا؟ ظن داریم اجماع میگیردش. باز هم فحص لازم است. نمیتوانیم تمسک کنیم. اما اگر فحص کردیم و اطمینان پیدا کردیم که در معرض وجود ندارد خطابی، نه، اجماع دلیل لبی است. بالاتر از دلیل لبی به همان نکاتی که عرض کردیم قطعا اینجا اجماع نیست. باز نمیگوید فحص کن که یقین جزمی پیدا کنی. دلیل ما اگر لبی بود اون دلیل لبی در مورد ظن منعقد است. در مورد حصول اطمینان اون دلیل نیست. لذا علم لازم نیست. ظن کفایت نمیکند.

و اما سائر ادله ای که در باب بود مراجعه بکنید به سائر ادله، اون سائر ادله هم اون قدر زور ندارد. بیش موارد شک و ظن در وجود دلیل را شامل نمیشود.

سوال:؟؟؟

جواب: ادله وجوب فحص یکی از انها اجماع بود. حالا تک تک داریم بررسی میکنیم. یکیش اجماع بود میگفت فحص واجب است.اون اجماع که میگفت فحص واجب است اون به مقدار دلیل لبی است دیگه. فرض این است که اطلاقات داریم.

حاصل الکلام: اطلاق را تمام کردیم. مانعش اجماع است. اجماع دلیل لبی است. قدر متیقنش مادامی است که اطمینان پیدا نکنید است. بالاتر از این حرفها است ها! واضح است. این اجماع در مورد ظن نیست. در مورد علم هم از اون طرف وجود ندارد. این هم واضح است. اجماع فقط به مقداری که اطمینان حاصل بشود است. خب این دلیل لبی.

و اما ادله لفظیه ای که داشتیم. یکی از بیاناتی که میگفت فحص واجب است میگفت که یکیش اجماع بود. یکیش علم اجمالی بود. چون علم اجمالی به وجود مقیدات و اماراتی داشتیم میگفت فحص از اماره لازم است. خب این علم اجمالی وقتی شما اطمینان پیدا کنی در بعض اطرافش که مخصصی نیست علم اجمالی کما ینحل به علم تفصیلی همان علم دقیق، ینحل به اطمینان که حجت عقلائی است.اگر شما اطمینان پیدا کردی، بله، و لا ینحل بالظن. علم اجمالی ینحل به اطمینان و لا ینحل بالظن. پس ظن به عدم وجود کافی نیست. اطمینان کافی است. هر دو جهتش را اون جهت علم اجمالی تصحیح میکند.

بررسی وجوب فحص بنا بر فرمایش مرحوم اصفهانی و کفایت ظن

و اما اگر دلیل ما اون فرمایش مرحوم محقق اصفهانی بود. محقق اصفهانی میگفت که فحص لازم است از باب نقض غرض. خب حالا نقض غرض مولا است. اگر همین طور برائت جاری کنی جاری بکنی غرض مولا از تشریعش لغو میشود. همه برائتی میشود دیگه. این دلیل مرحوم حاج شیخ اصفهانی که استدلال کرده بود به وجوب فحص به نقض غرض، این چه مقدار فحص را واجب میکند؟ اینجا ما گیر کردیم. گفتیم اگر دلیل ما بر وجوب فحص، دلیل حاج شیخ اصفهانی باشد، فحص نکنیم همه اش برائت جاری کنیم، نقض غرض مولا است، تعطیلی احکام مولا میشود گفتیم نه این نتیجه نمیدهد اطمینان را. شما اگر فحص هم بکنی به مقدار ظن، ظن پیدا کنی خیلی از مخصصات را پیدا میکنی دیگه. خیلی از امارات را پیدا میکنی. این اطمینان است که یک مقداری ضیق است باید بیشتر فحص کنی و گر نه در مقام ظن ما به کثیری از الزامیات میرسیم. اگر دلیل ما وجوب فحص تعطیل احکام باشد. نقض غرض مولا باشد، نه، این همان ظن هم باشد کفایت میکند چون با ظن به عدم تکلیف در موارد ظن به عدم تکلیف میخواهد پیدا شود، کثیراً مّا ظن به وجود تکلیف پیدا میشود و احکام مولا تعطیل نمیشود. اگر به ما بگویند هر جا ظن پیدا کردی به عدم تکلیف برو فحص کن. همین که ظن پیدا کردی به عدم تکلیف برائت. خب وقتی ما فحص میکنیم به کثیری از احکام شرعیه میرسیم. تعطیلی احکام لازم نمیاید. لازمه تحصیل ظن به عدم تکلیف، ظن به پیدا کردن حجت بر کثیری از احکام شرعیه. در ذهن ما این است که اگر دلیل ما بر وجوب فحص، دلیل حاج شیخ اصفهانی باشد که فرمود واجب است فحص بکنی از ادله، چون اگر فحص نکنی تعطیل احکام لازم میاید. همه اش برائت جاری کنی تعطیلی احکام لازم میاید این تا مرحله ظن بیشتر کارایی ندارد. چون وقتی که ظن را من تحصیل بکنم باز تعطیلی احکام لازم نمیاید.

سوال:؟؟؟

جواب: نه. قبل از ظن دیگه تعطیل.

سوال:؟؟؟

جواب: بد حرفی نیست.

ببینید ما برای همین که جواب ما واضحتر بشود. تعطیلی احکام لازم نمیاید چون ما یک معلوم بالتفصیل ها هم داریم. ضم اون معلوم به تفصیلها به این مظنون ها سبب میوشد که تعداد زیادی از احکام پیدا شود. شما الان علم داری به وجود احکامی، بله اگر شما خواسته باشی همین طور بشینی و برائت جاری کنی نسبت به بقیه چون بقیه زیاد هستند خروج از دین لازم میاید و این درست است اما اگر گفتیم نمیتوانی بشینی برو فحص کن تا ظن به عدم تکلیف پیدا کنی خب وقتی شما فحص کنی به یک عده ای از احکام میرسی دوباه و اینها را ضمیمه میکنی به اون معلومها خروج از دین لازم نمیاید. و به عبارت دیگری فرق اونی که میگوید ظن کفایت میکند با اونی که میگوید اطمینان لازم است فرقش یک چند مورد است.یعنی اگر اطمینان لازم است باید فحص بیشتری باید بکند. نتیجه اش یک چندتایی اضافه پیدا کند. این چندتا اضافه پیدا کردن اگر پیدا نکنی خروج از دین لازم نمیاید.

این که مرحوم حاج شیخ اصفهانی فرموده باید فحص بکنی چون اگر فحص نکنی خروج از دین لازم میاید حرف ما این است نه، به حد ظن برسد خروج از دین لازم نمیاید. اگر دلیل ما بر وجوب فحص فرمایش حاج شیخ اصفهانی باشد. فرمایش حاج شیخ اصفهانی قاصر است و فحص را تا مرتبه ظن واجب میکند. بالاتر از اون را نمیتواند.

و اما فرمایش شیخ انصاری، مرحوم شیخ انصاری تمسک میکرد به وجوب دفع ضرر محتمل. اون حرف درست است. فحص لازم است. چون اگر فحص نکنی احتمال ضرر میدهی. خب با ظن هم ظن هم پیدا کنم مقید و مخصصی ندارد. شاید حکم الزامی دارد باز هم ضرر محتمل است. بر مبنای شیخ انصاری بنا بر دلیل شیخ انصاری که گفت واجب است فحص به خاطر دفع ضرر محتمل، درست است اونجا کلمه محتمل است، اون محتمل در مقابل متیقن است نه در مقابل مظنون. واجب است دفع ضرر محتمل نه که احتمال در مقابل ظن. نه. واجب است دفع ضرر محتمل یعنی ضرری که حجتی بر خلافش نداری. این است که اگر دلیل ما فقط همین دلیل فرمایش حاج شیخ اصفهانی باشد یک مقدار توسعه است واما اگر دلیل ما، اخر الامر، دلیل ما بر وجوب فحص اخبار توقف باشد که یکی از ادله وجوب فحص بود، امر کرده بود به توقف عند الشبهه. بعید نیست، اینها دیگه باید یک کم مرتبه اش بیاید پایین.اگر ما ظن داریم که اینجا تکلیف نداریم هنوز شبهه است. شبهه در مقابل بیّن است. باید سه قسم میکرد دیگه. امر بیّن رشده امر بیّن غیه امر بین ذلک. شبهه یعنی بیّن نیست. بعید نیست که اطمینان داری بیّن حساب میشود عرفا. اما اگر ظن داری نه، اون هم هم داخل در مشتبهات است. و در مشتبهات گفت قف. این است که تک تک ادله ای را که استدلال شده بود به اون ادله، بر وجوب فحص، تک تک آنها را بررسی کردیم. فقط بر دلیل مرحوم حاج شیخ اصفهانی، البته مهم نیست سائر ادله را مرحوم اصفهانی قبول دارد خب این دلیلش قاصر باشد، ادله ای که بر وجوب فحص اقامه شده همان ادله مقدار فحص را معین میکند. چه مقدار فحص لازم است؟ ببین دلیل بر وجوب فحص چه مقدار میگویند. دلیل بر وجوب فحص مادامی است که اطمینان پیدا نشود. اطمینان پیدا شود دلیلی بر وجوب فحص نداریم. تلخیصش میخواستیم بکنیم باقی ماند. فردا انشالله اول بحث دوباره تلخیصش میکنیم.

 

هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo